تاریخ انتشار : ۰۵ مرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۳۷  ، 
کد خبر : ۲۲۳۴۵۳

ناتو، متحدان جدید و اعتمادسازى مجدد


نویسنده: مجید دیوسالار
امروزه ناتو زمان بسیاراندکى را براى مطالعه و ارزیابى مخاطرات امنیتى،تفکر درباره روش‏هاى مهار و فرونشاندن بحران‏هاى بالقوه و ناشناخته و تحول و گسترش ابزارهاى واکنش به وقایع در یک نبرد نزدیک صرف مى‏کند. متحدان ناتو در اروپاى مرکزى و شرقى احساس نگرانى بیشترى درخصوص چنین وضعیت آشفته دارند، اما در عین حال سایر کشورها؛ از قبیل نروژ و ایسلند نیز نگرانى‏هاى مشابه‏اى را از خود نشان مى‏دهند، لذا پیمان ناتو باید اقداماتى را در خصوص اعتمادسازى مجدد نسبت به گسترش احساس ناامنى و بهبود توانایى خود در پاسخ به بحران‏هاى پیرامون مرزهاى خود اتخاذ نماید.
اعتمادسازى مجدد، مستلزم انطباق با تعهدات ناتو به روسیه و نیز تلاش‏هاى متحدان براى نزدیکى به روسیه مى‏باشد. اگرچه این مساله مى‏تواند بهانه خوبى باشد، اعتمادسازى مجدد، به متحدان جدید اطمینان خواهد داد که آن‏ها نیز نیاز به حمایت از تنظیم روابط روسیه و ناتو دارند و براى استقرارنیروهاى خود در خارج از اروپا - همانند استقرارنیروها در افغانستان - باید ضمن ظرفیت سازى در فضاى بین المللى، اقناع‏سازى هم بکنند. البته اعتمادسازى مجدد باید منوط به اتخاذ برخى گام‏هاى نظامى و سیاسى در جلوگیرى از متجاوزان بالقوه در اروپا باشد، لذا این‏ها مساله جنگ علیه شبکه‏هاى تروریستى در افغانستان و سایر جاها را کامل خواهند نمود و این مسائل به درستى، به عنوان اولویت‏هاى ناتو باقى خواهد ماند.
مسائل قبل از اجلاس لیسبون
پیمان ناتو از سال 1992 تا پیش از برگزارى اجلاس لیسبون در نوامبر2010، بر مفهوم استراتژى اى استوار بود، که براساس اعتبارات فرضیه دفاع از سرزمین دولت‏هاى عضو بنا نهاده شده بود. لیکن براساس اعتبارات مفهوم جدید، آن‏چه که باید تغییر کند، مفهوم دفاع از سرزمین نیست، بلکه تازه‏هاى جدیدى نیز به آن اضافه شده، که در پاسخ به این پرسش‏ها نهفته است: این‏که دفاع از سرزمین چگونه باید صورت گیرد؟
براساس گزارش آلبرایت و طرح راسموسن این دفاع باید از تهدیدات جدید؛ مانند تروریسم، دولت‏هاى سرکش و خارج از قانون و سلاح‏هاى کشتار جمعى، جلوگیرى کند. معناى این طرح آن است که کشورهاى عضو پیمان ناتو باید براى توسعه چارچوب‏هاى عملیاتى خود تلاش نمایند، تاجایى که هرگونه اقدامات تروریستى - هرکشور به اصطلاح سرکش و هر دولتى که در تلاش براى دست یابى به سلاح‏هاى کشتار جمعى است - را در هر زمان و هر نقطه‏اى از جهان مورد هدف قرار دهند. اسناد اولیه ناتو دراجلاس لیسبون که همزمان با شصت و یکمین سالگرد تأسیس ناتو بود، به عنوان نقطه عطف جدیدى در تاریخ این سازمان تلقى شده و به‏روز رسانى شده است. یکى ازمسائل اساسى مطرح شده در این اجلاس، در خصوص نیازهایى بود که تاحدودى به آن اشاره شد، اما برخى مسائل دیگر نیز وجود دارد، که به نظر اساسى هستند، که به عنوان نمونه مى‏توان به فقدان اعتماد و اطمینان در میان کشورهایى که به عنوان متحد از اواخر دهه 1990 به ناتو ملحق شده‏اند، اشاره کرد؛ زیرا بسیارى از این‏ها احساس مى‏کنند که از مسئولیت درقالب درگیرى‏هاى قدیمى همانند نزاع قومى یا برخورد بین دولت‏ها غافل مانده‏اند و ممکن است این مسأله روسیه را هم در برگیرد.
به نظر مى‏رسد که حمایت علنى از سوى ناتو در اروپاى مرکزى و شرقى دچارشکست شده، اما چند دولت در منطقه درصدد جبران فقدان اعتماد در ناتو از طریق تعقیب و پى‏گیرى همکارى‏هاى امنیتى دوجانبه با ایالات متحده آمریکا هستند. برخى از رهبران کشورهاى اروپاى مرکزى و شرقى به طور خصوصى اذعان نمودند، که ناتو به دلیل آن که قادربه دفاع ازاعضاء دریک وضعیت بحرانى نیست، در هراس هستند؛ زیرا زمانى که ناتو در اواخر دهه 1990 تصمیم به پذیرش عضویت کشورهایى، هم‏چون لهستان، جمهورى چک و مجارستان گرفت، این تصمیم براى دفاع ازمتحدان جدید از طریق ایجاد پایگاه‏هاى دایمى در سرزمین آن‏ها و در زمان‏هایى که مشکلات پدیدار مى‏گردد، صورت گرفت، که البته این استراتژى‏ها تاحدى به مسکو در مهار و خنثى نمودن نگرانى‏هاى خود درباره ابعاد گسترش ناتو کمک نمود - متفاوت از این که ناتو چگونه از اکثر متحدان‏اش دراروپاى مرکزى و غربى در طول دوران جنگ سرد دفاع و محافظت کرده است - و پس از آن کشورهاى کاندیداى عضویت در ناتو در ابتدا با آن مخالفت کردند، که براى غلبه آن‏ها بر متحدان، تضمین‏هاى عمومى در ابعاد کلّى به صورت تقویت مجدد آن‏ها مبنى بر محافظت از کشورهاى جدیدى که به تازگى به عضویت در آمدند، امکان‏پذیر خواهد ساخت و ایالات متحده آمریکا متعهد شد، که به بالاترین رده فرماندهى نظامى ناتو، ساکیور، که دو سه لشگر با بیست تا چهل هزار سرباز براى انجام وظیفه و براى بهبود امکانات و ساخت فرودگاه‏ها، پل‏ها، مخازن گاز و سایر زیرساخت‏هاى نظامى مورد نیاز و نیروهاى میزبان در کشورهاى پذیرفته شده،اختصاص دهد. علاوه براین، سازمان وعده داده است که مجدداً تصمیمات را - نه به دلیل استقرار نیروها در کشورهاى عضو جدید ناتو که درگیر امنیت زیست محیطى هستند - مورد بررسى قرار دهد.
ارتباط سیاسى آشکارى بین تصمیم نه فقط براى استقرارنیروها در کشورهاى جدید عضو ناتو، بلکه براى لزوم گسترش توانایى جهت اعزام آن‏ها درتقویت آن چه که در ابتدا وعده داده شده است، وجود دارد. اما سازمان براى تعقیب آن چه که وعده داده شد، دچار شکست گردیده و هیچ چیزى را براى نیروهاى موجود اختصاص نداده است البته ناتو در آن چه که ایجاد شد تاثیرگذار بود و در تئورى نیز همیشه مخالفانى داشت.
یک گروه از کشورهاى عضوکه امنیت آن‏ها باتمهیدات مشابه‏اى، که بقیه اعضاء از آن بهره‏مند هستند مورد پشتیبانى قرارنگرفته است. این مساله، متحدان جدید را همیشه در وضعیت آشفته‏اى قرارداده بود، اما ترس آن‏ها به دلیل شدت یافتن روابط ناتو با روسیه، که بیش ازیک دهه روبه زوال گذاشته شد، مى‏باشد؛ زمانى که ناتو و اتحادیه اروپا کشورهاى کمونیستىِ سابق را به عضویت پذیرفتند، همه آن‏ها فرض نمودند که مسکو تلاش براى دخالت در سیاست‏هاى این منطقه را متوقف خواهد نمود. اما روسیه بیشتر توجهاتِ خود را به اروپاى مرکزى و شرقى به عنوان حوزه نفوذ و منافع ویژه ادامه داد.
هم‏چنین در سال‏هاى اخیر، فشارها و حاشیه‏هایى برکشورهاى جدید از طریق اقداماتى؛ همانند قطع صدور نفت، حملات سایبرى و تحریم‏هاى تجارى وارد نمود. در حالى که اروپاى مرکزى و شرقى نسبت به هر زمانى از تاریخ معاصر آزادتر و امن‏تر است. ناتو باید یک سلسله اقدامات اعتمادسازى مجدد را براى بهبود توانایى اتحادیه جهت پاسخ به موضوع منازعه در اروپا، اتخاذ نماید. هم‏چنین ناتو باید اعتمادسازى مجدد را به عنوان یک بخش اصلى از مفهوم جدید استراتژى قراردهد، که این مسأله مى‏تواند منافع و فوایدى یک‏سان براى متحدان قدیم و جدید از طریق ساختن ناتو به عنوان یک سازمان کامل براى درگیرى در مرزهاى همه اعضاء، در برداشته باشد.
نگرانى ناتو
کشورهاى زیادى در اروپاى مرکزى و شرقى وجود دارند، که نگرانى اصلى آن‏ها درخصوص روسیه است و این در حالى است که ترس بیشتر آن‏ها ناشى از شکل‏هاى غیرنظامى ارعاب؛ از قبیل حملات سایبرى نسبت به جنگ سنتى است. چند عضو قدیمى و باسابقه ناتو؛ همانند نروژ و ایسلند نگرانى‏هاى مشابه و مشترکى دارند، اما لهستان و کشورهاى حوزه بالتیک، در مرکز این مذاکرات و منازعات قرار دارند. نگرانى آن‏ها درخصوص منازعه نظامى با روسیه مى‏باشد. هر چند که یک نوع محدودیتى نسبت به جنگ تمام عیار وجود دارد، اما آن‏ها به این شناخت رسیده‏اند که حتى اگر روسیه به عنوان تهدیدى براى اروپا مطرح باشد، در صدد برنامه‏ریزى براى یک تهاجم به این منطقه نخواهد بود.
حال سوالى که ممکن است در این‏جا مطرح شود، این است که چرا ناتو درصدد کاهش خطرات ناشى از یک جنگ بزرگ بوده است و آیا متحدان زمان کافى براى هشدار دادن خواهند داشت؟ آن‏ها زرادخانه‏هایى دارند که با به کارگیرى نظامى آن واکنش نشان مى‏دهند. با این وجود، منازعه نظامى گسترده در مقیاس وسیع تنها یک نوع از این پاسخ، مى‏باشد که به نحو بحث انگیزى کم‏ترین احتمال در امکان مواجهه با روسیه وجود دارد. یک منازعه کوچک تر منطقه‏اى که بسیار شدید مى‏باشد، به عنوان یک طرح مخالف یا بازدارنده و یک سناریوى احتمالى بعید به نظر مى‏رسد؛ زیرا این کشورها مى‏توانند اشکال گوناگونى را در این راستا اتخاذ نمایند. برخى از کشورهاى حوزه بالتیک، به ویژه لِتونى و استونى، اقلیت‏هاى بزرگى از جمعیت روسى را در سرزمین خودشان جاى دادند و نگران آن هستند که مسکو مى‏تواند از حضور آن اقلیت‏ها به عنوان دستاویزى مشروط، جهت تهاجم نظامى استفاده نماید.نگرانى لیتوانى و لهستان بیشتر در مورد ظهور یک درگیرى در کریدورکالینگراد است و شریان باریکى وجود دارد، که روسیه مى‏تواند از طریق آن و دریاى بالتیک منافع خود را تامین کند. بنابراین، ترس لهستان ناشى از آن است که، چنان چه درگیرى نظامى‏اى بین اوکراین و روسیه رخ دهد، احتمال آن که این درگیرى به مرزهاى لهستان نیز تسرى یابد زیاد است؛ چرا که اخیراً مانورهاى نظامى روسیه در امتداد مرزهاى کشورهاى بالتیک و لهستان نیز به نگرانى‏هاى اروپاى مرکزى و شرقى افزوده است؛ زیرا این کشورها به سازمان ناتو به عنوان یک عامل بازدارنده روسیه مى‏نگرند و این درحالى است که امروزه عملکرد ناتو در سطح پائینى در برخورد بامنازعاتى که مورد اشاره قرارگرفتند مى‏باشد.
ارتش‏هاى مدرن، خود را آماده احتمالاتى مى‏کنند که به عنوان اصولِ اساسىِ آن‏ها قابل مشاهده است. آن‏ها نیز از نیروى نظامى قدرتمندى که قادر به دفاع در مقابل دامنه وسیعى از تهدیدات هستند، حمایت مى‏کنند. آن‏ها هم‏چنین مانورهایى در جهت افزایش توان دفاعى سناریوهایى که احتمال حمله آن بیشتر مى‏باشد، برگزار مى‏کنند. این مسأله، واحدها را - که همان کشورها هستند را - هشیار مى‏سازد و به هویت بخشى مورد نیاز ارتش کمک مى‏کند. هم‏چنین حکومت‏ها واحدهاى بزرگ را فقط در چارچوب این مساله حفظ مى‏کنند، نه همه تهدیداتى که مى‏تواند دقیقاً فهمیده شده و مورد پیش بینى قرار گیرد.
کشورها هم‏چنین براى بهبود و پیشرفت احتمالات، به طور دائم تمایلات سیاسى و امنیتى باثبات را تحلیل و عواقب بالقوه آن را مورد ارزیابى قرار مى‏دهند و لذا این دولت‏ها سریعاً به ظهور هرگونه تهدیداتى نیز واکنش نشان مى‏دهند. یک چنین تحلیل‏ها و برنامه‏ریزى‏هایى در اکثر وزارت دفاع، به طور روزمرّه اتخاذ مى‏شود. البته سازمان ناتو در ارزیابى یک تهدید عینى دچارمشکل است؛ زیرا دولت‏ها مخالف آن چه که این سازمان باید تلاش نماید هستند و خوددارى یا دست کارى اطلاعات در نقطه نظر آن‏ها دچارتحول شده است. ماموریت‏هاى ناتو در کوزوو و افغانستان، هزینه‏هاى زیادى را براى این سازمان در برداشت و این در حالى است که ناتو براى دفاع از مرزهاى خود نیاز به مانورهاى بزرگ نظامى دارد، که این امر تاکنون به ندرت صورت گرفته است.
بنابراین منشور ناتو، این سازمان به طورکامل از متحدان خودش، زمانى که تهدیدى آن‏ها را احاطه کند، حمایت نماید و این مسأله در عمل براى عملکرد روزانه این سازمان، که نیازمند آمادگى براى چنین احتمالى مى‏باشد، کافى نبوده و نگرانى اروپاى مرکزى‏و شرقى بیش از این مى‏باشد؛ زیرا ترس متحدان جدید، زمانى که همبستگى ناتو برجنگ عراق غلبه نمود،شدت یافت.درسال 2003 ناتو از ترکیه تقاضاى همکارى در قضیه حمله ایالات متحده آمریکا به عراق کرد و عراق هم علیه ترکیه اقدام تلافى‏جویانه انجام داد. یک گروه از کشورهاى عضو ناتو که از جانب آلمان و فرانسه رهبرى مى‏شدند در واقع مخالف جنگ علیه عراق بودند.
چرا اعتمادسازى؟
ناتو نیازبه تعریف اولویت جدید جهت کاهش تردیدها درباره آمادگى خود براى اجراى شرط دفاع دوجانبه دارد. اگر ناتو اقداماتى را براى آمادگى بهتر در مقابل تهدیدات در اروپا انجام داده است، دو فایده براى آن دربر خواهد داشت:
اول؛ این که، باعث افزایش اطمینان و نه ضعف در توانایى این سازمان جهت برعهده گرفتن ماموریت‏هاى آن در اطراف اروپا خواهد شد. متحدان ناتو نیاز به امنیت محسوس در داخل دارند، در حالى که مى‏توانند بهترین نیروهاى‏خارجى رابراى تامین امنیت خود به کارگیرند. زمانى که دولت‏هاى عضو ناتودر اواسط دهه 1990 براى‏اولین بار نیروهایى را به خارج ازسرزمین خود فرستادند، آن‏ها توانستند احساس امنیت و انسجام سیاسى را که پیش از این وجود نداشت را بوجود آورند. امروزه پویایى ناتو به صورت معکوس تجلّى یافته و تردیدها در خصوص تعهدات ناتو براى دفاع از تهدیدات اروپاى مرکزى و شرقى جهت پشتیبانى در منطقه براى ماموریت در افغانستان افزایش یافته است. اقدامات اعتمادساز مى‏تواند تمایلاتى را ایجاد نماید و کشورهاى عضو جدید را براى ماموریت در افعانستان به لحاظ پشتیبانى تقویت کند و پس از این اقدام، کشورهاى متحد مى‏توانند در ارتش‏هاى خود تغییراتى را بوجود آورند. اگر آن‏ها در داخل احساس امنیت نمایند کمتر به سرمایه گذارى در زمینه تجهیزات و دفاع ازخود خواهند پرداخت و دلایل زیادى نیز براى خرید سخت افزارهاى نظامى مورد نیاز براى انجام ماموریت در مناطق دور دست همانند ماموریت در افغانستان وجود دارد.
دوم؛ این که، اعتمادسازى مجدد به عنوان یک پیش شرط براى تنظیم مجدد روابط با روسیه است. سازمان ناتو هرگز قادر به درگیرى موثر با مسکو به صورت طولانى و در حمایت از کشورهاى عضو که ناامنى را احساس مى‏کنند، نخواهد بود. این دولت‏ها با هرگونه برقرارى رابطه با روسیه مخالفت نموده و تلاش‏هایى را براى متقاعد کردن سایر کشورها در مقابل تردیدهاى آن‏ها نسبت به ناتو که مسکو نیز نگران آن است، مى‏نمایند. همچنین ناتو با تکالیف بزرگترى نیز مواجه است که همانا افزایش همبستگى سیاسى و آمادگى‏هاى قابل ملاحظه نظامى جهت ممانعت از هرگونه منازعات بالقوه مى‏باشد. پاسخ - اعتماد سازى مجدد - باید شامل اقدامات سیاسى، نظامى و اقتصادى باشد. آن‏ها نباید با تحریک همسایگان به ویژه روسیه زمینه بى ثباتى را فراهم نمایند و مهم‏تر این که نیازبه برقرارى روابط دایمى ازطریق ناتو با روسیه دارند.
مدیریت بحران ناتو و تعهّد اتحادیه اروپا و دولت‏هاى ملّى:
راهبرد اعتمادسازى جدید ناتو باید کلیه اهداف این سازمان را که به نوعى دچارضعف بود اصلاح نماید. یکى از اولین گام‏ها آن است که ناتو باید سیستم مدیریت بحران جارى خود را مورد بررسى و تجدیدنظر قرار دهد. ناتو باید یک مکانیزم جدیدى را براى متحدان خود در جهت ارزیابى بى‏وقفه بحران‏هاى بالقوه‏اى که در اطراف مرزهاى کشورهاى عضو رخ مى‏دهد و نیز عواقب این بحران‏ها ایجاد نماید.
از سوى دیگر، در چارچوب تعهد اتحادیه اروپا و دولت‏هاى ملّى البته اعتمادسازى مجدد نیازمند آن است که سایر بازیگران با ناتو درگیر شوند؛ زیرا سازمان ناتو مى‏تواند پیشنهاد کمک محدود با برخى منابع نا امنى که متحدان نسبت به آن نگرانى دارند، را نماید؛ زیرا بنابراین، خطراتى که اتحادیه اروپا را تهدید مى‏کند، نه تنها شامل حرکت‏هاى نظامى، بلکه شامل تهدید سیاسى و باج‏گیرى در زمینه انرژى، نفوذ سرویس‏هاى اطلاعاتى و فساد مى‏گردد. این‏ها حوزه‏هایى هستند که اتحادیه اروپا نقش بزرگ‏تر و مهم‏ترى را در قبال آن‏ها ایفا مى‏کنند و مشابه این موضوعات براى دولت‏هاى ملّى مصداق مى‏یابد.
این‏ها چیزهایى هستند که متحدان جدید و قدیم مى‏توانند و باید خودشان به تنهایى اقدام به کاهش آسیب پذیرى بالقوه نمایند. ناتو مى‏تواند طرح دفاعى تمام عیار و دقیقى یا پایگاه نظامى را در اروپاى مرکزى و شرقى تاسیس نماید. ازسوى دیگر اتحادیه اروپا مى‏تواند به آن چه که باعث نگرانى دولت‏ها در منطقه شده است کمک نماید تا مرتفع گردد. به عنوان مثال ارزیابى تاثیر سرمایه‏گذارى‏هاى روسیه براقتصادهاى داخلى آن‏ها و اطمینان‏سازى از اقدام کامل سرمایه‏گذاران خارجى به همراه قوانین و مقررات اتحادیه اروپا را مى‏توان در این راستا ارزیابى کرد.
اعتمادسازى مجدد نیازمند آن است که اتحادیه اروپا و ناتو در مورد تهدیدهاى بالقوه نظامى و غیرنظامى تفکر و ارزیابى نمایند. اتحادیه اروپا و ناتو باید قادر باشند تا در چارچوب یک رفتار هماهنگ با هر نهادى که داراى منابع منحصر به فرد هستند و در شرایط ویژه‏اى قراردارند، پاسخ‏گو باشند. این مسائل نیازمند آن خواهد بود که رابطه نزدیکى بین ستادهاى نظامى اتحادیه اروپا و ناتو جهت تضمین همکارى روزافزون دو نهاد در عملیات‏ها و اجتناب از تکرار تلاش‏هاى ناموفق برقرار گردد. از طرفى چنین همکارى نزدیکى نیازمندآن است تا منتظر بهبود روابط بین ترکیه، یونان و قبرس و تنش‏هاى بین آنکارا، آتن و نیکوزیا باشیم تا این که همکارى بین اتحادیه اروپا و ناتو تقویت گردیده و افزایش یابد.
ابعاد دفاعى:
در حالى که متحدان جدید و برخى از متحدان قدیمى نگران یک سرى تهدیداتى که ذکر آن رفت مى‏باشند، ولى کشورهاى حوزه بالتیک و لهستان از درگیرى نظامى احتمالى هراس دارند، که براى جلوگیرى ازچالش‏هاى مسلحانه بالقوه در مرزهاى کشورهاى عضو، ناتو باید سطحى اساسى از فعالیت‏هاى نظامى؛ از قبیل برنامه‏ریزى، تقویت تمرین‏هاى نظامى و سرمایه‏گذارى زیربنایى را مورد توجه قرار دهد.
چنین برنامه‏هایى به ناتو اجازه مى‏دهد تا نیازهاى دفاعى را براساس یک سناریوى ویژه جنگى تحلیل نمایند. با این اوصاف، فرآیندهاى برنامه‏ریزى، همانند سایرطرح‏ها مهم مى‏باشد. علاوه براین، ناتو باید براى یک طرح مشروط به برخى اقدامات نظامى در چارچوب اعتمادسازى مجدد اهمیت دهد؛ چرا که این گام‏ها مهم هستند و برانسجام مسائل میان متحدان که برآمادگى واقعى ناتو براى تقویت خود در جهت ماموریت‏هاى خارجى، تاکید مى‏نمایند. موارد ضرورى‏اى که متحدان نیاز به آن دارند عبارتند از:
ـ تداوم گشت هوایى برفراز کشورهاى حوزه بالتیک؛ البته این کار که از سال 2004 شروع شده و نشانه مهمى از تعهد ناتو براى منطقه مى‏باشد.
ـ برگزارى مانورهاى محدودِ آزمایشى ازسوى ساختارهاى فرماندهى، آمادگى نیروها و پشتیبانى؛ شامل ترابرى‏نظامى که درتقویت کشورهاى جدیدعضو ناتو مهم و سرنوشت ساز است.
ـ برگزارى مانورهاى نظامى تمرینى براساس طرح‏هاى موجود با کمک فرماندهى منطقه‏اى.
ـ بهبود راهبرد ارتباطاتى ناتو براساس یک خط مشى مشترک. به عنوان مثال، مانورهاى نظامى روسیه دربلاروس باعث تقویت انسجام سیاسى خواهد شد؛ زیرا گاهى اوقات متحدان على رغم آن که نگرش‏هاى مشترکى با یکدیگر دارند، اما چندان با اقدامات ناتو موافق نیستند و در نتیجه، تلاش‏هاى کمترى براى ارسال پیام‏هاى واحد مى‏نمایند.
ـ بهبود میزان نظارت و بخش جاسوسى؛ اروپاى مرکزى و شرقى هیچ گاه به طور کامل از آن چه که در مرزهاى شرقى طرف دیگر رخ مى‏دهد، کاملاً باخبر نیستند.
ـ توسعه سیستم دفاع هوایى ناتو - شامل حمله ازطریق تهدیدات موشکى - که کل اروپاى مرکزى و شرقى را دربرمى گیرد و هم‏چنین چندین پایگاه درمنطقه را نیز شامل مى‏گردد.
ـ افزایش قدرت نیروى واکنش ناتو؛ نیروى واکنش ناتو در سال 2002 تاسیس گردید، که در واقع براساس ماده پنج به عنوان ابزارى تقویتى و اعتمادساز مطرح مى‏باشد. با این حال نیروى واکنش ناتو هرگز به طور کامل تقویت نشده است. متحدان باید نیروهاى مورد نیاز را براى اجرا و تحقق اهداف در اختیار نیروى واکنش ناتو قرار دهند.
دستور کارهاى اجلاس لیسبون:
نشست سران ناتو که در 19 و 20 نوامبر 2010 در لیسبون پرتغال برگزار شد، همزمان با شصت و یکمین سالگرد تأسیس ناتو، به عنوان نقطه عطف جدیدى در تاریخ این سازمان تلقى شده است. در این اجلاس، استراتژى ناتو براى 10 سال آینده مورد بررسى و تصویب قرار گرفت. استراتژى جدید ناتو، که تحت عنوان "مفهوم استراتژیک نوین ناتو " خوانده مى‏شود، به مدت بیش از یک سال توسط یک گروه کارشناسى به ریاست مادلین آلبرایت، وزیر خارجه پیشین آمریکا و عضویت 12 تن از کارشناسان برجسته تهیه شده و در قالب گزارشى منتشر شده است.
از این نظر، این اجلاس پس از پایان جنگ سرد، که استراتژى ناتو مورد بازتعریف قرارگرفت، قابل توجه است. این سازمان با پایان جنگ سرد و در حالى که فلسفه وجودى خود؛ یعنى مقابله با تهدیدات اتحاد جماهیر شوروى را از دست داد، به تجدید سازمان و بازتعریف مأموریت‏هاى خود پرداخته است.
ناتو با تعریف جدیدى از خود شروع به پذیرش اعضاى‏جدید از کشورهاى اروپاى مرکزى و شرقى نمود؛ برنامه‏اى که با وجود مخالفت‏هاى روسیه نیز ادامه یافته است. این سازمان با ایفاى نقش فعال در جنگ بالکان و وادار کردن صربستان به پذیرش صلح، عملاً تجدید حیات خود را به جهان اعلام کرد. هم‏چنین حضور نیروهاى ناتو در افغانستان، به معناى گسترش حوزه فعالیت ناتو به خارج از محدوده قاره اروپا تلقى مى‏شود؛ زیرا قبلاً مأموریت ناتو حفاظت و دفاع از اروپا در قبال شوروى بود. ناتو در حال حاضر با چالش‏هاى مهمى روبه‏رو است که سران آن سعى نمودند تا در اجلاس لیسبون، به یافتن راه کارهاى مناسب دست یابند.
روابط روسیه و ناتو
از زمان فروپاشى شوروى، ناتو همواره با مسئله توجیه بقاى خویش و نیز نحوه تعامل با روسیه روبه‏رو بوده است. طرح همکارى با روسیه در طى سال‏هاى گذشته فراز و نشیب‏هاى زیادى را پشت سر گذاشته است. از این رو، یکى از مباحث اجلاس لیسبون، به بازتعریف روابط ناتو با روسیه اختصاص داشت. پس از پایان جنگ سرد، در ناتو تلاش‏هایى شد تا همکارى‏هایى با روسیه در قالب نهادهایى؛ هم‏چون شوراى همکارى ناتو - روسیه شکل بگیرد، اما با این حال، سیاست‏هاى ناتو، از جمله پذیرش اعضاى جدید و حرکت به سمت شرق که به پذیرش عضویت کشورهاى اروپاى شرقى منجر شد و تعداد اعضاى اولیه ناتو را از 16 عضو به 28 عضو افزایش داد، با واکنش شدید روسیه مواجه شد؛ چرا که روسیه برخى از این کشورها را حیاط خلوت خود تلقى مى‏کرد و لذا اوج این مخالفت‏ها در زمان طرح عضویت اوکراین و گرجستان به ناتو نمایان شد. بدین ترتیب، ناتو با دو مسئله پیچیده روبه‏رو است:
یکى تعامل با روسیه و از بین بردن فضاى جنگ سرد و دیگرى، تعقیب استراتژى حرکت به سمت شرق و پذیرفتن اعضاى جدید. در شرایط فعلى به نظر مى‏رسد که بهبود روابط با روسیه و همسو ساختن این کشور با اهداف ناتو، از اولویت بالاترى نسبت به پذیرش اعضاى جدید برخوردار شده است. از این رو، مسئله عضویت اوکراین و گرجستان، فعلاً از دستور کار اجلاس سران ناتو کنار گذاشته شده است.
در گزارش گروه کارشناسان "مفهوم استراتژیک نوین ناتو " نیز به ضرورت مشارکت روسیه در فعالیت‏هاى ناتو اشاره شده است. این گزارش تأکید دارد، که همکارى ناتو - روسیه به منزله ابزارى در جهت تقویت امنیت منطقه یورو- آتلانتیک مى‏باشد، که در این رابطه بر فعالیت شوراى ناتو-روسیه به عنوان محور همکارى‏هاى دو طرف اشاره شده است. این گزارش تأکید دارد، که اعضاى ناتو، روسیه را تهدید نظامى نمى‏دانند و به دنبال ایجاد تهدید نظامى براى این کشور نیز نیستند و دو طرف فقط در مورد سیاست‏ها و مقاصد طرف دیگر شک و تردیدهایى دارند. به این ترتیب در مفهوم "نوین استراتژیک "، همکارى امنیتى یورو - آتلانتیک، شامل همکارى امنیتى با روسیه نیز مى‏شود.
با این حال، روابط روسیه و ناتو همچنان با برخى از چالش‏هاى گذشته روبه‏رو است؛ زیرا سوءظن سنتى که در کشورهاى اروپاى شرقى نسبت به روسیه وجود داشته، هم‏چنان باقى است و با توجه به عضویت بیشتر این کشورها در ناتو، همین امر عاملى بازدارنده در پذیرش روسیه به عنوان شریک امنیتى ناتو محسوب مى‏شود، که البته این مسئله در آینده و در کنار پذیرش اعضاى جدید از جمله اوکراین و گرجستان در ناتو، یکى از مباحث اختلاف برانگیز میان روسیه و ناتو خواهد بود.
مسئله قابل توجه دیگرى که آینده روابط روسیه و ناتو را با چالش مواجه مى‏کند، پیمان جدید کاهش تسلیحات هسته‏اى استراتژیک میان آمریکا و روسیه؛ یعنى قرارداد استارت است. باراک اوباما و دیمیترى مدودیف، روساى جمهور آمریکا و روسیه در آوریل 2010، بر سر مفاد این قرارداد به توافق رسیدند. بر اساس این قرارداد، تعداد کلاهک‏هاى هسته‏اى براى هر کشور باید از 2200 به 1550 عدد کاهش یابد. اما مسئله این است که این قرارداد با مشکلاتى براى تصویب در مجالس روسیه و آمریکا مواجه است؛ زیرا روس‏ها مایل نیستند قبل از اینکه آمریکا این معاهده را در کنگره به تصویب برساند، اقدامى در این رابطه در مجلس روسیه انجام شود. و در این رابطه حتى مدودیف تأکید کرده، که دوما (پارلمان روسیه) نباید پیش از پیوستن آمریکا به استارت جدید، این پیمان را تصویب کند و این در حالى است که بعد از پیروزى جمهورى‏خواهان در انتخابات میان دوره‏اى آمریکا، مسئله تصویب پیمان استارت با مخالفت‏هاى جدى از سوى نمایندگان حزب جمهورى‏خواه مواجه شده، هر چند که مقام‏هاى دولت اوباما بر ضرورت تصویب آن تأکید کرده‏اند.
باراک اوباما با تأکید بر تصویب این پیمان، تصویب آن را براى امنیت ملى آمریکا ضرورى دانسته، اما مقام‏هاى آمریکایى در خصوص ضرورت تصویب معاهده استارت جدید، به مسئله همکارى‏هاى روسیه در تصویب قطعنامه‏هاى تحریم علیه ایران در سازمان ملل متحد اشاره نموده و ادامه همکارى روسیه را در گرو امضا و تصویب پیمان استارت مى‏دانند و معتقدند: ادامه همکارى‏هاى روسیه براى تقابل با ایران، ممکن است متوقف شود، که این استدلال از دیدگاه برخى از ناظران به منظور فشار بر اعضاى جمهورى‏خواه که به مخالفت با ایران و هوادارى از اسرائیل شهره هستند، مطرح شده است. نمایندگان مزبور نیز در بیان مخالفت خود با تصویب پیمان جدید استارت، معتقدند، که این امر باعث خواهد شد تا واشنگتن دست‏یابى به اطلاعات درباره وضعیت تسلیحات هسته‏اى روسیه را از دست بدهد.
سپر دفاع موشکى
مسئله دیگرى که روابط آینده روسیه و ناتو را تحت تأثیر قرار داده است، سیاست آمریکا در جهت استقرار سپر دفاع موشکى است، که در اواخر دوران ریاست جمهورى جورج دبلیو بوش مطرح شد و عکس‏العمل تند روسیه را نیز در پى داشت، که البته با روى کار آمدن اوباما و تلاش دولت وى براى پایه‏گذارى روابط جدید با روسیه، آمریکا طرح استقرار سپر دفاع موشکى را که قرار بود در دو کشور لهستان و چک مستقر شود را لغو و طرح محدودترى را مورد توجه قرار داد.
در اجلاس سران ناتو در لیسبون، که با حضور مدودیف برگزار شد، موضوع طرح جدید استقرار سامانه ضد موشکى در ترکیه مطرح گردید و تلاش شد، با جلب همکارى روسیه، تا اندازه‏اى از نگرانى‏هاى روسیه برطرف شود؛ زیرا از آنجا که کشور ترکیه براى استقرار این سپر در نظر گرفته شده است، تا اندازه‏اى این موضوع را که هدف غایى این سپر روسیه است را برطرف مى‏کند، اما با این حال، هر چند روسیه تمایل خود را براى مشارکت در این طرح اعلام کرده، ولى ابهامات زیادى در مورد نحوه و میزان مشارکت روسیه وجود دارد؛ چرا که روس‏ها تأکید کرده‏اند، که این مشارکت باید جامع و شامل مبادله اطلاعات و مشارکت همه‏جانبه باشد و این مشارکت نباید به بخش خاصى محدود شود. مدودیف در این باره تأکید کرده است، که روسیه تنها در صورتى آماده همکارى براى مشارکت در سپر دفاع ضدموشکى است که این سیستم عادلانه باشد و سیستم موشکى ناتو نباید توازن و تعادل نظامى اروپا را بهم بزند.
همانطور که در بالا اشاره شد، هدف آمریکا در این مرحله، جلب همکارى روسیه، به ویژه در برنامه تقابل با ایران است، ولى معلوم نیست که محافل داخلى در ناتو و آمریکا با مشارکت همه جانبه روسیه در طرح سپر دفاع موشکى موافقت نمایند. اعلام این‏که هدف از استقرار سپر دفاع موشکى چه کشورى است نیز در اجلاس لیسبون مسئله‏ساز شد؛ زیرا آمریکا و برخى از متحدین آن کشور در ناتو با هدف اعلام کردن ایران، سعى در رفع سوءظن و نگرانى روسیه داشتند، ولى ترکیه با توجه به حساسیت این مطلب و تأثیر منفى‏اى که مى‏تواند بر روابط حسنه این کشور با ایران داشته باشد، به شدت با این امر مخالفت کرد و در نهایت به درخواست ترکیه در بیانیه نهایى نشست، نامى از هیچ کشورى به عنوان بهانه ایجاد سپر موشکى برده نشد، اما با این حال، نیکولا سارکوزى، رئیس جمهور فرانسه که بر ضرورت نام بردن از ایران به عنوان عامل تهدید پافشارى مى‏نمود.
ظاهراً پس از شکست تلاش‏هاى خود و در پایان اجلاس، در یک جلسه مطبوعاتى اعلام کرد، که هر چند در بیانیه پایانى از کشورى نام برده نشده است، اما همگان مى‏دانند که ایران کشور مد نظر است. على رغم تأکید برخى در غرب، که با هدف‏هاى تبلیغاتى، ایران را عامل تهدید موشکى معرفى مى‏نمایند، اما اظهارات مزبور این واقعیت را که هیچ‏یک از موشک‏هاى ایران به تسلیحات هسته‏اى مجهز نیست و تهدید اصلى از ناحیه دو کشور هسته‏اى مقابل ناتو؛ یعنى چین و روسیه است را پنهان نمى‏سازد. خطر جدى دیگر موشک‏هاى هسته‏اى پاکستان است، که چنان‏چه کنترل اوضاع در آن کشور از دست دولت خارج شود، ممکن است از سوى گروه‏هاى تندرو تهدیدى براى غرب محسوب شود. بنابراین، مطرح کردن ایران به عنوان تهدید، به منظور پوشاندن اهداف واقعى طرح سپر دفاع موشکى و بهانه‏اى براى ایران هراسى در منطقه است.
مأموریت در افغانستان
موضوع مهم دیگرى که در اجلاس لیسبون مطرح شد، مأموریت ناتو در افغانستان است. ناتو در اولین و بزرگ‏ترین عملیات نظامى در خارج از قلمرو سنتى خود؛ یعنى اروپا، نیروهاى زیادى را به افغانستان فرستاده است. افزایش درگیرى‏ها و ادامه بحران در افغانستان، که با افزایش تلفات نیروهاى ناتو در طى ده سال گذشته همراه بوده است، فشار افکار عمومى را در کشورهاى غربى عضو ناتو براى خروج نیروهایشان از افغانستان افزایش داده است. از سوى دیگر، این مسئله روابط کشورهاى عضو ناتو، به ویژه میان کشورهاى اروپایى و آمریکا را دچار تنش کرده است. از این رو در اجلاس شصت و یکم، هم‏چون اجلاس شصتم، مسئله حضور نیروهاى ناتو در افغانستان یکى از مباحث اصلى بود. آمریکا همواره از برخى کشورهاى اروپایى که در افغانستان نیروهاى نظامى دارند انتقاد کرده، که در عملیات رزمى شرکت نمى‏کنند و بار اصلى عملیات نظامى بر دوش نیروهاى آمریکایى قرار دارد. ناتو در مجموع 150 هزار نفر نیرو در مناطق مختلف افغانستان دارد که بخش عمده‏اى از آنها را نیروهاى رزمى آمریکا تشکیل مى‏دهند.
از این رو، به نظر مى‏رسد که آینده ناتو تا حد زیادى به مأموریت آن در افغانستان بستگى دارد و نهایتاً در اجلاس لیسبون توافق شد که از سال 2011، نیروهاى ناتو خروج خود را از افغانستان آغاز کند و تا سال 2014، کنترل امنیت به طور کامل به نیروهاى افغان سپرده شود و تنها بخش کوچکى از نیروهاى ناتو براى آموزش و کمک به نیروهاى افغان در آن کشور باقى بمانند. به نظر مى‏رسد که این تصمیم براى آرام کردن فشار افکار عمومى اتخاذ شده است؛ زیرا هیچ قرینه‏اى مبنى بر این‏که نیروهاى ناتو بتوانند به اهداف ذکر شده دست یابند، وجود ندارد. لازم به ذکر است که حتى‏برخى از مقام‏هاى آمریکایى به صورت ضمنى اعلام کرده‏اند، که تاریخ اعلام شده براى خروج نیروها قطعى نیست، بلکه جنبه امیدوارانه دارد. به گفته جف مورل، سخنگوى پنتاگون، ممکن است تا آن تاریخ نیروهاى افغان هنوز در تمامى نقاط این کشور نقش رهبرى عملیاتى را در دست نگرفته باشند و واحدهاى نظامى آمریکا و سایر کشورها ناگزیر باشند پس از آن زمان نیز در افغانستان باقى بمانند.
سخنان مذکور، حاکى از آن است که مقام‏هاى‏آمریکایى تلاش مى‏کنند تا مرزى میان حضور نیروهاى آمریکایى و ناتو قائل شوند. در بررسى وضعیت افغانستان، عامل همکارى روسیه با ناتو نیز قابل توجه است. در اجلاس لیسبون، روسیه موافقت کرد تا علاوه بر اجازه عبور تجهیزات از خاک خود به افغانستان، 17 بالگرد را در عملیات افغانستان وارد کند. مقام‏هاى روسى تمرکز عملیات خود را مبارزه با مواد مخدر اعلام کرده‏اند. در واقع روسیه نیز نگران این امر است که شرایط افغانستان آن قدر وخیم شود که آمریکا و ناتو به صورت ناگهانى این کشور را ترک کنند و ظاهراً چنین دورنمایى، روسیه را وادار کرده تا با نیروهاى ناتو همکارى بیشترى داشته باشد.
نتیجه‌گیرى
اکثر متحدان پذیرفته‏اند، که براى اعتمادسازى مجدد، باید نیازهاى آنان برآورده شود. اعتمادسازى به عنوان بخش اصلى مباحثات و مذاکرات مفهوم راهبردیِ جدید ناتو بوده و سازمان ناتو تقریباً آمادگی آن را دارد که اقدامات محدودى را در چارچوب اعتمادسازى مجدد انجام دهد. با این وجود، آن نیاز براى توسعه جامع تر به عنوان سیاستى موثر در کاهش نگرانى‏هاى کشورهاى عضو مى‏باشد. در چارچوب هرآن چه که در قالب نیازها مطرح شده ناتو باید مکانیزم‏هاى جدیدى را براى شناسایى بحران، ارزیابى و واکنش نسبت به بحران را شکل دهد. از سوى دیگر، بودجه‏هاى دفاعى کل اروپا با توجه به بحران اقتصادى اخیر تحت فشارشدید بوده و براین اساس وزراى دفاع نیز به لحاظ طبیعى مایل به اتخاذ تعهدات جدید هستند. با این وجود، ناتو باید راهى را براى بهبود تدریجى زیر بناى نظامى در اروپاى مرکزى و شرقى جهت تضمین موفقیت‏هاى خود در هرمساله بحرانى اتخاذ نماید. با این حال دفاع متقابل، وظیفه اصلى ناتومى باشد، که در نتیجه، اعتمادسازى اولیه براقدامات سیاسى اى که مى‏تواند هزینه‏هاى اضافى کمترى را دربرداشته باشد، تاکید دارد. نهایتاً ناتو براى انسجام و یکپارچگى درونى خود باید به گونه‏اى اقدام نماید تا همه متحدان از سطح مشابه‏اى از احساس امنیت برخوردار گردند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات