رضا فرخی
یکی از روش های کشورهای امپریالیستی برای استثمار کشورهای موسوم به جهان سومی، استفاده از رسانه ها و به ویژه رسانه های تصویری همچون شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای بوده است. کشورهای امپریالیستی همیشه تلاش داشته اند تا با ایجاد ضد خبر و به نوعی نقض خبرهای رسانه های جهان سومی آنها را در پیش چشم مخاطب بی اعتبار جلوه دهند.
ضد خبر چیست؟
کشورهای امپریالیستی به خاطر تسلط بسیار زیاد بر تراست ها و شبکه های خبری از سلطه ای برخوردار شده اند که نمی خواهند آن را با افشاگری و به نوعی روشنگری رسانه های جهان سومی از دست بدهند. پس در این بین راهی نمی ماند جز استفاده از تاکتیک رسانه ای production anti news (تولید ضد خبر). این تاکتیک رسانه ای معمولا در دو زمان به کار می رود.
1-در مواقعی که بخواهند یک حادثه را برعکس جلوه دهند و به نوعی در مقابل افشاگری رسانه های مخالف غرب بایستند. در این مواقع شبکه های خبری غرب قبل از رسانه های کشورهای جهان سوم در مورد اتفاق خاصی خبررسانی می کنند.
2-این مورد هنگامی رخ می دهد که هدف آنها تنها بی اعتبار نشان دادن رسانه ها و شبکه های خبری کشورهای جهان سوم است. در این مواقع رسانه های امپریالیستی اجازه می دهند تا رسانه های جهان سوم اخباری را در مورد موضوعی خاص منتشر کنند، سپس تمام تلاش خود را به کار می گیرند تا با تولید ضدخبر آن را خنثی و به بیننده این گونه القا کنند که رسانه های کشورهای جهان سوم (مخالف غرب) هم دروغ می گویند و هم بی اعتبار هستند. البته باید به این موضوع هم اشاره کرد که تاکتیک رسانه ای «تولید ضدخبر» از زمانی مورد استفاده قرار گرفت که کشورهای مخالف غرب به ویژه در بین ملت های ستم دیده صاحب رسانه شدند.
چرا که تا قبل از این واقعه تمام رفتارهای رسانه ای، رسانه های کشورهای سرمایه دار و استعمارگر براساس تاکتیک رسانه ای «dam and valve of the media» بود. در این تاکتیک رسانه ای که کارشناسان آن را محصول سال های جنگ جهانی دوم و تا مدتی پس از جنگ می دانند. از طریق عدم پوشش تحولات، سدی در برابر جریان آزاد اطلاعات ایجاد می شد و در کنار این سد، دریچه ای رسانه تعبیه شده بود که اخبار فیلتر شده را از سیل عظیم اطلاعات پنهان شده در پشت سد، به بیننده می داد.
تزریق پول برای کاهش نفوذ
اما به هر صورت کشورهای مخالف جهان سومی هم صاحب رسانه شدند و سلطه امپریالیسم رسانه ای تا حدی شکسته شد. در این میان به هر ترتیب کشورهای غربی به دلیل اینکه می دانستند که رسانه بهترین ابزار برای ادامه استعمار نو است، تلاش کردند که با تزریق پول فراوان به رسانه های خود از کاهش نفوذ این رسانه ها در جهان جلوگیری کنند و همچنین در مقابل موج های روشنگر کشورهای مخالف غرب و امپریالیسم، دروغ پراکنی کنند و افکار عمومی را از باور این موج های روشنگر رسانه ای به انحراف بکشانند.
در این باره «اولیویربوید- بارت» معتقد است که امپریالیسم وسایل ارتباطی و رسانه ای در عصر جدید، شکل های گوناگون فعالیت بین المللی این وسایل را که معرف چگونگی اعمال نفوذ آنهاست، دربرمی گیرد.
راهی برای نفوذ خبری
در این جا باید به این موضوع توجه کرد که این نفوذ از طریق ایجاد تراست های مرکزی خبری در کشورهای غربی و ایجاد شعبات مختلف در نقاط مختلف جهان به وجود آمد. این تمرکز گسترش شعبه در همان سال های آغازین توسط افرادی صورت پذیرفت که از سوی سیاسیون غرب برای این کار و برنامه ریزی بلندمدت برای آن انتخاب شده بودند.
برای همین هم خبرگزاری هایی که «شارل هاواس» در فرانسه، «ژولیوس رویتر» در انگلستان و «برنارد ولف» در آلمان در قرن 19 بنا نهادند، هم اکنون تبدیل به سازمان های پیچیده و غول پیکری شده اند. این شبکه ها تلاش کرده اند تا با گسترش شعبات و خبرنگاران خود در سراسر جهان پوششی خاص و همه جانبه و مطابق با میل سیاسیون به تحولات بدهند نکته جالب اینجاست که این پوشش رسانه ای گاهی اوقات در بین کشورهای استعمارگر باعث درگیری خبری می شد.
به گونه ای که به عقیده بسیاری خبرگزاری های آسوشیتدپرس، یونایتدپرس، رویتر، فرانس پرس و ایتارتاس کنونی که تا حد بسیاری از عظمت گذشته آن کاسته شده، همگی زاییده رقابت های دوران استعماری دو قرن گذشته هستند. چرا که درآن زمان هر کشور می کوشید تا با ابزار رسانه بتواند به بهترین نحو ممکن و با کمترین هزینه مستعمرات بیشتری به دست آورد و دراین بین علاوه برجنگ نظامی جنگ رسانه ای هم رخ می داد، که حاصل این جنگ رسانه ای تمام عیار اخبار متناقضی بود که هرکدام از این شبکه ها مطابق با میل خود و اهداف استعماری آنان از هر تحولی منتشر می کردند.
انحصاری که در حال فروریختن است
از سوی دیگر به عقیده جان گالتونگ، امپریالیسم خبری براساس نظریه مرکز -پیرامون به وجود آمده است و تمامی تلاش غرب تا به امروز این بوده که این ساختار را حفظ کند، ولی به هر دلیل این ساختار روز به روز شکننده ترمی شود. به گونه ای که اگر در گذشته درنظریه مرکز - پیرامون، رسانه های غربی درمرکز بودند و تاثیرگذار، و کشورهای جهان سومی تحت استعمار رسانه ای و درپیرامون قرار داشتند. امروز این مرکز پیرامون به تدریج درحال برچیده شدن است.
به همین دلیل هم هست که کشورهای غربی نمی توانند مانند گذشته از ابزار رسانه به صورت موثر در پیشبرد اهداف خود استفاده کنند.
یادمان نرود که روزگاری درجنگ جهانی دوم، هالیوود به دلیل اینکه درموقعیت انحصاری قرار داشت توانست تا حد موثری با فیلم های خود برای آمریکا وجهه ای دموکراتیک درجنگ به نمایش بگذارد که براساس نظر بسیاری از کارشناسان این وجهه درگسترش هژمونی آمریکا درآن زمان بسیارنقش داشت.
اما امروز این تاثیر مانند گذشته نیست، چرا که رسانه های موازی درکشورهای درحال توسعه قد علم کرده اند. به همین دلیل هم هست که غرب در چند سال اخیر به شدت از رفتار غیرحرفه ای تخریبی برای کشورهای مخالف خود استفاده می کند. به گونه ای که براساس پژوهش های «جرج گربنر» و «جرج هروانی» سلطه خبری کشورهای استعمارگر گاهی اوقات باعث مخابره نشدن خبرهای مربوط به پیشرفت های جهان سوم می شود و تصویری که از جهان سوم دراین رسانه ها ارایه می شود، تصویری سرشار از خشونت،بی نظمی، نقض حقوق بشر و غیر منطقی جلوه دادن آنهاست.
یک بازار هدایت شده خبری
اگر نگاهی به این نظر جرج گربنر و جرج هروانی داشته باشیم متوجه می شویم که این رفتار رسانه های امپریالیستی کاملا دور از اخلاق رسانه ای است. دراین بین حرف های نوام چامسکی و ادوارد اس هرمن هم درباره رسانه های آمریکایی کاملا قابل توجه است.
آنها براین باور هستند که اخبار رسانه های آمریکا، یک بازار هدایت شده خبری هستند،نه یک بازار آزاد خبری.
به همین دلیل هم چامسکی درباره پوشش اخبار کشورهای مخالف آمریکا می گوید:«هر جا که لازم باشد رسانه های آمریکایی افکارعمومی را از وجهه های دموکراتیک و مردمی کشورهای جهان سومی و مذهبی منحرف می کنند و آنها را به سمتی هدایت می کنند که سیاست های آمریکا حکم می کند.»
دراین میان تحقیقات کاپلان درباره رسانه های آمریکایی هم بسیار حائز اهمیت است.
او معتقد است که اسلام دررسانه های غربی درحال حاضر برابر است با تروریسم و آمریکا برابر است با حقوق بشر!
او این تلقین رسانه ای را درراستای سیاست های ضد اسلامی و ژست های متقابل آمریکا می داند. دراین میان بسیاری از کارشناسان بر این باور هستند که پس از سال 2003 تاکتیک «media Repression» به شدت مورد توجه رسانه های آمریکا و امپریالیسم رسانه ای قرارگرفت، چرا که به دلیل عدم توانایی این رسانه ها در اقناع عمومی درمسئله تجاوزات جنگی غرب آنها مجبور شدند که از طریق رسانه هر تفکر مخالفی را سرکوب خبری کنند به ویژه کشورهای مسلمان را که بدون شک از سال 2002-2003 نقش فعال تری را درعرصه رسانه ایفا کردند.