سینا تکاور
این روزها بحث انتقاد از دولت به موضوعی عادی برای بهارستاننشینان تبدیل شده است. کسانی که روزی پشتیبان اصلی محمود احمدینژاد برای نشستن بر کرسی ریاست جمهوری بودند، حالا با مشاهده برخی کجرویهای دولت، عطای این حمایت را به لقایش بخشیدند و آغازگر پروژه انتقاد علنی از رئیس دولت شدند تا ثابت کنند که پیوندهای سیاسی هرگز مانع دفاع از حقوق مردم نیست. این روند انتقادی در حالی آغاز شد که پیشتر نیز مجلس گهگاهی نوک پیکان انتقاد خود را به سمت دولت میگرفت اما در تمامی این انتقادات مجلس میکوشید تا سخنان خود را در لفافه و به دور از جنجال و هیاهو به دولت عنوان کند اما این روند با اقدام دولت برای تغییر وزیر اطلاعات، وارد فاز علنی شد و با داغتر شدن موضوع جریان انحرافی بیش از پیش شدت گرفت.
در نهایت این روند تا آنجایی ادامه پیدا کرد که برخی در مجلس کمر بر آن بستند تا رئیسجمهور را به بهارستان بیاورند و وی را مورد سؤال قرار دهند؛ موضوعی که طی ادوار گذشته ریاست جمهوری بیسابقه بوده است اما آن چیز که در این میان باید مورد اشاره قرار بگیرد، ظرفیت بالای جریان اصولگرایی برای نقد درونگفتمانی است؛ نقدی که در هیچ دورهای به این شکل دیده نشده و نشان دهنده افزایش بلوغ سیاسی و تحقق آرمانهای دموکراسیخواهانه در درون نظام است. شاید این اقدام و ظرفیت تنها در جریان اصولگرایی وجود دارد که نیروهای پشتیبان یک رئیس جمهور در انتخابات، با پشت سر گذاشتن رقابتهای انتخاباتی به یک منتقد جدی علیه دولت تبدیل شوند و تلاش کنند از این طریق اشتباهات وی را اصلاح کنند. بنابراین در میان عزم اصولگرایان برای اصلاح امور بیش از پیش به چشم میآید؛ اصلاحاتی که از خط انتقاد میگذرد.
دشمنان در کمین نشسته
اما در مقابل این روند دموکراتیک، عدهای نشستهاند که سعی دارند این انتقادات درون جریانی را به نفع خود مصادره و آن را به اختلافات میان دو قوه مجریه و مقننه تعبیر کنند و با گرفتن قیافههای حق به جانب، اقدام به عقدهگشایی علیه جایگاه ریاست جمهوری کنند؛ جایگاهی که حسرت رسیدن به آن باعث، بروز فتنهای عمیق و دشمنشادکن شد.
از این رو بروز این انتقادات درونگفتمانی زمینهای را فراهم کرد تا جریان فتنهگر، فرصت را مغتنم شمرده و با ایجاد هیاهو و جنجال بکوشد، تمامی اقدامات خلاف عرف و شرع خود را با این وقایع پوشش دهد و از اذهان عمومی پاک کند و حتی پای خود را فراتر از این قرار دهد و از این موقعیت برای بازگشت به نظام استفاده کند. البته جدای از این جریان، برخی خواص نیز که در جریان فتنه ترجیح دادند سکوت در پیش بگیرند هم کوشیدهاند با در پیش گرفتن روند انتقادی، خلأ سکوت خود در آن دوران را پر کنند و این موقعیت را به پلکانی برای بازگشت خود به وضعیت مناسب قبل از فتنه 88 تبدیل کرده و چهرهای تازه در نزد مردم پیدا کنند. از این رو آنها میکوشند این انتقادهای تند و صریح علیه رقیب انتخاباتی سابق خود را سپری کنند در مقابل اتهامات مطرح شده در زمینه همراهی این خواص با جریان فتنه و از این طریق عملاً به نوعی جریان فتنه را تطهیر کنند و عامل وقایع تلخ فتنه 88 را جریان انحرافی معرفی کنند.
علاوه بر این، وابستگان به فتنه 88 میکوشند با وصل کردن جریان انحرافی به شخص رئیسجمهور، عملاً جایگاه مهم و حیاتی ریاستجمهوری را مورد هدف قرار دهند و به سناریوی نخنما شده خود در خصوص براندازی نرم به نوعی دیگر، جامه عمل بپوشانند. آنها در این راستا سیاستی دوگانه در پیش گرفتهاند و علاوه بر همراهی با انتقادات مجلس از دولت، گاهی نیز با انتقادات احمدی نژاد از مجلس همراه میشوند تا دین خود را برای تضعیف دیگر رکن اساسی کشور ادا کنند. از این رو باید امروز واقعگرایانه عنوان کرد که برخی اصولگرایان با رفتار و عملکرد خود، به طور ناخواسته به ابزاری برای تحقق اهداف فتنهگران و تضعیف وحدت در جامعه تبدیل شدهاند.
تأکیدات رهبری که نادیده گرفته شد
اما تمامی این وقایع در حالی صورت میگیرد که رهبر معظم انقلاب بارها و بارها در اجتماعات مختلف سران قوا را مورد خطاب قرار دادند تا مشکلات و مسائل خود را در جلسات خصوصی مطرح و حل کنند و از طرح این مشکلات در رسانهها و انظار عمومی بپرهیزند و حتی معظمله با مشاهده برخی رفتارهای نمایندگان در هنگام سخنرانی رئیس جمهور در مجلس در جریان دفاع از وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان، کوشیدند این عمل نمایندگان را تقبیح کنند چراکه از دیدگاه ایشان دو دو گفتن نه یک مخالفت بلکه عنصر تضعیف کننده جایگاه ریاست جمهوری است.
بنابراین لزوم عمل به این فرمایش معظمله، را میتوان در وقایع این روزهای کشور دید که فتنهگران این اجازه را به خود دادهاند که خود را شریک انتقادات به دولت و مجلس کنند و بکوشند از این آب گلآلود ماهی بگیرند. همان جریانی که در دوران حضورشان در رأس قوای مختلف کشور حاضر به پذیرش کوچکترین انتقاد از سوی خودی و غیر خودی نبودند و عزم خود را جزم کرده بودند که تمامی صداهای مخالف را در نطفه خفه کنند. دلسوزان نظام هنوز به خاطر دارند که اصلاحطلبان چگونه تمامی تلاش خود را به کار بستند تا از طریق انواع کاریکاتورها و توهینها، تریبون سخنرانی آیتالله مصباح یزدی به عنوان یکی از دلسوزان نظام و منتقد شرایط آن روز کشور را در سخنان پیش از خطبههای نماز جمعه به تعطیلی بکشانند.
بنابراین اگر امروز رهبر انقلاب بر پرهیز از طرح موضوعات مورد اختلاف قوا در مجامع عمومی تأکید میکنند، برای جلوگیری از همین سوءاستفادهها و البته هدایت درست این انتقادات درون گفتمانی به نفع کشور است. از این رو دولت و مجلس باید بکوشند تا به گونهای عمل کنند که فرصت مناسب انتقاد برای اصلاح امور، به دستاویزی برای تخریب خودشان توسط دشمنان تبدیل نشود.