تاریخ انتشار : ۱۹ مرداد ۱۳۹۰ - ۰۷:۴۲  ، 
کد خبر : ۲۲۳۶۶۷
اصلاح‌طلبان سپاه را هدف گرفته‌اند

حمله به نهاد چهارفصل


کبری آسوپار
 یک سو فعالیت‌های اقتصادی و سویی دیگر دخالت در سیاست، همیشه قافیه ثابت اتهام‌زنی‌های مخالفان به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است. هنگامه انتخابات که می‌شود، این دومی اغلب پررنگ‌تر دنبال می‌شود. کار به انتخابات که می‌رسد، مخالفان سپاه اعم از داخلی و خارجی، هر نظر دادنی را و هر فعالیتی را از سوی سپاه در چارچوب دخالت نظامیان در سیاست تفسیر می‌کنند تا دستشان برای حمله به سپاه چندان هم از بهانه خالی نباشد. این مخالفان وقتی سیاستمدارانی شکست خورده هستند که می‌کوشند به هر قیمتی از انزوای سیاسی خارج شوند، نتیجه‌اش عنان از کف دادن و قلم به واژه گشودنی می‌شود که اتفاقات خوبی را حتی برای خودشان نیز رقم نمی‌زند.
این بار محمدرضا خاتمی آتش بیار معرکه شده است و در حالی که هنوز چند روزی از تحریم مضحک فرمانده سپاه توسط اتحادیه اروپا نمی‌گذرد، چند جمله‌ای از مصاحبه سردار محمدعلی جعفری را بهانه قرار داده تا وی را متهم به دخالت در سیاست کرده و عقده‌های در دل مانده را بدین بهانه بازگشایی کند.
سردار جعفری چند روز قبل، امکان حضور محمد خاتمی در انتخابات مجلس نهم را مشروط به موضع‌گیری وی در قبال جریان فتنه دانست. فرمانده سپاه در مصاحبه با خبرگزاری مهر می‌گوید:«‌افرادی از جریانات اصلاح‌طلب که از خط قرمزها عبور نکرده‌اند، طبیعی است که در رقابت‌های سیاسی می‌توانند شرکت کنند، اما اینکه آقای خاتمی تا چه اندازه می‌تواند موفق شود، بستگی به موضع‌گیری‌های او دارد.»
همین کلام کافی است که محمدرضا خاتمی ضمن نامه‌ای توهین‌آمیز به سردار جعفری او را متهم به دخالت در سیاست کرده و وی را در راهی خلاف راهی که امام راحل برای نیروهای مسلح بیان کرده‌اند، بداند.
مورد حمله قرار گرفتن سپاه اتفاق جدیدی نیست، اما همین اتفاق تکراری، هر بار که تکرار می‌شود، یعنی که مخالفان می‌خواهند از سوراخی تکراری، نیشی دوباره زنند و این سؤال مجدداً‌ مطرح می‌شود که راز این حملات همیشه به بازوی عمل کننده جمهوری اسلامی در چیست؟ اما پیش از آن به نظر لازم می‌آید که برای چندمین‌بار بررسی کنیم که آیا آنچه فرمانده کل سپاه گفته است، مصداق همان دخالت در سیاستی است که حضرت امام سپاه را از آن منع کرده‌اند؟
حافظ ارزش‌ها و نه صرفاً مرزهای جغرافیایی
طبق اصل 150 قانون اساسی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، آنچنان که از نامش برمی‌آید، حافظ انقلاب و دستاوردهای آن است و وظیفه دارد با هر آنچه انقلاب را تهدید می‌کند، به مقابله برخیزد. همانطور که تهدیدات علیه نظام، هیچگاه تنها در دایره حملات نظامی محدود نشده است، نهاد پاسدار انقلاب هم نمی‌تواند صرفاً یک نیروی نظامی بوده و تنها در همین محدوده عمل کند. نمی‌شود به سپاه به عنوان یک نیروی صرفاً نظامی که از تجاوزهای نظامی احتمالی دشمنان به کشور جلوگیری می‌کند، نگاه کرد. بزرگ‌ترین وظیفه سپاه از نگاه امام‌(ره) دفاع از ارزش‌های الهی نظام است.
تهدیدات علیه جمهوری اسلامی، گاه در حیطه جنگ نرم و از سنخ مبارزات سیاسی است. در چنین شرایطی سپاه نمی‌تواند به بهانه دخالت نکردن در سیاست نظاره‌گر بی‌طرف حمله به مواضع و دستاوردهای سیاسی نظام باشد بلکه مطابق قانون اساسی وظیفه دارد از دستاوردهای نظام دفاع کند. در چنین شرایطی سپاه بی‌اطلاع از شرایط سیاسی یا شناخت گروه‌ها و مواضع مختلف نمی‌تواند به دفاع از انقلاب و دستاوردهایش در عرصه سیاسی بپردازد.
منع از دخالت در مسائل جناحی سیاست
نکته دیگری که در این امر لازم است مورد توجه قرار بگیرد، این است که آنچه امام، سپاه را از ورود و دخالت در آن منع نمود، مربوط به مسائل صرفاً سیاسی یا وارد شدن در درگیری‌های جناحی داخل نظام است که وجود آن تهدیدی برای نظام به شمار نمی‌رود. با این حساب چطور می‌شود سپاه را از حضور در عرصه مقابله با فتنه 88 و تبعات بعدی آن بر حذر داشت، در حالی که آنچه در جریان این فتنه روی داد، صراحتاً کلیت نظام و ارزش‌های الهی به دست آمده در سایه انقلاب را مورد هدف قرار داد. با این شرایط، سکوت سپاه در واقع عمل برخلاف قانون اساسی است.
هر گروهی در هر دولتی یا در هر کدام از طیف‌های سیاسی بخواهد اقدامی علیه انقلاب اسلامی کند، سپاه به مقابله با آن می‌پردازد و زمانی که یک جریان برانداز در میان گروه‌های داخل نظام شکل می‌گیرد، برخورد با آن دیگر در چارچوب دخالت منع شده توسط امام نمی‌گنجد و سپاه موظف است با آن گروه برانداز همچون نیروی خارجی متجاوز برخورد کند. چه آنکه این گروه به ظاهر داخلی، از راه مبارزات سیاسی و آن نیروی خارجی از راه تجاوز نظامی،‌هر دو هدف یکسان براندازی نظام جمهوری اسلامی را دنبال می‌کنند.
سپاه؛ مانع قدرت‌طلبی‌ها
آنچه در بندهای قبلی گفته شد، چیزی نیست که از ذهن امثال محمدرضا خاتمی دور مانده یا در طول این همه سال شبهه افکنی و حمله به سپاه،‌آن را در نیافته باشند اما قصه حمله به سپاه، انگیزه‌های دیگری را در بردارد. اولین دلیل ایستادگی سپاه در برابر قدرت‌طلبی جریان فتنه است. سپاه پاسداران جمهوری اسلامی در جریان فتنه 88 به خوبی در برابر جریان فتنه ایستادگی و از اسلامیت و جمهوریت نظام دفاع کرد. جریانی که از سویی با افکار و عقاید التقاطی اسلامیت و از سوی دیگر با آشوب‌های خیابانی به بهانه تقلب در انتخابات مقابل جمهوری نظام و آرای مردم ایستاد، در برابر قدر‌ت‌طلبی خود، با سد محکمی به نام سپاه مواجه شد. سپاه از سویی در خیابان‌های تهران مقابل جنگ سخت اهالی فتنه ایستاد و از سویی دیگر در جنگ نرم فتنه‌گران، با ایستادن در کنار ولایت، طبق آنچه قانون اساسی بر عهده‌اش گذارده، به خوبی از دستاوردهای نظام دفاع کرد.
همین امر در نگاه مخالفان، جرم کمی برای سپاه نیست که بخواهد دلیل موجهی برای روبه‌رو کردن سپاه با انواع اتهامات هزار بار پاسخ داده باشد. مخالفان سپاه که بی‌اغراق، همه‌شان همان دسته مخالفان نظام هستند،‌چه سردمداران امریکا و اروپا باشند و چه دوستدارانشان در داخل ایران و امثال محمدرضا خاتمی،‌هماره سپاه را مانع قدرت‌طلبی‌هایشان دانسته‌اند.
خاتمی گرچه در نامه‌اش به فرمانده سپاه، ژست خدمت به مردم می‌گیرد و می‌کوشد اصلاح‌طلبان به قول خودش واقعی را از اتهام تشنه قدرت بودن برهاند، اما خاطره به جان هم افتادن این جماعت، برای سهم داشتن بیشتر در قدرت، خاطره کمرنگی در ذهن‌ها نیست. انحلال شورای اول شهر تهران، یکی از نتایج چنین به جان هم افتادنی بود.
این بار هم یکی از موانع اصلی اصلاح‌طلبان،‌همین مواضع سپاه است؛ مواضعی که آنان را خشمگین می‌کند تا واژه‌های اهانت بنویسند.
دست و پا زدن برای خروج از انزوا
هدف دیگری که محمدرضا خاتمی با نامه نوشتن به فرمانده سپاه، ناشیانه در پی آن است، ضمن عقده‌گشایی از برخوردهای سپاه با جریان برانداز داخلی، مطرح کردن دوباره خویش و جریان اصلاح‌طلبی در فضای سیاسی و خروج از انزوای سیاسی است.
چندان به تعمق نیاز ندارد دریافت این نکته که اصلاح‌طلبان پی فضایی می‌گردند که در آن بتوانند مجدداً حرف زده، اظهار نظر کرده و به عرصه سیاسی و خصوصاً عرصه انتخابات بازگردند. به هر روی وقتی نامه می‌نویسند، وقتی توهین می‌کنند،‌وقتی رطب و یا‌بس به هم می‌بافند که از مطلب خود‌ساخته بیرون بیایند،‌یعنی می‌خواهند بگویند ما هنوز زنده‌ایم. غافل که این دست و پا زدن در مرداب آنها را بیشتر فرو می‌برد. در پایان توجه به دو نکته خالی از فایده نخواهد بود. اول آنکه این روزها علاوه بر ورشکسته‌های سیاسی اصلاح‌طلب، جریان انحرافی داخل دولت نیز هراز چند گاهی بهانه‌ای برای هجمه به سپاه می‌یابد و از حملات رسانه‌ای دریغ نمی‌کند و این یعنی یک شاهد دیگر بر آن تحلیل که این هر دو گروه را در یک راستا و با یک هدف معرفی می‌کند.
دوم آنکه هجمه به سپاه نشان می‌دهد که این نهاد انقلابی، به درستی همه آنچه را که به عهده‌اش بوده، به انجام رسانده است. حملات تند محمدرضا خاتمی، نشان از آن دارد که سردار جعفری درست بر نقطه ضعف این دست از اصلاح‌طلبان انگشت گذاشته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات