تاریخ انتشار : ۲۹ تير ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۱  ، 
کد خبر : ۲۲۳۲۷۱

فرانسه به نفع آمریکا کنار می‌رود؟


ترجمه از لوموند
افزایش بی‌سابقه کمک‌های نظامی آمریکا به مراکش و تونس و همچنین مخالفت‌های آشکار آمریکا با لیبی، از یکسو و فشارهای شدیدی که غالبا توسط بسیاری از دیپلمات‌های آمریکائی بر دولت‌های آفریقائی جهت تحریم کنفرانس آینده سازمان وحدت آفریقا در طرابلس بعمل میاید، از سوی دیگر، سهم بسزائی در تشدید نگرانی دیپلمات‌های فرانسوی داشته‌اند. همه می‌دانند که این مسئله و همچنین اوضاع شمال‌شرقی آفریقا مهمترین قسمت از مذاکرات میتران و پرزیدنت ریگان در ماه مارس گذشته بوده است.
به همین مناسب نیز سئوالات متعددی مطرح می‌گردد منجمله اینکه آیا اسپانیا که اخیرا ناتو پیوسته است، در مقابل تصمیمات آمریکا مبنی بر شرکت در پیمان واشنگتن ـ رباط سر تسلیم فرود خواهد آورد؟ آیا دخالت‌های آمریکا در منطقه و خطراتی که از سوی جبهه پولیساریو وجود دارد به نبرد صحرا جنبه بین‌المللی خواهد بخشید؟ آیا از این پس شاهد بروز جنگی سرد در سه کشور غرب دنیای عرب یعنی مراکش، تونس و الجزایر خواهیم بود؟ یا اینکه باید نظاره‌گر رقابت‌های فزاینده میان آمریکا و فرانسه در این منطقه باشیم؟
تحولات استراتژیکی که هم‌اکنون در منطقه مدیترانه در شرف تکوین است از سه انگیزه اساسی سرچشمه می‌گیرد: نخست، دگرگونی روابط فرانسه و مراکش، دوم تغییر سیاست فرانسه در خاور نزدیک و بالاخره سیاست‌های واشنگتن مبنی بر دخالت فعالانه در مراکش، آفریقا و خلیج فارس.
ژنرال دوگل به محض پایان یافتن جنگ الجزایر در سال 1962، سیاست عربی خود را بدور از هرگونه تفکرات استعماری و بر پایه واقعیات استوار ساخت. پس از دوگل، دو جانشین بعدی وی نیز خواه و ناخواه از همین سیاست پیروی نمودند. در جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل هنگامیکه دوگل، اسرائیل را بعنوان یک تجاوزگر محکوم کرد، این سیاست جهشی تازه بخود گرفت.
ولی با اینحال انسجام و هماهنگی شدیدی که میان منافع مادی و معنوی پایتخت‌های مهمی چون رباط، الجزایر، تونس و طرابلس وجود دارد و نیز حساسیت و شاید هم نزدیکی که در روابط این کشورها بچشم می‌خورد مجموع یک سئوال اساسی را مطرح میسازند. و آن اینکه آیا پاریس براستی از یک سیاست خاص در مراکش برخوردار است؟ از لحاظ تئوریکی، نقش فرانسه چه در گذشته و چه در حال در برقراری روابط معقول با این کشورها و یاری دادن آنها در جهت کسب استقلال و عدم وابستگی خلاصه میشده است. در حالیکه عملا این چنین نمی‌باشد.
یک وحشت مشترک
ماجرای «بتدربیزرت» (واقع در تونس) و اشغال آن در سال 1961 و همچنین ماجرای ربوده شدن «بن‌برکه» (یکی از رهبران سیاسی جناح چپ مراکش) در سال 1965 در پاریس تا مدتها بر روابط موجود میان فرانسه با تونس و مراکش تاثیر گذاشت. دوگل نیز در مقابل از این دو کشور بخاطر «روابط صمیمانه‌ای» که با آمریکا قرار نموده بودند شدیدا انتقاد بعمل می‌آورد. به همین دلیل نیز فرانسه در زمان دوگل روابط ویژه خود را با الجزایر که تبدیل به یکی از رهبران جهان سوم گشته بود آغاز می‌نماید.
در زمان پمپیدو، روابط آرامی با تونس و ریاض برقرار می‌گردد ولی به سبب عدم موافقت فرانسه با افزایش قیمت نفت، بومدین در سال 1971 صنایع هیدروکربور را ملی اعلام می‌نماید و در نتیجه به مدت 2 سال روابط رو به تیرگی می‌گذارد. ژیسکار دستن نخستین رئیس‌جمهوری بود که یکسال پس از ورود به کاخ الیزه، طی یک دیدار رسمی، از الجزایر، تونس و رباط بازدید بعمل می‌آورد. از آن پس عاقبت فرانسه همکاری‌های اطمینان بخشی را به سه پایتخت مهم آفریقائی آغاز می‌نماید. معذالک حمایت‌های آشکار فرانسه از مراکش در کشمکش‌های صحرا و نقش لیبی در چاد و صحرا، موجب می‌شود تا بار دیگر روابط پاریس با الجزیره و طرابلس در معرض خطر و تیرگی قرار گیرد.
کودتای 10 ژوئیه 1978 در موریتانی که منجر به سرنگونی پرزیدنت «اولدداده» گشت به دولت فرانسه امکان داد تا در نبرد صحرا موضعی بی‌طرفانه اتخاذ نماید و روابط عادی خود را با الجزایر را بهبود بخشد.
پیروزی میتران در 10 مه 1981، به سبب حمایت‌های آشکار حزب سوسیالیست فرانسه از جبهه پولیساریو، موجی از خرسندی و رضایت در طرابلس و الجزایر بپا داشت.
در بیست سال گذشته ما شاهد دگرگونی‌های عظیمی در کشورهای غرب دنیای عرب بوده‌ایم. میزان مبادلات تجاری میان کشورهای واقع در غرب دنیای عرب و کشورهای شرق دنیای عرب بطرز چشمگیری افزایش داشته است. امروز تونس بصورت مقر اصلی اتحادیه عرب درآمده است. با اینکه لیبی و الجزایر به جبهه امتناع اعراب پیوسته‌اند و مراکش و تونس و در پاره‌ای موارد موریتانی در ردیف کشورهای میانه‌رو قرار گرفته‌اند، معذالک یک وحشت و نگرانی مشترک وجود دارد و آن اینکه اکثر این کشورها با سیاست‌های عربی دوگل مخالف می‌باشند.
در این میان شاه حسن دوم نقش زیرکانه‌ای را در انسجام کشورهای دنیای عرب ایفا نموده است. وی کسی بود که سفر سادات به اورشلیم را تسهیل نمود و تا قبل از طرد قراردادهای کمپ دیوید از سوی جهان عرب و انزوای سیاسی سادات، همچنان از وی حمایت می‌کرد. شاه حسن یکی از طراحان و مبتکران اصلی طرح فهد است که تلویحا خواستار برسمیت شمردن موجودیت اسرائیل توسط اعراب گشته است. وی همچنین رئیس «کمیته القدس» می‌باشد در حال حاضر نزدیک به دو هزار مامور مراکشی تعلیم یافته با روش‌های فرانسوی، در سرویس‌های امنیتی عربستان صعودی مشغول بکارند. همچنین گفته می‌شود که گارد شخصی شیخ زاید رئیس‌جمهور ایالات متحده عربی نیز از تعدادی از ماموران مراکشی تشکیل یافته است. شاه حسن در عوض به ازای خدماتی این‌چنین، از کمک‌های مالی و دیپلماتیک کشورهای خلیج فارس در نبرد خود با صحرا بهره‌مند می‌گردد.
پس از پیروزی جناح چپ در فرانسه، بسیاری از رهبران کشورهای غرب دنیای عرب سعی نمودند کشورهای خود را متقاعد سازند تا از خارج نمودن ذخایر ارزی خود از فرانسه (30 میلیارد فرانک) و بطور کلی تصمیم‌گیری‌های عجولانه و غیر منطقی خودداری ورزند. همزمان با چنین تصمیمی آنها به سوسیالیست‌های فرانسوی هشدار دادند تا «مرتکب خطائی» در جهت منافع اسرائیل نگردند. «دوران حرف‌شنوی» و عاری از خطای فرانسویان تا قبل از سفر میتران به بیت‌المقدس همچنان ادامه داشت.
نتایج این سفر نه تنها موجب یاس و ناامیدی میانه‌روترین کشورهای عرب نگشت بلکه انتقادات شدیدی را از سوی کشورهائی چون تونس و مراکش به همراه آورد. علی‌رغم جو نسبتا آرام حاکم بر الجزایر که بدون شک ناشی از سیاست فرانسه نسبت به مهاجرین و نیز انعقاد قرارداد گاز میان دو کشور می‌باشد بنظر نمی‌رسد که روابط الجزایر و فرانسه، در صورتی‌که فرانسه موضع قاطع و روشنی در قبال جنگ اعراب و اسرائیل اتخاذ نماید، همچون گذشته استوار و پابرجا باقی بماند.
رهبران عرب از اینکه میتران در خطابه خود در مقابل پارلمان اسرائیل از محکومیت الحاق جولان و یا وجود پناهندگان اسرائیلی در اردن نامی بمیان نیاورد شدیدا ابراز نگرانی نمودند. ضمنا نکته قابل توجه دیگر آنکه رهبران کشورهای غرب دنیای عرب از یکسال پیش به اینطرف هیچگونه دخالتی در موضع کشورهای خلیج فارس که اخیرا اقدام به خارج ساختن سرمایه‌های خود و بطور کلی کاهش حجم همکاری‌های خود با پاریس نموده‌اند نکرده‌اند.
بی‌لیاقتی و ناپایداری سیاست‌های فرانسه
علی‌رغم تلاش‌های اخیر فرانسه در جهت جلب همکاری کشورهای این منطقه حساس جهان، که هم دروازه آفریقا را تشکیل می‌دهند و هم گذرگاه حساسی بسوی خاور نزدیک می‌باشند، سیاستهای فرانسه به جهت بی‌لیاقتی، ناپایداری و تناقضاتی که مشاهده می‌شود تاکنون با شکست مواجه گشته است.
حتی سفر «پیرموروا» نخست‌وزیر فرانسه به تونس که در نیمه فوریه گذشته صورت گرفت نیز نتوانست از شدت ناباوری‌ها و تردیدهای موجود بکاهد. با اینکه مورواپیام دست‌آوردهای کنفرانس کانگون بود ولی سئوالات بیشماری را برای مردم تونس بی‌جواب گذاشت. واقعیت این است که فرانسه عملا هیچگونه تضمینی در زمینه تاسیس یک بانک مشترک با تونس و قطر ارائه نداده است.
در مقابل، الجزایری‌ها نیز هیچگاه تا این اندازه از روابط دو جانبه خود با فرانسه اظهار رضایت ننمودند. طبق قرارداد جدیدی که میان ایندو کشور به امضاء رسیده فرانسه حاضر شده است که گاز الجزایر را معادل 25 درصد بیش از قیمت‌های جهانی خریداری نماید.
سفر «ژاک دولور» وزیر دارائی و امور اقتصادی فرانسه به رباط و بدنبال آن دیدار ملک حسن از پاریس تا حدودی در بهبود جو موجود موثر بوده است. قطعا میتران آگاه است که نقش مراکش را به هیچ عنوانی نباید نادیده انگاشت ولی مشکل اساسی عدم امکان ایجاد هماهنگی میان رژیم استبداری مراکش و اصول مورد حمایت اکثریت طرفداران لیبرال میتران می‌باشد.
امروز شاه حسن با اینکه شدیدا درگیر مشکلات داخلی و عواقب جنگ صحرا است به اهداف واقعی فرانسه می‌اندیشد، فرانسه‌ای که ارسال قطعات یدکی نظامی مورد نیاز مراکش را بدلیل عدم پرداخت به موقع صورتحسابها به حالت تعلیق درآورد. جبهه پولیساریو نیز که از سوی حزب سوسیالیست فرانسه مورد حمایت قرار گرفته خواهان روشن شدن استراتژی کاخ الیزه گشته است. دولت فرانسه بار دیگر و به پیروی از سیاست‌های پمپیدو همکاری‌های نزدیکی را با طرابلس آغاز نموده است که البته بیم آن می‌رود نگرانی رباط و واشنگتن را فراهم نماید. پمپیدو سعی می‌کرد به هر ترتیبی از نزدیکی لیبی و شوروی جلوگیری بعمل آورد و از طریق بحث و مذاکره تا حدودی خشونت‌ها و زیاده‌روی‌ها سرهنگ قذافی را متعادل سازد و بازارهای مناسبی را برای کالاهای فرانسوی فراهم نماید.
واقعیت این است که قذافی رهبر انقلاب لیبی نیز اخیرا، عکس‌العمل‌های قابل توجهی از خود نشان داده است. وی با خروج نیروهای خود از چاد، بازگشائی سفارت فرانسه در طرابلس و اطمینان دادن به پرزیدنت بورقیبه در زمینه اجرای مفاد عهدنامه مورخ ژانویه 74، در حقیقت خرسندی و رضایت خود را به ثبوت رسانید. از سوی دیگر نخست‌وزیر تونس آقای «مزالی» نیز در دیداری که از واشنگتن بعمل آورده سخنان امیدوارکننده‌ای را در مورد لیبی، همسایه پر جنب و جوش خود ایراد نموده است.
در این میان بد نیست به تقارن سفر عبدالسلام جلود مرد شماره دو لیبی به پاریس و سفر شاه حسن دوم به واشنگتن، که در جهت اعطای تسهیلات ضروری به نیروهای آمریکائی در خاک مراکش در نظر گرفته شده، اشاره کرد. سفارتخانه‌ها و محافل سیاسی جهان خاطرنشان می‌سازند که سفر شاه حسن قطعا در زمینه استقرار پایگاه‌های آمریکائی در مراکش خواهد بود. شکی نیست که این پایگاه‌ها از آزادی عمل بسیاری بهره‌مند خواهند گشت ولی مسئله اساسی یافتن یک راه‌حل و فرمول خاص برای سرزمین مراکش و حفظ واقعیات و دست‌آوردهای موجود می‌باشد.
با اینکه فرانسه، از دخالت در امور داخلی کشورهای دوست پیوسته خودداری ورزیده است ولی به نوبه خود از بازی خطرناکی که واشنگتن و رباط آغاز نموده‌اند شدیدا ابراز نگرانی می‌نماید.
2- نقش واشنگتن
شکی نیست که شاه حسن از نقشی که آمریکا بعهده گرفته است نهایت بهره‌برداری را خواهد کرد و به این ترتیب در کوتاه‌مدت مشکلاتی را بر سر راه رقبای خود قرار خواهد داد: در میان رقبای وی ابتدا باید به جبهه پولیساریو و طرحهای دوگانه‌ای که در زمینه‌های دیپلماتیک و نظامی در نظر دارد اشاره کرد، سپس باید الجزایر را خاطرنشان ساخت که خواهان خاتمه هرچه سریعتر اختلافات موجود و پرداختن به مسایل داخلی خود می‌باشد و در وهله آخر لیبی، سرزمین سرهنگ قذافی قرار می‌گیرد.
از همین‌رو، به محض اینکه جمهوری دمکراتیک صحرا از سوی سازمان وحدت آفریقا رسمیت می‌یابد، کلیه سفارتخانه‌های آمریکائی به پیروی از خط‌مشی‌های گذشته ژیستکار دستن، از کشورهای آفریقائی می‌خواهند تا به تحریم شورای وزرای سازمان وحدت آفریقا بپردازند. در حال حاضر سفارتخانه‌های آمریکائی شدیدا درصدد گسترش تلاش‌های 18 کشور آفریقائی طرفدار تزهای ملک حسن برآمده‌اند، آنها همچنین قصد دارند از سفر این کشورها به طرابلس و همچنین اجلاس عادی سازمان وحدت آفریقا که قرار است در اوایل ماه اوت صورت گیرد جلوگیری بعمل آورند.
این اقدامات و افراط‌کاری‌های واشنگتن در کشورهای غرب دنیای عرب با حزم و احتیاطی که دولت‌های قبلی آمریکا از خود نشان می‌دادند کاملا مباینت دارد. آمریکا پیوسته خاطرنشان ساخته که از قرن هجدهم تاکنون روابط بسیار نزدیکی را با این گوشه از جهان داشته است و بنابراین حمایت از این کشورهای دوست که از موضع استراتژیکی ارزشمندی برخوردارند بسیار طبیعی می‌باشد. کشورهای غرب دنیای عرب (متشکل از مراکش، تونس و الجزایر) از سواحل مدیترانه تا اقیانوس اطلس امتداد یافته‌اند و از جانب مراکش نیز به جمهوری صحرا محدود می‌گردند. جزایر قناری که در غرب این کشورها واقع شده‌اند، گذرگاه دریائی بسیار مهمی تلقی می‌شوند که در حد فاصل آفریقا و آمریکا قرار گرفته‌اند.
آمریکا امیدوار است که با استقرار پایگاه‌های نظامی خود در مراکش، نه تنها از نفوذ شوروی در منطقه خلیج‌فارس جلوگیری بعمل آورد بلکه با استفاده از «روند اتحاد استراتژیکی به حمایت از کشورهای منطقه بپردازد و آنها را در مقابله با ناپایداری‌های داخلیشان یاری دهد.
در این میان، اشاره به اختلافاتی که میان مراکش و اسپانیا در زمینه‌های گوناگون خصوصا ماهیگیری وجود دارد ضروری می‌باشد. قابل توجه آنکه اسپانیا تاکنون دولت اسرائیل را به رسمیت نشناخته و در عوض روابط بسیار خوبی را با دنیای عرب داشته است. با اینکه سیاست‌های واقعی این کشور هنوز کاملا مشخص نمی‌باشد ولی آنچه مسلم است اینکه اسپانیا هیچگاه به هواپیماهای آمریکائی اجازه نخواهد داد در صورت بروز اختلاف تازه میان دولت یهود و همسایگانش، پایگاه‌های هوائی این کشور را مورد بهره‌برداری قرار دهند.
یک منطقه حیاتی برای واشنگتن
همه این عوامل، آمریکائی‌ها را بر آن داشت تا درصدد استفاده از پایگاه‌های مراکش برآیند. طبق آخرین پیش‌بینی‌ها و تزهای ارائه شده توسط هیئت‌های حاکمه آمریکا در گذشته، حضور نظامی آمریکا در مراکش می‌تواند در صورت بروز خطر سرنگونی رژیم این کشور، موجبات شورش در ارتش را فراهم نماید. به این ترتیب افزایش شک و سوءظن واشنگتن نسبت به دولت فرانسه که دارای چندین وزیر کمونیست می‌باشد چندان هم غیر منتظره بنظر نمی‌رسد.
در 20 مارس 1981 و در گیر و دار انتخابات ریاست‌ جمهوری فرانسه شایعه‌ای در محافل سیاسی رباط مبنی بر انتصاب ژنرال والترز یکی از معاونین سابق سازمان سیا، بعنوان سفیر آمریکا در مراکش، در می‌گیرد. هدف از انتصاب چنین شخصی، «جلوگیری از خطر شوروی» عنوان شده است. پس از پیروزی میتران در انتخابات، از سوی ملک حسن، «محمد حامد بوسته»، یکی از طرفداران قطع روابط فرانسه و مراکش و از مدافعین سرسخت برقراری روابط نزدیک با آمریکا، به واشنگتن فرستاده می‌شود. در اوایل ماه اوت، چند ماه پس از تشکیل دومین کابینه موروا نخست‌وزیر فرانسه‌، عاقبت ژنرال والترز بعنوان سفیر سیار وارد رباط می‌شود و «مرحله ایدئولوژیکی» نوینی را در تعهدات آمریکا آغاز می‌نماید.
بدین‌سان اهداف سیاسی ـ اقتصادی ـ نظامی آمریکا ابعاد گسترده‌ای به خود می‌گیرد. دو هفته پس از دیدار شاه حسن از پاریس، وزیر امور خارجه آمریکا طی یک کنفرانس مطبوعاتی در مراکش اعلام می‌نماید که آمریکا در نظر دارد 2 پایگاه نظامی در این کشور مستقر سازد و به همین مناسبت نیز یک کمیسیون نظامی مشترک میان دو کشور تشکیل گردیده است. ژنرال هیگ به منظور توجیه دامنه این همکاری‌ها در محدوده‌ای که فرانسه بعنوان ابرقدرت نظامی شناخته می‌شود، از لزوم استقرار صلح و امنیت در منطقه سخن بمیان آورده است.
اهداف واقعی آمریکا کمی پس از اشغال منطقه «گلتازمور» در اکتبر 81 توسط جبهه پولیساریو آشکار می‌شود. «فرانسیس وست» معاون وزارت دفاع آمریکا در یک مصاحبه تلویزیونی مورخ 17 دسامبر اعلام می‌نماید که جبهه پولیساریو در این مرحله از موشک‌های سام ـ 16 استفاده کرده است. وی همچنین فاش ساخت که مشاورین آمریکائی «روش مقابله با این موشک‌ها» را طی 2 تا 3 ماه به خلبانان مراکشی در شمال کشور آموزش داده‌اند.
وی خاطرنشان ساخته است که «پولیساریو حربه موثر اهداف تجاوزطلبانه شوروی در آفریقا نمی‌باشد... معذالک من احترام فراوانی برای خصوصیات مبارزه‌جویانه رزمندگان آن قائلم زیرا شکی نیست که احساسات وطن‌پرستانه در بسیاری از آنها وجود دارد.» با همه اینها چنین بنظر می‌رسد که این نهضت یکی از بهترین و نخستین نهضت‌های رهائی‌بخشی است که تاکنون از سوی مسکو به رسمیت شناخته نشده است.
بدیهی است که آمریکا از خطرات موجود کاملا آگاهی دارد و از همین‌رو همچون فرانسه خواهان ارائه یک راه‌حل سیاسی مبتنی بر رفراندومی می‌باشد و این در حالی است که شاه حسن و هم جبهه پولیساریو از قبول مذاکره سر باز می‌زنند.
شاه حسن هنگامیکه در ژانویه گذشته در پاریس بسر می‌برد، تاکید ورزیده بود که حاضر به مذاکره با پولیساریو نمی‌باشد زیرا به عقیده وی پولیساریو تاکنون در لیست نهضت‌های رهائی‌بخش سازمان وحدت آفریقا گنجانیده نشده است. در عین حال 26 کشور از 50 کشور آفریقائی نیز موجودیت آنرا نه تنها به رسمیت نشناخته‌اند بلکه عضویت آنرا در سازمان وحدت آفریقا به حالت تعلیق درآورده‌اند.
در شرایطی که سازمان وحدت آفریقا یکی از بحرانی‌ترین لحظات تاریخ خود را سپری می‌سازد، رهبران صحرا ظاهرا اظهار امیدواری می‌نمایند. آنها معتقدند که بجز چند کشور آفریقائی که در اقلیت می‌باشند سایرین به هیچوجه مسئولیت تجزیه و از هم‌پاشیدگی سازمان وحدت آفریقا را بعهده نخواهند گرفت. دوستان و طرفداران مراکش، علی‌رغم فشارهائی که از سوی آمریکا وارد می‌شود، ترجیح می‌دهند به مبارزات خود همچنان ادامه دهند.
در این میان دیپلماسی فرانسه، با نگرانی، تغییرات و دگرگونی اوضاع را نظاره می‌کند. فرانسه که بطور کلی مخالف افزایش درگیری‌های سیاسی در منطقه و یا ایجاد بی‌ثباتی در کشورهای آفریقائی است، از آمریکا درخواست نموده تا از اعمال فشار بر دولت‌های آفریقائی خودداری ورزد، زیرا از آن می‌ترسد که خشونت در منطقه منجر به یک سلسله عکس‌العمل‌های شدید و زنجیروار گردد. فرانسه آگاه است که علیرغم نبرد صحرا، آمریکا در میان سایر رقبای تجاری خود بدون الجزایر و شوروی نخستین خریدار فسفات مراکش می‌باشد. سئوالی که این روزها در محافل پاریس همچنان مطرح می‌باشد این است که آیا از هم‌پاشیدگی سازمان وحدت آفریقا ممکن است به یافتن راه‌حل نبرد صحرا و جنگ چاد بیانجامد؟
آیا حمایت فعالانه واشنگتن از شاه حسن که در کوتاه‌مدت صورت خواهد گرفت در آینده به ضرر او تمام نخواهد شد؟ قابل توجه آنکه، اصولا استقرار پایگاه‌های نظامی خارجی، در میان توده‌های عرب و مسلمان، از محبوبیت چندانی برخوردار نیست. به این ترتیب استقرار پایگاه‌های نظامی آمریکا در مراکش نیز مانند ایران، نه تنها با عکس‌العمل‌های معکوس موجه خواهد شد بلکه نگرانی‌هایی را در کشورهای غرب دنیای عرب (مراکش ـ تونس ـ الجزایر) که تحت تاثیر موج سنت‌گرائی می‌باشند پدید خواهد آورد.
میتران در ملاقاتی که با شاه حسن داشت، علاقمندی خود را نسبت به ثبات مراکش ابراز نمود. ولی آیا وی می‌تواند ترس و وحشت رئیس‌جمهور موریتانی را که از عواقب همه‌گیر شدن این جنگ نگران می‌باشد نادیده انگارد؟ سرهنگ «هایدلا» رئیس‌جمهور موریتانی در واقع از مراکش که اینروزها شدیدا تحت حمایت واشنگتن قرار گرفته بیمناک است و از آن می‌ترسد که شاه حسن ثبات و امنیت کشورش را به مخاطره اندازد.
میتران در دیدار خود با ریگان، این نگرانی‌ها را ابراز نموده بود و بدون شک در دیدار آینده خود با شاذلی بن جدید، رئیس‌جمهور الجزایر، نیز در این زمینه به صحبت خواهد نشست. بنظر نمی‌رسد سایر دولت‌های اروپائی که از چگونگی اوضاع کشورهای غرب دنیای عرب اطلاعات کمتری دارند، قصد داشته باشند موضع‌ خاصی را در قبال مشکلات این منطقه که احتمالا می‌تواند عواقب وخیمی ببار آورد، اتخاذ نمایند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات