خبرآنلاین: علی مطهری صلاح میداند که اصلاحطلبان در انتخابات مجلس پیشرو حاضر شوند و از همین روست که میگوید: «حاضر است نامش را در فهرستهای انتخاباتی اصلاحطلبان - البته به جز جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین- نیز قرار دهند.» به گفته این نماینده مجلس، او حتی مخالفتی با حضور در فهرست حزبهای اعتماد ملی یا مجمع روحانیون هم که البته اصلاحاتی انجام دادهاند، ندارد. این نماینده تهران در حالی به تحلیل آرایش انتخاباتی اصلاحطلبان و اصولگرایان در آستانه انتخابات مجلس نهم پرداخته که هنوز تصمیمی به حضور در انتخابات نگرفته است و میگوید: در دور قبل هم من گفته بودم غیر از حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، هر گروهی بخواهد اسم من را در فهرست خود قرار دهد مخالفتی ندارم. این نماینده مجلس در گفتوگوی خود تاکید میکند: صلاح است که اصلاحطلبان به طور فعال شرکت کنند و دلیلی ندارد شورای نگهبان صلاحیت نامزدهای این جریان را رد کند. بنده شخصا معتقدم که به جز آقایان موسوی و کروبی، شورای نگهبان نباید صلاحیت کس دیگری را در ارتباط با بحران اخیر رد کند.
وی سپس ادامه داد: چه دلیلی برای این کار هست؟ مثلا عضویت در ستاد آقای موسوی جرم نیست که بخواهند به بهانه آن کسی را رد صلاحیت کنند. حضور در این ستادها یک کار قانونی بوده است. همینطور اعتراض به نتیجه یک انتخابات حق قانونی هر شهروندی است، مگر اینکه در تخریب اماکن و آسیب رساندن به اموال عمومی دست داشته باشد. پس از این جمله، مطهری در برابر این سوال که در مقاطعی مثل برگزاری انتخابات مجلس هفتم که اصلا بحث انتخابات و ستاد انتخاباتی آقای موسوی هم نبود، شاهد رد صلاحیت حدود نیمی از نمایندگان مجلس ششم بودیم، میگوید: افراط همیشه بوده و برخی افراد به صرف منتقد بودن، رد صلاحیت شدهاند و گاهی بعد اصلاح شده است. رهبری هم گاهی از تندروی شورای نگهبان جلوگیری کردهاند. به باور این فعال سیاسی اکنون ترکیب شورای نگهبان نسبت به گذشته متفاوتتر است و به دلیل اتفاقاتی که بعد از انتخابات سال 88 رخ داد، به صرف معترض بودن برخی افراد به نتیجه انتخابات نباید آنها را رد صلاحیت کرد. حتی تکلیف آقایان موسوی و کروبی هم باید در دادگاه صالح تعیین شود نه اینکه بدون محاکمه محصور شوند؛ من با این برخورد مخالفم.
وی سپس به خبر احتمال حضور احمد جنتی، دبیرشورای نگهبان در حلقه تصمیمگیران اصولگرایان برای ایجاد اجماع در انتخابات آینده واکنش نشان میدهد و اضافه میکند: من حضور آقای جنتی در این زمینه را به صلاح نمیدانم، هم از نظر شخصیت حقیقی ایشان که جزو افرادی است که به نام اصولگرایی در بحران اخیر موجب تشدید این بحران شدند، و به جایگاه ولایتفقیه لطمه وارد کردند و بقیه را خارج از خانواده انقلاب میدانند و در نتیجه موجب تفرقه در این حلقه خواهند شد، چون افراد روشنی مانند آیتالله مهدویکنی این طرز فکر را نمیپذیرند و هم از نظر شخصیت حقوقی که ایشان دبیر و عضو شورای نگهبان و برگزارکننده و داور انتخابات است. ورود ایشان به این حلقه شبیه همان اتفاقی است که در انتخابات ریاستجمهوری گذشته افتاد که برخی از اعضای شورای نگهبان از یکی از نامزدها حمایت کردند و مشکلاتی به وجود آمد. این نماینده مجلس در قسمت دیگری از مصاحبهاش در برابر این گفته فرمانده سپاه که چندی پیش یادآور شده بود: «افرادی از جریان اصلاحطلب که از خط قرمزها عبور نکردهاند طبیعی است که در رقابتهای سیاسی میتوانند شرکت کنند اما اینکه آقای خاتمی تا چه حد میتواند موفق شود بستگی به موضعگیریهای او دارد.» او میگوید: «آن طور که من از توصیه امام (ره) میفهمم نظامیان نباید وابستگی حزبی داشته باشند و در انتخاباتها به عنوان نهاد یا مقام نظامی باید بیطرف باشند و دخالت نکنند. اظهارنظر کلی درباره مسایل سیاسی در جهت حراست از آرمانهای انقلاب اسلامی برای آنها بدون اشکال است بلکه وظیفه آنها خصوصا سپاه پاسداران است، اما ورود آنها به مصادیق جایز نیست.
البته بدنه نیروهای مسلح مثل سربازان و بسیجیان از این نظر مانند مردم عادی هستند. به نظر میرسد امام خمینی(ره) این توصیه را به خاطر جلوگیری از پدید آمدن تفرقه در میان نظامیان ایراد کردند.» اما مطهری در برابر شروط محمد خاتمی یادآور میشود: «من معتقدم که آقای خاتمی حرفهای درستی زده است ولی نه به عنوان شرط. من هم معتقدم که بسیاری از زندانیهای پس از انتخابات باید آزاد شوند، چون در حال حاضر بیخود دارند به آنها سخت میگیرند. اینکه بگویند چون این افراد بر موضع خود هستند و ابراز ندامت و پشیمانی نمیکنند آزاد نمیشوند، منطق درستی نیست. اگر اقدام عملی مانند تخریب یا قیام مسلحانه علیه نظام نکردهاند باید آزاد شوند.»وی سپس ادامه میدهد: «ولی راه نیل به این خواستهها این نیست که اصلاحطلبان برای انتخابات شرط بگذارند. حتی شرکت در انتخابات و به دست آوردن تعدادی از کرسیهای مجلس و به رخ کشیدن پایگاه اجتماعیشان، راه را باز میکند تا آنها بتوانند به این خواستههایشان برسند. تحریم انتخابات ممکن است آنها را منزوی کند و دیگر در آینده نتوانند کاری بکنند. قطعا نظر رهبری هم بالا بردن سطح مشارکت در انتخابات آینده است.» او که میگوید خواستههای اصلاحطلبان را قبول دارد و منطقی میداند، توضیح میدهد: ولی شرط گذاشتن برای نظام را درست نمیدانم چون نظام معمولا در این موارد ایستادگی میکند و زیر بار این شرطها نمیرود و به این ترتیب آنها از حضور در این عرصه محروم میشوند بدون آنکه دستاوردی داشته باشند در حالی که فضای سیاسی را هم تندتر کردهاند. مطهری آن گاه خاطرنشان میکند: اگرچه برخی، آقای خاتمی را از سران فتنه میدانند ولی بنده شخصا چنین نظری ندارم. شاید مهمترین خطای مجمع روحانیون مبارز این بود که راهپیمایی 30 خرداد را پس از سخنان رهبری در نماز جمعه به سرعت لغو نکردند و تعلل کردند. البته این تعلل در شرایط هیجانی آن دوره، از نظر من قابل گذشت است. وی سپس یادآور میشود: میدانید که من در جریان انتخابات ریاستجمهوری سال 88، به دنبال جلب حمایت از حضور آقای ولایتی بودم. پیش از آنکه آقای موسوی اعلام نامزدی کند، آقای خاتمی گفته بودند که کاندید میشوند. من در آن برهه با ایشان دیدار کردم.
ایشان از ته دل گفتند که اگر احساس کنیم شما اصولگراها واقعا از آقای ولایتی حمایت میکنید، نه من میآیم و نه آقای موسوی کاندیدا میشود و ما هم از آقای ولایتی حمایت میکنیم. چون آنها میخواستند آقای احمدینژاد رای نیاورد و نوع مدیریت ایشان را مضر به حال کشور میدانستند. از این رو شخصا قبول ندارم که ماهها قبل از انتخابات، برنامهریزی برای براندازی شده بود و آقای خاتمی هم از سران فتنه است! حال که خود ایشان نرمش نشان میدهند، نظام هم باید عطوفت به خرج دهد و آنها را بپذیرد. به اعتقاد مطهری «الان کسانی از اصلاحطلبان از سوی شورای نگهبان تایید صلاحیت میشوند که بیخطر و افراد معقولی هستند و ولایتفقیه را قبول دارند. مثلا چهرههایی مثل آقایان کواکبیان، پزشکیان یا خباز چه خطری برای نظام دارند؟ به نظر من اینها از برخی اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی اصولگراتر هستند.» این نماینده مجلس آنگاه میافزاید: به نظر من حتی اگر اینگونه اصلاحطلبان در مجلس بعد، اکثریت کرسیها را هم کسب کنند، خطری نظام را تهدید نمیکند. در چنین شرایطی چه اصراری هست که سیستم مجموعه اعداد برای وحدت درست کنیم و مدل بچینیم؟! به نظر من این کارها لازم نیست. او که میگوید به وحدت بین اصولگراها اعتقادی ندارد، تاکید میکند: فرض کنیم همه ما هم متحد شویم. که چی؟ میخواهیم جلو چه دشمنی را بگیریم؟ دشمنی مقابل ما نیست! خیلی از رقبای اصلاحطلب ما مثل خود ما اصولگراها فکر میکنند و همین انتقادات ما را به وضع موجود دارند.
بنابراین وحدت بین عقلا و معتدلان باید یک اصل باشد نه وحدت میان اصولگراها. پسر شهید مطهری در ادامه سخنانش در مورد اینکه چقدر احتمال دارد در انتخابات حاضر شود، میگوید: من منتظرم ببینم که سرنوشت برخی امور چه میشود. مثلا سوال از رییسجمهور انجام میشود که دریابیم این مجلس یک مجلس واقعی است یا نه؟ اگر سوال از رییسجمهور انجام نشود و مجلس نتواند کارهای بزرگی انجام دهد و کار مجلس فقط امور جزیی مثل تعیین حریم جادهها باشد، دیگر چه نیازی به نامزدی امثال من در انتخابات است؟! هر کسی میتواند دکمه را فشار دهد و بگوید که حریم جاده 10متر باشد یا 15متر! اتفاقا ممکن است افرادی صالحتر از من برای این تصمیمات باشند. به اعتقاد این نماینده مجلس «اگر ما نتوانیم جلو یک انحراف بزرگ در دولت را بگیریم، مجلس استقلال لازم را نداشته باشد و در موارد حساس دست مجلس را ببندند، حضور در مجلس خیلی هم معنی ندارد. اصلا چه ارزشی دارد که اینقدر وقت بگذاریم؟»