جعفر تکبیری
این روزها بزرگترین دغدغه اصولگرایان وحدت شده است؛ موضوعی که برای آن مدلهای مختلفی اعم از سه نفره، هفت نفره و حتی 30 نفره هم مطرح شد، البته اخیراً هم صحبتهایی در خصوص مدلهای ترکیبی شنیده میشود؛ مدلهایی مثل 8+7، اما نکته مهم در این میان اعداد و مدلها نیست بلکه عزمی است که در میان اصولگرایان شکل گرفته تا در آستانه انتخابات به وحدت برسند.
وحدت، دغدغه نخست اصولگرایان
با پایان یافتن وقایع تلخ پس از انتخابات و لزوم شکلگیری آرایش انتخاباتی برای اصولگرایان در آستانه انتخابات مجلس نهم و همچنین پدید آمدن برخی نارضایتیهای داخلی در درون اصولگرایان که منجر به ایجاد انشقاق میان آنها شد، گروهی از اصولگرایان دلسوز بنابر تأکید رهبر معظم انقلاب مبنی بر ایجاد وحدت تصمیم گرفتند تا راهکارهای رسیدن به وحدت را مورد بررسی قرار دهند. از این رو، گروه 30 نفری از آنها به دیدار محمود احمدینژاد رئیسجمهور رفتند تا ضمن ملاقات با وی خاطره وحدت کلی اصولگرایان در ایام انتخابات دهم ریاست جمهوری حول وی را بار دیگر زنده کنند.
در نهایت نتیجه این دیدار که به گفته خودشان در فضایی صمیمی برگزار شد، آن بود که اصولگرایان تصمیم گرفتند تا کمیته سه نفرهای متشکل از حبیبالله عسگراولادی، علیاکبر ولایتی و غلامعلی حدادعادل را شکل دهند تا پیگیر موضوع وحدت در میان اصولگرایان باشند. پس از این انتخاب، کمیته سهنفره اصولگرایان با گروههای مختلفی از جمله جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، جامعه روحانیت مبارز و فراکسیون اصولگرایان مجلس جلساتی را برگزار کرد و سرانجام به این نتیجه رسیدند که برای انتخابات مجلس نهم، 13 نفر از اعضای برجسته اصولگرایان به نامهای حبیبالله عسگراولادی، غلامعلی حدادعادل، مجتبی ثمرههاشمی، علیاکبر ولایتی، سیدشهابالدین صدر، محمدحسن ابوترابیفرد، حسین فدایی، محسن کوهکن، احمد توکلی، مهدی چمران، صادق محصولی، رضا آشتیانی و محمدرضا باهنر به محمود احمدینژاد معرفی شوند تا از میان آنها 9 نفر به خواسته رئیسجمهور انتخاب و پیگیر وضعیت اصولگرایان در انتخابات پیشرو باشند؛
انتخاباتی که تکلیف کرسینشینهای بهارستان را مشخص خواهد کرد، اما به رغم تمامی این تلاشها این وحدت هیچگاه میسر نشد و هر روز اخبار متناقضی از این کمیته به گوش میرسید. اخباری اعم از توقف فعالیت آن، کنارهگیری ولایتی از این کمیته و عدم توانایی کمیته برای تجمیع نظر اصولگرایان مهمترین گفتههایی بود که به صورت جسته و گریخته در رسانهها منتشر میشد.
پای یک جریان در میان است
اما در این میان مشکل کار کجا بود؟ با شکلگیری کمیته سه نفره اصولگرایان و اوجگیری فعالیتهای آنان و درست زمانی که همه خود را برای رسیدن به وحدت آماده میکردند، جریان انحرافی اصولگرایان که تصمیم داشت، تحت نام اصولگرایی با انجام برخی از تحرکات علاوه بر رأی اصولگرایان، آرای خاکستری و آرای اصلاحطلبان را در انتخابات پیشرو از آن خود کند و پیروز بلامنازع این انتخابات باشد، سناریویی را رقم زد که مانع از ایجاد این وحدت باشد؛ سناریویی که منجر به خانهنشینی 11روزه احمدینژاد و بروز حواشی زیاد پیرامون دولت شد، بنابراین جریان انحرافی با بهرهگیری از این سناریو، عملاً تلاش خود را برای ایجاد تقابل میان اصولگرایان و نیروهای حامی رئیسجمهور آغاز کرد. با انجام این تحرکات از سوی جریان انحرافی، استراتژی کمیته سه نفره نیز دستخوش تغییراتی شد که غلامرضا مصباحیمقدم یکی از اصولگرایان پیگیر موضوع وحدت در گفتوگویی با رسانهها در این خصوص میگوید:«این حرکت کمیته سه نفره را به این نتیجه رساند که معرفی آنان یک نوع طرح بدلی است، بدون اینکه اعتبار اقدام آنها اعتبار لازم را نزد رئیسجمهور داشته باشد یا اینکه حتی اقدامات این کمیته از سوی آقای احمدینژاد پیگیری شود.
از این جهت فعالیت این کمیته سه نفره افت کرد و حتی به توقف و رکود رسید.» بنابراین این سه نفر در ادامه از جامعتین طرح سؤال کردند که آیا تأییدی که از ناحیه جامعتین برای حرکت آنها بوده همچنان پابرجاست یا خیر و جامعتین هم برای اینکه گفتمان را تغییر دهد از کمیته سه نفره پیشنهاد خواست و به آنان چند نفر دیگر را هم ضمیمه کرد که نتیجه آن شکلگیری کمیته هفت نفره شد. جامعتین از این طریق کوشید عملاً با کنار گذاشتن جریان انحرافی که به گفته مصباحیمقدم معتقد به عدم استفاده از روحانیت در انتخابات بود، روند شکلدهی وحدت را بار دیگر به کنترل اصولگرایان واقعی برگرداند.
اما برای آنکه این وحدت بیش از پیش دلچسب تمامی گروههای اصولگرایی باشد 8 نفر از احزاب مختلف اصولگرایی نیز به این گروه اضافه شد تا نظر تمامی گروههای اصولگرایی نیز در ایجاد وحدت مدنظر قرار بگیرد، بنابراین سرانجام پس از تمامی کش و قوسها، مدل نهایی وحدت در اصولگرایان به مدل 8+7 رسید.
سالی نکو برای اصولگرایان
اما دلیل تمامی این تأکیدها برای تحقق وحدت میان گروههای اصولگرا چیست؟این سؤالی است که باید پاسخ آن را در روزهای پیش رو جستوجو کرد؛ روزهایی که انتخابات مجلس نهم در آن قرار دارد و برای اصولگرایان بسیار سرنوشتساز است چراکه پس از شش دوره موفقیت در جریان انتخاباتهای مختلف در کشور، حالا با کمرنگ شدن فعالیت جریان اصلاحات به دنبال وقایع سال 88، شانس این قشر از سیاسیون وطنی برای پیروزی در انتخابات بیش از پیش شده است و حضور پررنگ آنها در این انتخابات خواهد توانست خلأ غیبت جریان اصلاحات را که قصد دارد بینام و تحت پوشش مهرههای سفید در این رقابت سیاسی شرکت کنند پر کند؛
خلأیی که اصلاحطلبان معتقدند باعث کمرنگ شدن حضور عمومی در عرصه انتخابات خواهد شد، اما اصولگرایان اعتقادی برخلاف آنها دارند و میگویند که با توجه به اقدامات اصلاحطلبان در جریان وقایع پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری و اثبات مخالفت آنان با کلیت نظام، سبد رأی حامیان قبلی اصلاحات به سمت اصولگرایان رفته است و این بهترین موقعیت برای اثبات آن است که نظام سیاسی ایران بدون حضور اصلاحطلبان چندان متضرر نخواهد بود، بنابراین در نگاه نخست تحقق این وحدت در میان اصولگرایان زمینهساز حضور حداکثری مردم در پای صندوقهای رأی خواهد بود تا تجربه شیرین حضور 85 درصدی مردم در انتخابات دهم ریاست جمهوری را زنده کند. از دیگر سو با توجه به اینکه امروز اصولگرایان ادارهکننده اصلی کشور هستند، این وحدت حزبی میتواند کمک بزرگی برای وحدت در میان مسئولان کند و محققکننده سخنان رهبری پیرامون وحدت در جامعه باشد. معظمله در دیدار با کارگزاران نظام به مسئله لزوم ایجاد وحدت در سطوح مسئولیتی بالا اشاره میکنند و به صراحت میفرمایند:«من روى اتحاد تکیه میکنم. اتحاد و همدلى بین مسئولان کشور یک فریضه است.
تعمد در مخالفت با آن، امروز یک خلاف شرع است، به خصوص در سطوح بالا. همه به این توجه داشته باشند. دشمن از اختلافات کوچک، یک مسئله بزرگ میخواهد بسازد، نباید بگذارید. اینجور نیست که هر اختلافى بین دو مسئول یا بین دو دستگاه، فاجعهاى باشد، نه، بالاخره ممکن است مجلس در یک زمینهاى جهتگیرىاى داشته باشد، دولت جهتگیرى دیگرى، عقایدشان، سلایقشان مختلف باشد، اینها فاجعه نیست اما این اختلافات را تبدیل کردن به شکافهاى غیرقابل پرشدن و زخمهاى غیرقابل علاج، خطاى بسیار بزرگى است.»