دکتر یدالله جوانی
ظهور و پیدایی یک جریان نفوذی و انحرافی در حاشیه دولت اصولگرا، فرصتی را برای برخی از فتنهگران و حامیان آنها فراهم ساخته تا با ارائه تحلیلهای وارونه و دادن آدرسهای غلط، نهتنها سران فتنه را تبرئه کنند، بلکه نظام را متهم به اشتباه در برخورد با آنان کرده و در موضع طلبکارانه قرار گیرند. البته بزرگنمایی بیش از حد جریان انحرافی از یک طرف و غفلت و نپرداختن به جریان فتنه از طرف دیگر در رسانههای اصولگرا، در شکلگیری چنین توهمی برای افراد مذکور بیتأثیر نبوده است. این افراد با استناد به اظهارات مقامات نظام و برخی از چهرههای ارزشی و اصولگرا در مورد جریان انحرافی، میگویند این همان خطری است که پیش از این و در جریان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری آقایان موسوی، کروبی و طیف همراه آنها گوشزد میکردند و نهتنها هشدارهای آنان مورد توجه قرار نگرفت، بلکه مورد برخورد هم قرار گرفتند.
در واقع این افراد، ماهیت منازعه 88 را دعوای موسوی و احمدینژاد دانسته و میگویند در این درگیری و رویارویی بین دو جریان، نظام اسلامی اشتباه بزرگی مرتکب شد و از یک طرف منازعه دفاع و با طرف دیگر برخورد نمود. در این برخورد عدهای دستگیر و زندانی و عدهای دیگر با انواع محدودیتها مواجه شدند. کسانی که چنین تحلیلی را برای حوادث سال 88 ارائه میدهند، میگویند حال که جریان انحرافی آشکار شده و درستی تحلیلهای افراد متهم به فتنهگری اثبات شده! بهتر است که مقامات نظام به اشتباه خود در این صحنه اعتراف کرده و با آزاد کردن زندانیان و رفع محدودیتها و فراهم کردن فضای مناسب برای فعالیت مجدد سیاسی متهمان به فتنه، گذشته را جبران کنند!
آیا چنین تحلیلی از ماهیت منازعه 88 میتواند درست باشد؟ به نظر میرسد افرادی که چنین تحلیلی میکنند، بر این باور باشند که مردم فراموشکارند و به راحتی حوادث گذشته از یاد آنان رفته و میتوان برای حوادث 88 هر نوع روایتی را بیان داشت، واقعیت آن است که در سال 88 فتنهای رخ داد که در آن سران فتنه در قالب سناریوی از قبل طراحی شده، به مقابله با نظام اسلامی پرداختند و به دنبال تسلط بر قدرت اجرایی به هر قیمت برای انجام تغییرات ساختاری در کشور بودند. کسانی در سال 88 فتنه را به وجود آوردند که طی 8 سال دولت اصلاحات تحت عناوینی چون جامعه مدنی، توسعه سیاسی و نهایتاً اصلاحات، هدفی جز انجام تغییر ساختارها و عبور از نظام دینی مبتنی بر ولایت فقیه با جایگزینی یک نظام سیاسی سکولار و عرفی نداشتند. در سال 88، بهترین گزینه برای این جریان جهت موفق شدن در صحنه انتخابات، میرحسین موسوی با ادعاهای عجیب و غریب، گوناگون و در مواردی کاملاً متضاد بود. راهبرد این جریان در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، پیروز شدن موسوی در صحنه از هر طریق بود.
براساس چنین راهبردی بود که برای جلب آرای مردم، سیاهنمایی از وضعیت کشور در تمامی زمینهها به اوج رسید و با پیشبینی عدم موفقیت از طریق جلب آرای مردم،سناریوی متهمسازی نظام اسلامی به انجام تقلب در انتخابات از اواخر سال 87 کلید خورد و در نهایت با چنین ادعایی، لشکرکشی خیابانی با هدف ابطال انتخابات پس از 22 خرداد سال 88 انجام گرفت.
همه حوادث تلخ و ناگوار پس از انتخابات باشکوه سال 88 ریشه در همین ادعای تقلب و لشکرکشی خیابانی و درخواست بدون منطق برای ابطال انتخابات دارد. رویارویی جریان فتنهگر با نظام اسلامی، سبب شد تمامی جریانهای ضدانقلابی و رسانههای استکباری خود را در خدمت عوامل فتنه قرار دهند و با تمام توان با هدف تضعیف نظام جمهوری اسلامی فتنهگران را یاری رسانند.
مراه شدن قدرتهای خارجی با جریان فتنه و کمکهای مادی و معنوی دشمنان شناخته شده انقلاب اسلامی و نظام دینی به فتنهگران، هیچ دلیلی جز مقابله آنان با نظام اسلامی ندارد. اساساً در فتنه 88، شاهد شکلگیری یک ادبیات مشترک بین جریان فتنهگر داخلی، ضد انقلابیون شناسنامهدار و استکبار جهانی علیه نظام اسلامی هستیم. آیا میتوان باور کرد که موسوی با هدف مقابله با جریان انحرافی و نفوذی در اصولگرایان از یک طرف و احیای خط امام (ره) از طرف دیگر به صحنه آمده باشد و در این مسیر، استکبار جهانی و تمامی جریانهای ضدانقلابی برای موفق شدن موسوی خود را پشت سر او بسیج نمایند! اگر پیوند عمیقی بین جریان مدعی اصلاحات با جریانهای ضدانقلابی و قدرتهای استکباری طی سالهای اخیر برقرار گردید، رمز و رازش را در فاصله گرفتن مدعیان اصلاحات از مسیر اصلی انقلاب اسلامی و نظام دینی باید جستوجو کرد. دیروز جریان مدعی اصلاحات با فاصله گرفتن از آرمانهای انقلاب به دامن استکبار غلتید و امروز جریان انحرافی و نفوذی در حاشیه دولت اصولگرا با چنین فاصله گرفتنهایی از مسیر اصلی انقلاب، مسیری شبیه آن چه را اصلاحطلبان پیمودند، میپیماید. اگرچه پیدایی یک جریان منحرف جدید با هر سابقه و پیشینهای، تبرئهکننده جریانهای منحرف قبلی نیست. مردم انقلابی و ولایتمدار براساس اصول، مبانی، شاخصها، معیارها و ملاکهای دینی و انقلابی، حرکت در مسیر اصلی انقلاب را پشت سر رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله امام خامنهای (مد ظلهالعالی) ادامه میدهند و در این مسیر با هر کس که از جاده اصلی انقلاب منحرف گردد و بخواهد با انحراف خود، حرکت عظیم ملت به سمت آرمانها را به انحراف بکشاند، به صورت انقلابی برخورد خواهند کرد.