اجلاس اضطراری شورای ملی فلسطین که درپی قطع ارتباطات رهبر اردن با کرانه غربی رود اردن ضرورت تشکیل آن از سوی سازمان آزادیبخش فلسطین احساس میشد در الجزیره آغاز به کار کرد و از همان ابتدا نشان داد در مسیری بر خلاف اجلاس سابق که «اجلاس وحدت» لقب گرفته بود، قدم برمیدارد. از ابتدا مشخص شده بود که هدف از تشکیل این اجلاس که وظیفه «پارلمان در تبعید» را برای فلسطینیها بر عهده دارد بررسی اعلام دولت در تبعید فلسطین میباشد. در این رابطه نیز قبلا تبادل نظرهائی میان یاسر عرفات رئیس کمیته اجرائی «ساف» و پادشاه اردن و رئیس جمهور مصر و برخی از رهبران کشورهای محافظهکار عرب صورت گرفته بود که برای هماهنگی بیشتر میان سازمان آزادیبخش فلسطین با تل آویو و واشنگتن بود. زیرا حسین شاه اردن متحد واشنگتن بوده و رابط اصلی عرفات با آمریکا بشمار میرود و «مبارک» رئیس جمهور مصر نیز دوست اسرائیل بوده و هماهنگکننده نظریات ساف با رژیم صهیونیستی میباشد.
به همین دلیل اجلاس جاری شورای ملی فلسطین در شرایطی آغاز بکار کرد که از یکسو فلسطینیها به این واقعیت واقف بودند که باید با واشنگتن و تل آویو هماهنگ عمل کرده و نظریات آنها را برای اقدامات آتی خود جویا شوند و از سوی دیگر با توجه به دیدگاههای آنها به تصمیمگیری بپردازند.
روند حوادث در اجلاس، از اولین روز گویای این واقعیت بود که شورای ملی فلسطین و چهرههای شاخص آن از جمله «عرفات» و «نایف حواتمه» در جهتی گام برداشتهاند که هماهنگ با دیدگاههای کاخ سفید بوده است. به این دلیل که آنها همراه با تاکید بر تشکیل دولت مستقل فلسطینی بر این مسئله نیز اصرار ورزیدهاند که قطعنامه 242 شورای امنیت سازمان ملل را میپذیرند.
پذیرش این قطعنامه که در اجلاسهای قبلی رد شده بود به منزله عدول از سالهات مبارزات مردم فلسطین و دستاوردهای آن میباشد که خواستار بیرون راندن صهیونیستها از این سرزمین و بدست آوردن سرپناهی امن برای زندگی میباشند.
این اجلاس که با حمایت کشورهای محافظهکار عرب مواجه گردیده از سوی سوریه و 5 گروه وابسته به دمشق که به طور سنتی از این کشور تبعیت میکنند با واکنش منفی روبرو شده است صرفا به این دلیل که عرفات و حامیانش بدون توجه به دیدگاههای دمشق به اتخاذ موضع پرداخته و در حقیقت وقعی به خواستهای آنها ننهادهاند. در صورتیکه آنچه در مقطع کنونی در این اجلاس مطرح میشود تضاد و مغایرت چندانی با خواستهای سوریه و گروههای وابسته به دمشق نداشته و آنها در بسیاری زمینهها هم جهت هستند.
روند مذاکرات در اجلاس الجزیره بگونهای میباشد که تشکیل و اعلام دولت موقت تحتالشعاع قرار گرفته و تمامی مسایل صرفا پیرامون پذیرش قطعنامه 242 شورای امنیت است.
این قطعنامه از سال 1967 که به تصویب رسید تاکنون همواره از سوی سازمانهای فلسطینی رد شده بود. زیرا در این قطعنامه از فلسطینیها با لفظ آوارگان نام برده شده و به ملیت و محل اقامت آنها اشاره چندانی نشده است. ضمنا رژیم صهیونیستی نیز به رسمیت شناخته شده و پذیرش قطعنامه نیز به منزله به رسمیت پذیرفتن اسرائیل است.
رژیم صهیونیستی و آمریکا که متحد عمده این رژیم میباشد از سالها قبل برای گشایش در حل مشکل فلسطین و خاورمیانه و دستیابی رژیم صهیونیستی به «مرزهای امن» بر پذیرش این قطعنامه از سوی سازمانهای فلسطینی تاکید میکردند.
فلسطینیها نیز حاضر به پذیرش آن نبودند. ولی اجلاس جاری بر پذیرش قطعنامه 242 صحه گذارده و به این ترتیب سازمان آزادیبخش فلسطین که خود را بزرگترین دشمن اسرائیل قلمداد میکرد در مسیری قرار گرفته که نفی کننده تمامی مبارزات مردم فلسطین میباشد.
این اجلاس را باید نوعی واپسگرائی و عدول از مواضع «ساف» به حساب آورد که با آنچه در اراضی اشغالی میگذارد مغایرت دارد. به این دلیل که روندی که جناح عرفات در پیش گرفته با مبارزات مردم تضادی آشکار داشته و آنها را در حقیقت در نوعی بنبست قرار داده است زیرا سازمانی که باید سخنگو و هماهنگ کننده خواسته ایشان باشد به سازش با کسانی گرایش یافته که همه روزه تعدادی از مردم را به خاک و خون کشیده و به شدت سرکوب میکند.
بهرحال، آنچه در اجلاس جاری به تصویب برسد اگر چه ممکن است با استقبال ضمنی کاخ سفید و تل آویو و اعراب محافظهکار مواجه شود ولی نمیتواند راهگشای بنبست کنونی در خاورمیانه باشد. به این دلیل که مشکل فلسطین با همزیستی مسلمانان و صهیونیستها در صلحی رویائی حل نشده و دستیابی به چنین صلحی نیز با توجه به مواضع هیئت حاکمه اسرائیل غیرممکن است. فقط آنچه مشهود است عقبنشینی تدریجی رهبران ساف از مواضع قبلی بدون بدست آوردن امتیازی از صهیونیستها یا آمریکاست.