«عصر ما» بعنوان اولین مطبوعه ارگان یک سازمان سیاسی در دهه دوم استقرار جمهوری اسلامی ایران، در مهر ماه سال 73 پایه میدان چالشهای فکری و سیاسی نهاد. آغاز فعالیت و تداوم این نشریه و همچنین میزان تأثیرگذاری آن بر روند حیات اجتماعی و سیاسی کشورمان را باید در ارتباط با جغرافیای زمانی و فضایی سالهای انتشارش بازشناسی کرد، هر چند که بازسازی این امر بغایت دشوار است. عصرما در سر مقاله اولین شماره خود تحت عنوان «عصر ما چرا؟» متذکر شد: «عدم ارائه آشکار و علنی مواضع به باندهای پنهان و احزاب بدون نام این امکان را میدهد که در هر زمان، فارغ از نظارت عمومی و بدون پذیرش مسئولیت دیدگاههای پیشین خویش، تغییر موضع داده و خود را از معرض انتقاد و محاسبه برهانند. از این رو ما معتقدیم خروج از مرحله احراب بدون نام و تلاش برای شفاف ساختن افکار و دیدگاههای سیاسی و فراهم آوردن شرایط مناسب تضارب آراء برای نظام و کشور ضرورتی حیاتی و در عین حال مبارک است. مطبوعات سیاسی در این زمینه میتوانند و باید مکمل فعالیتهای حزبی باشند» و عصر ما یک نشریه سیاسی اجتماعی و ارگان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران است. هدف ما کمک به تعمیق دانش و بینش مردم، سالم و موزون ساختن رفتار سیاسی در جامعه، طح دیدگاهها و مواضع سازمان ونیز فراهم آوردن زمینهای برای طرح دیدگاهها و آراء متجانس با مواضع سازمان است... عصر ما علیرغم آنکه ارگان یک سازمان سیاسی است هر سخن و مطلب محققانهای را در چارچوب اصول را و اهداف سابقالذکر مشتاقانه پذیرا خواهد بود.»
اکنون با گذشت نزدیک به چهار سال و در آستانه صدمین شماره عصر ما خدا را شاکریم که در حد توان و وسع اندکمان توانستهایم به آنچه در اولین سرمقاله این نشریه به خوانندگانمان وعده داده بودیم، وفادار مانده و با طرح برخی مباحث مهم فکری و سیاسی برای اولین بار، میدان چالشهای فکری و سیاسی را در جامعهمان فراخ ساخته و افقهای وسیعتری را بروی جامعه خود باز نمائیم. بازنگری برخی مباحث که «عصر ما» مبتکر طرح و پیگیری آن در سالهای اخیر بود، امکان ارزیابی بهتر این امر را فراهم میسازد:
نگاهی کوتاه به برخی از طیفبندیهای جدید فکری – سیاسی جامعه
با این عنوان در ششمین شماره «عصر ما» دامنه بحثی گشوده شد که در ده شماره سلسلهوار ادامه یافت و پس از آن نیز هر از گاهی در سایه نقدهای وارده پی گرفته شد. در شروع این بحث آمده بود که: «شناخت صحیح و دقیق جریانات فکری و سیاسی جامعه و مواضع آنها، یکی از پیش نیازهای مهم برای کلیه کسانی است که قصد ورود به صحنه فعالیتهای سیاسی و اجتماعی را دارند. چنین شناختی نقش تعیینکنندهای در افزایش قدرت تحلیل و پیشبینی عملکرد گروههای سیاسی و اتخاذ مواضع صحیح در قبال رویدادهای سیاسی و اجتماعی همچون انتخابات مجلس شورای اسلامی، انتخابات ریاست جمهوری و... خواهد داشت. به ویژه با توجه به اینکه در جامعه امروز ما بسیاری از جریانات فکری و سیاسی، به صورت حزب و سازمان سیاسی رسمیت نیافته و مواضع خود را رسماً تدوین و در معرض عموم قرار ندادهاند، کشف و ارزیابی دیدگاههای آنها از اهمیت ویژهای برخوردار خواهد بود. از اینرو «عصر ما» تلاش خواهد کرد در حد توان خوانندگان محترم را به مرور در شناخت صحیحتر و دقیقتر مواضع همه گروهها و جریانات سیاسی، شامل طیفهای متنوع از دشمنان و مخالفان، و یا دوستان و طرفداران انقلاب و جمهوری اسلامی، یاری دهد. اولویت چنین تلاشی در دوران انقلاب و ماههای آغازین پیروزی، معطوف به جریانات مارکسیستی، التقاطی، ملی و... چرا که جریانات مزبور در آن دوران نیرومند، مطرح و برای مردم و خصوصاً جوانان ناشناخته بودند.
اما، در چند سال اخیر، طیفبندیهای جدید و عمدتاً بینام و ناشناخته، خصوصاً در بین نیروهای موسوم به «خط امام» و «حزبالله» ظهور کرده که موجب سردرگمی جامعه سیاسی کشورمان شده است، و طبعاً شناخت مواضع طیفها برای دوستداران انقلاب و نظام و به ویژه جوانان متعهد و انقلابی از اولویت بیشتری برخوردار است، ضمن اینکه بررسی مواضع سایر نیروها و جریانات فکری نیز به فراموشی سپرده نشده و در فرصتهای بعدی به آنها نیز خواهیم پرداخت.
اگر چه امروزه در سایه تحولات فکری و سیاسی انجام شده در جامعه ما، و بخصوص در پی حماسه دوم خرداد و انتخاب جناب آقای خاتمی بریاست جمهوری، چهره جریانات فکری و سیاسی رو به شفافیت رفته و مطبوعههای ارگانی بیانگر دیدگاهها و مواضع تشکلهای شکل گرفته در سالهای اخیر شدهاند و در سایه چنین روندی میتوان انتظار داشت که فعالیتهای فکری و سیاسی در قالب «نظام حزبی» سامان و سازمان یابد، اما نباید فراموش کرد که پرداختن عصر ما به بحث «طیفبندیهای جدید فکری – سیاسی» بود که راه را برای شناخت و شفافسازی صفبندی نیروهای فکری – سیاسی در جامعه ما باز کرد. در این بحث «عصر ما» با کالبدشکافی جریانات فکری و سیاسی موجود در جامعه آنها را در چهار طیف «راست سنتی»، «راست مدرن»، «چپ جدید»، و «چپ» جای داد و به تبیین دیدگاهها و مواضع آنها در ابعاد اقتصادی، سیاست داخلی، سیاست خارجی، فرهنگی، اجتماعی، ولایت فقیه و رهبری و عناوین کلی پرداخت و وجوه اشتراک و اختلاف طیفها را آشکار ساخت. جمعبندی این بحث، که بصورت هفت جدول مقایسهای در چهاردهمین شماره «عصر ما» ارائه شد، امروز نیز روایی اعتبار خود و علیرغم تحولات انجام شده، حفظ کرده است. با نگاه به این جداول و عملکرد طیفهای فکری سیاسی موجود براحتی میتوان دریافت که چرا تحلیل «عصر ما» تا حدود زیادی در بین نیروهای فعال فکری و سیاسی جامعه مقبولیت یافته و کاربرد این نامگذاریها امروزه در مطبوعات و محافل سیاسی به امری رایج تبدیل شده است. در واقع این «عصر ما» بود که در سال 73 با ارائه این تحلیل و برجسته کردن صفبندی نیروهای فکری و سیاسی ذیل چهار طیف، مسیر تحلیلهای واقعبینانه نسبت به نیروهای اجتماعی در جامعه را هموار نمود و این فرصت را فراهم آورد تا چهره واقعی گروهای سیاسی هویدا گردد و میزان نفوذ و تأثیرگذاری آنها بر روند تحولات اجتماعی سیاسی از حالت غیر علنی بدرآید.
استراتژی «راست سنتی» برای کسب حاکمیت انحصاری
این عنوان که در واقع از دل بحث «نگاهی به برخی طیفبندیهای...» برآمده بود، از شماره هیجدهم «عصر ما» دامنه بحثی را گشود که بمناسبت تا شمارههای اخیر نشریه ادامه داشت. در چرایی طرح این بحث چنین آمده است: «پس از خاتمه سلسله مقالات طیفبندیها، اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و عصر ما پیوسته در مورد دورنمای آینده طیفها، خصوصاً با توجه به نزدیک شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی و به دنبال آن انتخابات ریاست جمهوری، مورد سئوال خوانندگان محترم و علاقمندان قرار گرفتهاند. به نظر سئوال کنندگان، سالهای آینده و رخدادهای آن، تأثیر تعیین کنندهای بر سرنوشت انقلاب و نظام جمهوری اسلامی خواهد داشت و از این جهت پیشبینی رویدادها و آمادگی برای مقابله با نتایج آن، از اهمیت ویژهای برخوردار است. از آنجا که تحلیل ما نیز با این خوانندگان و دوستداران سرنوشت انقلاب و نظام، همسو و هماهنگ است، بر آن شدیم استراتژی «راست سنتی» را برای انحصار قدرت، به عنوان مهمترین رویداد محتمل دو سال آینده، به گونهای تفضیلی مورد بررسی قرار دهیم.» (عصر ما شماره18،7/4/74 ص4)
هرچند در زمانی که «عصر ما» وارد این بحث شد، جناح «راست سنتی» اکثریت قاطع را در مجلس چهارم داشت، و اکثر مراکز قدرت نیز با این جناح همسو بودند، اما این بحث پرده از فعالیتهای برداشت که تلاشی تام و تمام این جناح را برای قبضه کردن کامل قدرت نشان میداد و بخصوص از کار تشکیلاتی و سازمانیافته این جناح برای در اختیار گرفتن کامل مجلس پنجم و آنگاه ریاست جمهوری و قوه مجریه خبر میداد. انتشار این بحث در انطباق با رفتار سیاسی و اجتماعی طیف «راست سنتی» در جامعه، هشدارهای لازم را در بین نیروهای فکری و سیاسی غیر همسو با این جناح فراهم آورد، و به تدریج اسباب انزوای آنان را در بین دیگر نیروهای سیاسی فراهم ساخت. جناح «راست سنتی» که ارزیابی واقعبینانهای از پایگاه اجتماعی و سیاسی خود در ماههای منتهی به انتخابات مجلس پنجم نداشت، حتی حاضر به ائتلاف با مؤتلف قبلی خود یعنی جناح «راست مدرن» در حد گنجاندن نام پنج نامزد مورد قبول این جناح در لیست 30 نفره نامزدهای نمایندگی مجلس خود نشد، و نتیجه آن شد که دیگر طیفهای سیاسی بطور فعال وارد عمل شوند علیرغم ورود نیروهای نظامی برای اولینبار در عرصه سیاسی به نفع جناح «راست سنتی»، این جناح متحمل یک شکست نسبی در انتخابات مجلس پنجم شد، بگونهای که «اکثریت» مجلس چهارم به یک «اکثریت» شکننده در مجلس پنجم تبدیل شد. تجربه انتخابات مجلس پنجم هر چند چشمان جناح «راست سنتی» را باز نکرد، اما راه را برای ائتلاف نیروهای «ضد انحصار» هموار نمود و تجلی این امر در انتخابات ریاست جمهوری در دوم خرداد ماه 76 به بهترین وجه تبلور یافت، علیرغم بکارگیری تمام ابزارهای قدرت و روشهای ممکن از سوی جناح «راست سنتی» برای حمایت از نامزد مورد تأیید این جناح، نامزد رقیب آنان با رائبی باور نکردنی پیروز شد استراتژی «راست سنتی» برای کسب حاکمیت انحصاری با شکستی جدی روبرو گشت. سیر مطالبی که «عصر ما» از سال 74 ذیل این موضوع در همگامی با تحولات اجتماعی و سیاسی ارائه کرد، حاکی از درک واقعبینانه و چالشگرانه این نشریه با روند تحولات کشورمان و تأثیرگذاری بر آن بوده است، شاید اگر در سال 74 باب بحث «استراتژی راست سنتی برای کسب حاکمیت انحصاری» گشوده نمیشد، هرگز شاهد پدیده حماسی دوم خرداد نمیشدیم! البته برای اینکه این ارزیابی واقعیتر و منصفانهتر گردد، اذعان داریم که در بوجود آوردن یک پدیده اجتماعی و سیاسی دهها و شاید صدها عامل دخالت مستقیم و غیرمستقیم دارند، و به لحاظ پیچیدگی پدیدههای اجتماعی و سیاسی تشخیص عوامل ایجاد آنها و اصلی و فرعی کردن عوامل کار بسیار سخت و دشواری است، و هرگز براحتی نمیتوان ادعا کرد که چه عامل یا عواملی بوجودآورنده یک پدیده اجتماعی و سیاسی (تحول) هستند، و ادعای ما نیز از سر مسامحه بود،اما بر این امر باید تأکید کنیم که «عصر ما» مبتکر طرح این بحث بود و پیگیری مباحث مربوط خودبخود تأثیرات خود را در میدان چالشهای فکری و سیاسی جامعه ما ظاهر ساخت که تحولات سیاسی و اجتماعی در انطباق با این تحلیلها خود بهترین شاهد بر درستی و نیاز به اینگونه مباحث بوده است.