پیشروی سوسیالیستها
سوسیالیستها در انتخابات سال 1977، 26 درصد آراء انتخاب کنندگان را به خود اختصاص دادهاند و این پیشروی را تا کنون ادامه دادهاند، تا جائیکه اکنون انتظار میرود در یونان تغییرات و جهتگیری عظیمی به سمت سوسیالیزم انجام پذیرد. همانطور که مخالفان سوسیالیست در فرانسه به رهبری فرانسوا میتران نیز به حکومت رسیدند.
البته به قدرت رسیدن سوسیالیستها در یونان سبب دگرگونیهای عظیمتری نسبت به آنچه که پس از به قدرت رسیدن سوسیالیستها در فرانسه پدید آمد، خواهد گردید. علتش این است که فرانسهی میتران به عنوان کشوری بزرگ تحرک زیادی در سمتگیری بسوی چپ نداشته است و این نتیجه لازمهاش مراعات مسائلی است که هر کشور بزرگی، صرفنظر از اینکه چه کسی رئیسجمهور آن باشد، ملزم به اجرای آن است. علیرغم اینکه میتران به عنوان یک رهبر سوسیالیست فاصله کمتری با اردوگاه سوسیالیستی در مقایسه با امثال ژیسکاردستن و یا ریمون باره دارد، ولی این بمنزله آن نیست که سوسیالیستهای فرانسه شایستگی و صلاحیت تغییر کامل چهره سیاسی این کشور را داشته باشند. در آنجا مرزهای سرخی هستند که میتران اجازه عبور از آنها را ندارد. وقتی قرار شد مسئله ورود چهار وزیر از کمونیستها در کابینه میتران مورد بررسی قرار گیرد، مخالفتهای شدیدی در برابر این تصمیم از طرف پایتختهای غربی ابراز گردید و این در شرائطی بود که کمونیستها برای بقدرت رسیدن میتران از او پشتیبانی کرده بودند.
همپیمانهای سنتی فرانسه
علاوه بر این میتران سخت به وفاداری نسبت به همپیمانهای سنتی فرانسه در واشنگتن و لندن و بن معتقد است و سعی کرده است آنها را مطمئن سازد که به وزارت برگزیدن کمونیستها به منزله کمونیست شدن دولت فرانسه نیست. میتران همچنین تاکید کرده است که ورود کمونیستها به کابینه وی با شرائط خاصی همراه خواهد بود. باین ترتیب که وی برنامه و طرحهای سیاسی کامل و همه جانبه حزب خود را در زمینههای داخلی و خارجی اعلام خواهد نمود و کمونیستها را با شرط پذیرش علنی و رسمی این برنامه به دولت وارد خواهد کرد و آنها ملزم به اجرای سیاستی خواهند بود که از پیش تعیین و اعلام شده است. یعنی اینکه آنها قادر نخواهند بود دخل و تصرفی در برنامهها داشته باشند و مانند وزرائی عمل خواهند کرد که برنامه سیاسی پیشنهادی میتران را دربست پذیرفته باشند. از طرفی برنامه میتران نیز مغایرت زیادی با برنامه کمونیستهای اروپا دارد. میتران کمونیستها را به وزارت رسانده و خواستههای آنان را تا این حد پاسخ داده است. تا آنها بتوانند نقش خود را در حیات سیاسی کشور بازی کنند. بعضی از آگاهان سیاسی با تاکید اظهار میدارند که میتران با شرکت دادن کمونیستها در حکومت، تحت این شرائط، در حقیقت کمونیسم فرانسه را از محتوای انقلابی آن تهی کرده است. اما مسئله در مورد یونان به میزان زیادی تفاوت پیدا میکند. یا به مفهوم دیگر بهنگام رسیدن آندریاس پاپاندرو به مقام ریاست جمهوری در یونان، مسئله تفاوت زیادی با آنچه که در فرانسه گذشته است خواهد داشت.
مقایسه یونان و فرانسه
یونان مانند فراسه کشور بزرگی نیست و بنابراین هرگونه تغییر چهره سیاسی تند در این کشور امکانپذیر به نظر میرسد، لااقل این مسئله از دید تئوریک قابل قبول است. بطوریکه پاپاندرو بهیچ وجه ملزم به انجام عملی که میتران انجام داده نیست و مجبور نخواهد بود که اعلام نماید «سیاستش در مورد فلان یا بهمان مسئله سیاست سنتی دولت قبلی را ادامه خواهد داد».
با تحقیق و بررسی در کلیات میتوان به این نتیجه رسید که امکان اینکه یونان تحت رهبری سوسیالیستهای این کشور نقش جداگانهای نسبت به دوران کنونی در صحنه سیاسی کشور و جهان بازی کند وجود دارد و این موضوع برای سوسیالیستهای یونان سهلالوصولتر بوده و فرصتهای زیادی برای موفقیت در پیش روی آنها قرار دارد. سیاست خارجیای که حزب سوسیالیست یونان در قبال اروپا در برنامه دارد، طرحی است که ایجاد تعادل و توازن در روابط کشور بین اروپای شرقی و اروپای غربی، چارچوب کلی آنرا تشکیل میدهد.
سیاست فوق درست برعکس مشی حکومت فعلی یونان به رهبری حزب دمکرات میباشد، این حزب به دنبالهروی مطلق از غرب و شعار وحدت اروپا و ادامه عضویت در پیمان ناتو معتقد است.
ائتلاف حزب دمکرات مسیحی برهبری کارامانلیس در انتخابات 1977 چهل و یک درصد آراء رای دهندگان یونان را به خود اختصاص دادند. این ائتلاف اکنون در معرض ضربههائی قرار گرفته است که ناشی از بقدرت رسیدن کارامانلیس به عنوان شخصیتی قوی به مقام ریاست دولت بوده و این دولت تاکنون شاهد کشمکشهای زیادی در بین جناحهای مختلف شرکتکننده در ائتلاف بوده است که این امر سبب تضعیف آن گردیده است. چیزی که سبب شده رهبری حزب دست راستی حاکم به بازرسی و جستجوی همپیمان ماوراء راستی خود که «حزب ملی» نامیده میشود، مجبور گردد.
معروف است که این حزب با رژیم سرهنگان که با قدرت اسلحه و زور بین سالهای 1967 و 1973 حکومت کردهاند، همکاری داشته است.
بحران اقتصادی
در حالیکه دمکراتهای جدید حاکم بر یونان شاهد روگردانی مردم از خود هستند، سوسیالیسم یونان در حال پیشروی و رشد زیادتر و جلب تائید و پشتیبانی عمومی است. این تغییرات به دلیل اوضاع اقتصادی بحرانی است که سبب کاهش شدید ارزش «دراخم» یونان گردیده و مردم را بیکار نموده است و حکومت نیز از بهبود بخشیدن به اوضاع و درمان بحران عاجز مانده است.
بالطبع این بحران فزاینده اقتصادی به سوسیالیستها قدرت زیادتری میبخشد و فرصت دگرگونیهای بزرگ سیاسی را در پیش روی مردم یونان قرار میدهد.
معروف است که کمونیستهای یونان مخالف شرکت این کشور در بازار مشترک اروپا هستند و از پیوستن این کشور به سازمان پیمان ناتو انتقاد میکنند، آنها در این مورد به مواضع سوسیالیستها در مورد سیاستهای خلاف مصالح ملی کارامانلیس اشاره میکنند. لیکن رهبر حزب سوسیالیست یونان با اشارهای که در یکی از سخنرانیهای اخیرش مبنی بر مخالفت حزبش، با شرکت یونان در بازار مشترک اروپا نمود، جلوی سیل این اتهامات را گرفت. وی در سخنرانی مذکور به شرکت یونان در بازار مشترک اروپا حمله نموده و ارقامی را ارئه داد که به گفته وی به سبب پیوستن یونان به این بازار به کشورش خسارت وارد شده است. در همان سخنرانی پاپاندرو به تاسیس و وجود پایگاههای نظامی خارجی در یونان حمله کرد و پیوستن کارامانلیس را به پیمان ناتو تقبیح نمود. این گفتهها در حقیقت گشایش زمینه همکاری محکم با کمونیستهائی بود که این شعارها را طرح میکردند.
جام شوکران آمریکا
و به این ترتیب آشکار میگردد که در انتخابات آینده یونان پیروزی سوسیالیستها نه تنها ممکنالحصول بوده، بلکه از شانس خیلی زیادی برخوردار است. تردیدی نیست که مخالفت واقعی و اصلی علیه چنین جریانی از خارج و از اردوگاه نظامی غرب به رهبری ایالات متحده امریکا انجام میگیرد، آنها اجازه بقدرت رسیدن و گرفتن پست ریاست جمهوری را به سوسیالیستها تا زمانی که قادر به این کار باشند، نخواهند داد. بر این اساس ماههای کمی را که در حال حاضر تا زمان انتخابات دسامبر آینده باقیمانده میتواند زاینده حوادث غیر مترقبه زیادی در این کشور باشد.
واشنگتن در برابر لغزیدن حکومت یونان از دستهایش به دست سوسیالیستها و به حکومت رسیدن آنها، دست روی دست نخواهد گذارد و برای اجتناب از نوشیدن این جام شوکران هر آنچه را که از دستش ساخته باشد انجام خواهد داد.
اما ملت یونان که خواهان دگرگونیهای اساسی در کشور است چارهای جز تمسک به کلیه وسائل و شیوههای موجود برای مقابله با امپریالیسم و رسیدن به حکومت ندارد.