در یک جاده دورافتاده در آلپاین در شمال شهر نیس در فرانسه یک مامور برفروبی یک اتومبیل پژوی 305 خالی را که در کنار جاده پارک شده و رادیوی آن هنوز روشن بود پیدا میکند. در نزدیکی اتومومبیل یک شئی بقچه مانند که در هم پیچیده و بیک بالاپوش شباهت دارد افتاده است. زمانی که ژاندارمها فرا میرسند جسدی را مییابند که با صورت بر روی برفها افتاده و چند متر آن طرفتر یک اسلحه کمری که سه تیر از آن شلیک شده قرار دارد. آمپر بنزین نشان میدهد که باک اتوموبیل خالی است. پول و کلیدهای قربانی دست نخورده و هیچ نشانهای از درگیری دیده نمیشود.
پلیس تا زمانی که هویت جسد روشن نشده بود به خودکشی ظنین بود. اما شخص مقتول سرهنگ 47 ساله برناردنات مامور ارشد سرویس مخفی فرانسه بود.
کار سرهنگ نات عالی بود. همسایگانش وی را یک مهندس صنعتی میانسال میشناختند او پدر سه بچه و یک شوهر خوب بود. اما شغل واقعی وی اداره بخش ضدجاسوسی دفتر امور آلپاین برای امنیت خارجی بود. وی موظف بود که از بعضی هدفهای بسیار حساس و سری اطلاعاتی فرانسه شامل مرکز زیر دریائیهای اتمی در تولون، مجتمع الکترونیکی فرانسه که در آن تسلیحات نظامی و سیستمهای هدایتی ساخته میشود، زرادخانه موشکهای اتمی زمینی در ایستگاه آلپاین و شبکه تحت حفاظت شدید مراکز جمعآوری اطلاعات در تپههای آلپاین حفاظت کند. در سالهای اخیر که شواهدی از نفوذ گسترده عوامل اطلاعاتی بلوک شرق در ایتالیا بدست آمده بود کار سرهنگ نات از اهمیت زیادی برخوردار شده بود. گفته میشود که تلاش امنیتی سرهنگ نات به مقامهای ایتالیائی کمک کرد تا یک سرهنگ عضو کا.گ.ب - سرویس مخفی شوروی - بنام ویکتور برونین را شناسائی و دستگیر کنند. این سرهنگ تحت پوشش مقام شرکت هواپیمائی ایروفلوت شوروی در رم فعالیت میکرد. تنها یک روز پیش از قتل سرهنگ نات پلیس ایتالیا اعلام کرد که سرهنگ پروتین با میکروفیلمهائی از طرحهای دفاعی غرب دستگیر شده است. منابع دیپلماتیک فرانسه میگویند که سرهنگ نات احتمالا به ایتالیائیها در کشف «شبکه بلفاری» و ارتباط با تلاش برای قتل پاپژانپلدوم در سال 1981 کمک کرده است.
برخی از دیپلماتهای فرانسوی این چنین شایع کردهاند که مردان گروه ضربت کاگب سرهنگ نات را کشتهاند تا حساب را راست و ریس کنند: مقامهای دیگری نیز معتقدند که یک مامور دو جانبه فرانسوی وی را کشته تا از افشای هویت خود توسط سرهنگ نات جلوگیری کند. منابع اطلاعاتی تنها بگفتن اینکه وی در حال انجام وظیفه بوده اکتفا کردهاند. صبح روز قتل وی در ساعت 10 صبح آپارتمان خود را در تپههای بالای نیس ترک گفت و بدفترش رفت. در آنجا سرهنگ نات بهمکارانش خیلی ساده گفت که وی یک قرار ملاقات با یک رابط در مناطق کوهستانی بعد از نیس دارد. شاهدان عینی میگویند که ساعت 8 شب همان روز وی را دیدهاند که به تنهائی در نقطهای که در آنجا کشته شد در پشت فرمان اتوموبیل خود نشسته بوده است. احتمالا رابط وی در ساعت مقرر نیامده بود. لحظاتی وی برای صرف شام در رستوران نزدیک آن محل میرود. و سپس در میان طوفان و برف در حالی که اسلحه برخود را همراه داشت بمحل قرار باز میگردد.
برخی از مقامهای فرانسوی در این مورد که وی بدست یک جاسوس رقیب کشته شده است شک و تردید دارند. نوع قتل بسیار آماتوری مینماید. آنان میگویند در اغلب موارد مشابه قاتلین حرفهای بدقت از شر جسد راحت میشوند و یا انرا از صحنه جنایت دور میکنند. و این روزها سازمانهای اطلاعاتی بندرت عوامل یکدیگر را میکشند تا از براه افتادن کشت و کشتارهای انتقامآمیز جلوگیری کنند. برای جبران و یا خنثی کردن یک توفیق اطلاعاتی غرب روسها معمولا یک دیپلمات را در مسکو بازداشت کرده و سپس وی را اخراج میکنند. اگر کاگب سرهنگ نات را کشته باشند مسلما برای هدفهای بسیار پر اهمیتی این کار را کرده است. سرویس مخفی فرانسه کمکی به تحقیقات پلیس نکرده است. بجای آن و برای جلوگیری از شایعات این منابع به نظریه خودکشی نات چسبیدهاند گزارشهائی نیز که احتمالا از همکاران نات سرچشمه میگیرد منتشر شده که حاکی است وی ماهها از یک حالت افسردگی رنج میبرده و زیاد مشروب الکلی میخورده است. شایعات دیگری نیز میگویند که رابط مورد نظر وی یک زن لبنانی بوده است و اشاره میکنند که وی ممکن است قربانی یک جنایت عشقی شده باشد. اما داستانی که درباره خودکشی راه افتاده باگزارشهای مربوط به کالبدشناسی که هیچ اثری از بدنه اسلحه را در دستهای وی و هیچ گرد سوخته لوله اسلحه در سرش را نشان نمیدهد در تناقض است. آزمایشهای مربوط به پرتاب و فاصله اشیاء نیز نشان میدهد که گلولهها از فاصله چند یاردی شلیک شده است. سرهنگ مارسل پارولوئی یکی از همکاران نات میگوید وی همیشه شاد بود و نمیتوان چنین جنایتی را که تنها رمز و راز و چند لکه خون بر روی برف از آن باقی مانده باور کرد.