معینالدین اسلامیشیرازی - 3/12/1360
خطا بود ز خطازاده گر خطا نکند!
بخاطر داریم جناب آقای مهندس مهدی بازرگان نخستوزیر دولت موقت و نماینده فعلی مجلس چند ماه پیش هنگام ایراد نطق معروف در مجلس (که با اعتراض اکثریت نمایندگان مواجه شد) و همچنین در سرمقاله معروف و (تحت عنوان فرزندان مجاهد و مکتبی عزیزم!) که به لحاظ اهمیت موضوع دو نوبت در جریده شریفه (میزان) به زیور طبع آراسته گردید مطالب و اظهاراتی داشتند قریب به این مضمون که اینها (مقصود جبهه موتلفه براندازی، خاصه مجاهدین و فدائیان خلق! و... با جزئیات و اوصافی که در مقاله مذکور ترقیم یافته بود)! نه از پدر آمریکائی بوجود آمدهاند و نه از مادر آمریکائی زائیده شدهاند چنانچه به شناسنامه آنها مراجعه شود کلا دارای شناسنامه و هویت ایرانی میباشند؟!
(قطعا منظور جناب مهندس از ذکر آن جملات پاسخ به بعضی رسانهها که آنها را گروههای وابسته و آلتدست ابرقدرت آمریکا خطاب میکنند بوده است!)!
جناب آقای مهندس بازرگان این حقیقت غیرقابل انکار را بخاطر دارند که بعد از جنگ بینالمللی دوم خاصه بعد از کودتای 28 مرداد 1332 الی بهمن ماه 1357 سیل افسران، کارشناسان، سربازان، مستشاران، ماموران بیگانه از اطراف و اکناف جهان علیالخصوص از آمریکا به سوی ایران سرازیر بود که در خدمت (آریامهر) و من تبعه بودند!
اکثریت ماموران و مستشاران (که در عنفوان شباب و جوانی و غالبا از نعمت زیبائی نیز بهرهمند بودند) خاصه مامورین سازمان جاسوسی (سیا) یا فاقد عیال و اولاد بودند یا (احیانا آندسته که صاحب همسر و فرزند بودند خانواده را در کشور خود (مثلا آمریکا) گذاشته با چمدان خالی برای پر کردن آنها در ازاء خدمات صادقانه و بشردوستانه!!! از حاصل دسترنج مفلوکین این مرز و بوم بسوی کشور آزاد!! مستقل!! شاهنشاهی رو آورده بودند!
بررسی اجمالی اسناد هزینه چندین ساله مبین این حقیقت و گویای این واقعیت است که بهترین اطمعه، نیکوترین اشربه، ماکولترین و لذیذترین در عین حال پربهاءترین اغذیه و قس علیهذا... (وسائل سرگرمی و تفریحی و...) به نحو مطلوب و شایسته و اتم و اکمل برای آنها فراهم میشد (شبنشینیها، کابارهها، دانسینگها، هتلها و متلها و... شاهد و زبان گویای آن جریانات فجیع میباشد!).
خب، تکیفات، تنعمات، تفریحات آنهم از انواع بسیار خوب و مرغوب وقتی فراهم شد و تغذیه سالم آنهم در آن حد اعلاء! قطعا تحریک اعضاء حساس را موجب و غریزه جنسی را محرک میشد!
بنابراین آنچه را که کم و کسری داشتند یا (برایشان فراهم میکردند) یا خودشان (درصدد تهیه آن برمیآمدند) و چون خوکهای ینگه دنیائی را عادت بر آن بود که(....)!!
بنابراین وقتی مقتضیات موجود و موانع مفقود بود (با جزئیاتی که اغلب مردم پاکدامن باعصمت و باشرف شاهد و ناظر بودند خون میخوردند و بعلت تصویب قانون کاپیتولاسیون نمیتوانستند (از برکت وجود شاهنشاه مفخم! آریامهر منطم! حتی لب به اعتراض بگشایند) قسمت اول فرمایش جناب مهندس (اینکه آنها از پدر آمریکائی به دنیا نیامدهاند)... که یکطرف قضیه را کاملا مشخص میسازد که بعضا... (البته در مورد سایر مطالب شاید بتوان بر نظر و قول حضرتش صحه گذاشت)!
عربدههای مستانه شبانه، صحنههای دلخراش و جگرگداز را چگونه میتوان مجسم و چطور میتوان نقاشی و ترسیم کرد؟! (این زمان بگذار تا وقت دیگر)! هتلهای مجلل شاهانه در کرانههای سواحل نیلگون (که نمونههائی از آنها را چندین مرتبه بر صفحه تلویزیون دیدیم) با آن بارهای بینظیر و... بهترین پاسخ به جناب مهندس و تائید عرایض بنده میباشد.
اکنون با التفات به مراتب معروض که (بطور اجمال ذکر شد)! کدام حلالزاده شیر پاک خوردهای حاضر و راضی میشود بمبی را در خاکروبه بگذارد و باعث قتل نفوس زکیه آنهم از مفلوکترین، محرومترین، بیچارهترین، بیدستوپاترین طبقات (شاید بزعم بمبگزاران گناه بزرگ آنها همان صفات مذکور باشد) کشور گردند (یعنی چند نفر رفتگر شهرداری را هنگام انجام وظیفه (تنظیف خیابان) برای تردد فرزندان خلف بیگانه، اینچنان بیرحمانه قطعهقطعه کنند!؟!
کدام حلالزاده شیر پاک خوردهای حاضر و راضی میشود بمبی را در خاکروبه بگذارد و باعث قتل چند طفل بیگناه دبستانی (بیخبر از همه جا) که با هزار امید و آرزو کیف و قلم و کاغذ را برداشته عازم مدرسه برای فراگرفتن علوم و فنون جهت ساختن ایرانی آباد در آتیه آنهم بدان طرز رقتبار شوند!؟!
کدام حلالزاده شیر پاک خوردهای حاضر و راضی میشود مردم بیگناهی که برای تهیه لقمه نان تلاش روزانه را آغاز میکردند آنطور بیرحمانه به خاک و خون کشیده شوند!؟!
راستی کدام حلالزاده شیر پاک خوردهای حاضر و راضی میشود گلهای نشکفته را چنان بیرحمانه بیکباره پرپر کند!؟!
البته مقامات قضائی و انتظامی و مسئولین مملکت با تلاش موضوع را پیگیری و با کشف عامل یا عاملین این جنایت هولناک و فاجعه دلخراش به مردم معرفی خواهند کرد اما آنچه از هماکنون بر همه روشن و معرفی شده آنست که برخلاف تصور جناب مهندس بازرگان و همفکران (یکطرف قضیه روشن و نیازی به تعقیب و تحسین و احیانا شک و تردید ندارد که آنها را پدرانی غیرایرانی میباشد و به ظن اقرب به یقین (آمریکائی) یا (اسرائیلی) از مسافرتهای تفریحی و همه ماهه علیا مخدرات به کشورهای ماوراء بحار و غیره ذکری بمیان نمیآورد که غالبا تنها میرفتند و... برمیگشتند!
اگر آنچه را در مورد انواع جنایت و خیانت که در کتب فقهی بیان شده در نظر بگیریم وای بحال ما و صد وای بحال ما!
معروفست روزی سقائی به خانه یکی از اوتادو زهاد که به کسوت مقدس روحانیت ملبس بوده مراجعه و اظهار میدارد فرزند شما با چاقو مشک آب مرا پاره کرده و باعث ضرر و زیانم شده.
آن عارف متقی و مرد پارسا به خانه مراجعه کند و مدتها در خلوت به گذشته میاندیشد که هنگام انعقاد نطفه آن فرزند چه ترک اولائی از او سر زده (او که مرتکب گناه نمیشده در پی کشف ترک اولی بود!) و چون به بنبست برمیخورد لاجرم به همسرش (مادر آن پسر) مراجعه و جریان را بازگو میکند!
همسر آن مرد پارسا میگوید هنگامیکه حامله بودم (این پسر را در رحم داشتم) روزی چشمم به درخت اناری که از خانه همسایه به خانه ما سرازیر شده بود افتاد چون حامله بودم، هوس کردم از آن انار لاجرم سوزنی را از زیر چارقد (در زمان قدیم خانمها چارقد بسر میکردند و آنرا با سوزن تهگرد بهم وصل میکردند) درآوردم و به انار همسایه فرو کردم او را مکیدم آن عالم عامل به همسرش میگوید تو سوزن در انار درخت همسایه کردی و فرزندت چاقو در مشک سقا فرو میکند تا چه کند فرزند این فرزند!
ایرانی، ایرانیزاده اصیل چگونه راضی میشود بیک چشم برهمزدن قهرمانان نامداری چون بهشتی با 72 تن را در حزب جمهوری، رجائی و باهنر و دیگران در دفتر نخستوزیری، قدوسی و دیگران را در دادستانی، مدنی و نمازگزاران را در تبریز، دستغیب و همراهان را در شیراز و دیگران از جمله شهداء فاجعه اخیر را با آن وضع دلخراش از بین ببرد!؟!
ایرانی، ایرانیزاده اصیل چگونه راضی میشود با هموطن خود آن کند که صحنههائی از آنرا در این مدت و امروز دیدیم.
راستی ایرانی اصیل و ایرانیزاده مسلمان چنین میکند با هموطن محروم و زجرکشیده خود هرگز!
در خاتمه با توسل و استعانت از روح بزرگ عارف نامدار و شاعر بلندپرواز سعدی علیهالرحمه قسمتی از پند حکیمانهاش را از کتاب مقدس بوستان برای اولیاء امور خاصه مقامات قضائی و انتظامی نقل میکند:
«...نسل فساد اینان منقطع کردن اولیتراست و بیخ تبار ایشان برآوردن که آتش نشاندن و اخگر گذاشتن و افعی کشتن و بچه نگه داشتن کار خردمندان نیست...»