تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۲۷  ، 
کد خبر : ۲۲۳۶۲۴
دبیرکل حزب کانون همبستگی فرهنگیان ایران:

احزاب دولتی کارکردهای خود را از دست می دهند

کورش شرفشاهی مقدمه: مدتی است که نسبت به احزاب کم لطفی می شود و با تغییر مدیریت، فعالیت های تشکیلاتی هم مورد کم توجهی قرار گرفته است. در این باب مشکلات پیش روی احزاب، علت نهادینه نشدن تحزب و کارکردهای دولتی احزاب را با دکتر علی فایضی دبیرکل حزب کانون همبستگی فرهنگیان ایران به بحث گذاشتیم. وی دکترای فلسفه حقوق را از دانشگاه آمریکا و دکترای الهیات را نیز از دانشگاه تهران دریافت کرده است; این مصاحبه را با هم می خوانیم:

* چرا اقبال به احزاب نسبت به گذشته کمتر شده است؟
** ابتدا بهتر است تعریفی از حزب داشته باشم. هر گروه اجتماعی را که ساختار، سازمان و ایدئولوژی داشته و هدف سیاسی هم دارد حزب می گویند. موقعی هم پیش میآید که تعریف ها متفاوت است زیرا در علوم انسانی معمولا نمی شود یک تعریف واحد ارائه کرد و تعاریف متعدد است. بعضا ممکن است بگوییم گروهی حزب است که در ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و... در جهت حاکمیت مردم فعالیت می کند. در این تعریف، قدرت سیاسی خیلی ملاک نیست بلکه حاکمیت مردم است و این می تواند تعریفی برای حزب باشد.
اما اینکه چرا نامزدهای انتخاباتی مجلس نمی خواهند از طریق احزاب اعلام موجودیت کنند و خودشان را به مردم معرفی کنند؟ اولین مطلبی که باید از هم تفکیک کنیم، فرق حزب با صنف است. در 33 سال پس از پیروزی انقلاب، چیزی که در زمان انتخابات مطرح شده، صنف یا بعضی ها هم شبه صنف بودند. یعنی حتی به صنف هم نرسیدند. مثل انجمن اسلامی معلمان ایران که این شبه صنف محسوب می شود یا انجمن اسلامی بازار که صنف است.
* تعریف شما از صنف سیاسی چیست؟
** مجمع روحانیون یا جامعه روحانیت مبارز صنف هستند. یکی از خصوصیات صنف این است که از قشر خاصی حمایت می کند و از بین همان قشر عضوگیری می کند. در واقع نام صنف مشخص است. وقتی از انجمن اسلامی بازار نام می بریم، یعنی اعضای آن بازاری هستند. آیا بازار، همه جامعه است؟ خیر. آیا معلمان همه جامعه هستند؟ خیر. وقتی می گوییم مجمع روحانیون; اگر بنده و شما بخواهیم عضو شویم، راهمان نمی دهند. برای اینکه اولین شرطشان این است که روحانی باشید. اما حزب اینطور نیست. زیرا تشکلی فراگیر است که همه عقیده ها، فرهنگ ها و فلسفه ها را می پذیرد.
* اما در حال حاضر تاثیر انجمن ها و همین صنوف در کشور ما خیلی بیشتر است؟
** زیرا در33 سالی که از انقلاب می گذرد، ما صنف داشتیم اما حزب نداشتیم. یعنی یک موجی در زمان انتخابات ایجاد می شده و اعضای صنوف سوار موج می شدند و به مجلس می آمدند.
* به نظر شما بعضا فردی که برای نامزدی مجلس اسم نویسی می کند، چرا از طریق حزب اقدام نمی کند؟
** زیرا متاسفانه مردم ما صنف را راحت قبول می کنند. شاید به علت دوستی های صنفی باشد که فردی نامزدی را قبول می کند، سوار موج می شود و شاید هم وارد مجلس شد. متاسفانه 33 سال از انقلاب گذشته و ما هنوز نتوانسته ایم یک حزب فراگیر که بتواند آحاد مردم ایران با تمام فرهنگ ها را در خود جای بدهد، ایجاد کنیم. البته اینها شبه حزب هستند اما شبه حزب با حزب فرق می کند.
* چرا اعضای اصناف در کنار هم جمع می شوند، اما در قالب یک حزب نمی توانند با هم کار کنند؟
** این به بستر جامعه بستگی دارد که شاید ما آن را آماده نکرده ایم. ممکن است هزاران علت داشته باشد. باید یک نهاد یا مکانی یک فراخوانی بدهد و مردم را جمع کند. من نمی دانم باید از کجا شروع کنیم ولی این احساس را دارم که اگر می خواهیم مشکلات جامعه کم یا حل بشود، باید به طرف حزب برویم.
* چرا برخی با حزب مخالفت می کنند؟
** من هم تعجب می کنم. حزب یک موضوع قرآنی است و نباید ازآن بترسیم. پیامبر قبل از اینکه به پیامبری مبعوث بشوند در همان سن نوجوانی و بعدها که پیامبر شدند نیز می فرمود "در دوره جاهلیت، در انجمنی عضو شدم که اگر شتران سرخ موی به من می دادند خوشحال نمی شدم. زیرا آنجا توانستم علیه ظلم حرف بزنم" .البته در آن زمان عده ای تحت ظلم بودند که روزی فردی آمد و اشعاری در مورد ظلمی که به او شده بود، سرود و این عده تصمیم گرفتند پیمان جوانمردان را ببندند و انجمنی علیه ظلم تشکیل بدهند و پیامبر نیز در آنجا شرکت داشتند.
اگر انجمن دوران پیامبر را یک حزب فرض کنیم و امروز گفته پیامبر(ص) را مصداق جامعه قرار بدهیم، حاکمان جامعه باید به حزب و احزاب بها بدهند. اصلا حاکمان باید پول بدهند تا احزاب از آنها انتقاد کنند. زیرا اگر انتقاد نشود، فساد زیاد می شود. پس یک دلیل بی توجهی به احزاب نبود روحیه مسئولیت پذیری است. یعنی نامزد انتخاباتی دنبال حزب نمی رود. زیرا حزب کارکرد و برنامه دارد و اگر حزب او را معرفی کرده باشد، فرد باید مسوولیت پذیر باشد و چون نمی خواهد مسوولیت پذیر باشد، دور حزب را خط می کشد.
اصلا در جامعه مدنی یکی از کارکردهای احزاب این است که مشکلات مردم را به حکومت انتقال بدهند.
* اما به نظرمی رسد تا به حال احزاب در این مساله چندان موفق نبوده اند؟
** زیرا بستر آن فراهم نبوده است. بحث بعدی قدرت چانه زدن احزاب در مقابل دولت است. مردم که نمی توانند چانه بزنند بلکه این احزاب هستند که راه درست را تشخیص می دهند. دولت اتاق فکر ندارد اما حزب اتاق فکر جامعه و حکومت است و اگر حکومتی واقعا حزب را در جامعه بپذیرد، در واقع به خودش و به مردم کمک کرده است. کارکرد دیگر احزاب، برخورد شفاف است. بدین معنا که اگر رانتی را ببینند با آن مقابله می کند. زیرا رانت فساد می آورد. الان یک عده افرادی هستند که از رانت های مختلف سو»استفاده می کنند و این آثار وجودی خیلی بدی در جامعه دارد.
* اگر احزاب قدرت بگیرند، روزی عملکرد آنها به رانت تبدیل نمی شوند؟
** ممکن است بشود. اما آن یک حزب دولتی خواهد بود. اگر ما جامعه مدنی را به صورت یک هرم تصور کنیم، در راس هرم دولت، وسط احزاب و پایین هرم مردم هستند. در واقع کارکرد احزاب و کسانی که سردمدار حزب هستند انتقال مشکلات مردم به حکومت است. اما اگر همین حزب دولتی شد، دیگر کارکرد خود را از دست می دهد. حزب باید مستقل از دولت باشد تا بتواند دولت را راهنمایی کند. آنجا که دولت خطا می کند آنرا گوشزد کند، اطلاعیه و بیانیه بدهد و چانه زنی کند. بسیج توده های مردم از جهت فکری نیز می تواند کارکرد درست احزاب باشد.
بنابراین یکی از مواردی که باعث می شود فردی از طریق حزب نامزد نشود فقدان مسوولیت پذیری نسبت به کارکرد احزاب است. اما نکته مهمتر جو کاذب علیه احزاب است. الان عده ای می گویند احزاب در گذشته عملکرد خوبی نداشته و به دولت های خارجی وابسته بودند. شاید هم راست بگویند. ببینید امروز از دوره مشروطه بیش از 100سال می گذرد و اگر آن زمان را با این زمان به دقت مقایسه کنیم، احزابی مثل اعتدالیون و عامیون به وجود آمدند احزاب دیگری با نگاه ناسیونالیستی و احزابی با جنبه اسلامی تشکیل شدند اما فراموش نشود که در آن زمان 70درصد مردم بیسواد بودند و حدود 30 درصد باسواد بودند. حدود 70 درصد مردم در روستاها و حدود 30درصد در شهرها زندگی می کردند. اما الان عکس قضیه است. یعنی حدود 90 درصد جامعه باسواد و 10 درصد بیسواد هستند. الان 70 درصد شهرنشین و حدود 30 درصد در روستاها هستند.
* آیا به همین اندازه گرایش به احزاب بیشتر شده است؟
** متاسفانه نشده و دلیل دارد. آن حرفی که بعضی از آقایان می زنند که احزاب چنین وچنان بودند، در حال حاضر صادق نیست. شما اگر بخواهید امروز از وزارت کشور مجوز یک تشکل بگیرید، باید از 7 خان رستم بگذرید و دستگاه های بسیاری این خواسته را پیگیری و سوابق را بررسی می کنند تا یک مجوز بدهند. بنابر این ما کاری به گذشته نداریم. اما حداقل به این احزابی که مجوز داده شده و حتما مشکل ندارند، اجازه بدهند فعالیت کنند و بستر مناسب را فراهم کنند. البته اگر می خواهید جامعه رو به رشد مطلوب داشته باشیم.
* اصلاح طلبان و اصولگرایان هر دو حزب دارند. نقش احزاب را در این دودسته چطور ارزیابی می کنید؟
** البته در جامعه ما اصلاح طلبی و اصولگرایی لازم و ملزوم یکدیگرند. یعنی اصولگرا باید اصلاح طلب هم باشد و هرکس که اصلاح طلب است باید اصولی را پذیرفته باشد. بنابراین جدا از هم نیستند. اما اینکه چقدر موفق بوده اند، آن بحث دیگری است. البته شاید نگاه مردم به اصلاح طلبان و اصولگراها با دید سیاسیون یک مقدار فرق دارد.
بعضی ها معتقدند اصلاحات زمینه فعالیت احزاب است زیرا یک جنبش اجتماعی باید به وجود بیاید تا احزاب به وجود بیایند. البته احزاب در همه نقاط جهان متفاوت هستند. در جهان سوم مردم هیجانی و احساساتی هستند و بر همین اساس تصمیم گیری می کنند و کمتر از روی تعقل و تفکر کار می کنند. در نتیجه در این کشورها می توان موضوعی را با یک سخنرانی به مردم انتقال داد و با یک سخنرانی دیگر همان موضوع را از آنها گرفت. بعضی از جامعه شناسان معتقدند باید جنبش های اجتماعی صورت بگیرد اما این جنبش های اجتماعی معمولا در جهان سوم، کور است اما اگر این جنبش ها در احزاب ریشه داشته باشد آن کوری از بین می رود یا یک فرد مکتبی این جنبش اجتماعی را به وجود بیاورد زیرا مذهب، آیین، اصول و... دارد.
مثلا ما می گوییم امام خمینی(ره) یک ملت بود، زیرا تمام بایدها و نبایدها را داشت و اصلا یک حزب بود و این اشکالی ندارد که جنبش های اجتماعی وابسته به حزب یا وابسته به یک فرد مکتبی باشد. اینجا آن کوری از بین می رود. ولی اگر جنبش اجتماعی خودجودش باشد، معلوم نیست به جایی برسد. مثلا در مصر یک جنبش اجتماعی به وجود آمد که پشت آن اخوان المسلمین و بعضی احزاب قوی بودند لذا به نتیجه هم رسید. اما لیبی در جنگ است زیرا یک حزب فراگیر یا یک شخص مکتبی ندارد تا پشت آن کسی که علیه حاکمیت می جنگد، بایستد. اگرچه ممکن است برای خودشان یک هیات تشکیل بدهند ولی تا این هیات جایگزین یک حزب شود و باید برنامه ریزی کند، زمان بر است.
* چرا دولت ها به طور عام با احزاب مخالفت می کند؟
** اول اینکه احزاب در اصل موی دماغ دولتها هستند و لذا منافع بعضی ها در گرو این است که با احزاب مخالفت کنند. زیرا نمی خواهند مزاحم داشته باشند. وقتی قرار باشد احزاب اشتباهات را بازگو کنند و بگویند که شما این راه را اشتباه می روید پس ما مخالفت می کنیم باید هم با حزب مخالفت شود. در ثانی بعضی افراد بدون تکیه بر احزاب به رتبه های بالا تر رسیده اند. فردی که از احزاب هم برنامه نمی گیرد حداقل برنامه اش را ارائه کند. پول خرج کردن نمی تواند جای برنامه را بگیرد.
* خود شما که حزب تشکیل دادید، چند وقت سابقه حزبی دارید؟
** اکنون 14 سال است حزب کانون همبستگی فرهنگیان ایران تشکیل شده است. البته فرهنگی که می گوییم نه فرهنگی به معنی آموزش و پرورش باشد بلکه فرهنگی را عام گرفتیم. یعنی خبرنگار، روحانی، مداح و هرکسی که در زمینه فرهنگی فعالیت می کند، می تواند در این حزب عضو باشد. یک اصل هم داریم و کسانی که یک خدمت شایسته ای کرده باشند، آنها را به عضویت درمی آوریم.
* مشکلات حزب شما چیست؟
** البته احزاب مشکلات خاص خودشان را دارند. الان می بینید که ردیف بودجه احزاب حذف شد و آن بودجه ای که قبلا می دادند، دولت حمایت خودش را برداشت. البته برخی احزاب مثل حزب مردم سالاری نسبتا خوب کار کرده است و اگر بخواهیم نمره بدهیم، نمره مردم سالاری احتمالا از همه بیشتر می شود. زیرا هم انتخابات داشته، هم مجمع گذاشته، کنفرانس و بیانیه داده، روزنامه هم داشته است. البته ما هم روزنامه داریم اما نتوانستیم بودجه آن را تامین کنیم و هفته نامه حزب را با هزار مکافات در 56 شماره منتشر کردیم.
* چرا نگاه به احزاب زیاد مثبت نیست؟
** اینها عوامل زیادی دارد که باید در مورد این عوامل بحث کنیم. بعضی احزاب چراغ خاموش فعالیت می کنند وبرخی دیگر چراغ روشن بعضی ها شرایط جامعه را می بینند و فعالیت نمی کنند. حزب ما زمینه های مختلفی دارد و در اساسنامه ما، پژوهش، خیریه، سیاست، اجتماعی، اداری و حقوقی هم هست. الان ما بیشتر کار حقوقی و آموزشی در حزبمان می شود. اکنون ما در خیلی از نقاط ایران آموزشگاه داریم. ولی بعضی ها که جو سیاسی داشتند در زمان انتخابات از ما مجوز گرفتند و دفتر فرعی احداث کردند که در فلان شهر نامزد بشوند. ولی در مجموع نظر من این است که مجلس در قانون احزاب یا قانون بودجه یا هرجایی که می تواند، یک ردیفی را مشخص کند تا به این احزاب حداقل 15 الی 20 ساله کمک شود تا این ها بتوانند روی پای خودشان بایستند.
ببینید این احزابی که امروز اسم آنها را می شنوید، دولت ایجاد کرده است و حزبی که بگویید از بطن مردم بیرون آمده باشد، یا نداریم یا خیلی کم داریم. به هر حال علت ها زیاد است. در مشروطیت احزاب اعتدالیون و ملیون و ... روی کار آمدند زیرا استبداد قاجار تقریبا ریشه کن شده بود و این احزاب رشد کردند. انقلاب اسلامی که آمد، دوباره احزاب یک مقدار رشد کردند. در نتیجه افول، ظهور، رشد، ضعف و تقویت همه اینها بستگی به حاکمیت دارد. اگر در دنیای امروز جامعه از جهت فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، تکنیک و صنعت به رشدی رسیده، در اثر وجود احزاب بوده است.
شما هر کشوری را در جهان اول مطالعه می کنید، می بینید که اگر تمدنی در آن جامعه بوده، زیربنایش احزاب بود. انشا»الله یک روزی برسد که این دغدغه خاطری که خیلی ها دارند از بین برود و جامعه ما نیز جامعه ای باشد که همه اقشار به حق خودشان برسند. چون هدف احزاب این است که حق مردم را به مردم بدهند. ما بتوانیم یک جامعه متعادل داشته باشیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات