* ظاهرا قرار است کمیته پیگیری تخلفات دولت بازهم فعالیتش را به طور جدی شروع کند.
** قبل از پاسخگویی به این سئوال، لازم میدانم که در خصوص چرایی و چگونگی تشکیل این کمیته اطلاعرسانی کنم. در اواخر سال 88 یا اوایل سال 89 ، با توجه به اوجگیری اختلافاتی که بین قوههای مجریه و مقننه به وجود آمده بود، قرار بر این شد تا کمیتهای با حضور اعضایی از دولت، مجلس، شورای نگهبان و نهاد رهبری تشکیل شود تا در اختلافهای احتمالی که اتفاقا طبیعی هم هستند، بتوانند مشکل را مورد بررسی قرار داده و قبل از رسانهای شدن مساله را حل کنند.
اولین گزارش هم حاکی از آن بود که هم دولت در مواردی بیقانونی کرده است و هم مجلس در تصویب برخی قوانین نظر منطقی دولتیها را جدی نگرفته است که دقیقا به همین دلیل مقام معظم رهبری هم در دیدار با نمایندههای دولت و هم در جلسهای که مجلسیها به دیدار ایشان رفته بودند، تذکرات لازم را دادند تا مشخص شود که از نظر ایشان هر دو قوه در رفتارهای خود اشکالاتی داشتهاند.
* دلیل تشدید فعالیتهای این کمیته چیست؟
** به هر حال مسایلی در جامعه به وجود آمده و نگرانیهایی را به وجود آورده است. به همین دلیل باز هم بررسیهای لازم صورت خواهد گرفت تا به جای اینکه رسانهای شدن اختلافات مردم را نگران و جامعه را ملتهب کند، اعضای آن به فکر راهحلی باشند تا مشکلات را کم کنند و در نتیجه از آسیبهای احتمالی مشکلات بکاهند.
* پس این کمیته در راستای رسانهای نشدن اختلافات تلاش میکند.
** هم رسانهای نشدن اختلافات و هم برطرف شدن آنها تا از این طریق دستگاههای مختلف به جای اینکه به طور دایم با یکدیگر درگیریهای بیفایدهای داشته باشند، در فضایی آرام به فکر انجام بدون عیب و نقش وظیفه خود باشند.
* نظرتان در مورد انتقاداتی که به دولتیها وارد میشود ، چیست؟
** به هر حال هر کسی اگر رفتاری از خود نشان دهد که با عرف و منطق همخوانی نداشته باشد، باید منتظر این باشد که درباره عملکردش، اظهارنظرهایی مطرح شود. دولتیها هم از این قاعده مستثنی نیستند و به همین دلیل هر زمان که مورد قابل نقدی از خود نشان میدهند، طبیعی است که منتقدانشان انتقاداتی را مطرح میکنند تا بلکه دولت به اشتباه خود پی ببرد.
* میتوان نامه احمدینژاد به وزیر علوم در خصوص لغو تفکیک جنسیتی دانشگاهها را یکی از این موارد دانست؟
** به نظر من احمدینژاد با نوشتن این نامه اشتباهی دیگر کرد و البته آنهایی هم که چنین تصمیمی هم اتخاذ کرده بودند هم نباید تصمیمشان را قبل از مطرح کردن در همان کمیتهای که برای حل مشکلات تشکیل شده است، به اطلاع عموم میرساندند. اگر این موضوع از همان اول در کمیته فوق مطرح میشد، همه اعضا بعد از بحث و تبادل نظر بهترین تصمیم را گرفته و به مردم میگفتند، بدون اینکه این همه سر و صدا به پا شود و رئیس دولت هم به خاطر مخالفت با این طرح از طرف کسانی زیر سئوال برود.
* البته انتقاد و نظردهی نمیتواند اتفاقی بد و هزینهساز تلقی شود.
** همه دولتها انتقاد شنیدهاند و این را نمیتوان نشانهای از ایراد یا ضعف دولت بدانیم. اما وقتی مطرح شدن بعضی از بحث ها موجب میشود تا این تلقی در اذهان عمومی ایجاد شود که شاید دستگاههای مختلف با یکدیگر مشکلات برطرف نشدهای دارند، باعث میشود تا مردم نگرانیها و تریددهایی در خصوص کارایی دستگاه مورد نظر در روند اجرایی کردن برنامههای ملی شوند.
* طرح سئوال از رئیس دولت هم شامل این بحث میشود؟
** به نظر من اینکه نفر اول دولت برای جواب دادن به سئوالات آنچنانی به مجلس احضار شود، اتفاق خوبی نیست و موجب میشود تا فضایی توام با تنش و اختلاف در کشور به وجود آید. پس بهتر است که نمایندههای مجلس که از طرف مردم برای خدمتگذاری انتخاب شدهاند، راههای بهتری را انتخاب کنند تا هزینهها پایینتر بیاید.
* اما فرصت سئول را قانون اساسی در اختیار نمایندههای مجلس قرار داده است.
** من هم این را نگفتم که نمایندههای مجلس تحت هیج شرایطی نباید رئیس دولت را برای پاسخگویی به صحن مجلس بخوانند. حرف من این است که با هر بهانهای نمیتوان رئیس قوه مجریه را مجبور به پاسخگویی کرد و اصولا این بحث در شان مجلس و دولت نیست.
* بهانه سئوال، عدم تمکین دولت از قانون است. این بحث مهمی نیست؟
** تحلیل من از انگیزه نمایندههایی که برای سئوال از احمدینژاد 100 امضا جمع کردهاند، این است که مشکل آنها مشکلی نیست که به اداره کشور ربطی پیدا کند و به همین دلیل صلاح نمیدانم که با انگیزهای که نمیتوان انگیزهای منطقی دانست، دست به این اقدام بزنند.
*" انگیزهای که نمیتوان آنگیزهای منطقی دانست،" توضیح میدهید؟
** ببینید! با نگاهی سطحی به اتفاقات این چند وقت اخیر، به راحتی متوجه این امر میشویم که مشکل مجلسنشینان با شخص احمدینژاد اختلافی است که بر اساس رابطهای که بین او و خودشان به وجود آمده است، خودنمایی میکند و به همین دلیل میتوان گفت که امضاکنندگان طرح سئوال دنبال این هستند تا اختلاف خود و نهاد مرتبطشان با احمدینژاد را به عنوان دلیل کشاندن نفر اول دولت به صحن مجلس کنند که این رفتار نمیتواند رفتاری صحیحی از قانونگذاران باشد.
تاکید میکنم که بر اساس تاکید قانون اساسی بر طرح نظارتی مجلس و اینکه قوه مقننه از ابزار کافی برای جلوگیری از تخلفات آسیبرسان برخوردار است، نمایندههای این قوه مهم میتوانند رئیس دولت را با سئوالاتی که به نظر میرسند، مطرح شدنشان واجب است، بپرسند. اما این پیشبینی صحیح قانون اساسی نمیتواند و البته نباید برخورد با نفر اول قوه مجریه آن هم تحت هر شرایطی را توجیه کند.
* بالاخره طرح سئوال خوب است یا باید آن را اتفاقی بدانیم که بهتر است، نیفتد؟
** طرح سئوال خوب و لازم است. البته اگر بهانه طرح و همچنین سئوالهایی که مطرح میشود، واقعا در راستای دغددغههای کشور و مردم باشد.
* از این بحث خارج شویم، اظهارنظرهای چند روز اخیر درباره ضرورت حضور اصلاحات در انتخابات را چطور تحلیل میکنید؟
** اینکه انتخابات به حضور جریانهای سیاسی و چهرههای نشاخته شده گروههای مختلف نیاز دارد، امری است که لازم به گفتن دوباره نیست. البته همه باید بدانند که نظام به کسانی اجازه حضور در انتخابات را میدهد که بر اساس بایدها و نبایدهای قانون اساسی فعالیت کنند و به اصول انقلاب پایبند باشند.
* من جوابم را نگرفتم، حضور احتمالی اصلاحطلب ها را چطور میبینید؟
** اصلاحطلبی که بتواند مرز خود را با فتنه و فتنهگران مشخص کند، بدون هیچ قید و شرطی میتواند در انتخابات مجلس و هر انتخابات دیگری کاندیدا شده و بخت خود را برای موفقیت احتمالی هم بیازماید. به همین دلیل نمیتوان به این قاطعیت از حضور یا عدم حضور جریان اصلاحطلبی چیزی گفت. همانطور که گفته شد، رابطه داشتن یا نداشتن با حوادث و عوامل حوادث پس از انتخابات ملاکی جدی و البته لازم برای حضور هر فردی در انتخابات مجلس نهم است.
* عدم حضور احتمالی جریان اصلاحات چه تاثیرات احتمالی در انتخابات خواهد گذاشت؟
** انتخاباتی که برای تعیین مجلس برگزار میشود، خیلی به مسایل سیاسی ربط پیدا نمیکند و به همین دلیل بر این باور هستم که انتخابات مجلس نهم هم به مانند انتخابات مجالس پیشین به خوبی برگزار شده و نمایندههای قوه مقننه را برای 4 سال قانونگذاری مشخص خواهد کرد.
* یعنی میزان مشارکت را نمیتوان دغدغهای از دغدغههای انتخاباتی دانست؟
** مردم ایران به بلوغ سیاسی قابل توجهی رسیدهاند و به همین دلیل اگر احساس کنند که نظام و کشور به مشارکت بالایشان احتیاج دارد، بیشک پای صندوقهای رای حاضر شده و رای خود را میریزند. به همین دلیل خیلی مهم نیست که کدام جریان سیاسی حضور دارد یا کدام گروه توانسته چهرههای بیشتری را به عنوان کاندیدا وارد رقابت انتخاباتی کند. چون مهم نظام است و "اصل" حضور در انتخابات است که این حضور با اراده مردم و تعهدی که به نظام احساس میکنند، تحت هر شرایطی حاصل خواهد شد.