محسن زیرک
دومخردادیها در حالی وارد عرصه انتخابات مجلس نهم شدهاند که با چالشی بهنام «اختلاف و چندصدایی» روبهرو هستند.
مدتی است محمد خاتمی که یکی از متهمان اصلی و سران فتنه 88 است، از هر فرصتی برای تطهیر گام به گام چهره خود نزد افکار عمومی استفاده کرده و میخواهد به نوعی خود را بهعنوان لیدر جریان اصلاحات مطرح کند، بنابراین طبق بررسی اخبار فعالیتهای اخیر وی به روشنی میتوان فهمید که این تکاپوی معنادار حکایت از استراتژی اصلی اصلاحطلبان یعنی حضور در عرصه سیاسی به هر قیمت ممکن است.
خاتمی که تکاپوی زیادی برای بازگشت به قدرت و عادیسازی حضورش دارد، این روزها حتی از مجلس ختم دختری که روی پل مدیریت با ضربات چاقوی خواستگار سمجش درگذشته، نمیگذرد. سیاستی که این جریان شکستخورده امروز در پیش گرفته است، سیاست «با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن» است؛ بدین صورت که برخی از بوقهای داخلی و خارجی وابسته به این جریان، همصدا با فتنهگران سبز در تلاش برای متقاعد کردن اصلاحطلبان و فرقه سبز برای حضور در انتخابات آتی هستند و عدهای دیگر نیز سعی دارند با ژست طلبکارانه حرف از شرط و شروط برای حضور در انتخابات یا تحریم آن بزنند، بنابراین این مطلب بیشک بیانگر نگاه سهمخواهانه و فرصتجویانه اعضای این جریان است.
خاتمی در یک نشست محفلی که با مشاوران خود گردهم آمده بودند تا به حال شتر افسار گسیخته اصلاحات چارهای بیندیشند، تنها راه ادامه فعالیت و حیات اصلاحطلبان را پیگیری اهداف خود از مسیر اصلاحات عنوان و تأکید کرده که نمیشود با جنبش سبز - بخوانید فتنه سبز- به اهداف خود رسید. تنها راه زنده نگاه داشتن اصلاحات جدایی از این جریان است. وی با تأکید بر اینکه «جنبش سبز، اصلاحات را به ورطه نابودی کشانده»، تصریح کرده است: مسیر اهداف ما «فعلاً» از خیابان محقق نمیشود و ما در این زمینه باید و حتماً فقط راه خودمان را پیش بگیریم. بیان این سخنان در حالی است که خاتمی در بحبوحه فتنه 88 با حمایتها و مواضع آشکار یا با سکوت و پشتیبانی از موسوی و کروبی، آتش فتنه را شعلهور ساخته و سعی در حمایت از ساختارشکنیهای فتنهگران داشته است.
جورج سوروس صهیونیست، رئیس هیئت مدیره مؤسسه جامعه باز (OSI) و طراح و حامی مالی انقلابهای مخملی در مراسمی که به مناسبت هشتمین سالگرد حوادث یازدهم سپتامبر در نیویورک برگزار شد، اینگونه درباره دیدارش با خاتمی میگوید: «هدف از دیدار من با محمد خاتمی نیز دستیابی به آگاهی از درون کشوری منزوی بود؛ کشوری که برای برقراری ارتباط با آن فرصتهای محدودی وجود دارد و با توجه به تحولات اخیر منطقه چنین جلساتی ارزشمند است و میتواند به اتخاذ تصمیمات سیاسی مؤثر کمک کند.»
سوروس ادامه میدهد: در این جلسه من به خاتمی گفتم که جوانان ایران به عنوان بخش بزرگی از جمعیت ایرانیان، مشتاق تغییری سیاسی هستند که حاصل آن جامعهای آزادتر باشد. به خاتمی گفتم که هرچند دغدغه خاطر کنونی بیشتر ایرانیان وضعیت اقتصادی خودشان است و انتخابات ژوئن 2005 نیز همین موضوع را تأیید میکند اما باید گرایشهایی را در ایران تقویت کرد که آزادی بیان و ارتباط با جهان آزاد را مؤلفههای اصلی پیشرفت و ثبات ایران میدانند.
وی سپس اظهار میدارد: به خاتمی گفتم با اینکه تعداد بسیاری از شهروندان سرخورده ایرانی از تغییرات اساسی در ساختار سیاسی ایران حمایت خواهند کرد اما آنان هنوز فاقد «گروههای سازماندهی شده» برای پشتیبانی از یک انقلاب (براندازی) هستند. گفتم که سرعت جوانگرایی جمعیت و شدت بیکاری در ایران احتمال تغییر در کوتاهمدت را کاهش میدهد و برای این منظور باید به باز کردن بیشتر فضا، توسعه سازمانهای غیردولتی و افزایش تعداد رسانههای مستقل کمک کرد تا یک دموکراسی پرشور و روادار در ایران نهادینه شود.
رئیس هیئت مدیره مؤسسه جامعه سپس به اظهارات خاتمی اشاره میکند و میگوید: خاتمی در این جلسه به من گفت که تعارض موجود بین ساختار حقیقی و ساختار حقوقی در ایران مهمترین مانع برای پیشرفت و توسعه روابط ایران با غرب است. طراح و حامی مالی انقلابهای مخملی میافزاید: خاتمی معتقد بود که دموکراسی و رواداری دولت با ساختار کنونی یک حکومت مذهبی که در رأس آن رهبر مذهبی حکمرانی میکند، به دست نخواهد آمد.
از این وقایع که بگذریم، نکته مهم و کلیدی این است که شخص خاتمی هنوز از اقدامات ساختارشکنانه خود در فتنه 88 اظهار پشیمانی نکرده و حاضر نشده است از نظام و مردم عذرخواهی کند و همین موضوع، تأیید صلاحیت آنها را در فضای سیاسی آینده کشور در هالهای از ابهام قرار داده و باعث بروز اختلافات زیادی در میان مدعیان اصلاحات شده است، بهنحویکه با متهم کردن و مقصر جلوه دادن همدیگر سعی در حفظ جایگاه خود دارند؛ تا این حد که مصطفی کواکبیان از اعضای فراکسیون اقلیت مجلس هشتم اخیراً طی مصاحبهای به صراحت اعلام کرده که اصلاحات فقط به خاتمی ختم نمیشود.
در بخشی از مصاحبه کواکبیان آمده است: ما با هیچکدام از آنهایی که در خیابانها به آتش زدن و بههم زدن همه چیز پرداختند و با این اعمال در کشور اختلال و آشوب ایجاد کردند، نسبتی نداریم بلکه مخالف هم هستیم. ما از همان اول هم تأکید کردیم اینها در زیر هر نامی چه جنبش سبز و چه اصلاحطلب که دست به چنین اعمالی زده باشند، یک مشت آدم برانداز هستند و ما با هر کسی که بهدنبال براندازی باشد، مخالفیم.
وی در ادامه تأکید کرده است: ما در انتخابات از نامزدهایی حمایت میکردیم و مادامی که انتخابات انجام نشده بود، حمایتمان هم باقی بود، اما بعد از آنکه انتخابات تمام شد و آن حوادث رخ داد، حمایت ما هم پایان یافت. در عین حال ما هیچوقت مدعی نبودیم که آنها لیدر ما هستند.
همچنین صادق زیباکلام که از افراد نسبتاً مطرح در دایره اصلاحطلبان است، در یک مناظره دانشگاهی خاتمی را متهم به بی لیاقتی کرده و وضعیت امروز اصلاحطلبان را ناشی از نبود شجاعت، جسارت و لیاقت در خاتمی دانسته بود. عدهای از چهرههای اصلاحطلب نیز که نسبتاً در امتحان فتنه 88 کارنامه پر بحث و خاکستری برجای گذاشتهاند، با سکوت معنادار نسبت به تحرکات و سخنان اخیر خاتمی منتظر شفافتر شدن فضا و اعلام مواضع روشنتر چهرههای شاخصتر جریان اصلاحات هستند تا شاید بتوانند به پیروی از آنها جرأت قدم گذاشتن در عرصه سیاسی کشور را پیدا کنند.
برنامه اصلاحطلبان برای اختلافافکنی میان اصولگرایان
هشدار اینکه جریان دومخرداد که همیشه مترصد اختلاف و شکاف در بین جریان رقیب بود، این روزها برنامه اول خود را اختلافاتافکنی میان اصولگرایان و انجام اقداماتی منافقانه برای ایجاد چند صدایی در صفوف اصولگرایان قرار داده و سعی دارد با به بازی گرفتن چند نفر از چهرههای به ظاهر اصولگرا و واداده به برخی اختلافنظرها دامن بزند. چهآنکه محمد خاتمی اخیراً در جلسهای با حضور مشاوران و افراد متنفذ دومخرداد بر ایجاد اختلاف میان اصولگرایان تأکید کرده و گفته است که «میتوان با دامن زدن به اختلافات میان اصولگرایان به موفقیت دست یافت ولیکن با وضعی که موسوی و کروبی درست کردند، بزرگترین خیانت به اصلاحطلبان از سوی آنان شکل گرفت. اگر آنان اینطور خرابکاری نمیکردند، ما قهرمانانه وارد عرصه سیاسی میشدیم». نتیجه آنکه همه دلسوزان واقعی و بازیگران عرصه سیاسی که دلشان به حال سرنوشت این کشور و مردم بینظیر میسوزد و اصولگرای حقیقی هستند، باید بدانند که در این برهه حساس چه نقش و وظیفهای دارند و منویات رهبر حکیم انقلاب را نیز سرلوحه اعمال و گفتار خود قرار دهند تا «این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان و لیبرالها نیفتد».