* این روزها زیاد میشنویم که عدهای مدعی میشوند که ظهور بسیار نزدیک است. از طرفی در روایات هم داریم که ظهور نزدیک است! این «نزدیک است» با آن «نزدیک است» چه فرقی دارد؟ ظاهراً مسئله تنها اشتراک لفظی است، وگرنه به نظر میرسد مراد قرآن و روایات از نزدیک بودن ظهور یا قیامت، چیز دیگری غیر از این است که ادعا میشود.
** بسمالله الرحمن الرحیم. اول محور بحث را مشخص کنیم، نزدیکی قیامت یا نزدیکی ظهور حضرت؟
* در هر دو مورد ادعا شده است، با تفوق نزدیک بودن ظهور!
** این مسئله متوقف بر ذکر یک مقدمه است. اصل ظهور از مسلمات شیعه، اسلام و حتی سایر ادیان است و قرآن هم صراحت دارد: «و نرید انمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثین». وعدهای است از وعدههای قطعی خداوند متعال که مستضعفین وارثان زمین و صاحبان حکومت جهانی هستند، منتها وقت آن تعیین نشده و نمیگوید کی این اتفاق محقق خواهد شد. این معنا اراده شده، منتها در چه موقعیت و در چه تاریخی یا اینکه استعداد بشر برای این ظهور کی خواهد بود، اینها طول زمان دارد...
* اما در بعضی روایات داریم که ظهور نزدیک است، قیامت نزدیک است. نزدیکی ظهور در روایات با نزدیکیای که یک عده دارند ادعا میکنند چه فرقی دارد؟
** زبان روایات، زبان خاصی است و لزوماً معنای آن منطبق با آنچه در محاورات مردم اراده میشود، نیست. باید به قرائن آن توجه کرد. ممکن است حتی، کلمه نزدیک در روایتی یک معنا داشته باشد و در روایت دیگر معنای دیگری. این ادعایی که میکنند در چه قسمتی است؟
* یک لوح فشرده منتشر کردهاند که ظهور نزدیک است و علائم آن را به افراد تطبیق میکنند.
** قطعاً کار بسیار غلطی است، مخصوصاً هنگامی که به افراد تطبیق میکنند، چون نهایتاً اگر نشود، عقیده مردم نسبت به امام زمان(عج) خلل پیدا میکند. کار بسیار خطرناکی است و موجب تزلزل عقیده نسبت به امام زمان(عج) میشود. این فرق دارد با آیهای که اصل کلی را بیان میفرماید. در برخی روایات، نزدیکی به معنای قطعیت مسئله است، یعنی بهقدری قطعی است که نزدیک به نظر میرسد. در مورد قیامت و مرگ هم همینطور. بیشتر تکیه روی جنبه معنویت است، یعنی این کار قطعاً انجام خواهد شد. به معنای قطعیت مسئله است، نه به معنای تاریخ و زمان تعیین کردن. بنابراین بسیار اشتباه است که بر افراد تطبیق کنند، چون اگر این معنا انجام نشود، ممکن است عدهای مغرض یا بیاطلاع و ضعیفالایمان بگویند اصل معنا مورد تشکیک است. کار جاهلانهای است.
* نشانههایی که در روایات برای ظهور ذکر شده، مثل شعیببن صالح یا دجال و... آیا به همان اسامیای ظاهر میشوند که آدرسشان در روایات داده شده؟ چون تطبیق هم زمینههایی دارد، از جمله تشابه، یا میشود آنها را به اشخاص مختلف تأویل کرد؟
** ظاهرش این است که باید به همان اسماء باشند و اسماء دیگر را نمیشود بر آن تطبیق کرد. این مسئله در تاریخ زندگی پیامبر اکرم(ص) سابقه دارد. پیامبر اکرم(ص) کتب آسمانی را به اسامی خود آنها تأویل کردند.
* پس تأویل این اسامی به افراد، خلاف ظاهر است؟
** بله، متأسفانه مسئله امام زمان(عج) برای عدهای دکان شده، بهائیگری و بابیگری هم از همینجا شروع شد. همه باید مراقب این سوءاستفادهها باشند، و گر نه فرقههای جدیدی درست خواهند شد.
* به نظر شما چرا مسئله امام زمان(عج) زمینه ظهور فرقههای انحرافی است؟ در این قضیه چه ظرفیتی نهفته است که عناصر منحرف به طمع میافتند از آن سوءاستفاده کنند.
** چون یک مسئله اعتقادی و ناملموس است و طبعاً قابلیت آن را دارد که افراد از آن سوءاستفاده کنند. یک وقت یک چیزی محسوس است و نمیشود از آن سوءاستفاده کرد، اما وقتی مقولهای فکری و اعتقادی – معنوی طرح میشود، قابلیت سوءاستفاده از آن فراهم میشود. میگوید من با امام زمان(عج) ارتباط دارم. به کدام دلیل؟ چهجور ارتباطی داری؟... فقط ادعاست. کمتر مدعی و دکانداری در طول تاریخ توانسته این مسئله را ثابت کند، چون مسئله حسی نیست، بلکه ورای حس است، به همین دلیل غیبت امام زمان «سلاماللهعلیه» برای عدهای وسیلهای برای دنیا طلبی شده است...
* چون حضرت نیستند که تکذیب کنند، همه افراد، خود را به ایشان منتسب میکنند.
** همینطور است. مشیت الهی، غیبت ظاهری آن بزرگوار است و طبعاً در غیبت، بنا نیست مثل دوره حضور رفتار شود.
* فکر نمیکنید عنصر انتظار و امیدی که در این مقوله هست، برای عناصر فرهنگی و سیاسی آنقدر جذاب باشد که آنها را به طمع بیندازد که بخواهند خود را به مکتب انتظار منتسب کنند؟
** بله، مردم گرفتار مشکلات هستند و به این ترتیب میخواهند نگرانی و اضطراب خود را به نوعی توجیه کنند. مردم هم به این معنا راغب هستند، چون احتیاج دارند. این احتیاج ممکن است برخی از افراد را ترغیب کند تا از ظرفیت مهدویت و انتظار فرج استفاده کنند، ضمن اینکه انتظار جنبه مثبت و منفی دارد. اگر انتظار سازنده و موجد تحرک مثبت نباشد، بیفایده و بلکه مخرب خواهد بود.
* اشاره کردید به ممنوعیت توقیت. در این باب با توجه به مباحثی که در چند ماهه اخیرمطرح شده، عدهای از علما میگویند حضرت از ظهور خودشان اطلاع ندارند، مگر اینکه خدا مطلعشان کند و عدهای میگویند اطلاع دارند، ولی در هر صورت ما حق نداریم وقت تعیین کنیم. با توجه به تتبّعاتی که در مسئله امام زمان(عج) کردهاید، نظر شما چیست؟
** هر دو رأی مستنداتی دارد، ولی در ما نحن فیه بیتأثیر است...
* شما به کدام رأی گرایش دارید. آیتالله بهجت میگفتند حضرت میدانند...
** من واقعاً در این مورد نمیتوانم چیزی بگویم. هر دو صورت ممکن است، یعنی هیچکدامشان ممتنع نیستند، ولی اینکه کدامیک قطعی است، این را نمیشود گفت. ممکن است خداوند به حضرت اطلاع داده باشد، ممکن هم هست نداده باشد. البته هر دو مبانی و مستنداتی دارند و باید مقایسه شوند.
* به هر حال حضرت چه بدانند چه ندانند، کس دیگری نمیداند که بیاید و ادعای اطلاع کند.
** قطعاً همینطور است، البته غیر از معصومین. ممکن است پیامبر(ص) بدانند یا سایر معصومین(ع) بدانند، اما این مباحث در مسئله مورد نظر ما تأثیری ندارد.
* آنها که حضور فیزیکی ندارند.
** بله، در زمانی که بودند یا در عالمی که هستند، ممکن است این علم را داشته باشند. به هر حال الان دست ما از دامان همه آنها کوتاه است و آن بزرگواران در عالمی دیگر هستند، بنابراین کس دیگری نمیتواند چنین ادعایی داشته باشد.
* عدهای مسئله امام زمان(عج) را برای فرار از پذیرش نیابت عام فقها در عصر غیبت علم کردهاند، یعنی میگویند ما با مبداء فیض ارتباط داریم و وقتی با این منبع، ارتباط داریم، نیازی به نایب ایشان نداریم. تحلیل شما چیست؟
** اگر این فتح باب بشود و هر کسی ادعای ملاقات با حضرت و دستور مستقیم گرفتن از ایشان را بکند، نظام مذهبیما کلاً به هم میخورد. اگر این باب، فتح و چنین اجازهای داده شود، همه چیز دگرگون و حتی واژگون خواهد شد، چون هر کسی این ادعا را میکند که این کار به مصلحت کشور است و باید انجام شود، چون آقا به من فرمودهاند! یا به عکس. این معنا را نمیتوانیم باور کنیم که اختیار ارتباط امام معصوم با جامعه به دست اشخاص باشد و بنابراین فرمودهاند کسانی را که چنین ادعاهایی میکنند، تکذیب کنید. چرا اینطور گفتهاند؟ برای اینکه این باب فتح نشود، چون ممکن است طرف ادعا کند که خدمت حضرت رسیدم ایشان فرمودند نماز صبح را از فردا چهار رکعت بخوانید! یا نماز ظهر را دو رکعت بخوانید! اگر کسی چنین ادعایی کرد، میخواهید چه کارش کنید؟ عبادات و همه چیز از بین میرود و بنابراین فرمود: «من کان من الفقها صائناً لنفسه، حافظاً لدینه، مخالفاً لهواه، مطیعاً لامر مولاه، فللعوام ان یقلدوه» یعنی در استنباط احکام از فقها و اهل تحقیق و تدقیق، تبعیت کنید. مثل مراجعه مردم به طبیب است در وقت بیماری. این یک امر عقلایی است. غیر از این بخواهیم فتح باب کنیم همه چیز به هم میخورد.
* آیا میشود کسی مدعی پذیرش ولایت ولیعصر(عج) باشد، اما کلاً کاری به فقاهت و فقها در عصر غیبت نداشته باشد؟ آیا ولایت شعاری چنین فردی مشکوک هست یا نه؟
** این یک راه من درآوردی است و ائمه(ع) چنین چیزی را نفرمودهاند. ائمه(ع) همه را به روایت احادیث ارجاع میدهند و میفرمایند از زراره و... سؤال کنید، چون آنها شاگردانی بودند در خدمت امام و اصول و فروع را بلد بودند و حضرت به آنها ارجاع میدادند، یعنی ارجاع دادن اشخاص به متخصص. این یک امر عرفی است. مریض به طبیب مراجعه میکند و کسی که نیاز دارد خانهای را بسازد به مهندس ارجاع میکند و هر کاری که باشد به اهل آن کار مراجعه میکنند، اما اینکه کسی بیاید بگوید من شخصاً با امام ارتباط دارم، یک مسئله من درآوردی و ادعای غیرمعقولی است.
* پس محک درستی یا نادرستی ادعای کسانی که مدعی پیروی از امام زمان(عج) هستند، قبول کردن ولایت فقیه و فقاهت است.
** بله، همینطور است. هیچیک از بزرگان و مراجع قبلی ما هم هرگز چنین ادعاهای عجیب و غریبینکردهاند، بلکه گفتهاند فلان یا بهمان را از قرآن و روایت استفاده میکنیم، این هم دلیل ماست و اگر قبول ندارید، بحث میکنیم تا ببینیم به چه نتیجهای میرسیم. همیشه هم استفتاء در کار بوده، منیّت در هیچ مرجعی وجود نداشته است. اگر قرار بود کسی ادعای ارتباط کند، قبل و بیش از هر کس باید عدهای که از سوی حضرت به عنوان نواب عام ایشان معرفی شدهاند، این ادعا را میکردند که البته هیچگاه چنین نکردند.
* حتی کسانی هم که مظنون به ارتباط با حضرت بودند، این را ابراز نمیکردند و حالت معمولی خود را حفظ میکردند.
** بله، بهطور معمول زندگی میکردند. ما نمیگوییم ارتباط با حضرت محال است، محال نیست، ولکن گفتهاند هر کس ادعا کرد، به ادعای او توجه نکنید و شخصی که واقعاً ارتباط داشته باشد، ادعایی نمیکند و اگر هم یک وقتی اشارهای میکردند، ناگزیر بودند و به شکل اجمال بوده است.
* تا به حال از گرایشهای انحرافی به مهدویت سخن گفتیم. حال توصیه شما به جوانانی که بیشتر در معرض اینگونه افکار هستند، چیست؟ یعنی یک مؤمن شیعه چگونه میتواند به مهدویت گرایش صحیح داشته باشد و در عین حال منحرف نشود؟
** گرایش صحیح از طریق گفتار پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) است. ائمه ما 12 نفر هستند، نخستین امیرالمؤمنین(ع) و آخرین حضرت ولیعصر(عج) و هریک از ائمه، امام بعدی را معرفی کردهاند. آثار و مآثر همه اینها در تاریخ ضبط شده و مشخص است. راه تشیع مبتنی است بر ائمه دوازدهگانه. این راه ماست که پیامبر(ص) فرمودهاند و امیرالمؤمنین(ع) تا امام حسن عسکری(ع). اینها همه امام بعدی را معرفی کردند. خارج از این صراط، راه موازی یا میانبری وجود ندارد. هیچکس هم نمیتواند اوامر، منهیات و ارجاعات آنها را نادیده بگیرد.
* منظورتان این است که باید تنها به همین معارف تولی جست و راه دیگری وجود ندارد؟
** خیر، راه دیگری نیست. راه دیگر یعنی چه؟ مثلاً میخواهند خواب ببینند؟
* همین دستاویزهایی که درست کردهاند.
** این راهها درست نیست. راه، همان راهی است که علما و مؤمنین از زمان غیبت تا حالا رفتهاند. البته در طول تاریخ خیلیها خواستهاند در این صراط مستقیم، انحراف ایحاد کنند، اما به لطف حق، موفق نشدهاند.
* نظر جنابعالی در باره مسجد جمکران چیست؟
** بر حسب منقولات، حضرت به حسن مثله جمکرانی فرمودند در اینجا مسجدی بسازید.
* منشأ آن یک خواب است.
** باشد، فرقی نمیکند. اصل بنای مسجد و رفتن مردم برای عبادت، امری مقبول است.
* یک عده بهکلی منکر میشوند، یک عده هم افراط میکنند.
** یک عده کارهای عجیب و غریبیمیکنند و میگویند نامه بنویسید و امور دیگر! وگرنه اینکه بروند نماز تحیت یا امام زمان(عج) بخوانند، چه اشکالی دارد؟ مسئله این است که یک عدهای در آنجا دکان باز کردهاند که نامه بنویسید، سؤال میکنیم، جواب میآید! اینها سوءاستفاده میکنند، والا اصل مطلب این است که به نام امام زمان (عج) در آنجا مسجدی بنا شده و خیلی از بزرگان هم میرفتند، مرحوم حاج شیخ[عبدالکریم حائری مؤسس حوزه علمیه قم] میرفتند و بسیاری دیگر. مسجدی ساختهاند، ولو بنایش براساس یک خواب باشد. چه اشکالی دارد؟
* پس شما به اصل آن اعتقاد دارید؟
** عقیده به همین مقدار که خوابیدیدهاند و دستور داده شده که مسجد بسازند، بیشتر از این نه، که مثلاً آنجا را استثنایی بدانیم در کنار مسجد کوفه و مسجدالحرام و دیگر مساجد شاخص در جهان اسلام، ابداً چنین چیزی نیست.
مسجدی است معمولی که به دستور حضرت ساخته شده و در آن علاوه بر نمازهای معمول و نماز تحیت، نماز امام زمان(عج) هم خوانده میشود. نماز امام زمان(عج) را همه جا میشود خواند، از جمله در مسجد جمکران، ولی چاه درست کردن و نامه در چاه انداختن و اینجور کارها، همه غلط است. اینها کارهایی است که سوءاستفادهگرها میکنند. متأسفانه این کارها از بعضیها برای اغراض مادی و دنیوی سر میزند.
* جنابعالی از بانیان و متولیان یکی از جشنهای شاخص تهران در نیمه شعبان، یعنی جشن بزرگ مسجد صدریه واقع در میدان خراسان تهران هستید. چه شد که این جشن را تأسیس و پایهگذاری کردید؟ این جشن تا کنون چه برکاتی داشته است؟
** در زمان گذشته، یعنی قبل از انقلاب، دستگاه حکومت، خیلی با اقامه شعائر دینی مخالف بود، یعنی اینها را علیه خود تلقی میکرد. از سوی دیگر وظیفه بود که تا آنجایی که ممکن هست این شعارها زنده نگه داشته شوند. در اوایل، باجناق ما، مرحوم آشیخ محمدآقای تهرانی این جشن را تأسیس کرد و خیلی هم در اینباره جدی بود و هیئتی به نام «هیئت قائمیه» در مسجد صدریه به راه انداخت. در آن وقت هم اخذ اجازه از دستگاه لازم بود و با زحمات فراوانی اجازه میگرفتند. به اینها اجازه نمیدادند که جشنی این چنینی اقامه کنند، ولی آن بنده خدا بالاخره به هر کیفیتی که بود این کار را میکرد. بعدها ما هم با زحمات زیادی میتوانستیم این کار را بکنیم؛ اما بحمدالله با همه سختیها این کار را ادامه دادیم و نگذاشتیم در آن وقفهای ایجاد شود.
* چه انگیزهای داشتید؟ فقط تعظیم شعائر بود یا میخواستید در برابر بهائیها هم اقدامی کرده باشید؟
** این هم بود، ولکن اصل این بود که نام مبارک امام زمان(عج) را در یک برنامه جذاب و گسترده حفظ و تعظیم شعائر و اظهار مودّت و اخلاص کنیم، چون کتاب مطالعه کردن کار هر کسی نیست، ولی جشن با آن روال و کیفیت، حتی آن بچه چهار پنجساله را هم به پرسش وا میدارد که چه خبر است؟ امام زمان(عج) کیست و حالتی در نفس این بچه پیدا میشود که امام زمان(عج) اینقدر عزیز است که چنین جشن باشکوهی برای میلاد ایشان گرفته میشود. این یک تبلیغات عمومی و برای همه است. این همه جشنها و کارناوالهایی که در دنیا به راه میاندازند برای چیست؟ برای تبلیغ فرهنگ و عقاید خودشان. این جشن هم جشن دینی ماست و برای تعظیم شعائر. بعد از انقلاب هم که اوضاع مساعد شد و مردم هم الحمدلله استقبال و کمک کردند و تا هماینک هم ادامه دارد. ما هم تا آنجا که بتوانیم دنبال مردم هستیم و با آنها همراهی فکری یا عملی میکنیم تا این سنت حسنه و نیک باقی بماند.
بعضیها چیزهایی میگفتند که من به آنها کاری ندارم. بعضیها میگفتند ما از گنبد اینجا نوری دیدیم، حتی بعضی از اهل علم میگفتند.
* خود شما چه برکاتی دیدید؟
** بزرگترین برکت، همین توفیق انجام این خدمت است. بسیار از این کار خوشحال میشدیم و میشویم و این را یک نوع وظیفه و تعظیم شعائر میدانیم: ما اسئلکم علیهم اجراً الا المودّه فیالقربی. یک نوع اظهار مودّت و محبت است.
* خاطره خاصی از این جشنها دارید؟ شما شخصیتهای شاخصی مثل مرحوم آقای فلسفی را برای سخنرانی دعوت میکردید.
** همینطور است. در اوایل انقلاب همه در آنجا سخنرانی میکردند. بسیاری از شخصیتهای سیاسی آن دوره در این جشن صحبت میکردند. خدا رحمت کند آقای اشراقی (داماد مرحوم امام)، مرحوم آقای فلسفی، وعاظ قابل توجه همه در آن مسجد صحبت کردند.
* الان جشن چند شب است؟
** هفت شب. پارسال ده شب بود.
* مسجد شما در دوران انقلاب، پایگاه جوانان پرشور و انقلابیبود که بعضاً بعدها از فرماندهان جنگ بودند، مثل شهید حسن باقری. از این جوانان چه خاطراتی دارید؟
** بله، شهید باقری به درس ما میآمد. من شبها در مسجد اخلاق میگفتم و او و عدهای از رفقایش میآمدند. محسن اسماعیلی که الان رئیس کل فرودگاههای ایران است و دیگران، شاگردان ما هستند. میآمدند و این کتابخانهای را که الان این قدر وسیع و گسترده شده، همین بچهها تأسیس کردند. الان چندین هزار کتاب دارد. باقری خیلی باهوش بود. خدا رحمت کند پدرش را. آدم خیلی شوخی بود.
* شهید باقری بهتدریج با جنابعالی ارتباط خیلی نزدیکی پیدا کرد.
** همینطور است. اینها همسایه مسجد بودند. خدا رحمتش کند. گمانم یک وقتی مکبّر مسجد هم بود. سن کمی داشت، اما بسیار باهوش و باعرضه بود.
* شما تألیفاتی هم درباره امام زمان(عج) دارید. در این زمینه هم توضیح بفرمایید.
** پنج یا شش کتاب است: بقیهالله، نور مهدی، خورشید پنهان، طوفان امّت و کشتی نجات. طوفان امّت جامعیت بیشتری دارد و یک قسمت آن درباره امام زمان(عج) است و در آن داستان غدیر و سفارشات پیامبر(ص) در باره ثقیفه هم آمده است. آخرین کتاب هم سلسله مقالاتی است که خود من نوشتهام.
* سرفصلهای آن چیست؟
** یکی این است که معنای بقیهالله چیست. عناوین مختلفی دارد و به شبهاتی هم جواب دادهام. الان در مشهد توسط آستانه دارد چاپ میشود. کتابهای قبلی، بعضاً اعم از مقالاتی است که آقایان در قم مینوشتند، از جمله آقای صافی، آقای مکارم، آقای سبحانی و دیگران. مسجد فقط در کار جشن بود و ما دیدیم حیف است که جنبه فرهنگی مسکوت بماند و انتشار کتب را هم ضمیمه کردیم که بحمدالله بابرکت بود و به بسیاری از کتابخانههای شخصی و عمومی راه یافت.
* قبلیها تجدید چاپ نشدهاند؟
** نه و با این شرایطی که الان هست، به نظرم شایسته است که تجدید چاپ بشوند. چیزهایی که حالا مینویسند، بیشتر اوهام و خیالات و خطابه است، ولی آنها مقالات عمیق و خوبی بودند.