به گزارش فارس پایگاه اطلاع رسانی "الشرق الجدید" در مقالهای به بررسی اقدامات آمریکا و متحدان منطقهایش برای براندازی نظام سوریه میپردازد و به این نتیجه میرسد ناکامی کاخ سفید در براندازی دولت دمشق ضربه مهلک دیگری بر حیثیت بینالمللی آمریکا وارد کرد.
محدودیت اعتراضات مانعی بر سر تشدید فشار آمریکا بر اسد
الشرق جدید مینویسد: کاخ سفید و متحدان منطقهایش تلاش بسیار کردند تا از ناآرامیهای اخیر سوریه برای تحت فشار قراردادن بیش از پیش دمشق استفاده کنند و فشارهای خود را تا جای ممکن بر اسد تشدید نمایند، اما محدودیت اعتراضات و ناآرامیها موجب گردید تا آمریکا اندکی از فشارهای خود بکاهد.
بهرهبردای آمریکا از بحرانهای منطقهای و بینالمللی
اکنون برای تحلیلگران و کارشناسان سیاسی و بین المللی ثابت شده که واشنگتن توجه ویژهای به بحرانهای منطقهای و بین المللی دارد و این توجه از آنجا نشات میگیرد که تا جای ممکن منافع حیاتی آمریکا در این مناطق را تامین کند و به همین دلیل آمریکا به شدت توجه خود را به توجیه فشارها و تشدید آنها متمرکز نموده تا از یک سو احتمال وارد آمدن زیان و ضربه به منافع خود را کاهش دهد و از سوی دیگر منافع بیشتری را تامین نماید، بر همین اساس میتوان سیاست آمریکا در برابر بحران سوریه را که عملا از نیمههای مارس گذشته آغاز شد و به نظر میرسد با ابراز حمایت میلیونی سوریها به انتهای خود نزدیک میشود، به نحو زیر ملاحظه کرد:
- روی آوردن کاخ سفید طی سه ماه گذشته به اعطای انواع و اقسام کمکها و ارائه همهگونه پشتیبانی از طرفها و جناحهای معارض و مخالف سوری که در کمکهای مالی ، تبلیغاتی و اعطای سلاح و حمایتهای دیپلماتیک و آزادی تحرک و نقل و انتقال از کشوری به کشور دیگر و غیره نمود پیدا میکرد.
- روی آوردن واشنگتن طی سه ماه گذشته به تشکیل ائتلافی بین المللی و منطقهای علیه دمشق که میتوان بر آن نام "باشگاه دشمنان دمشق " را گذاشت و پاریس و لندن و لیسبون را در سطح بین المللی و دوحه و آنکارا و ریاض را در عرصه منطقهای دربر میگرفت.
ناکامی آمریکا در سازمان ملل برای تحت فشار قرار دادن اسد
در این میان باید به این نکته هم اشاره کرد که واشنگتن تلاش بسیار کرد تا از طریق شورای امنیت سازمان ملل متحد منطقه ممنوعه پرواز را بر سوریه اعمال کند یا با ایجاد مناطق جدا از طریق حمایتهای آنکارا از مخالفان به نحوی موجبات دخالت ناتو در بحران سوریه را فراهم آورد که در هر دو مورد ناکام ماند، با این حال تلاشی برای جایگزین کردن راهکارهای کارآمد به جای راهکارهای ناکارآمد که واشنگتن را در تحقق اهدافش کمک نماید، نکرد.
اما یکی از گزارشهای منتشره در پایگاه اطلاع رسانی ژئوپولتیکال مونیتور که پایگاه اطلاع رسانی "گلوبال ریسرچ " به مدیریت "میشل خوسودوفسکی " کارشناس بلند پایه اقتصاد سیاسی نیز آن را منتشر کرد، تاکید دارد که متحدان کاخ سفید از جمله رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی توجه بیشتری به بهرهبرداری از قیامها و ناآرامیهای منطقهای نمودند تا با تامل و تفکر بیشتر راهکارهای بهتری برای بهرهبرداری هرچه بهتر از این تحولات جهت تحقق اهداف و منافع مورد نظرشان ارائه دهند و در این باره بر اساس موارد مندرج در گزارش میتوان گفت به نحوی کاخ سفید را واداشتند تا راهکارهای جدیدی در برابر دمشق با توجه به ابزارهای که در اختیار داشتند و در ادامه به آن اشاره خواهد شد، ارائه دهند.
- توجه به عرصه داخلی محقق کننده اهداف زیر است:
الف) تشدید فشارهای تبلیغاتی اعمال شده توسط رسانهها موجب تعمیق و گسترش تحریفها و گمراهسازیهای تبلیغاتی و اطلاعاتی خواهد شد که رهآورد آن تقویت جریان معارض داخلی است.
ب) تشدید فشار در عرصه اقتصادی یا گشودن جنگ سری اقتصادی از طریق قاچاق کالا و مایحتاج عمومی از طریق مرزها و تحریمهای یک طرفه زیانهای کلانی به ارز سوریه و سطح معیشتی مردم و ایجاد ناآرامی در بازارهای داخلی خواهد شد.
ج) انتشار و ترویج فرهنگ خشونت سیاسی و خشونت سازمانی و دولتی جهت توسعه و گسترش نفرتها و خصومتهای اجتماعی و طایفهای.
- توجه به عرصه خارجی تحقق اهداف زیر را به دنبال دارد:
الف) تضعیف لبنان از جمله مهمترین متحدان و همپیمانان سوریه: این هدف از طریق هدف قرار دادن نیروهای 8 مارس که به دمشق نزدیک هستند، امکانپذیر است، به عبارت دیگر به عبارت دیگر از آمریکا خواسته شده از متحدان و همپیمانان لبنانی خود هیچگاه صرف نظر نکند و در مرحله بعد فشارهای خود را در دو جبهه تشدید کند، اول: فشار بر دمشق جهت واداشتن آن به صرف نظر کردن از همپیمانان لبنانی خود و از سوی دیگر فشار آوردن بر همپیمانان لبنانی دمشق تا آنها را وادار کند از سوریه چشم پوشی کنند.
ب) تضعیف همپیمانان فلسطینی سوریه: این امر از طریق حمایت از دشمنان فلسطینی سوریه و با بهرهبری سیاسی و اجتماعی از شرایط حاکم بر جامعه فلسطینی امکان پذیر است، به عبارت دیگر عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی به آمریکا توصیه میکنند، اگر تاکنون سوریه به هیچ قیمت حاضر نبوده از قضیه فلسطینی و فلسطینیان چشم پوشی کند، در مرحله آینده آمریکا باید دو اقدام را همواره مدنظر داشته باشد: از یکسو بر دمشق فشار بیاورد تا از همپیمانان فلسطینی خود صرف نظر کند و از سوی دیگر بر همپیمانان فلسطینی دمشق فشار آورد تا از سوریه و اسد صرف نظر کنند.
ج) تضعیف روابط منطقهای سوریه: این اقدام از طریق بازنگری جناحبندیها و بلوکبندیهای دیپلماتیک منطقه از دو طریق امکانپذیر است: جلوگیری از نزدیک شدن جناح دشمنان منطقهای دمشق به نظام اسد و در همان حال تشدید فشار بر همپیمانان دمشق جهت صرف نظر کردن از اسد و پیوستن به جناح مخالف که نمونه بارز آن را میتوان در واداشتن آنکارا به چرخش سیاسی در برابر دمشق و روی گردان یکباره از آن ملاحظه کرد.
همچنین در همین راستا لازم است، به این نکته نیز اشاره کرد که تغییر و تحولات جاری در منطقه به این نکته اشاره میکند که فعالیتهای دیپلماتیک گستردهای در حال انجام است تا دیدگاه رژیم صهیونیستی در برابر ناآرامیهای دمشق را تقویت کند و در این راه کاخ سفید از هر اقدامی که به تضعیف دمشق و در عین حال تقویت موضع رژیم صهیونیستی در معادله اعراب – اسرائیل منجر شود، فروگذاری نمیکند که در میان به موارد ذیل اشاره میشود:
- آنکارا در حال حاضر تلاش میکند، جای سوریه را در حل قضیه فلسطینی بدست بگیرد و اطلاعات درز یافته به بیرون به این نکته اشاره میکند که آنکارا پذیرای خالد مشعل، مسئول دفتر سیاسی جنبش حماس فلسطین شد و به دعوت ترکیه قرار است محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی و جنبش فتح نیز راهی این کشور شود تا اختلافات موجود میان دو جنبش حماس و فتح را مرتفع کنند.
اما هم اکنون که ناآرامیهای سوریه رو به پایان است، چه تصویری از عرصه سوری و بین المللی در اینباره میتوان ارائه داد:
- ناامیدی بیش از پیش آمریکا به دلیل ناکامی در حمایت بایسته و شایسته از معارضان سوری در خارج تا این معارضان فعالیتهای سیاسی خود را در داخل تا براندازی نظام اسد پیش ببرند.
- ناامیدی افکار عمومی خاورمیانه مدافع مقاومت از نقشی که ترکیه و رهبران آن در سوریه و تشدید ناآرامیهای آن ایفا کرده و علیه طرحهای ضد صهیونیستی اقدام نمودند.
بر باد رفتن بیش از پیش حیثیت بینالمللی آمریکا
و تنها استناد به همین دو مورد ناکامی بود که "جان مککین " رهبر جمهوریخواهان و سناتور "جان کری " رهبر دمکراتها را واداشت تا طرح عدم ارسال نیروهای نظامی آمریکایی به لیبی را ارائه دهند و اطلاعات موجود نشان میدهد، یکی از اهداف ارسال نیروهای نظامی به لیبی ارسال این نیروها به سوریه در زمان مناسب بود، در واقع سیاستمداران آمریکایی وقتی دیدند، آمریکا در ایجاد بحران در سوریه با ناکامی و شکست مواجه گردیده ترجیح دادند، نظامیان آمریکایی هرچه سریعتر لیبی را نیز پیش از وارد آمدن شکستی دیگر به حیثیت آمریکا در عرصه بین المللی ترک کنند.