مهناز اعتدالی
با گذشت سه دهه از انقلاب و کسب جایگاه اول سیاسی، دفاعی و امنیتی بین 10 کشور منطقه و از سوی دیگر تحولات و موج بیداری اسلامی پیش آمده در کشورهای همسایه، ضرورت وجود دولتی کارآمد و با ثبات که ضمن محقق کردن آرمانهای انقلاب در عرصههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بتواند نقش موثری در روابط دیپلماسی در منطقه برای اثبات اقتدار ایران ایفا نماید بیش از گذشته احساس میشود.
با نگاهی به آنچه طی سالهای گذشته در جامعه رخ داده است به این نتیجه میرسیم که تنش های بیش از حد سیاسی در کشور، تغییرات مکرر و فراگیر بدنه اجرایی، کشاندن چالشهای بیرونی به درون حاکمیت، تعرض به ارزشها و آرمان های های والا و حیاتی انقلاب، نگرش منفی نسبت به عملکرد گذشتگان و منزوی کردن سرمایههای انقلاب از سویی و دامن زدن به مطالبات بدون پشتوانه و در حاشیه نگه داشتن نخبگان در ساختار مدیریتی کشور از دیگر سو موجب اشاعه بیاعتمادی در کشور می شود و در همکاریهای بین دولت، مجلس و سایر دستگاه به طرز چشمگیری اختلال ایجاد کرده است. برای عبور از این روند، بناچار باید در فضای عمومی کشور و انتخابات با استفاده ازتجربه سایر کشورها بویژه الگوهای موفق در کنار دموکراسی نوآوریهایی صورت پذیرد
طرح «دولت ائتلافی» در هیاهوی قبل از تبلیغات ریاستجمهوری به درستی دیده نشد این طرح با عنوان محور وحدت در تمام جریانها به میدان آمد و در ابتدای راه همراهی علما و بزرگان را نیز به دنبال داشت اما تصمیم زودهنگام شورای هماهنگی و مصاحبهیی که صورت گرفت موجب شد تعداد کثیری از موافقان این طرح عقبنشینی کنند تا گروهی تندرو به میدان آیند و شفافیت و صحت انتخابات را به زیر سوال برند.
طرح دولت ائتلافیِ کارآمد و متعهد با الگویی که به جمعگرایی و برنامه محوری و نفیِ خود محوری و تکروی اشاره دارد از اختلاف در انتخابات جلوگیری میکند و پس از انتخابات همکاریها را تسهیل میکند. در این طرح پیشنهاد شده است که شش نفر از نامزدهای انتخاباتی اصولگرایان دور هم جمع شوند و از بین خود یک نفر را انتخاب و بقیه هم در کابینه او باشند و به صورت جمعی قوه مجریه را اداره کنند.
این طرح به دنبال دستیابی به مدلهایی برای رسیدن به دولتهای کارآمد و متعهد و با اراده مردم و از طریق دمکراتیک در کنار تشکیل عرصه ملی با کمک نخبگان و جناحهای سیاسی و پیشگامان انقلاب اسلامی است ضمن اینکه در این مسیر به باز تعریفِ معرفت، هویت و ایدئولوژی انقلاب اسلامی در شرایط امروز ایران و جهان با مبانی اسلام و اندیشههای حضرت امام (ره) اهتمام دارد.
ایده محوری دولت ائتلافی بر این اساس است که دولت در کشور ایران با همه ابعادش و با اهداف و فرصتهای تاریخیاش را نمیتوان بطور فردی مدیریت کرد.
به همین منظور برای سرعت بخشیدن به تحقق چشمانداز ایران ١٤٠٤ با دولت ائتلافی کارآمد و متعهد، میتوان یک دولت فراگیر ازنخبگان کشور به وجود آورد که هم کارآمدی را تضمین کند و هم تعهد داشته باشد تا ضمن ارایه برنامههای منسجم و کارشناسی بستر ساز یک قدرت برتر در زمینههای علمی، فرهنگی و اقتصادی و دیپلماسی در منطقه باشد.
البته باید در این زمینه تامل داشت که رضایت بیش از اندازه از دستاوردهای گذشته یا تخریب آن در تمام زمینهها در دستور کار این دولت نیست و تنها سعی دارد با بازخوانی وقایع گذشته ضمن بهره مندی از تجربیات کسب شده به اصلاح ناراستیها بپردازد و در نقدی منصفانه از ایجاد فضای محاکمه و تشتت آرا جلوگیری نماید.
پرهیز از فرد محوری یکی از مهمترین اصولی است که در این طرح دنبال میشود یکی از جنبههای فرد محوری در انتخابات و تشکیل دولت، بر محور دیدگاههای رییس دولت، تمرکز یافتن قوه مجریه بر یک رویکرد خاص و آن هم بدون برنامه است. یعنی چنانکه رویکرد رییس دولت بر مبنای توسعه اقتصادی باشد، رویکرد غالب دولت نیز توسعه اقتصادی خواهد بود و عمده وقت، توان و منابع اعضای کلیدی دولت نیز بر امور اقتصادی تمرکز خواهد یافت و دیگر جنبهها به حاشیه میرود یعنی رشد یک جانبه کشور و این درست اتفاقی است که در دولتهای گذشته شاهد آن بودهایم. اما آنچه جای تامل دارد پیروی اعضای کابینه به دنبال این رویکردهای یک جانبه است بدون آنکه برنامه مدونی را پیش رو داشته باشند و بتوانند به کمترین مطالبات مردمی که در شعارهای رییسجمهور مستتر بوده است جامه عمل بپوشانند.
به همین منظور در راستای شکلگیری دولتها با شرایط خاص جامعه ایران توجه به این نکته که تشکیل دولت با محوریت یک فرد در جوامعی که دارای ساختار همگن و توسعه یافته و بهره مندی از حداقل جنبههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و دیپلماتیک هستند قابل تامل است ولی در کشوری نظیر ایران که با وجود تمام تلاشهای صورت گرفته هنوز به نقطه قابل قبول و سطح مورد انتظار نظام در تمامی بخشهای داخلی و بینالمللی نرسیده است دولت در اصل باید هم نقش تصدیگری را دنبال کند و هم در زمینه توسعه و آبادانی اقدام کند که تاکنون دولتهای گذشته نتوانستهاند به دلیل گستردگی موضوع کارنامه قابل قبولی را ارایه نمایند. بر همین اساس توسعه یک بُعدی، به از دست رفتن ثبات و توازن جامعه و بروز نارضایتی منجر میشود، کما آنکه محور قرارگرفتن توسعه اقتصادی در دولت سازندگی و توسعه سیاسی در دولت اصلاحات، موجب کمتوجهی به دیگر ابعاد مورد نیاز جامعه شد و بدلیل عدم توازن به وجود آمده، همان روند توسعه اقتصادی و سیاسی با وجود دستاوردهای مثبتی که داشتند، پایدار نماند.
در شرایط فعلی که حجم مشکلات، فرصتها و تهدیدهای پیشروی کشور فاصله چشمگیری با حداقل معیشتی، سیاسی و فرهنگی مورد نیاز جامعه و اهداف انقلاب رسیده است، قطعاً توسعه تک بُعدی و تمرکز بر روی یک جنبه از نیازهای اجتماعی، کارساز نخواهد بود. شرایط ناهنجار اقتصاد نظیر تورم، بیکاری، فقر، کاهش درآمدهای نفتی، بهرهوری نازل، مقابله با پدیده استحاله فرهنگی و مدیریت اقوام در بحرانها و از سوی دیگر، فرصتها و تهدیدهای پیشرو در سیاست خارجی نظیر پرونده هستهیی و موج بیداری اسلامی در منطقه به اندازهیی پیچیده و سنگین است که باید برای مدیریت آن توان یک دولت اختصاص یابد. بنابراین تنها راه باقیمانده، اختصاص توان چند دولت در یک دولت برای فعالیت در این زمینههاست.
برای تحقق یک دولت ائتلافی لازم است در وهله اول چند نفر از نامزدهای احتمالی با یکدیگر ائتلاف کنند و این ائتلاف با انتخاب یکی از آنان از میان خود و با رای یک مجموعه بالغ بر تعدادی از نخبگان مورد اتفاق آنها شکل بگیرد. مدل دولت ائتلافی با طرح دولت وحدت ملی متفاوت است، در دولت وحدت ملی تفاهمی بین جناحها و سران آنها به وجود میآید ولی در دولت ائتلافی، تفاهمی بین نامزدهای ریاستجمهوری اصولگرا و ارزشی صورت میگیرد به این ترتیب که تعدادی از افراد کارآمد و متعهد که موفقیت آنها در مدیریت بخشهای مختلف کشور به اثبات رسیده باشد گردهم میآیند و کسانی هم که از نیروهای ارزشی قصد نامزد شدن در انتخابات ریاستجمهوری را دارند به آنها ملحق میشوند. پس از آن این مجموعه در سه مرحله فعال میشوند.
در گام اول افراد نامزد شده برنامه و تیم خود را برای اداره کشور به گروه نخبگان برگزیده شده ارایه کرده و به سوالات آنها پاسخ میدهند. پس از آن با تایید نخبگان چند نفر به عنوان نامزد نهایی برگزیده میشوند. در مرحله نهایی حمایت نخبگان از فرد منتخب شده اعلام میشود و مقرر میشود که در تمامی امور مشورت لازم صورت پذیرد و کلیه اقدامات صورت گرفته با ارایه برنامه شفاف به اطلاع جامعه برسد. از آنجا که این دولت دارای برنامه روشن و ایدههای تایید شده برای اداره جامعه است، توانایی قابل توجهی از نخبگان را با خود به همراه دارد. تا جاییکه اعضای آن در کنار تخصص، از تعهد لازم هم برخوردار هستند.
در واقع معنای این طرح، این است که دولت کارآمد و متعهد ابتدا درسایه تشکیل میشود و سپس نماینده خود را برای اخذ آرای مردم به صحنه انتخابات میفرستد.
آنچه مهم است ادامه روند انتخابات به شکلی که تاکنون بوده فروپاشی ارزشهای اخلاقی و انقلابی را موجب میشود و برتری طلبیهای فردی و انفعال بدون منطق را در مقابل مطالبات مردمی و زیاده خواهیهای دشمنان در عرصههای مختلف رقم خواهد زد. اگر چه به دلایل پیش گفته این طرح در انتخابات گذشته اجرایی نشد ولی با توجه به زمان باقی مانده تا انتخابات ریاستجمهوری فرصت مناسبی وجود دارد که با تبادل نظر نخبگان راهکارهای لازم برای بسترسازی اجرای آن فراهم شود.