نفیسه زارعکهن: «زنده کردن سنتهای جناح راستی قبل از اصولگرایی نوین در چشم مردم جلوهای ندارد.» این جمله تعبیری بود که محمدحسین صفارهرندی درباره دیدار برخی اصولگرایان با آیتالله هاشمیرفسنجانی بر زبان راند؛ دیداری که سردمدار انجام آن حزب موتلفه بود و تحلیلهای بسیاری را پس از آن دامن زد که گویا اصولگرایان بر آن شدهاند تا با رییس مجمع، دل یک دله کنند. موتلفه که برای دومین بار پیاپی طی شش ماه گذشته با هاشمیرفسنجانی دیدار داشته است، اگرچه خود مبنای این دیدارها را برگزاری انتخابات خبرگان و سالگرد شهدای حزب موتلفه نامیده بود، اما واکنشهای بسیاری را در میان جامعه اصولگرایی برانگیخت و البته تحلیلهای بسیاری را دامن زد و شاید تندترین این واکنشها همان بود که مشاور فرهنگی فرمانده سپاه یعنی صفارهرندی گفت. هرندی که این دیدارها را «تعرض به اصولگرایی» خوانده گفته بود: «برخی ناملایمات اخیر را بهانه کردهاند تا با گفتمان سازندگی همپیمان شوند.» ناملایماتی که به احتمال زیاد همان جریان انحرافی و اختلافاتی است که این روزها دولت با سایر قوا پیدا کرده است و به ناچار اصولگرایان را به تکاپو انداخته تا برای انتخابات آتی دامن از آن پاک کنند.
دیدار اصولگرایان با هاشمی و نزدیکی با وی، اما مدتها بود که به دست فراموشی سپرده شده بود. از همین راه بود که محمدنبی حبیبی، دبیرکل حزب موتلفه با انتقاد شدید از رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: هاشمیرفسنجانی نباید سخنگوی یک جریانی باشد که نتوانسته اکثریت آرا را به خود اختصاص دهد و خطبههای نماز جمعه آقای هاشمی این حقیقت را که آقای احمدینژاد در مناظره گفته بود که برخی از نامزدها در انتخابات با محوریت آقای هاشمی با من رقابت میکنند، به اثبات رساند.»چنین بود که دیدار با هاشمی و همسخن شدن با او به نوعی خط قرمز شد، خواص بیبصیرت نامیده شد و گاه او را فتنهگر هم خواندند. بر او فشار آوردند که مواضعش رادر قبال حوادث پس از انتخابات بیان کند.
اما داستان، بعد از خداحافظی هاشمی از ریاست مجلس خبرگان به خود شکل دیگری گرفت و جریان وارونه شد. با آغاز سال جدید و بروز جریانی منتسب به جریان انحرافی در دولت دهم در بر پاشنه دیگری چرخید و هاشمی از جانب راستگرایانی که روزگاری نقد میشد، مورد حمایت قرار گرفت، سیاستمدار و استوانه نظام خوانده شد و مورد تقدیر قرار گرفت. شاید به این ترتیب بود که موتلفه دیدار اصولگرایان با هاشمی را کلید زد و پس از دیداری که در هشتم اسفند سال پیش قبل از انتخابات مجلس خبرگان با وی داشت، در سالروز شهدای حزب موتلفه یعنی 24 خرداد سالجاری به دیدار او رفت و اینها همه شاید علامتی بود از تغییر زمینه بازی اصولگرایانی که روزگاری راست سنتی خوانده میشدند و سالهایی نهچندان دور با وی در یک جبهه حرکت میکردند.
همان روزها اگرچه حمیدرضا ترقی وارد میدان شد و از هاشمی انتقاد کرد و با تاکید بر اینکه «ما قصد تایید مواضع آقای هاشمی را نداشتیم»، گفت: «در دیدار با آقای هاشمیرفسنجانی نظرات، دیدگاهها و انتقادات خود را به صورت صریح با وی مطرح کردیم و البته آقای هاشمی نیز در این دیدار به ما انتقاداتی داشت و گفت چرا موتلفه از رییسجمهور حمایت کرده است. بنابراین در موتلفه هیچگونه تغییر گفتمانی از اصولگرایی به سازندگی صورت نگرفته است.»؛ اما همین هم از سوی مجمع تشخیص تکذیب و اعلام شد که ترقی در این دیدار حضور نداشته است. بعد از آن بود که منتقدانی که در جبهه اصولگرایان جدید تعریف میشوند دیگر بار وارد عرصه شدند و افرادی همچون جعفر شجونی که از قضا عضو حزب موتلفه هم هست، گفت: دوستان موتلفه که امروز باید در راس اصولگرایان باشند، از سوی مردم مورد انتقاد و اتهام هستند، چرا که آنها با دیدار خود با هاشمی به نوعی مواضع او را تایید کردهاند.
موتلفه خیال میکند کشتی بزرگ غرق نمیشود، بنابراین به این کشتی میرود اما در نهایت خود نیز با آن کشتی بزرگ غرق خواهد شد.»صفار هرندی هم بلافاصله تحلیل منتقدانهاش را از این دیدارها بیان و اظهارکرد: با این دیدارها میخواهند گفتمان راست سنتی را مقابل گفتمان نوین اصولگرایی محک بزنند و از برخی سنتها دفاع کنند، درحالی که آن سنتها با واقعه سوم تیر به نوعی مدفون شد و به تاریخ پیوست. بعضیها وسط راه از اصولگرایی خود حوصلهشان سر رفته و دو مرتبه یاد گذشتههای خود کردهاند و این گفتمان را میخواهند نادیده بگیرند که ممکن است یکی از آنها آقای احمدینژاد یا دوستانش باشد.»
اما دفاع افراد باسابقهتر در میانه اصولگرایان از این دیدارها و نزدیک شدنها به هاشمی شاید نشان از تصمیم جدیتر این طیف برای نزدیکی به هاشمی داشت که اسدالله بادامچیان در واکنش به انتقاد از دیدار موتلفه و هاشمی گفت: «از دیدار با آقای احمدینژاد یک عده و از دیدار با آقای هاشمی هم عده دیگری خوششان نمیآید. خب نیاید، ما نمیتوانیم به خوشامد کسی رفتار کنیم.»به تعبیر بادامچیان «دیدار موتلفه با هاشمیرفسنجانی، نمونهای از عقلانیت، معنویت و عدالت بود.»
عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس هم چنین خاطرنشان کرد که «ما وظیفه خودمان را انجام میدهیم و در چارچوب نظام و رهنمودهای مقام معظم رهبری پیش میرویم، حالا بعضی دوستان هم اظهار نظر میکنند؛ یک کسی رد میکند، کس دیگر تعریف میکند، اظهار نظر آزاد است، اما مشی موتلفه همان اعتدال و انجام وظیفه شرعی و مصلحت نظام است.»و بادامچیان از تنها چهرههای مطرح اصولگرایی نبود که از دیدار موتلفه با هاشمی حمایت کرد که رییس مجلس هم آن را مورد تایید قرار داد و پسندیدش.
علی لاریجانی این دیدار را در قالب رفتار سنجیده این حزب دانست و اعلام کرد: « با شناختی که از حزب موتلفه دارم، این حزب همیشه براساس یک ایدئولوژی موضع سیاسی خود را اعلام کرده و در حال حاضر ممکن است که این موضعگیریها همراه با بازتابهای نابهنجاری از سوی دیگران باشد، اما باید گفت که اشکال از سایر گروههاست.»و اینگونه است که میتوان گفت بازگشت نسبی اصولگرایان به سوی هاشمیرفسنجانی آن هم با نزدیک شدن به انتخابات مجلس از یک سو، ظهور و بروز جریان انحرافی از دیگر سو را شاید بتوان تاکتیک آنان برای ایجاد وحدت میان اصولگرایان سنتیترخواند؛ اقدامی که میتواند مصداق بارز همان گفته محمدرضا باهنر با هفتهنامه «شما» ارگان موتلفه باشد که در تحلیل حضور هاشمی در انتخابات ریاستجمهوری 84 گفت: « اگر آقای هاشمی همان موقع هم تلاش ویژهای کرده بود، میتوانست مجموعه را به تفاهم برساند.»