صفحه اول یکی از برجستهترین روزنامههای ایتالیا، به جای آگهی عادی خود برای کتابها، اکنون درباره «یک پناهگاه اتمی شخصی یا خانوادگی» که با هزینه نسبتا کم ساخته شود آگهی میکند. اطلاعیههای بزرگ دیگر در روزنامههای یومیه، ایتالیا، به نحو شومی اعلام میکنند که «تنها یک زمین» وجود دارد این شعار که در راهپیماییها و تظاهرات مربوط به صلح گروههای ضد هستهیی بر زبانها جاری میشود اکنون شعار آشنایی است این گروهها نماینده طیف وسیعی از نقطهنظرهای سیاسی هستند برای بسیاری از ایتالیاییها، روز تقدیر نزدیک است.
فوریترین علت نگرانی این ایتالیاییها آن است که قرار است به عنوان بخشی از تسلیح مجدد هستهیی تاکتیکی «ناتو»، 135 موشک هستهیی «کروز» در شهر کوچک سیسیلی «کومیسو» مستقر شود. برای نخستین بار از دهه 1950 به این سو، عضویت ایتالیا در «ناتو» دارد مورد تهدید قرار میگیرد.
نقطهنظر آمریکاییها درباره نقش ایتالیا به عنوان «ناو هواپیمابر طبیعی مدیترانه»، به نحو روزافزونی رد میشود.
در اوایل ماه سپتامبر، به زودی پس از درگیری میان ایالات متحده و لیبی در خلیج «سدرا»، غیر نظامیان ایتالیایی که در «ناتو» و پایگاههای متحده کار میکنند، نخستین اعتصاب خود را ترتیب دادند.
این اعتصاب ظاهراً برای شرایط کار بهتر روی داد، اما در واقع اعتراضی به امکان تبدیل ایتالیا به یک هدف اصلی در یک درگیری هستهیی بود.
مبارزه ضد هستهیی وقتی به اوج خود رسید که یک هواپیمای مسافری «دی _ سی _ 9» ایتالیایی که در اوایل ماه سپتامبر در راه خود از شهر «پالرمو» به شهر روم بود، تقریباً با یک موشک ناوگان ششم ایالات متحده سقوط کرد. یک سال پیش از آن، در همان منطقه، موشک مشابهی به یک هواپیمای «دی _ سی _ 9» ضربه وارد کرده بود و 84 مسافر و خدمه هواپیما را کشته بود.
از اواسط ماه سپتامبر تا پایان ماه نوامبر، «ناتو» بزرگترین مانورهای دریایی را تاکنون در دریای مدیترانه انجام داده بود، برگزار کرد. در این مانورها که نام آن «نمایش تصمیم» بود، ناوگانهای «ناتو» در مناطق بسیار متشنج مانند «مجرای سیسیل»، خلیج «سدرا» و قبرس شرکت کردند.
در گیرودار این تمرین، هواپیماهای گوناگون، یعنی هواپیماهای ترک، آمریکایی و ایتالیایی، سقوط کردند و دهها تن را کشتند.
برنامههای واشنگتن تغییر کرده است و از وضع «استراتژیک _ بازدارنده» به وضع «تاکتیکی تعرضی» تبدیل شده است. و این برنامهها در ایتالیا از وضع تاکید بر «نقش دفاعی» در شمال شرقی به وضع «نقش تعرضی» در جنوب تبدیل شده است.
در ضمن، تاکید جدیدی بر دکترین «ناتو» شده است و اکنون هدف آن است که اعضای جنوبی «ناتو»، نقشهای «ژاندارم» را در آفریقا، خاورمیانه و خلیجفارس بازی کنند.
اما بسیاری از سیاستمداران کشورهای مدیترانهیی عقیده دارند که این تغییرات، ارتباطهای سنتی میان این منطقه و کشورهای روبه توسعه جهان را که همجوار آنها هستند، برهم خواهد زد، کشورهای مدیترانهیی، به جای ادامه همکاری با مبادله تکنولوژی و دادوستد تکنولوژی و کالاهای ساخته شده با مواد خام، گرفتار درگیری خواهند شد.
نقاط حساسی که نیروهای مسلح ایتالیا، اسپانیا، پرتقال[پرتغال] و یونان برای مداخله پرورش مییابند، روشن است. ایالات متحده از مراکش علیه «پولیساریو» که جنبش آزادی بخش صحرای غربی است، حمایت میکند و آمریکا به ایتالیا فشار میآورد که به عنوان نماینده آن در کشور «مالت» عمل کند. پیروزی سوسیالیستها در یونان، احتمالاً تشنج را در قبرس احیا خواهد کرد و این موضوع، همپیمانان مدیترانهیی واشینگتن را وسوسه خواهد کرد تا بکوشند مساله قبرس را به سود «ناتو» حل کنند.
نیروی ضربتی ایتالیا که در خط نیروی واکنش سریع آمریکا ایجاد شده است، هماکنون به عنوان وسیلهیی پیشنهاد شده است که باید برای این هدف به کار برود.
بالاخره، مساله لیبی در کار است. انتظار میرود مصر، سودان و تونس، دو جناح را بپوشانند و براساس اسناد «پنتاگون» قرار است ایتالیا پایگاهی برای یک اقدام همه جانبه نظامی علیه طرابلس باشد که این اقدام احتمالاً به حمایت از یک حکومت مخالف که به دقت پرورانده شده است، صورت خواهد گرفت موشکهای «کروز» آمریکایی را که در شهرسیسیلی «کمیسو» مستقر شدهاند، با توجه به برد کوتاهشان، میتوان برای استفاده علیه یک کشور آفریقای شمالی در نظر گرفت. مگر آن که در صورت وقوع جنگ، موشکها به جای دیگری منتقل شوند. سرهنگ قذافی، رهبر لیبی، گفته است که در صورت تجاوز ایالات متحده یا تجاوزی که به تحریک ایالات متحده انجام شود، او را در ضربه زدن به پایگاههای آمریکائی درنگ نخواهد کرد. اگر او این کار را بکند، تقریباً یقین است که رم از شورای آتلانتیک خواهد ساخت که اجازه مداخله «ناتو» را بدهد و سربازان و تجهیزات ایتالیائی به زودی در خاک آفریقا خواهند بود.
ماده پنجم «ناتو» اشعار میدارد که اگر کشوری خارج از پیمان یک عضو «ناتو» حمله کند، همه اعضای دیگر «ناتو» باید به آن کمک کنند. (حادثه «سدرا» را میتوان به این نحو تفسیر کرد.) اما این عمل ممکن است سبب درگیری غیر مستقیم یا مستقیم شوروی بشود و این وضع، امکان درگیری میان شرق و غرب را نزدیکتر خواهد ساخت. ناوگان ششم ایالات متحده، تعداد کشتیهای خود در مدیترانه را، براساس شرایط تغییر میدهد. این ناوگان از دو ناو هواپیمابر، پنج زیردریایی و 14 کشتی سطح آبی با بنادری در «گائتا»و ناپل (ایتالیا) و «روتا» (اسپانیا) تشکیل میشود. ناوگان ایالات متحده برای زیردریاییهای هستهیی خود هم، لنگرگاه ویژهیی در «لامادالنا» (ساردنی) دارد، اما اگر لازم باشد بنادر همه کشورهای «ناتو»در اختیار ایالات متحده قرار میگیرد.
قدرت اصلی ناوگان آمریکا، ناوهای هواپیمابر هستهیی و ناوهای هواپیمابر عادی آن است (ناوهای هواپیمابر هستهیی عبارت از «نیمتیز» و «انترپرایز»اند که هر یک 900000 تن میباشند و ناوهای هواپیمابر عادی عبارت از ناوهای «کندی»، «فورستال» و «میدوی» هستند که همه آنها 62000 تا 82000 تن هستند.) آنها هر یک بین 70 و 95 هواپیما از انواع گوناگون حمل میکنند، از جمله هلیکوپترها و هواپیماهای ضد زیردریایی.)
ناوگان شوروی که در مدیترانه مستقر است، اخیراً با ادغام کردن واحدهایی با واحدهای دیگر متعلق به ناوگان دریای سیاه تشکیل شد تا «ناوگان دریای سیاه» را که مقر آن در بندر «سباستوپول» است، تشکیل بدهد.
پایگاههای دیگر شوروی «نیوکلایف»، «پوتی»، «اودسا» و «تواپس» هستند. این ناوگان از 84 کشتی بزرگ سطح آب، 22 زیردریایی و 80 بمبافکن دریایی تشکیل میشود که تعداد زیادی از کشتیهای حمایتی نیز، برای تدارکات و تعمیرات در دریا از آنها پشتیبانی میکنند.
منابع آمریکایی میگویند که ناوگان شوروی 45 کشتی در مدیترانه دارد. اما ناوگان شوروی، گذشته از تسهیلات محدودی که سوریه و لیبی به آن اعطا کردهاند پایگاههای ثابتی ندارد (احتمالا به زودی مالت هم تسهیلاتی به شوروی اعطا خواهد کرد.) اما یک سیستم کارآمد از لنگرگاهها و تدارکات دریایی، تا اندازهیی بر این وضع غلبه کرده است.
ماهیت رزمناوهای جدید سنگین طبقه «گیروف» ناوگان شوروی هنوز معلوم نیست (آنها اکنون در دریا آزمایش میشوند.) اما مشاهده هلیکوپتربرهای «کیف» و «مینسک»، ناکارآمدهای عملیاتی قابلملاحظهیی را نشان میدهد. هواپیماهای عمود خیر «یاک _ 36» اکنون دارند جانشین هلیکوپترها و میشوند و این موضوع، دوبارهسازی اساسی لنگرگاهها را ضروری میسازد.
ضعف اصلی ناوگان شوروی در مدیترانه، نیاز آن به استفاده از پایگاهها در دریای سیاه است، زیرا کنترل ترکیه بر تنگه «داردانل»، این دریا را به یک دام بالقوه تبدیل میکند. به این دلیل، ناوگان شوروی به نحو مداوم حرکت میکند، خاصه کشتیهای سنگین وزن آن. در نتیجه، ناوهای توأم هلیکوپتربر و هواپیمابر 43000 تنی، بندرت زمان زیادی را در منطقه دریای سیاه صرف میکنند. اما درباره موازنه قدرت شرق _ غرب در مدیترانه، نمیتوان قضاوت کرد، مگر آنکه قدرت نظامی کشورهای اروپایی و دیگر کشورهای ساحلی مورد ملاحظه قرار بگیرد.
ایتالیا که در وسط مدیترانه واقع شده است و در مرز باصطلاح «منطقه خاکستری» یوگسلاوی قرار دارد، نقش کلیدی را برای «ناتو» بازی میکند.
نیروهای مسلح ایتالیا، تقریباً بنحو کامل در «ناتو» ادغام شدهاند و چنان ساخته شدهاند که در دو منطقه که از لحاظ استراتژیک مهم است، عمل کنند. این دو منطقه، مرز شرقی «(آستانه گوریزیا)» و «مجرای سیسیل» هستند. در منطقه مرز شرقی، بهترین بخش نیروهای زمینی و هوایی ایتالیا بطور سنتی مستقر شده است و در منطقه «مجرای سیسیل» نیروی دریایی راههای دریایی را حفظ میکند.
اما در طول 12 ماه گذشته، بخش روزافزونی از قدرت نظامی کشور جابجا شده است تا «با تهدید جدید از جنوب» مقابله کند و نیروهای مسلح ایتالیا برای نقشی تربیت میشوند که بنحو روزافزونی تعرضی است. در این نقش، قدرت مداخله در آفریقای شمالی، خاورمیانه یا خلیجفارس وجود دارد. پیش از این تغییر، نیمی از نیروهای مسلح ایتالیا در شمال شرقی مستقر شده بودند.
توانایی ایتالیا برای متوقف کردن یا انجام دادن یک حمله، براساس 1500 پیکان هستهیی «ناتو» قرار دارد که در جنوب مستقر شده است و اکنون 135 موشک «کروز» باید به آنها افزوده شود. نیروی ضربتی جدید ایتالیا هم، در جنوب مستقر خواهد شد.
پدافندهای هوایی ایتالیا هنوز ضعیف است، اما شبکه رادار در جنوب کشور، اکنون بنحو کاملی دارد تجدید بنا میشود تا حمایت موثرتری از 72 هلیکوپتر سریعالسیر «اف _ 104_ اس» با رادارهای عالی و موشکهای آنها بشود اما مایه افتخار ایتالیا، نیروی دریایی آن است که با یک گروه از کشتیهای بسیار مدرن و سریعالسیر هلیکوپتربر و کشتیهای ضد زیردریایی پرتابکننده موشک، پنجمین نیروی دریایی جهان شمرده میشود. نیروی دریایی ایتالیا، بزرگترین خطر برای هر دشمن در مدیترانه است.
اما بطور کلی، فرانسه نیرومندترین کشور در منطقه است، هر چند فرانسه تنها قدرت هستهیی در مدیترانه است که از لحاظ سیاسی و نه از لحاظ نظامی، در «ناتو» ادغام شده است. تا اینجا، فرانسه تنها کشوری بوده است که میتواند به تنهایی در قارههای دیگر مداخله کند و از لحاظ تدارکات تسلیحاتی خودکفاست. در صورت وقوع یک جنگ اروپایی، پاریس همچنین میتواند بمبهای اتمی تاکتیکی خود را به خدمت بگیرد که این بمبها را موشکهای کوتاه برد «پلوتون _ اس. اس _ ام» 75 جنگنده _ بمبافکن «میراژ» و «جاگوار» حمل میکنند.
نیروی هوایی بسیار مجهز فرانسه، این کشور را قادر ساخته است تا نقش ژندارم را در آفریقا که هزاران سرباز فرانسوی در آن مستقرند بازی کند. نیروی دریایی فرانسه که سومین نیروی دریایی بزرگ در غرب است در اقیانوس اطلس، مدیترانه و اقیانوس هند، گردش میکند.
همچنین نیروی هوایی وابسته به نیروی دریایی فرانسه، 145 هواپیما و از جمله هواپیماهای «سوپراتن» دارد که میتوانند پیکانهای هستهیی پرتاب کنند.
اسپانیا هوادار غرب است، اما هنوز عضو «ناتو» نیست. نیروهای مسلح اسپانیا که با مواد از رواج افتاده مربوطه به عصر «فرانکو» مجهز است، اخیراً برنامه نوسازی وسیعی را آغاز کرده است. اگر اسپانیا به «ناتو» بپیوندد قدرت نظامی آن مایه پیشرفت قابل ملاحظه «ناتو» خواهد بود.
هر چند نیروهای مسلح پرتغال بخشی از «ناتو»ست، اما این نیروها خیلی مهم نیستند، این نیروهای مسلح، پس از جنگهای استعماری پرتغال کاهش مؤثر استراتژیک پیدا کردند.
یونان در سال 1974 پس از بحران قبرس «ناتو» را ترک کرد، اما بار دیگر به «ناتو» پیوسته است و اخیراً نیروهای مسلحاش را امروزی کرده است، اما چون حزب سوسیالیست در انتخابات پیروز شده است، یونان ممکن است بار دیگر «ناتو» را ترک کند.
ترکیه که عضو دیگر مدیترانهیی «ناتو» است، هنوز به تحریم تسلیحاتی ایالات متحده دچار است که این تحریم پس از حمله ترکیه به قبرس برقرار شد. با توجه به این که نیروی دریایی ترکیه تنگه «بسفر» و پهنهیی طولانی از ساحل مدیترانه شرقی را کنترل میکند، ضعیف است.
در میان کشورهای مدیترانهیی خاورمیانهیی و آفریقای شمالی، مراکش، تونس، مصر و اسراییل سخت هوادار «ناتو» هستند.
تسلیحات مراکش مخلوط است و تقریباً همه سلاحهای کوچک آن ساخت شوروی است و تجهیزات زرهی، توپخانه و هواپیماهای آن یا آمریکایی است و یا فرانسوی.
در میان کشورهای عرب مدیترانهیی، تونس کمتر از همه مسلح است و نمیتواند حملهیی را انجام دهد.
از سوی دیگر، مصر در ردیف یک قدرت مدیترانهیی قرار دارد، خاصه از زمان برنامه اخیر نوسازی آن.
تعدادی از هواپیماهای آمریکایی «اف 16 »، جانشین هواپیماهای قدیمی «میگ 21» روسی آن و 1000 تانک «ام _ 60» آمریکایی جانشین تانکهای «تی _ 54» و «تی _ 62» روسی آن شده است. اولین موشکهای «ماوریک _1_1» هماکنون به مصر وارد شده است و ایالات متحده تجسس کامل هوایی را با دو هواپیمای «آواکس» تضمین میکند که در «غنا» واقع در مصر علیا مستقر شده است.
مصر به تدریج «میگ»های روسی خود را میفروشد، مصر این سلاحها را اصلاً به الجزایر، مراکش و افغانستان میفروشد، اما این همه آنها استخوانبندی نظامی مصر را تشکیل میدهند. بیشتر موشکهای مصر روسی هستند، از جمله چندین «اسکود» «اس _ اس» «تی _ سی» که میتوانند پیکانهای هستهیی حمل کنند. نیروی دریایی اصلاً از کشتیهای روسی استفاده میکند خاصه از زیردریاییهای طبقه «آر».
بنابراین، در حال حاضر نیروهای مسلح مصر انواعی از تجهیزات را در اختیار دارد که مشکلاتی را به وجود میآورد، از جمله مشکلات مربوط نداشتن وسایل یدکی و همچنین مشکلات عملیاتی. نارضایی ارتش از این وضع، به تشنجهای اجتماعی و سیاسی مصر افزوده است و قدرت نظامی مصر تردیدآمیز است.
نیروهای مسلح اسرائیل، از لحاظ تکنولوژیکی، عالیتر از هر نیروی مسلح دیگر در منطقه مدیترانه است و بهتر از همه آموزش دیده است. بیشتر تجهیزات نیروهای مسلح اسرائیل آمریکایی است اما صنایع ملی سلاحها هواپیماها، تانکها، موشکها و قایقهای گشتی سبک تولید میکند اسرائیل همچنین چندین بمب هستهیی دارد.
نیروی هوایی اسرائیل، افتخار این کشور است نیروی هوایی میتواند ادعا کند که اسرائیل پیروزیهای خود در جنگهای گوناگون خاورمیانه را مدیون آن است. اسرائیل ظرف چند دقیقه 53 «اف _ 16» بسیار قابل مانوور[مانور]، 138 «فانتوم» 27 «میراژ _ 3» هواپیماهای راداری «هاوکی» میتواند چندین تن بمب و موشک بر هدفهای کوچکی که دمدست قرار دارد (مانند هدفهایی در لبنان) و همچنین بر هدفهای دور دست مانند مرکز هستهیی بغداد، پرتاب کنند نیروی زمینی هم قوی است و نیروی دریای نیز میتواند ساحل را حفظ کند.
اسرائیل در کنار «ناتو» قرار دارد. اما اسرائیل ناگزیر است دیگر کشورهای مدیترانهیی یعنی یوگسلاوی، الجزایر، لیبی و سوریه را به حساب بیاورد.
نیروهای مسلح بسیار آموزشدیده یوگسلاوی منحصراً دفاعی است، اما یک ضعف بزرگ دارد و آن این است که آنها جنگندهها و تانکهای امروزی در اختیار ندارند. اقتصاد کنونی یوگوسلاوی، خرید آنها را دشوار میسازد. و بنابراین در طرحهای استراتژیک پیشبینی شده است که در صورت حمله، یوگوسلاوی مقاومت شدید اما کوتاهی خواهد کرد و پیش از روی آوری به جنگهای پارتیزانی حداکثر تلفات را وارد خواهد کرد. نیروی دریایی یوگوسلاوی کارآمدتر از نیروی زمینی آن است و نیروی دریایی یوگوسلاوی همراه با ناوگان ایتالیا میتواند به نحو موثری دریای آدریاتیک را مسدود کند.
الجزایر یک نیروی رزمی همگون و با انضباط دارد که شوروی آن را تجهیز کرده است. اما اخیرا الجزایر کوشیده است تا شش هواپیمای حمل و نقل رو آمریکایی بخرد. جنبههای اصلی ارتش، تدافعی است و روی بخش زرهی و توپخانه تأکید میشود.
نیروی هوائی تعداد نامعلوم اما محققا قابل ملاحظهای از هواپیماهای «میگ _ 21» و «میگ 25» در اختیار دارد و الجزایر امیدوار است تازهترین نمونههای «میراژ» فرانسوی را نیز خریداری کند. چند کشتی نیروی دریایی الجزایر اصلا قایقهای گشتی دریاهای بلند و چند موشکانداز هستند. الجزایر همچنین 10000 ژاندارم دارد که برای جنگ عادی تربیت شدهاند.
نیروهای مسلح لیبی بعضی از مدرنترین تجهیزات در منطقه را در اختیار دارند، اما مایه افتخار طرابلس نیروی هوایی آن است همچنین گمان میرود که لیبی سیستم موشکی خود را با وارد کردن «اسکیل برد»های «اس اس _ 12» روسی که بردهایی بین 450 و 900 کیلومتر دارند نوسازی کرده است لیبی همچنین موشکهای «فراگ _ 7» و «اسکو _بی» دارد. تا دوسال پیش، لیبی واقعا نیروی دریای نداشت. اما این نیروی دریایی اکنون به نحو قابل ملاحظهای رشد کرده است و پایگاههایی در طرابلس، بنغازی «توبروک» «درنا» و «بردیه» دارد.
ضعف لیبی در نداشتن نیروی انسانی نهفته است تعداد روزافزونی از خلبانان در ایتالیا، فرانسه و اتحاد شوروی آموزش میبینند، اما وسایل یدکی مسألهیی شمرده میشود زیرا همچنان که تجهیزات پیچیدهتر میشود این وسایل یدکی آسانتر روبه زوال میرود.
هر چند لیبی اخیرا اعلامیههایی که به نحو روزافزونی شوروی گرایانه است، صادر کرده است، اما سوریه تنها کشوری هممرز مدیترانه است که یک پیمان دوستی و همکاری با مسکو امضا کرده است سوریه همچنان نیرویهای مسلح خود را تقویت میکند. سوریه بیش از 50 موشک کوتاهبرد (15 «فراگ» و 36 «اسکود») و همچنین «ا . تی. ام»ها و «سام»های روسی (ساگر، اسناپروا _ واتر) با چند «میلان» فرانسوی دارد.
روشن است که در حال حاضر موازنه نظامی به سود «ناتو» است، اما تغییرات سیاسی میتواند امور را تغییر برهد. قتل پرزیدنت «سادات» نشانه آن است که اوضاع تا چه اندازه دمدمی میتواند بشود.
هر چند دست کم در این لحظه مصر جهتگیری کلی خود را تغییر نداده است، اما مرگ «سادات» تشنج در منطقه را افزایش داده است و همپیمانان «ناتو» و دیگر کشورهای مدیترانهیی را در حالت روزافزونی از درگیری قرار داده است به 2000 تفنگدار دریایی آمریکایی که قرار بود در هشتم اکتبر مدیترانه باقی را ترک کنند، دستور داده شده است تا مدت نامحدود در مدیترانه بمانند. ناو هواپیمابر «نیمیتز» رزمناو میسیپی و یک رزمناو هستهیی دیگر یعنی تگزاس رهسپار مصر شدهاند.
لیبی به عنوان خطر اصلی برای ثبات در منطقه قلمداد شده است همچنان که کشورهای هوادار غرب حملات خود به سرهنگ «قذافی» رهبر لیبی، را تصاعد میبخشد، سوریه و اتحاد شوروی نشان دادهاند که اگر یک درگیری روی بدهد، آنها تنبلانه به تماشا نخواهند ایستاد بدینسان مدیترانه صحنه اصلی برای درگیری ممکن ابرقدرتها است و احتمال میرود که همپیمانان محلی هم به درگیری کشیده شوند.