2- در این بخش ما برای حفظ آمادگی کامل ذهنی خوانندگان محترم نسبت به رویدادهای پیاپی پس از دوم خرداد، ابتدا به ارایه خلاصه مصاحبهها، تحلیلها و بیانیههای صادره و جمعبندی مطالب آنها خواهیم پرداخت.
برادر بهزاد نبوی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران طی یک مصاحبه مطبوعاتی با روزنامه سلام، در تاریخ 10/6/76 که در شماره 78 عصر ما، مورخ 19/6/1376 نیز به چاپ رسید. ضمن تحلیل شرایط پس از دوم خرداد، اظهار داشت. « ما توقع نداریم آقای خاتمی معجزه کند چون نسبت به تواناییهای ایشان آگاهی داریم...» و سپس به تشریح این تواناییهای پرداخته و اعلام کرد: «مردم باید بفهمند که رئیسجمهور در یک نظام اسلامی چه کاره است» ایشان با تأکید بر وجود دو قوه مقننه و قضاییه و نهادهای مستقل دیگری همچون صدا و سیما و نیروهای مسلح در کنار قوه مجریه، طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی و اینکه حتی خاتمی برای تشکیل و تکمیل قوه مجریه نیز طبق قانون نیازمند تأیید و تصویب مجلس است، اختیارات قانونی رئیسجمهور را محدود شمرد.
وی در مصاحبه مزبور که انعکاس وسیع به همراه داشت، صریحاً اظهار داشت:
«علاوه بر محدودیتهای قانونی هر رئیسجمهور [در جمهوری اسلامی]، آقای خاتمی با محدودیتهای ویژهای نیز مواجه هستند... مثلاً اکثریت مسئولان قوه قضاییه موافق رئیسجمهور شدن آقای خاتمی نبودند... برخوردی که چند روز قبل از حکم تنفیذ ریاست جمهوری... با بعضی از مسئولان شهرداری تهران شد، پیام دارد... در قوه مقننه هیچ جناحی و طیفی اکثریت آرا مجلس را ندارد، ولی طیف رقیب خاتمی بزرگترین اقلیت را در مجلس دارد... تکلیف صدا و سیما هم که روشن است. همه مردم مواضع صدا و سیما را در جریان انتخابات لمس کردند و میدانند که چقدر از آقای خاتمی حمایت کرده است!... فرماندهی نیروهای مسلح هم که تغییری نکرده است... متأسفانه در انتخابات ریاست جمهوری، بخشی از آن بسیار سیاسی عمل کردند که هنوز هم آن مجموعه مشغول به کار است... این شرایط آقای خاتمی به لحاظ قوای موجود در کشور است...» وی در انتهای مصاحبهاش و با ذکر محدودیتهای فوق پیشنهاد کرد: «هنر آقای خاتمی این است که بتواند سایر قوا و قدتهای دیگر را در جهت تحقق آن شعارها[شعارهای انتخاباتیش]، همسو هماهنگ کند...».
مصاحبه 10/6/77 بهزاد نبوی به سبب تشریح دقیق تواناییها و محدودیتهای خاتمی و همچنین تأکید بر ضرورت هماهنگی همه قوا و نهادها در جهت تحقق شعارهای دوم خرداد، به مذاق مخالفان دوم خرداد و خاتمی خویش نیامد و هووجنجال براه انداختند که وی قانون اساسی را زیر پا گذاشته و اختیارات رهبری را در زمینه هماهنگی قوا نادیده گرفته است.
واقعیت این است که مصاحبه فوق شگرد مخالفان را در زمینه نشان دادن قدرت زیاد برای رئیسجمهور و در نتیجه افزایش توقعات مردم از وی برملا کرد و مردم نیز به حق به این محدودیتها آگاهی یافتند و شگرد مزبور ناکار شد.
عصر ما طی تحلیلی تحت عنوان «خط امام و شرایط کنونی جامعه» در شماره82، مورخ 14 آبان77، ضمن تحلیل علل و عوامل شکلگیری دوم خرداد، نتایج انتخابات وصفبندی نیروهای سیاسی در شرایط آنروز، در تبیین خطمشی طیف خط امام در آن شرایط، وضع موجود را چنین خلاصه کرد:
«نیروهای غیر خودی که ماهیت ضد انقلابی و برانداز دارند، در صدور نتایج حضور 30 میلیونی مردم در انتخابات ریاست جمهوری را با ایجاد یاس و ناامیدی در مردم، خنثی کنند.»
«آن دسته از نیروهای غیر خودی، که ضد انقلاب، وابسته و برانداز نیستند، درصددند با استفاده از شرایط، به تقویت و گسترش هرچه بیشتر خود بپردازد...»
در میان نیروهای خودی، جناح رقیب در صدد است به هر قیمت... نتایج انتخابات دوم خرداد را در کوتاهترین مدت و به هر طریق ممکن، به نفع خود تغییر دهد.
«روابط میان جناحهای ضد انحصار آسیبپذیر است و جناحهای غیر خودی و برخی از جناحهای خودی در صدد تشدید این آسیبپذیری و بهرهگیری از آن هستند.»
«در نهادها و دستگاههای مخالف آقای خاتمی[منظور در رده برخی مسئولین]، نه تنها تغییری مثبتی رخ نداده، بلکه در برخی از آنها مخالفان ایشان تقویت شدهاند.»
«در ترکیب نمایندگان مجلس پنچم هیچ طیفی اکثریت تعیین کننده را در اختیار ندارد.»
«دولت آقای خاتمی یک دولت فراجناحی با ترکیبی از طیفهای مختلف و با اختیارات و تواناییهای معین است.»
با پیروزی آقای خاتمی...، انتظارات و توقعات مردم افزایش یافته است و تحقق این انتظارات فراتر از توان محدوده اختیارات دولت است.»
عصر ما با چنین تحلیلی از وضع موجود به نیروهای خط امام «حفظ و تقویت جبهه ضد انحصار، در عین تلاش برای تبیین و حفظ هویت و انسجام فکری – سیاسی درون طیفی» را اکیداً توصیه نمود.
در همین مقاله اعلام شد:
«به اعتقاد ما جناح انحصارطلب کماکان اصلیترین تهدید برای نهادینه شدن آزادیهای سیاسی و حاکمیت قانون و در نتیجه توسعه سیاسی کشور که اصلیترین شعارهای آقای خاتمی است، به شمار میآید.»
«این جناح از نتایج انتخابات ریاست جمهوری بسیار ناخشنود است و با این غبن شدید، به تغییر نتایج انتخابات مذکور و دگرگون ساختن وضع موجود میاندیشد. برخی از عناصر تندرو این جناح برای رسیدن به هدف مذکور، حتی از ایجاد تشنج، تنش، درگیری و خشونت ابایی ندارند.
در انتهای این مقاله، توصیههایی پیرامون چگونگی برخورد طیف خط امام با «ضد انقلاب و دشمنان خارجی» «نیروهای غیر خودی و غیر محارب»، «طیف انحصارطلب»، «طیفهای ضد انحصار»، دستگاهها و نهادهای مخالف خاتمی[عواملی در رده مسئولین]»، «مجلس»، «دولت»، «مردم»، مطرح شده است.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران طی بیانیهای تحت عنوان «موانع تحقق شعارهای رئیسجمهوری و راههای رفع آن»، مورخ 25/8/1376، ضن تشریح علل و عوامل رأی مردم به خاتمی، جناح انحصارطلب، مشکلات اقتصادی و چپروی و فرصتطلبی را مشکلات و موانع اصلی موجود بر سر راه تحقق شعارهای رییسجمهوری و انتظارات مردم، معرفی میکند و برای حل مشکلات و غلبه بر موانع، نقش آقای خاتمی، هواداران وی، نیروهای ضد انحصار، مردم و قوا و نهادهای مستقل از قوه مجریه را توصیه میکند.
سازمان طی «بیانیه تحلیلی... درباره حوادث اخیر و ماجرای قم [13 رجب]»، مورخ 1/9/1376، پس از تحلیل ماجراهای قم و تهران، در انتهای بیانیه خطاب به «آن دسته از مخالفان دولت که به فراتر از منافع شخصی و اغراض گروهی، به مصالح نظام و انقلاب میاندیشند»، هشدار میدهد که «دامن زدن به خشونت و درگیری و رویههای غیر قانونی، به بیاعتمادی مردم از مسؤولان نظام و یاس و ناامیدی از اصلاح امور از طریق مسالمتآمیز و سازوکارهای قانونی و در نتیجه حاکمیت استبداد خواهد انجامید...»
در بیانیهای نیز که به مناسبت دستگیری شهردار تهران از سوی سازمان در 17/1/1377 صادر میشود، آمده است «جامعه ما در مقطع کنونی، بیش از هرچیز به آرامش و تفاهم نیازمند است. راه مقابله با تشنجآفرینیها، تشنج و درگیری نیست. مخالفان دولت برای جلوگیری از توسعه سیاسی و موفقیت دولت در تحقیق برنامههای خود، سعی در ایجاد درگیری و تنش و برهم زدن فضای کشور دادند تا از این طریق جامعه را نسبت به هرگونه حرکت اصلاحی ناامید سازند. مردم آگاه و رشید ما باید با درک این واقعیت، ضمن حفظ آرامش، تحولات سیاسی کشور را با حساسیت تمام پیگیری میکنند...»
و بالاخره عصر ما در شمارههای 93 و 97 خود طی دو مقاله استراتژی راست سنتی در قبال دولت خاتمی و «آیا خط تکرار مشروطه یک توهم است؟، «به جمعبندی مطالب مقالات قبلی پرداخته و خطرات موجود بر سر راه دستاوردهای دوم خرداد و شعارهای خاتمی را تبیین و در هر دو مورد به ارایه راهکارهایی که عمدتاً جمعبندی موارد قبلی است، پرداخته است.
در مقاله اول «استراتژی راست سنتی» در قبال دولت خاتمی در 5 سر فصل به شرح زیر خلاصه شد:
«جلوگیری از تکرار حوادث مشابه دوم خرداد 1376»، «ایجاد تنش در روابط میان رئیسجمهور و رهبر انقلاب، به منظور تکرار ماجرای بنیصدر»، «ایجاد و تشدید اختلافات موجود درون نظام»، «ایجاد و اختلال و کارشکنی در کار دولت خاتمی» و نهایتاً ایجاد ناامنی سیاسی تشنج، بحرانی... به منظور تحقق پیشبینی سقوط شش ماهه خاتمی» در مقاله دوم که در شماره قبل عصر ما به چاپ رسید، باز هم مخالفان خاتمی به چهار دسته، آمریکا و انگلیس به عنوان دولتهایی که قلباً تمایلی به توفیق خاتمی ندارند، گروههای تروریست مسلح که پیروزی شعارهای خاتمی مرگ آنها را به همراه خواهد داشت، اپوزیسیون و مخالفان قانونی جمهوری اسلامی و بالاخره جناح انحصارطلب، دستهبندی شدهاند. سپس عملکرد هر یک از این 4 دسته در قبال خاتمی و دستاوردهای دوم خرداد مورد بررسی قرار گرفت و با توصیههایی به دولت، حامیان خاتمی، نمایندگان مجلس و قضاوت عادل، مقابله به انجام رسیده است.
3- تحلیلی بر استراتژی اخیر مخالفان خاتمی(سناریوی استیضاح نوری)
استیضاح عبدا... نوری وزیر کشور خاتمی به هر تقدیر با اختلاف کمی در تعداد آرای مثبت و منفی در هفته قبل به نتیجه مطلوب مخالفان رسید و وی به عنوان مسئول اجرای سیاستهای توسعه سیاسی رییسجمهور، با تلاش جناح انحصارطلب مجلس و در اثر کمکاری حامیان خاتمی و خصوصاً شخص خودش، از کار برکنار شد.
عموم ناظران استیضاح مزبور را بخشی از تلاش جناح انحصارطلب و مخالفان خاتمی، به منظور تضعیف دولت و جلوگیری از توفیق شعارهای وی، تلقی کردند. در این بحث برآنیم که این تلاشها را عمیقتر مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و ریشهها ی آنرا مورد بررسی قرار خواهیم داد.
3-1- تحلیل مخالفان خاتمی از شرایط موجود و موفقیت کنونی دولت:
مخالفان آقای خاتمی و دستاوردهای دوم خرداد و در رأس آنان جناح انحصارطلب، چنانکه پیشتر نیز متذکر شدهایم، برای مقابله و برخورد با وی و شعارهایش استراتژی حساب شده و دقیقی را تنظیم کردهاند. استراتژی مزبور طبعاً مبتنی بر تحلیل شرایط موجود بوده و به منظور دستیابی به وضع «مطلوب» طراحی شده است.
از نظر مخالفان و جناح انحصارطلب، کاهش قیمت نفت به میزان بشکهای کمتر از ده دلار به همراه کسر بودجههای قابل ملاحظه سالهای 76 و 77 امکان تحرک ویژه خاتمی را در زمینه اقتصادی از بین برده است. خصوصاً آنکه در این زمینه وحدت نظر کافی نیز میان هواداران مختلفالفکرایشان وجود ندارد. از اینرو جناح مزبور، در حال حاضر، نیازی به طراحی یک استراتژی ویژه به منظور ناکام کردن دولت از نظر اقتصادی نمیبیند و تنها به بهرهجویی تبلیغی از نتایج بحران فعلی، علیه دولت، اکتفا میکند.
ولی شعارهای خاتمی در زمینه سیاست داخلی، فرهنگی و خارجی، از جمله مواردی است که از آغاز حساسیت مخالفان را برانگیخته بود، چرا که به جاذبه آنها در میان مردم و امکان تحققشان در زمان نسبتاً کوتاه پی برده بودند.
مخالفان نیک میدانستند و میدانند که خاتمی در زمینه سیاست داخلی و فرهنگی حرفهای نویی دارد که تحقق آنها نیاز به بودجه فراوان، ارز خارجی و... ندارد. خاتمی آمده است که یک نوسازی سیاسی و فرهنگی را آغاز کند و اگر «فکر اساسی» نشود، علیرغم تمامی کارشکنیها و سنگاندازیها، امکان توفیق وی وجود خواهد داشت. نگرانی نه تنها به خاطر این است که پیروزی خاتمی در زمینه توسعه سیاسی، در واقع امتیازی برای وی به ثبت خواهد رساند، بلکه نگرانی بزرگتر و عمیقتر از این بابت است، اقدامات سیاسی و فرهنگی دولت خاتمی روز بروز و حتی لحظه به لحظه سطح آگاهی و هوشیاری مردم، آشنائیشان به حقوق حقه خویش از جمله حق انتقاد به دولت و نظام، مطالباتشان از دولت و نظام، فزونی گیرد. فضای باز سیاسی وسعت و عمق بیشتری پیدا کند، احزاب و نشریات متعدد متفاوت و مستقل پا به صحنه گذاشته و به تدریج صاحب نفوذ و قدرت سیاسی شوند.
برای مخالفان خاتمی که عمری به مردم تکلیف القا کرده و آنان را در موضع اطاعت خواستهاند، غیر قابل تحمل است که خاتمی مردم را دعوت به انتقاد از عملکرد دولت و شخص خود کند و حق تعیین سرنوشت را برای ایشان، حقوق اولیه بشمارد. اینان به نیکی دریافتهاند که خاتمی با سخنان و شعارهای خویش که جرأت مخالفت با آنها را نیز ندارند، عملاً تیشه به ریشه ایشان زده و امکان حاکمیت انحصار و استبداد را نه پایان دوره کنونی ریاست جمهوری، که تا ابد در جمهوری اسلامی از میان خواهد برد. این جماعت دقیقاً دانستهاند که توسعه سیاسی زمینه حاکمیت انحصار، استبداد،خودکامگی و تحجر را برای همیشه خشک خواهد کرد و چنین افقی، یعنی استمرار دوم خرداد، برایشان غیر قابل تحمل است.
مقایسه فضای باز امروز کشور با گذشته نه چندان دور، موفقیت خاتمی را تحقق شعارهای سیاسی فرهنگیش، گواهی میدهد. خاتمی علیرغم عدم همکاری و حتی مخالفت نهادهایی که علیالقاعده میبایست پاسداری از شعارهایی همچون حاکمیت قانون، آزادی، امنیت، حقوق فردی و اجتماعی افراد و... و در یک کلام «جامعه مدنی» خاتمی را به عهده گیرد، توانسته است در تمام این زمینهها توفیقات مهمی به دست آورد.
امروز کسی و گروهی هر چقدر قانون ستیز، جرأت نفی قانون را ندارد و حتی خود مدعی دفاع و پاسداری از قانون میشود. دیگر تحلیلهای عوامفریبانه نظیر قرار دادن قانون و قانون اساسی در مقابل شرع، ولایت و... مخالفت با آنان، به بهانه دفاع از شرع و ولایت، حتی در نزد مبلغان آنها جایگاهی ندارد.
- آزادی سیاسی، حقوق افراد، انتقاد و برخورد آراء و عقاید نیز که حداقل درگذشته از نظر مخالفان محجور و مذموم بود،به صورت شعار تمامی گروههای سیاسی موافق و مخالف درآمده است. نهایت اینکه مخالفان خاتمی تلاش میکنند به طور غیر مستقیم آزادی را مرادف هرج و مرج، ناامنی، نابودی ارزشها و... قلمداد کرده و زمینه تحدید آنرا فراهم کنند. تداوم چنین روندی به هیچوجه نمیتواند مطلوب مخالفان، خصوصاً انحصارطلبان و دیکتاتورمآبان باشد.
- در زمینه سیاست خارجی نیز شعار تشنجزدایی و گفتوگوی تمدنهای خاتمی، در صحنه بینالمللی موقعیت ویژه و منحصربفردی را برای ایران ایجاد کرده است. خاتمی با چند برخورد و موضعگیری به یادماندنی در اجلاس سران اسلامی و مصاحبه با CNN باب جدیدی را در سیاست خارجی ایران گشوده است. خاتمی به جای آنکه ایران را در موضع انفعال قرار دهد با موضعگیریهای حکیمانه و مدبرانه مخالفان خارجی انقلاب و نظام را در موضع انفعال و عکسالعمل قرار داده است.
آمریکایی که در گذشته نزدیک حتی برای شنیدن پیامهای ما از طریق واسطههای دست چندم پیش شرط تعیین میکرد، امروز دست از تمامی پیششرطها برداشته و آمادگی خود را برای مذاکره و گفتوگو اعلام میکند و این ایران اسلامی است که از موضع استغنا با موضوع برخورد میکند. افکار عمومی جهان،امروز یکسره به نفع جمهوری اسلامی است. اروپای متحدی که حتی پیش از فراخواندن سفرایش از ایران، به منظور کاهش فشار آمریکا بابت تداوم روابط با ایران، اعلام میکرد هدفش «گفتوگوی انتقادی» با ایران است، امروز بدون توجه به موضع و خواست آمریکا، رسماً گفتوگوی بیقید و شرط را جایگزین گفتوگوی قبلی کرده است.
چنین توفیقاتی برای خاتمی در صحنه سیاست خارجی نیز برای مخالفان وی قابل تحمل نیست، ولی نه از این بابت که از موضع انقلابی مخالف سیاستهای «تشنجزدایی» و «گفتوگوی تمدنها» هستند. سخنگویان سیاست خارجی مخالفان، یعنی رجایی خراسانی و اردشیر لاریجانی هر نوع شبههای را در مورد موضع رادیکال و تند این جماعت، از بین بردهاند. مخالفان دراین زمینه اولاً از توفیق خاتمی در سیاست خارجی و کسب امتیازی در این زمینه از سوی وی، نگرانند و ثانیاً از این بیم دارند که مبادا سیاستهای خاتمی منجر به برقراری رابطه با آمریکا شده و سر آنان بیکلاه بماند! هر چند آقای خاتمی نگرانی این جماعت را برطرف کرده و گفتهاند: دو گروه از مصاحبه من با سیانان نگرانند. گروه اول مخالفان واقعی برقراری رابطه با آمریکا هستند و گروه دوم کسانی که بیم دارند بنده در برقراری رابطه با آمریکا از آنان سبقت بگیرم. من به هر دو دسته اطمینان میدهم که قصد برقراری رابطه با آمریکا را ندارم.
- توفیق خاتمی در زمینه سیاستهای داخلی، خارجی و فرهنگی، طبیعتاً به حل مشکلات اقتصادی وی نیز کمک خواهد کرد. تثبیت حاکمیت قانون، آزادی، امنیت و حقوق افراد فضای مناسب فعالیت را در کشور، خصوصاً برای بخش خصوصی مفید و مولد فراهم خواهد کرد و توفیقات وی در زمینه سیاست خارجی هم، زمینه جلب سرمایهها و اعتبارات خارجی را به کشور فراهم خواهد ساخت. فلذا اگر مخالفان قادر باشند خاتمی را در صحنه سیاست داخلی و خارجی با شکست مواجه کنند، امکان مقابله با بحران اقتصادی برای وی ضعیفتر خواهد شد.
3-2- استراتژی مخالفان برای ناکام کردن خاتمی در سیاستهای داخلی، خارجی و فرهنگی:
بنابر آنچه در قسمت قبل آمد مخالفان خاتمی، شانس توفیق وی را در اقتصاد کم و در زمینه سیاستهای داخلی، خارجی و فرهنگی قابل ملاحظه ارزیابی میکنند و درک میکنند که توفیقات مزبور به حل مشکلات اقتصادی وی نیز کمک خواهد کرد، لذا استراتژی خود را متوجه برخورد نظری و عملی با شعارهای سیاست داخلی، خارجی و فرهنگی خاتمی کردهاند.
- چگونگی مقابله مخالفان با شعارهای سیاسی و فرهنگی خاتمی
هجو آزادی، جامعه مدنی و... با تبلیغ آنها به عنوان هرج و مرج، ابتذال، لائیسم، سکولاریسم، جنبههای نظری و حمله به اجتماعات قانونی و کشاندن اجتماعات به تشنج، برخورد با مسئولین سیاست داخلی دولت و بالاخره استیضاح وزیر کشور، جنبههای عملی مخالفت مخالفان را با شعارهای سیاسی خاتمی، آشکار میسازد.
به نظر میرسد مهمترین هدف مخالفان از استیضاح و برکناری عبدا... نوری، متوقف کردن و یا حداقل کند کردن آهنگ توسعه سیاسی دولت خاتمی باشد. آنان بر این تصورند که خاتمی جانشین توانمندی که اعتقاد به توسعه سیاسی داشته و امکان عبور از سدهای گوناگون را داشته باشد، در اختیار ندارد و جانشین ضعیف طبیعتاً دست به عصا راه خواهد رفت و این ضربهای بزرگ به سیاستهای داخلی خاتمی خواهد بود.
برخورد مخالفان با سیاستهای فرهنگی آقای خاتمی، تقریباً مشابه برخوردهایشان در زمان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نامبرده بوده است. حمله به آزادی مطبوعات تحت عنوان ابتذال، بیبندوباری و حتی توهین به شعائر و مقدسات اسلامی، از شگردهای قدیمی است. معمولاً چنین بهانههایی با توجه به تعداد قابل توجه نشریات، عدم تعهد و فرصتطلبی برخی از ناشرین و مسئولین آنان، که با استفاده از فضای باز موجود، به دنبال نام و نانی برای خویشند و... به سادگی در اختیار مخالفان قرار میگیرد. یکی از اختلافات مهم مخالفان با خاتمی در زمینه فرهنگ، چگونگی مقابله با تهاجم فرهنگی است. آنان بر برخورد چماقی و بگیرو ببند توسط دولت و در صورت عدم پذیرش دولت، از سوی «انصار»شان، تأکید فراوان دارند، حال آنکه خاتمی اصلیترین راه مقابله با تهاجم را تولید فرهنگی میداند. ضمناً طرفین در مصادیق تهاجم فرهنگی نیز با یکدیگر اختلافات اصولی دارند.
علیایحال با توجه به اینکه خاتمی در حال حاضر ریاست جمهوری را بر عهده دارد و شعار قانونگرایی را تا حدود زیادی تثبیت کرده است، خوشبختانه در ماههای اخیر شاهد برخوردهای تند و چماقی قابل ذکری در این زمینهها نبودهایم و اقدامات مخالفان تاکنون در فشارهایشان به قوه قضاییه و نیروی انتظامی در جهت برخورد با مطبوعات و تحدید آزادی آنان خلاصه شده است.
البته زمزمه استیضاح وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به دنبال وزیر کشور خاتمی، نشانه برنامهریزی بعدی مخالفان در جهت تهاجم به سیاستهای فرهنگی خاتمی، که تاکنون بالنسبه موفق بوده است، میباشد.
- چگونگی برخورد مخالفان با سیاست خارجی خاتمی:
مخالفان خاتمی که از نظر سیاست خارجی، بر خلاف سیاست داخلی، ماهیتاً «لیبرال و باز» بوده و سخنگویانشان بر این نکته تأکید کردهاند، هم اکنون با آزمون سختی روبرو هستند. اینان مجبورند برای مقابله و خنثیسازی شعارهای «تشنجزدایی» و «گفتوگوی تمدنها»ی خاتمی، مواضع سوپر رادیکال و چپ اتخاذ کنند. اینان در گذشتهای نه چندان دور عناصر دست هشت را به دلالی جهت ترمیم رابطه با آمریکا، نزد عناصر دست چندم آمریکایی میفرستادند و دست خالی هم باز میگشتند، امروز کارشان به جایی کشیده که حتی اگر کلینتون رییسجمهور آمریکا به پابوسشان بیاید، تسلیم بدون قید و شرط شده و تمامی خواستهای ایران را برآورد، از مواضع ضد آمریکایی تبیین شده خود توسط رجایی خراسانی و محمدجواد اردشیر لاریجانی سر سوزنی عقب نخواهند نشست. چرا که بیم آن دارند امتیاز برقراری رابطه با آمریکا توسط خودشان را از دست بدهند و در عین حال خدای ناکرده خاتمی در سیاست خارجی خویش موفق شود.
بر پایه چنین تحلیلی بود که پس از یکی دو روز تایید و تجلیل مصاحبه خاتمی با CNN ، تهاجم گسترده علیه آن را از موضع بسیار «انقلابی» آغاز کرده و ادامه دادند. از روزی که خاتمی شعار دوستی با ملت آمریکا را مطرح و در این زمینه گامهای شایستهای برداشت، حضرات تلاش نمودند که تمامی آن ملت را دزد، جانی، غارتگر و سمبل استکبار و امپریالیسم آمریکا نشان دهند. تا بدینوسیله تلاشهای خاتمی خنثی شود. تا آنجا که بلافاصله پس از مبارزه جوانمردانه و در عین حال دوستانه فوتبالیستهای کشورمان را با فوتبالیستهای آمریکایی، سرودهای زمان اشغال لانه را پخش کردند.
دقت در عملکرد این قبیل وسایل ارتباط جمعی وابسته به مخالفان خاتمی نشان میدهد که پس از مصاحبه وی با CNN ، حتی یک مورد که حاوی تعریف و تمجیدی از ملت آمریکا باشد در این رسانهها منعکس نشده و برعکس تمامی مطالب و حتی خبرها و گزارشها در جهت اثبات فساد، بیهویتی، جنایتپیشگی و... این ملت بوده است.
با چنین مقدماتی میتوان انتظار داشت سومین استیضاح علیه وزیر امور خارجه خواهد بود، چنانکه به سیاستهای رئیسجمهور وفادار بماند و در این زمینه گامهای جدیتری بردارد.
به این ترتیب مشخص میشود که مخالفان خاتمی برای تحقق خواست خود مبنی بر ناکار کردن و نهایتاً سرنگونی دولت خاتمی تهاجم برنامهریزی شده و دراز مدتی را علیه سیاستهای داخلی، خارجی و فرهنگی وی آغاز کرده و ادامه میدهند. استیضاح نوری نیز بخشی از این استراتژی بوده است و استیضاحهای بعدی نیز احتمالاً در راه است.
جالب اینجاست که برخی از جریانات مخالف، در کنار اعمال چنین سیاستهای خصمانه و تهاجمی، شعار وحدت و پرهیز از تفرقه را نیز بابت منفعل کردن خاتمی و حامیانش طرح میکنند. از نظر آنان وحدت و پرهیز از تفرقه، همان مفهوم «همه با من» را دارد. یعنی ما وزرا را استیضاح میکنیم، اعمال فشار میکنیم تا مسئولین عالیرتبه دولتی محاکمه شوند و... و شما وحدت خود را با ما حفظ کنید؟!
4- باز هم چه باید کرد؟
4-1- نتایج رخدادهای اخیر:
استیضاح وزیر کشور خاتمی، محاکمه علنی شهردار تهران و... گر چه حقانیت خاتمی و همراهانش را بیش از پیش برای افکار عمومی مشخص کرد و قصد مخالفان در برخورد جدی با دولت وی برملا ساخت، معالوصف پیامدهای محتمل زیر را به همراه داشته یا خواهد داشت.
- نوعی احساس قدرت در مخالفان خاتمی و تحریک آنان به برخوردهای تهاجمی مشابه.
- نوعی احساس ضعف در حامیان خاتمی که البته اگر سبب ایجاد حساسیت و تلاشی همهجانبه و هماهنگ در جهت تدوین استراتژی حفظ دستاوردهای دوم خرداد و مقابله با مخالفان گردد، جنبه مثبت خواهد داشت.
- تبدیل تدریجی نگرانیهای مردم به ناامیدی و یأس که خواست مخالفان و در عین حال فاجعهای برای خاتمی و هواداران وی میباشد.
4-2- راه کارها:
ما تقریبا هیچ حرف و راه حل جدیدی که تا به حال طرح نکرده باشیم در اختیار نداریم.
ما بیش از یکسال است که شعار جبهه واحد ضد انحصار را مطرح کردهایم و کماکان مقدمه هر راهکاری را در ایجاد چنین جبههای میدانیم.
ما مدتهاست به رئیسجمهور توصیه کردهایم برای مقابله با بحرانهایی که تقریباً همه روزه دولت را تحت تأثیر قرار میدهد، ستادهای بحران تشکیل دهد و هنوز هم بر این پیشنهاد پای میفشاریم.
ما از خاتمی خواستهایم که علیرغم تمامی بحرانها و فشارها، با تمام توان و بدون انحراف در جهت تحقق شعارهای اصلی انتخاباتش پیش رود. امروز نیز بر این نکته تأکید و اعلام میکنیم که حتی اگر خاتمی در این راه وزراء و همراهان دیگری را نیز از دست بدهد، میبایست راسختر و استوارتر از قبل به پیمانی که با مردم بسته است وفادار باشد.
ما بارها از رئیسجمهور خواستهایم مسایل و مشکلات کشور و اداره آنرا در حدی که یأس و ناامیدی ایجاد نکند، صریح، صادقانه و بلاواسطه با مردم متعهد و خوبمان در میان بگذارد. حال نیز پیش از گذشته بر این نکته اصرار داریم. رئیسجمهور محترم باید بداند، تنها راه ارتباط با مردم صدا و سیما نیست و شاید نامناسبترین آن باشد. امروز نشریات با داشتن دو میلیون تیراژ در روز نقش تعیینکنندهای در ارتباط با مردم دارند. خاتمی چرا نباید پیام خود را از طریق مطبوعات به صورت مصاحبه و یا سخنرانی در جمعهای کوچک در اختیار مردم قرار بدهد؟