گروه سیاسی: شاید پذیرش این موضوع برای افکار عمومی بسیار سخت باشد اگر باخبر شوند که سران فتنه 88 این روزها از شروط خود برای شرکت در انتخابات مجلس سخن میگویند! و کار بدانجا رسیده که فضا برای سید محمد موسوی خوئینیها نیز فراهم میشود تا برای جریان مخالفش شاخ و شانه بکشد! و منکر همه اقداماتی شود که طی 2 سال اخیر در همراهی و تقویت فتنه 88 کرده است. ماجرای رفتار اخیر جریان سابقا اصلاحطلب از اظهارات چندی پیش محمد خاتمی در طلب بخشش از نظام کلید خورد. اظهارات خاتمی حاوی این پیام بود که طرفین «کدورت»ها را کنار گذاشته و زیست سیاسی جناحهای موجود طبق روال سابق دنبال شود. او حتی به برخی اشتراکات 2 جریان سنتی حاکم در کشور اشاره کرد و این اشتراکات را زمینه مساعدی برای «بخشش» دانست. در ادامه این رفتار که در قالب یک «پروژه» انتخاباتی تحلیل میشود، باز هم این خود خاتمی بود که «بازگشت» را دنبال کرد و در اظهارنظری جالب، انتخابات آتی مجلس را نیازمند یک حضور باشکوه، و این حضور را به مصلحت نظام (!) و مصلحت نظام را در حضور اصلاحطلبان دانست.
البته این «نیاز» با «ناز» مطرح شد و خاتمی که دیدارهایش با جورج سوروس مورد تایید خود سوروس قرار گرفته و حتی مختصات «رواداری» در جامعه ایرانی نیز در آن دیدار مورد توافق قرار گرفته؛ برای شرکت در انتخابات مجلس برای نظام «شرط» قرار داد: «پیشنهاد ما این است که حصرها برداشته شود و زندانیان آزاد شوند، فضای سیاسی و رسانهای جامعه طبق موازین و قانون باز شود، حضور و فعالیت احزاب و تشکلها ممکن و امن گردد و به سوی انتخابات آزاد و سالم حرکت کنیم». البته این رفتار خاتمی نخستین بار در دیماه 89 کلید خورد و او در دیدار اقلیت مجلس از شرایط رقابت آنان در انتخابات مجلس گفت. اما این اظهارات خاتمی، پس از فاجعه 25 بهمن و فاش شدن ماهیت وابسته فتنه برای همه، اصلا مورد توجه قرار نگرفت و دنبال نشد. به هر حال خاتمی این مسیر را دنبال کرد و پس از این اظهارنظرها، اخیرا در موضعی دیگر گفت که «حتما در انتخابات شرکت نمیکنیم». رفتار خاتمی به تبع خود موجب مواضع ریز و درشت دیگری در جریان برانداز شد اما به ناگاه استراتژی خارج کردن سران تصمیمساز از کنج عزلت کلید خورد و محمد موسوی خوئینیها؛ کسی که بسیاری چهرههای سرشناس سیاسی کشورمان او را همهکاره جریان اصلاحطلبی دیروز و فتنه امروز میدانند؛ به بهانه پاسخگویی به یک سوال در وبسایت شخصیاش، آفتابی شد و برای جریان مقابلهکننده با فتنه شاخ و شانه کشید. اینکه شرایط چرا اینک به گونهای مهندسی شده که کار به انتشار مواضع موسوی خوئینیها رسیده، نیازمند توجه به چند نکته است.
خاتمی و جایگاه غصبشده
وضعیت جریان فتنه و جایگاه آنان در فضای سیاسی جدید است. به باور آگاهان، جریان اصلاحطلبی تمام سرمایه خود را در ماجرای فتنه پس از انتخابات به کار گرفت تا به اهداف خود برسد. به همین خاطر آنها جملگی «سوار بر اتوبوسی شدند که رانندهاش موسوی بود». آنها در این مسیر همه چیز را به جان خریدند و به قیمت آشکار شدن ارتباطات پنهان آنان با مقامات آمریکایی و افشای دریافت مبالغ هنگفت از اعراب حاشیهنشین، در مسیر تغییر ساختارهای نظام گام برداشتند. با این حال پس از 2 سال میتوان با قاطعیت گفت دچار یک حذف خودساخته شدند و این حذف با تحولات منطقه و وقوع بیداری اسلامی که بنا به اعتراف صهیونیستها موجب تقویت جمهوری اسلامی ایران شده است؛ روند شتابان و قطعی به خود گرفت. بنابراین در چنین شرایطی خاتمی که تا قبل از فتنه 88 خود را نفر نخست آشکار جریان دوم خرداد میدانست و در جریان فتنه دقیقا و مو به مو به اجرای توصیههای جورج سوروس میپرداخت، آینده این تشکل را تاریک دیده و به فکر بازگشت به نظام افتاد. خاتمی از حصر موسوی و کروبی نیز نهایت استفاده را برد و به پیگیری پروژه خود پرداخت. برخی کارشناسان معتقدند یکی از دلمشغولیهای محمد خاتمی در جریان فتنه، حذف تشکیلات دوم خرداد و اعلام وجود تشکیلات سبز به رهبری موسوی و کروبی بود و همین موضوع موجب شد تا وی از شیفت رهبری در این جریان ناخرسند باشد.
بنابراین این 2 عامل مهم سبب شد تا محمد خاتمی جریان سبز را پایان یافته تلقی کرده، بازگشت به نظام و در نتیجه احیای تشکیلات دوم خرداد را در پیش گیرد. البته برخی دیگر معتقدند خاتمی اکنون بخشی از استراتژی درازمدت فتنه را دنبال میکند. به هر حال میتوان گفت فردی مانند خاتمی اینک که شاهد انقراض فتنه سبز است دیگر صلاح نمیداند منافع دوم خرداد را با این جریان گره بزند و به دنبال تفکیک طیف خود از جریان فتنه است. بنابراین در درون تشکیلات فتنه، اراده بازگشت به حاکمیت بهرغم 2 سال فتنهگری علیه نظام، به وضوح قابل مشاهده است. همانگونه که گفته شد حصر موسوی و کروبی عرصه را برای پیگیری این پروژه فراهم کرده است. در راستای پیگیری این پروژه بدون شک فضا برای فعالیت بازتر میشود و به همین دلیل است که پروژه خاتمی، به حرف آمدن موسوی خوئینیها را به دنبال دارد.
نقش هاشمی رفسنجانی
طراحی پروژهای که در نتیجه آن محمد خاتمی از شروط خود برای بازگشت به نظام سخن میگوید و موسوی خوئینیها بهرغم همه توطئهها دیگران را به مبارزه میطلبد؛ چندان آسان نیست و بدون شک این پروژه باید از درون حاکمیت با پشتیبانی همراه باشد چراکه اگر عزمی جدی در درون حاکمیت علیه فتنه وجود داشته باشد، فتنه هیچگاه توانایی این قبیل رفتارها را ندارد. به همین دلیل عدم تمرکز بر فتنه به عنوان یک موضوع اصلی، میتواند یک اتفاق مطلوب برای حامیان فتنه باشد. به اعتقاد تحلیلگران رفتار اخیر هاشمی رفسنجانی در بیان اظهاراتی زمینهساز به سود فتنهگران و در ادامه نفوذ وی در جریانسازیهای سیاسی در کشور در فراهم شدن شرایط برای ابراز وجود فتنهگران تاثیرگذار بوده است طی یکماه اخیر برخی چراغ سبزها به جریان فتنه برای شرکت در انتخابات آتی مجلس از نظرها پنهان نماند. دیدارهای غیررسمی با اصلاحطلبان و قول مساعد درباره تایید صلاحیتها و نیز واقعی دانستن جریان فتنه و اعتباربخشی به آنها و همچنین اصرار برخی اصولگرایان مبنی بر تفکیک میان فتنهگر تندرو و اصلاحطلب میانهرو نیز در همین راستا قابل ارزیابی است. بدون تردید کژفهمی در تشخیص اصل از فرع و نیز برخی رفتارهای غیراصولی در جریان اصولگرایی در گستاخ شدن فتنهگران و اعلام شرط و شروط برای شرکت در انتخابات بیتاثیر نبوده است. تبارشناسی این افراد در جریان اصولگرایی نیز چندان دشوار نیست چراکه میتوان گفت اکثریت آنان مراودات و مناسبات بسیار نزدیکی با هاشمی رفسنجانی دارند.
بنابراین میتوان گفت هاشمی رفسنجانی که برخی او را به عنوان «راس فتنه» میشناسند، همچنان به دنبال فراهم کردن زمینه برای فعالسازی مجدد فتنهگران در فضای سیاسی جامعه است. او اخیرا انتخابات «آزاد و سالم» را در گرو حضور همه فعالان دانسته و بدیهی است که منظور وی حضور فتنهگران در انتخابات است. برخی اصولگراها نیز در این فضا اصلاحطلبان را یک واقعیت در کشور میدانند و بدون شک معتقدند این واقعیت را باید در هر شرایطی لحاظ کرد و نادیده نگرفت. به هر حال رفتار برخی افراد در جریان اصولگرایی نیز در فراهم شدن بستر گستاخی سران فتنه علیه نظام تاثیرگذار بوده است. البته در این حوزه میتوان به سهلانگاری بخشی دیگر از اصولگرایان در عدم توجه به مسائل اصلی کشور اشاره کرد. به گونهای که بهرغم هشدارهای چندباره رهبر حکیم انقلاب در ضرورت تفکیک مسائل فرعی از مسائل اصلی، بازهم تمرکز خود را بر موضوعات فرعی قرار دادند و همین موضوع باعث شد تا فضا برای فعالیت مجدد فتنه فراهم شود.
عدم برخورد قضایی
فارغ از کنشهای سیاسی، یکی از عوامل بسیار مهم و تاثیرگذار در گستاخ شدن جریان فتنه، عدم برخورد قاطعانه قضایی با آنهاست که قطعا اگر برخورد با این فتنهگران در مقابل مصلحتاندیشیها ذبح نمیشد، سران فتنه به این آسانی فرصت تحرک مجدد نمییافتند. شاید اگر فریادهای دهها میلیون ایرانی در 9 دی شنیده میشد، فتنهگران هیچگاه فرصت برخاستن نمییافتند. حقیقتا این موضوع برای افکار عمومی ناخوشایند است که عوامل میدانی آمریکا و طبق گفته نتانیاهو «بزرگترین سرمایههای اسرائیل در ایران» این روزها برای شرکت در انتخابات مجلس نهم طراحیهای انتخاباتی تهیه و تدوین کنند و کار را بدانجا برسانند که برای حضور در حاکمیت شرط بگذارند و رهبر معنوی آنها به سادگی چشم بر واقعیات بپوشد و همه توطئهها علیه نظام و بویژه ولایتفقیه را نادیده بگیرد. در اینجا موضوع بازگشت یا عدم بازگشت فتنه به درون نظام نیست چراکه در وهله اول، همین تمایل آنان برای بازگشت به نظام به خوبی ریاکاری و دروغگویی آنان را در معرض دید افکار عمومی قرار میدهد و ناخودآگاه در افکار عمومی بین سخنان آنان پس از انتخابات و ادعاهایشان در زمان فعلی قیاس ایجاد میشود و در وهله دوم، تقریبا بدنه اجتماعیای برای آنان باقی نمانده تا به سرمایهگذاری روی آنها بپردازند. بازماندگان بدنه اجتماعی جریان اصلاحطلبی نیز باقیماندگان خیابانیهای فتنه سبز هستند که آنان نیز به دلیل مشی بسیار تند خود قطعا در انتخابات شرکت نخواهند کرد. از سوی دیگر بهرغم همه فضاسازیهای سیاسی و جناحی، نهادهای نظارتی سد محکمی در مقابل فتنهگران هستند. با این حال اما نباید شرایط به گونهای مهندسی شود که سران فتنه که محاکمه آنان بسیار ضروری است این روزها ژست طلبکاری از نظام بگیرند و با ایجاد فضای تحرک برای خود، احتمال خطر برای نظام را بالا ببرند. اینکه سرمایههای اسرائیل نباید به درون نظام نفوذ کنند یک امر بدیهی است.
در فتنه 88 ماهیت جریان اصلاحطلبی به طور کامل برای افکار عمومی آشکار شد. بنابراین بازگشت این جریان به درون نظام غیرقابل تصور است. بر همین اساس اینک و در این شرایط بسیار حساس، مهمترین رسالت جریان انقلاب، پرهیز از بگو مگوهای داخلی و تشدید اختلاف سلیقههاست تا با اصل دانستن خطر فتنه 88، این خطر اصلی برچیده شود. بدون شک هر اقدامی که منجر به فضاسازی برای فتنهگران شود، از سوی هر فرد یا هر مقامی به مثابه خیانت و حماقت تلقی میشود.