شهید محمد منتظری در سال 1323 شمسی در خانواده علم و تقوی دیده به جهان گشوده در دامان پرمهر و زیرنظر پدر بزرگوارش (حضرت آیتالله منتظری) رشد یافت و سپس پای به مدرسه نهاد. پس از اتمام دوران تحصیلات ابتدائی به تحصیل علوم دینی مشغول شد و به زودی به مدارج عالی علوم اسلامی دست یافت.
در سال 1342 به سرعت بدنبال رهبر و مرادش حرکت کرد و در تمامی صحنههای مبارزه همراه پدر بزرگوارش با شرکت فعال در تظاهرات اعتراضآمیز و پخش اعلامیههای امام و مراجع در قم و شهرستانها، در خط سرخ شهادت حرکت میکرد و به پیش میرفت.
با پشت سر گذاشتن آنهمه تلاش و مبارزه صبح 1/1/45 در حرم مطهر حضرت معصومه سلامالله علیها توسط عمال ساواک دستگیر میشود.
سرانجام بعد از شکنجههای فراوان محکوم به سه سال زندان میگردد. سرانجام شهید محمد در اواخر سال 47 همراه با اندوختهها و تجربیاتی گرانبها از زندان آزاد شد.
پس از آنکه روزها و لحظات سخت در قم و تهران سپری شد و شهید منتظری در قیافههای گوناگون به کارهای خود سروسامانی داد، هجرت از تهران به مشهد و از آنجا به تایباد و افغانستان و سپس پاکستان آغاز گشت.
یکی از مشکلات اساسی و لاینحل مبارزین در خارج تهیه گذرنامه و مدارک قانونی برای مسافرت افراد به کشورهای مختلف و یا خروج از ایران برای آموزش دیدن بود و این مشکل را شهید محمد با کمک یاران خود حل کرد و روز بروز در این زمینه پیشرفت میکرد تا آنجا که برادران فلسطینی هم به او روی میاوردند و از وی بسیار تقدیر میکردند.
در آبان سال 56 بهنگام شهادت فرزند امام حضرت آیتالله سیدمصطفی خمینی رحمتالله علیه محمد در اروپا بود و در رابطه با شهادت ایشان به کمک دیگر برادران توانست در لندن تظاهرات باشکوهی برضد رژیم شاه مدفون براه اندازد. یک بار نیز خود بطور ناشناس وارد ایران شد و مخفیانه با عده زیادی از دوستان ملاقات کرد.
قبل از تشریف فرمائی حضرت امام خمینی به ایران محمد همراه پدر بزرگوارشان که پس از آزادی از زندان برای زیارت رهبر انقلاب فرانسه رفته بودند از طریق سوریه و عراق عازم ایران شد و در دی ماه 57 پس از ورود به ایران از طریق مرز خسروی یکسره به قم آمد. محمد چون متوجه خطر ضدانقلاب و لزوم حفظ دستاوردهای انقلاب از طرفی و صدور آن به کل جهان مستضعفین و کمک به آنان از طرف دیگر به فکر تشکیل سپاه پاسداران افتاد لذا فکر خود را توسط شهید آیتاله مطهری با امام امت در میان گذاشت و امام از آن استقبال کرد.
جریان کارهای فتنهانگیز و ضدانقلابی بنیصدر و حمایت بیدریغ گروهکها، نهضت آزادی، جبهه ملی و آزدههای وابسته به رژیم سابق و خلاصه از چپ چپ تا راست راست رودرو شدن آشکار همه این جریانها با خط امام و خط اسلام راستین باعث شد که محمد به موضعگیری مناسب و متعهدانه و افشاگرانه دست بزند و با دولت مکتبی شهید رجایی و حزب جمهوری اسلامی که آماج حملات همه آن جریانها قرار گرفته بود همکاری و همیاری بیشتری داشته باشد. و سرانجام در ارتباط با همین همکاریها بهنگام حضور در یکی از جلسات مهم تصمیمگیری درباره امور مملکتی با عدهای از خدمتگزاران انقلاب شهید شد.