تاریخ انتشار : ۰۵ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۵۷  ، 
کد خبر : ۲۲۳۴۷۳
«تیری میسان» با درج مقاله‌ای تشریح کرد

3 عملیات روانی غرب برای بی‌ثبات کردن سوریه


به گزارش فارس، پایگاه "ولترنت" در مقاله‌‌‌ای به قلم "تیری میسان " ناآرامی‌های سوریه را برنامه‌ تعیین شده غرب دانست که در سه محور عملیات نظامی، اقتصادی و رسانه‌ای دنبال می‌شود، اما بیش از آنکه بتواند به موفقیت‌های مورد نظرش دست پیدا کند، باعث حمایت مردم سوریه از حکومتشان شده است.
عملیات ضد لیبی و سوریه عاملان و راهبردهای یکسانی دارند. با این حال، نتایج آن‌ها یکسان نخواهد بود، چرا که شرایط این دو کشور با هم قابل مقایسه نیست. "تیری میسان " تجربه نزدیک به شکست نیروهای استعماری و ضدانقلابی را تحلیل کرده و بازگشتی آونگ‎مانند را در جهان عرب پیش‌بینی می‌کند.
پروژه براندازی دولت سوریه و لیبی از سوی "جان بولتون" مطرح شد
تلاش‌های برای براندازی حکومت سوریه مشترکات زیادی با آنچه در لیبی اتفاق می‌افتد دارند. اما نتایج آن‌ها با توجه به زمینه اجتماعی و اقتصادی متفاوت این دو کشور، با هم تفاوت زیادی دارند. پروژه براندازی هم‌زمان حکومت‌های این دو کشور اولین بار در 6 می 2002 از سوی "جان بولتون "، زمانی که او معاون وزارت امور خارجه در دولت بوش بود مطرح شد. اجرای این طرح از سوی دولت اوباما 9 سال بعد از آن تاریخ (در شرایط بیداری ملت عرب) بی‌دردسر نیست.
به‏خلاف لیبی در سوریه کودتای نظامی ممکن نبود
درست مثل لیبی در سوریه هم برنامه اصلی این بود که کودتایی نظامی صورت بگیرد، اما به زودی مشخص شد که این برنامه با توجه به عدم وجود فرماندهان نظامی مشتاق به این کار در سوریه امکان‌پذیر نیست. بر اساس گزارش منابع ما، برنامه مشابهی هم برای لبنان مد نظر بوده است. در لیبی، برنامه به بیرون درز کرد و سرهنگ "قذافی "، با پیشدستی سرهنگ "عبدالله گهانی " را دستگیر کرد. به هر حال، برنامه ابتدایی باید با توجه به سناریوی غیرمنتظره "فصل تازه جهان عرب " تغییر می‌کرد.
- عملیات نظامی
غرب به‏دنبال تجزیه سوریه بوده است

ایده مرکزی، برانگیختن ناآرامی در ناحیه‌ای محاصره‌شده بود، تا به این شکل تاسیس یک امیرنشین اسلامی که زمینه را برای تفکیک کشور مهیا می‌کرد اعلام شود. انتخاب منطقه "درعا " را می‌توان با توجه به مجاورتش با مرز اردن و ارتفاعات "جولان " که تحت سلطه اسرائیل است توضیح داد. این وضعیت تجهیز کردن تجزیه‌طلبان را ساده می‌کرد.
با تحریک آشکار دانشجویان، برنامه اعتراضات آن‌ها پی‌ریزی شد. وحشی‌گری و حماقت حکومت محلی و پلیس موفقیتی غیرمنتظره را نصیب این برنامه کرد. با شروع تظاهرات، تک‌تیراندازها روی بام‌ها مستقر شدند تا به طور تصادفی به سمت جمعیت شلیک کنند. در بن‎غازی هم از سناریوی مشابهی برای برانگیختن شورش استفاده شد.
مخالفت‌های دیگری هم برنامه‌ریزی شد، که تمام آن‌ها در منطقه مرزی بودند تا ابتدا در لبنان و بعد در مرز ترکیه پایگاهی برای پشتیبانی به وجود بیاید.
شاهزاده سعودی گروه‌های مخالف را برای درگیری تجهیز می‌کند
زد و خوردها از سوی گروه‌های کوچکی رهبری می‌شدند که بیشترشان از حدود چهل نفر تشکیل می‌شدند. در این گروه‌ها، نیروهای فردی با ناظران اجیرشده خارجی متعلق به شبکه شاهزاده سعودی، "بندر بن‌سلطان "، ترکیب می‌شدند. بندر به اردن سفری کرد و در آنجا به همراه مسئولان سیا و موساد ناظر آغاز عملیات بود.
سوریه به‎خلاف لیبی بیشتر به یک‏پارچگی تمایل دارد تا تجزیه
اما سوریه لیبی نیست و نتایج در آنجا به‎عکس بود. در حالی که لیبی کشوری است که با نیروی قدرت‌های استعماری و یک‏پارچه کردن "طرابلس "، "فزان " و "برقه " تشکیل شد، سوریه کشوری تاریخی است که همان قدرت‌ها آن را به ساده‌ترین شکلش برگردانده‌اند. بنابراین، درحالی که لیبی به طور هم‌زمان تحت اختیار نیروهای تشکیل‌دهنده‌اش است، سوریه نیروهای مرکزگرای خود (شامل اردن، فلسطین اشغالی، لبنان، قبرس و بخشی از عراق) را که به دنبال بازسازی سوریه بزرگ هستند جذب می‌کند. جمعیت امروز سوریه در مقابل هرگونه برنامه تقسیم شدن سوریه موضع مخالف می‌گیرد.
بشار اسد قدرت را از مردم دارد
سلطه سرهنگ قذافی هم با "حافظ اسد " (پدر بشار) بسیار متفاوت است. هر دو آن‌ها همزمان به قدرت رسیدند و هردوشان هم از نیروی هوش و خشونت استفاده کردند. اما "بشار اسد " نه قدرت را ربود و نه انتظار داشت که به او به ارث برسد. او بعد از فوت پدرش فقط به این دلیل ریاست جمهوری را پذیرفت که برادر بزرگ‌ترش مرده بود و تنها میراث خانوادگی او می‌توانست ژنرال‌های پدرش را از جنگ قدرت باز دارد.
با این‎که این ارتش بود که در لندن جایی که او بی سر و صدا به کار چشم‌پزشکی می‌پرداخت، به دنبالش آمد، این مردم بودند که به او قدرت دادند. او بدون شک محبوب‌ترین رهبر سیاسی در خاورمیانه است. تا همین دو ماه پیش، او تنها کسی بود که بدون گارد تردد می‌کرد و میان جمعیت آسوده بود.
عملیات نظامی در سوریه با مدیریت آمریکا و با همکاری بندر بن سلطان
عملیات نظامی بی‌ثبات‌سازی سوریه و تبلیغاتی که با آن همراه شد، به دست گروهی از کشورهای متحد با مدیریت آمریکا شکل گرفت، درست به همان شکلی که ناتو کشورهای عضو و غیرعضو را برای بمباران لیبی مدیریت می‌کند. همان‌طور که در بالا گفته شد، نیروهای مزدور از سوی شاهزاده بندر بن‌سلطان تجهیز می‌شوند. او مجبور شد برای این کار دست به دامن کشورهای مختلف از جمله پاکستان و مالزی بشود تا نیروی نظامی شخصی‌اش را در منامه و طرابلس تقویت کند. برای مثال، می‌توان به تاسیس یک پایگاه نمایشی ارتباطات راه دور در وزارت ارتباطات لبنان اشاره کرد.
جمعیت طرفداران دولت بسیار بیشتر از مخالفان است
با وجود تحریک مردم علیه "رژیم "، این خونریزی‌ها باعث حضور مردم در صحنه برای حمایت از بشار اسد شد. مردم سوریه با آگاهی از این‎که دارند در دام طرح یک جنگ داخلی می‌افتند، شانه به شانه هم ایستاده‌اند. فراخوان‌های تظاهرات ضدحکومتی توانست تنها بین 150 تا 200 هزار نفر از جمعیت 22 میلیونی سوریه را به خیابان بکشاند. در مقابل، فراخوان‌های طرفداران دولت جمعیتی را به صحنه کشاند که سوریه نظیر آن را ندیده بود.
واکنش اسد وعده اصلاحاتی بود که از مدت‌ها پیش برنامه‌اش را داشت
مسئولان کشور با آرامش با این حوادث برخورد کردند. رئیس جمهور سرانجام با وعده اصلاحاتی که مدت‌ها در برنامه او بود اما اکثریت مردم از ترس غربی شدن کشورشان با آن مخالفت می‌کردند، واکنش نشان داد. حزب بعث که نگران بوده رفتارش بوی کهنگی بدهد، از یک نظام چندحزبی استقبال کرده است. به‎خلاف آنچه رسانه‌های سعودی و غربی گزارش داده‌اند، ارتش تظاهرات‌کنندگان را سرکوب نکرد، بلکه فقط گروه‌های مسلحش را صف‌آرایی کرد. متاسفانه افسران بلندپایه نظامی که بسیاری از آن‌ها در شوروی تربیت شده‌اند نتوانستند مانع شهروندانی شوند که در این بین مانده بوده‌اند.
ـ جنگ اقتصادی
واشنگتن تلاش کرد طبقه متوسط را به مخالفت با حکومت سوریه بکشاند

در این زمان، راهبرد غرب و سعودی باید مورد تجدید نظر قرار می‌گرفت. واشنگتن وقتی فهمید که اقدام نظامی نمی‌تواند در کوتاه‌مدت کشور را به هرج و مرج بکشاند، تصمیم گرفت جامعه سوریه را در میان‌مدت از پا بیندازد. استدلال آن‌ها این بوده که سیاست‌های دولت اسد دارند طبقه متوسط (یعنی نقطه اتکای دموکراسی) را سرکوب می‌کنند، و می‌توان این طبقه را در مقابل او به شورش واداشت. در آن صورت، رکود اقتصادی این کشور کلید خواهد خورد.
در حال حاضر نفت منبع اصلی درآمد سوریه است، هرچند که مقدار آن در این کشور قابل مقایسه با کشورهای همسایه نیست. سوریه برای فروش نفتش باید مبالغی را در بانک‌های غربی به عنوان ضمانت در حین معاملات نگه دارد. همین برای بستن دست و پای این کشور و پایین کشیدن آن کافی است. از این جا بود که تلاش برای تیره کردن تصویر سوریه و تحمیل ایده لزوم "تحریم علیه رژیم " به اذهان عمومی غرب آغاز شد.
حق وتوی چین و روسیه در مخالفت با مسدود شدن دارایی‌های سوریه در بانک‌های غربی
طبق قاعده، مسدود کردن وجه در بانک به تصمیم "شورای امنیت سازمان ملل " احتیاج دارد، که مشکلاتی را به همراه می‌آورد. مثلاً چین ممکن است نتواند با آن مخالفت کند، چرا که از پیش با تهدید از دست دادن دسترسی به نفت سعودی، مجبور شده که از حق وتوی خود استفاده نکند. اما روسیه می‌تواند این کار را بکند، چرا که بدون آن، از دست رفتن پایگاه دریایی‌اش در مدیترانه به معنی محدود شدن ناوگان دریای سیاه این کشور در تنگه "داردانل " خواهد بود. پنتاگون پیش از این تلاش کرده است با گسیل کردن رزم‌ناو موشک‌های هدایت‌شونده خود با نام "یواس‎اس مانتری " به دریای سیاه و تاکید بر بی‌حاصل بودن بلندپروازی‌های ناوگان روسیه، به تهدید این کشور بپردازد.
تلاش آمریکا برای مسدود کردن دارایی‌های سوریه
با این حال، دولت اوباما ممکن است تصمیم بگیرد که "پیمان پاسخگویی سوریه " مربوط به سال 2003 را احیا کند، که به او اجازه می‌دهد بدون نیاز به تصمیم سازمان ملل یا تایید کنگره، دارایی سوریه را مسدود کند. تاریخ دوره اخیر، خصوصا با توجه به مسائل کوبا و ایران، نشان داده است که آمریکا به سادگی می‌تواند شرکای اروپایی خود را قانع کند تا تحریم‌هایی را که این کشور خودسرانه تعیین می‌کند تایید کنند.
بنابراین، در حال حاضر تلاش‌ها در حال حاضر بیش از میدان جنگ به رسانه‌ها معطوف شده است. اذهان عمومی به دلیل بی‌خبری‌شان از شرایط سوریه و اعتقاد کورکورانه‌شان به فناوری‌های جدید، به راحتی فریب می‌خورند.
ـ جنگ رسانه‌ای
در ابتدا، تبلیغات رسانه‌ای بر توجه عمومی به جنایاتی که به ادعای آن‌ها "رژیم " مرتکب شده بود تاکید می‌کرد، تا ذهن‌ها را از سؤال پرسیدن درباره ماهیت این جریان جدید اعتراضی بازدارد. در واقع گروه‌های مسلح معترض اشتراک چندانی با مخالفانی که "بیانیه دمشق " را منتشر کردند ندارند. آن‌ها از حلقه‌های تندرو سنی برخاسته‌اند. این متعصبان تعدد مذاهب در شرق مدیترانه را نمی‌پذیرند و به دنبال کشوری مطابق تصویر ذهنی و خواسته‌های خودشان هستند. آنها به این دلیل با رئیس جمهور بشار اسد مخالفت نمی‌کنند که او را بیش از حد مستبد می‌دانند، بلکه مخالفتشان به این دلیل است که او "علوی " است، چیزی که در نظر آن‌ها ارتداد محسوب می‌شود.
ماجرای وبلاگ "امینه" ساختگی و زیر نظر یک دانشجوی آمریکایی بوده است
نمونه جالبی از این مسئله، وبلاگ "دختر همجنس‌خواه در دمشق " است که در 21 فوریه 2011 ساخته شد. این وب‏سایت که به زبان انگلیسی و توسط "امینه " 25ساله اداره می‌شود، تبدیل به مرجعی برای رسانه‌های غربی شد. در این وب‏سایت نویسنده گرفتار شدن یک لزبین جوان در دیکتاتوری بشار، و سرکوب روزافزون انقلاب از سوی حکومت را توصیف می‌کند. او به عنوان یک زن همجنس‌خواه توانست همدردی وب‌گردان غربی را کسب کند، که به محض شنیدن دستگیری او از سوی سازمان‌های سری رژیم به جنب و جوش افتادند.
اما واقعیت این است که "امینه " تنها یک داستان ساختگی بود. آی‏پی این شخص نشان داد که او در واقع یک "دانشجو "ی چهل ساله آمریکایی است. این شخص که ادعا می‌کرد در اسکاتلند در مقطع دکتری تحصیل می‌کند، اخیرا در یک کنفرانس اعتراضی همسو با منافع غرب در ترکیه شرکت کرده و خواستار دخالت ناتو شده بود. واضح بود که او با صلاحیت دانشجویی وارد این کنفرانس نشده است.
نکته جالب در اینجا ساده‌لوحی وب‌گردها در مواجهه با داستان "امینه " نیست، بلکه بیرون ریختن مدافعان آزادی در حمایت از کسانی است که خودشان این آزادی را پایمال می‌کنند. در سوریه سکولار زندگی فردی مقدس محسوب می‌شود، و همجنس‌گرایی با این‏که در متون ممنوع شده، سرکوب نمی‌شود. این مسئله شاید در خانواده تشنج ایجاد کند، اما در جامعه این‎طور نیست. از سوی دیگر، کسانی که رسانه‌ها آن‌ها را به عنوان انقلابی معرفی می‌کنند، و ما به‏عکس آن‌ها را ضدانقلابی می‌دانیم، به شدت از همجنس‌گرایی واهمه دارند. آن‌ها حتی در این مورد به کیفر بدنی و حتی در مواردی مجازات مرگ برای این "گناه " معتقدند.
پخش تصاویر تیراندازی به مردم در کانال‌های تلویزیونی غرب
وارونه کردن واقعیت چیزی است که در سطحی گسترده در حال وقوع است. باید گزارش سازمان ملل در خصوص بحران بشری در لیبی را به یاد بیاوریم که ادعا می‌کرد ده‌ها هزار کارگر مهاجر دارند برای گریز از توحش از این کشور فرار می‌کنند. نتیجه‌گیری رسانه‌های غربی از این مسئله این بود که "رژیم " قذافی باید در حمایت از شورشیان بن‎غازی پایین کشیده شود. اما در واقع مسئول این تراژدی حکومت طرابلس نبود، بلکه گروه به اصطلاح انقلابی‌ای بود که در "برقه " به آزار و کشتار آفریقایی‌های سیاه‌پوست می‌پرداخت. آن‌ها بر پایه نگاه نژادپرستانه‌شان، سیاهان را در خدمت سرهنگ قذافی می‌دانستند و هرکسی را به چنگ می‌آوردند بدون محاکمه می‌کشتند.
در سوریه، تصویر گروه‌های مسلحی که از روی پشت‌بام‌ها به مردم یا به نیروهای پلیس شلیک می‌کردند در شبکه‌های تلویزیونی ملی پخش شد. اما همین تصویرها در کانال‌های تلویزیونی غرب و سعودی برای نسبت دادن این جنایات به حکومت دمشق پخش می‌شد.
برنامه بی‌ثبات کردن سوریه با موفقیت پیش نمی‌رود
در مجموع، برنامه بی‌ثبات‌سازی سوریه چندان موفقیت‌آمیز پیش نمی‌رود. البته این برنامه در قانع کردن افکار عمومی به این‎که این کشور در چنگ یک دیکتاتور خونخوار است، موفق بوده، اما عده کثیری از جمعیت سوریه را هم پشت حکومت خود قرار داده است. در نهایت، این برنامه ممکن است به زیان کسانی که آن را ترتیب داده‌اند، به ویژه تل‌آویو تمام شود. در دوره ژانویه تا فوریه 2011 شاهد موجی انقلابی در دنیای عرب بودیم و پس از آن در دوره آوریل تا می، موج ضدانقلابی به راه افتاد. حرکت این آونگ همچنان ادامه دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات