احد کریمخانی
با سرنگونی رژیم های دیکتاتوری مصر و تونس، خاورمیانه عربی شاهد تحولات کم نظیری است که از چند ماه پیش چشم جهان را به خود خیره ساخته است. شعله ور شدن آتش نارضایتی عمومی و درونی ملت های عرب منطقه که اکنون دامنگیر دولت هایی مانند لیبی، اردن، یمن، بحرین، الجزایر و... شده، بسیاری از حاکمان خودکامه کشورهای منطقه را به وحشت انداخته است.
در این میان، با توجه به نقش و جایگاه محوری عربستان سعودی در میان دولت های عربی، تحولات این کشور زیر ذره بین بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران مسائل سیاسی و بین المللی قرار گرفته و در زمینه تاثیر رخدادهای اخیر منطقه بر عربستان سعودی گمانه زنی های متعددی صورت گرفته است . سوال مهمی که همواره ذهن تحلیلگران سیاسی و افکار عمومی منطقه و جهان را به خود معطوف کرده است اینکه رژیم دیکتاتوری آل سعود نیز چه زمانی دستخوش تغییرات اساسی و یا دچار سرنگونی خواهد شد ؟ یکی از روزنه های امید درباره نقطه شروع سرنگونی این رژیم دیکتاتوری «کشمکش های داخلی بر سر تصاحب قدرت » در بین خاندان آل سعود است . طی روزهای گذشته با بحرانی شدن شرایط جسمانی ولیعهد عربستان، کشمکش و جنگ قدرت بین فرزندان خاندان آل سعود برای تصاحب مسند شاهزاده سلطان بالا گرفته است.
در همین رابطه کارشناسان و تحلیلگران سیاسی با اشاره به رقابت تنگاتنگ و شدید میان شاهزادگان بیشمار سعودی برای تصاحب قدرت، دورنمای مسئله جانشینی پادشاه کنونی عربستان ( ملک عبدالله) را در این کشور مبهم ارزیابی می کنند .
عربستان سعودی دارای یکی از عجیب ترین نظام های دنیاست. جامعه ای متشکل از سنت و مدرنیته. یعنی مظاهر و نمادهایی همچون ساختمان های بسیار مدرن چند ده طبقه در شهرهای این کشور دیده می شود که در آنها مغزهایی مربوط به دوران جاهلیت اعراب زندگی می کنند.
با این وجود بحران حاکمیت در کشور عربستان از دیرباز وجود داشته ، اما به دلیل شرایط خفقان و تک صدایی که حاکم است این اختلافات همواره مخفی نگه داشته می شد و همواره از بروز آن واهمه داشتند. این اختلافات به زمان پیدایش و تسلط وهابیت بر شبه جزیره عربستان برمی گردد.
برای تسلط بر این سرزمین پیمانها و توافقات پنهانی با انگلیس در رویارویی با حکومت عثمانی صورت گرفت. پس از آن توافقی بین دو جریان از بدو حاکمیت بر عربستان بوجود آمد که در آن، جریان وهابیت به رهبری خاندان « آل شیخ» سلطه دینی و جریان« آل سعود و فرزندانش» تا کنون سلطه سیاسی را برعهده داشته اند .
آل شیخ هم اکنون نیز سلطه مذهبی را در شبه جزیره برعهده دارد که شامل مساجد، حرمین شریفین، هیئت امر به معروف و نهی از منکر و سازمانهای و موسسات فرهنگی و مذهبی می شود.
مسائل سیاسی هم در اختیار آل سعود است. این دو جریان اگر چه درباره تقسیم قدرت توافق کردند اما یک تضاد و تعارض در بین آنها وجود داشته و دارد که بحث بسیار مفصلی است. همچنین در درون خاندان آل سعود اختلافات حکومتی از گذشته وجود داشته است. در این رابطه دو جریان وجود دارد؛ یک جریان شامل هفت پسر سدیری ها می شود.( السدیریون السبعه یا عشیره السدیری، اصطلاحاً به هفت برادر تنی گفته می شود که همه از فرزندان ملک عبدالعزیز آل سعود، پادشاه عربستان و همسر او حصه سدیری هستند.) این هفت تن به نام آل فهد هم مشهورند. این گروه با جریان دوم یعنی نجدی ها در رقابت شدیدی هستند و هم اکنون این رقابت در جانشینی ملک عبدالله تجلی پیدا کرده است.
از زمان به پادشاهی رسیدن ملک فهد در سال 1982، هفت سدیری تبدیل به نیرومندترین ائتلاف در خاندان حاکم سعودی ها شده اند.
در عربستان جابجایی قدرت همیشه بر موازین قانونی نبوده است و همین مسئله باعث شد این اختلافات زمینه بروز پیدا کند. بر همین اساس بود که ملک عبدالله برای جبران خلأ قدرت پس از مرگش شورایی به نام« شورای بیعت« تعیین کرد. این شورا خود محل اختلاف است. چون ملک عبدالله ریاست آن را بر عهده برادر ناتنی خود یعنی «شاهزاده مشعل» نهاد. مشعل فردی تاجرمنش است و از فهم و درک سیاسی برخوردار نیست به همین دلیل بسیاری از شاهزادگان به این مسئله اعتراض دارند.
براساس برآوردها تعداد شاهزاده ها در عربستان به علت تکاثر نسل ها به 6 هزار شاهزاده رسیده است که از سه نسل مختلف هستند. و این 6 هزار شاهزاده هر کدام در یک ائتلافی در برابر یک ائتلاف دیگر قرار گرفته اند. در واقع این شاهزاده ها همه مدعی هستند که اگر قدرت اول را نگیرند، قدرت دوم و سوم را در دست داشته باشند.
انتخاب شاهزاده «متعب» (فرزند سوم ملک عبدالله) توسط ملک عبدالله به عنوان رئیس گارد ملی و عضو ارشد حکومتی سبب شد ناظران سیاسی تاکید کنند که همچنان رقابت بر سر قدرت در عربستان وجود دارد و وی می خواهد «متعب» را به جای خودش بنشاند .
دراین میان باید یادآور شد که مسئله انتخاب شاهزاده متعب به عنوان رئیس گارد ملی که نهادی حکومتی نظامی و بسیار تاثیرگذاری است سبب ایجاد شبهاتی شد. لازم به ذکر است که این گارد مسئولیتش حفظ رژیم است و انتخاب متعب نشان می دهد ملک عبدالله یک اقدام پیشگیرانه ای را انجام داد که قدرت در نسلش باقی بماند.
اما بازگشت ناگهانی چندی پیش «بندر بن سلطان» به ریاض اوراق بازی جانشینی ملک عبد الله را در عربستان به هم ریخت. این مسئله سبب شد کمی تحلیل ها و برداشت های سیاسی تغییر کند . البته درون هیئت حاکمه عربستان رقابتهای مختلفی وجود دارد. «بندر» فرزند «سلطان» (ولیعهد فعلی) است. وی 22 سال در دستگاه دیپلماسی عربستان مشغول به کار بود که بیشتر این مدت را در آمریکا به عنوان سفیر مشغول به فعالیت بوده است. وی ارتباطات تنگاتنگی با سرویسهای اطلاعاتی غرب به ویژه سازمان سیا دارد. بندر مدتی پیش، پس از پایان ماموریتش به عنوان سفیر در آمریکا به عربستان بازگشت در آن زمان اعلام شد که وی قصد کودتا داشته است. پس از آن مورد غضب قرار گرفت و دور رانده شد.
بندر پس از سفر سال گذشته ملک عبدالله به آمریکا برای درمان، دوباره به ریاض بازگشت. این مسائل سبب شده بحث و ابهامات درباره مسئله جابجایی قدرت در عربستان جدی شود. آمریکا روی بندر برای پادشاهی در عربستان نظر مثبتی دارد تا پس از ملک عبدالله به تخت حکومت تکیه زند.
در حال حاضر می توان گفت عربستان کشوری با چهار پادشاه است؛ یکی از آنها «ملک عبدالله» است، دیگری ولیعهد وی «سلطان»، سومی شاهزاده «سلمان» (امیر ریاض) و چهارمی« بندر» است. بنابراین همانطور که ذکر شد اختلافی طایفه ای میان سدیری ها و نجدی ها در مسئله قدرت در عربستان وجود دارد، علاوه بر این اختلاف گرایشی دیگری نیز بین محافظه کاران سنتی و غرب زده های اصلاح طلب و مدرن وجود دارد که مسئله قابل توجهی است. در این میان بندر بن سلطان سردسته غرب زده های اصلاح طلب است و در مقابل، نوادگان ملک فهد (پادشاه قبلی) از محافظه کاران سنتی محسوب می شوند. این رقابت میان این دو جریان هم اکنون شدید شده که آن را از چندجهت می توان تحلیل کرد.
با وجود اینکه بندر مهره سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(سیا) به شمار می رود، اما بر اساس عرف حاکم چون فرزند یک زن برده بوده است هرگز شانسی برای پادشاه شدن ندارد. در بین اعراب جاهلی این رسم وجود داشته است که اگر زنی چند بار پی در پی دختر به دنیا می آورده، شوهر وی یکی از کنیزان را به همسری می گرفته تا پسر داشته باشد. بندر نیز به این شیوه متولد شده است. بر این اساس، خاندان پادشاهی آل سعود بندر را شاهزاده حقیقی نمی دانند و روی او به عنوان پادشاه نمی شود حسابی باز کرد.
مجموع این مسائل باعث شده که اولا غرب و آمریکا در قبال خلأ احتمالی قدرت در عربستان دچار نگرانی شوند و ثانیا یکی از مهم ترین آسیب ها و به عنوان پاشنه آشیل سقوط رژیم سعودی برای همگان روشن شود .