گروه سیاسی «همه کمک کنند و شاخصها را به عنوان معیار قرار دهند و انقلاب را مانند گوشت قربانی تقسیم نکنند.»
جملات بالا بخشی از سخنان آیتالله مهدوی کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری است که در واکنش به قدرتطلبیهای برخی افراد و جریانهای شبه اصولگرا در آستانه انتخابات آتی مجلس ایراد شده است. انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی در راه است و فضای سیاسی کشور در اقدامی زودهنگام تحت تأثیر این رویداد مهم سیاسی قرار گرفته است. تأثیراتی که البته عمدتاً همراه با ایجاد یک جنگ روانی پیچیده علیه رقیب از سوی برخی جریانهای خاص در حال پیگیری بوده و فضای افکار عمومی را مخدوش نموده است و بدون تردید کارشناسان سیاسی در این موضوع اتفاق نظر دارند.
در این بین اما احمدینژاد قبل از آغاز مرحله اصلی این عملیات روانی که در چند ماه گذشته اتفاق افتاده، با دلسوزی به دنبال وحدت میان همه علاقهمندان به نظام اسلامی بود. همزمان با این شرایط کمیته 3 نفره وحدت تشکیل شد. روند تکاملی بعدی این کمیته وحدت که اینک تبدیل به مکانیزم 8+7 گردیده موضوع گزارش امروز است تا ابهامات و پیچیدگیهای سیاسی این رخداد تأثیرگذار برای مخاطبین روشن گردد:
سابقه وحدت اصولگرایان در انتخابات مجلس
فروردینماه 86 و در آستانه انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی جلساتی با حضور 15 نفر از اصولگرایان تشکیل شد تا آرایش انتخاباتی آنها را انسجام بخشیده و با توجه به حساسیتهای زمانی موجود از تفرق و تشتت میان این نیروها بکاهد. برگزاری این جلسات که رئیسجمهور نیز در آن حضور داشت منجر به تشکیل کارگروهی 9 نفره گردید که مأموریت داشتند مدل و ساز و کار رسیدن به وحدت را تدوین و مشخص کنند. نتیجه فعالیت این کارگروه نیز، ایجاد کمیته وحدت اصولگرایان با مکانیزم 6+5 بود. کمیته 6 نفره در آن مقطع تشکیل شده از نمایندگان 3 حزب و گروه اصلی جریان اصولگرا بود که هر کدام با معرفی 2 نماینده یکی از اضلاع این کمیته را تشکیل میدادند. گروه 5 نفره نیز با حضور افراد موجه و موثق میان تمامی اضلاع تشکیل شد که حضور بزرگانی همچون آیتالله خوشوقت بر وزن و اعتبارش افزوده بود.
مکانیزم 6+5 هرچند در همان ایام با فراز و نشیبهای فراوان روبهرو و زمزمههایی از سهمطلبیهای غیرارزشی نیز در آن شنیده میشد اما با توفیقات نسبی در اهداف باعث شد لیست جبهه متحد اصولگرایان در اکثر نقاط کشور به پیروزی چشمگیری دست یابد.
حسن نیت رئیسجمهور
هرچند گذشت زمان و اتفاقات مهم و تأثیرگذار، فضای سیاسی کشور را پس از نزدیک به چهار سال با تغییرات قابل تأملی مواجه کرده بود، اما این بار نیز در حالی که مقبولیت عمومی بسیاری از چهرههای شبهاصولگرا به خاطر مواضع سؤالبرانگیزشان در ایام فتنه با افت محسوسی همراه بود، رئیس جمهور موافقت کرد تا در برخی از جلسات که با هدف وحدت میان اصولگرایان تشکیل میشد شرکت کند. ششم آبان 89، کارمندان نهاد ریاست جمهوری شاهد جلسه مهمی بودند که در آن 30 نفر از چهرههای شاخص اصولگرا دور هم جمع و فضای سیاسی کشور را برای انتخابات آتی ریاست جمهوری مورد بررسی قرار دادند.
برگزاری این جلسه منجر به تشکیل کمیتهای سه نفره گردید که وظیفه داشت چگونگی ایجاد وحدت در میان گروههای اصولگرا را بررسی نماید.
اعضای این کمیته عبارت بودند از: حبیبالله عسگراولادی، غلامعلی حدادعادل و علیاکبر ولایتی.
آغاز حمله به دولت و انحرافی شدن کمیته سه نفره
در حالی که فضای سیاسی کشور از ابتدای سال 90 تحت تأثیر موج بیسابقه و عجیبی از حملات علیه دولت قرار گرفته بود، کمیته سه نفره وحدت نیز تنها به خاطر اینکه با حضور احمدینژاد در برخی از جلسات تشکیل شده بود از این حملات مصون نماند.
هنوز چند ماه از آغاز به کار این کمیته نگذشته بود که برخی چهرههای سیاسی و تعدادی از نمایندگان مجلس به کمک رسانههای زنجیرهای نزدیک به خود حجم گستردهای از انتقادات و شبهات را در مورد آن مطرح نمودند. در همین راستا مصباحی مقدم نماینده مجلس و از اعضای جامعه روحانیت مبارز مدعی شد کمیته سه نفره محصول تدبیر جریان انحرافی است. البته این ادعای مصباحی مقدم در حالی مطرح شد که جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین نیز کمیته سه نفره را به عنوان نماینده برای تشکیل هستهای بزرگتر و جامعتر به رسمیت شناخته بودند. همزمان با فشار بر کمیته سه نفره که با هدف اخلال در انجام مأموریت آن صورت میگرفت رسانهها خبر از استعفای ولایتی از این کمیته دادند. هر چند این خبر با فاصله چند روزه تکذیب شد اما اخبار دیگر حکایت از آن داشت که دکتر ولایتی از برخی تهمتها آزرده خاطر شد و خطاب به بزرگان جامعتین اظهار داشته بود: «چگونه است که از یک سو شما بزرگواران اعضای کمیته سه نفره را برمیگزینید و از سوی دیگر آقای مصباحی مقدم که عضو همان تشکیلات است این سه نفر را به جریان انحرافی نسبت میدهد؟»
اما این تناقضات در مرحلهای به اوج رسید که بسیاری از افراد شاخص اصولگرا وحدت در میان این جریان را تنها حول محور جامعتین ممکن میدانستند و از سوی دیگر کمیته سه نفرهای که مورد تأیید همین دو تشکل روحانی بود را همچنان مورد تهاجم قرار میدادند. این فشارها باعث شد حداد عادل دیگر عضو کمیته نیز به میدان دفاع از ماهیت آن آمده و اظهار داشت: «در روزهای اخیر سخنان مشکلسازی از سوی برخی دوستان نقل شده است که من به آنها توصیه میکنم افرادی که قصد مصاحبه در این زمینه را دارند در صحبتها و تعابیرشان دقیق عمل کنند و مطالبی به کار نبرند که وسیله اختلافافکنی باشد.»
جعفر شجونی نیز در همین راستا تأکید کرد: «اعضای کمیته سه نفره از افراد شهیر و خوشنامند و ادعای برخی افراد مبنی بر وابستگی آنها به بعضی جریانها را قبول ندارم. اعضای این کمیته مورد اعتماد کامل روحانیت و جریان اصولگرا هستند.»
کمیته سه نفره منتسب به کیست؟
فشارها روی کمیته سه نفره در حالی ادامه داشت که مبدأ و نحوه تشکیل آن نیز از ذهن برخی پاک شده بود. در این بین عسگراولادی یکی از اعضای کمیته نیز با اظهارنظرهای خود بر این ابهامات افزود: «تابع جامعتین و بخصوص آیتالله مهدوی کنی و آیتالله یزدی هستیم.»
از این پس و بعد از اختلافاتی که در مورد ماهیت این کمیته ایجاد شد اعضا سعی کردند تعاملات بیشتری با جامعتین برقرار و جهت توسعه فعالیتها هماهنگی بیشتری با روحانیت داشته باشند و در ضمن آن از دولت و شخص رئیسجمهور فاصله گرفتند.
ابهامات آغاز میشود!
در حالی که کمیته سه نفره با هدف وحدت میان اصولگرایان تشکیل شده بود در چند هفته گذشته و پس از اعلام ناگهانی مکانیزم مجهول 8+7 خود تبدیل به عاملی جهت اختلافات و سهمطلبیها شده است. در مرحله اول تکامل و توسعه فعالیتهای کمیته سه نفره با ابتکار جامعتین تبدیل به یک گروه 7 نفره داوری شد که قرار بود به عنوان مرضی الطرفین، همان نقش کمیته پنج نفره در مجلس هشتم را ایفا کند. اعضای اضافه شده عبارت بودند از حجج اسلام کعبی و حسینی بوشهری به عنوان نمایندگان جامعه مدرسین و حجج اسلام تقوی وابوترابی فرد به عنوان نمایندگان جامعه روحانیت مبارز.
اما نقطه اوج ابهامات حول و حوش ترکیب کمیته هشت نفره اتفاق افتاد. در حالی که در مورد مکانیزم حضور گروهها و جریانات سیاسی و همچنین افراد در این کمیته سؤالات بسیاری مطرح میشد. رسانهها به انتشار اسامی افراد حاضر در این کمیته مبادرت کردند که در بین آنها نامی از نماینده احمدینژاد دیده نمیشد. کمیته هشت نفره طبق اخبار اولیه در اقدامی عجیب پنج ضلع را برای خود تعریف کرد: «جبهه پیروان خط امام و رهبری، جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، رایحه خوش خدمت «حامیان سابق دولت»، علی لاریجانی و محمدباقر قالیباف» هرچند وجود دو ضلع اول با توجه به تشکیلات حقوقی و سیاسیشان منطقی به نظر می رسید اما فلسفه وجودی سه ضلع دیگر در هالهای از ابهام قرار داشت.
رایحه خوش پس از اختلافات به وجود آمده بین حامیان سابق رئیسجمهور عملاً دارای انسجامی نبود و مهمتر آنکه هیچ کس نفهمید براساس چه منطق و استدلالی دو تن از اشخاصی که سؤالات و ابهامات بسیاری حول فعالیتهای سیاسیشان وجود داشت به عنواع اضلاع این کمیته معرفی شدند!
انتخاب این دو تن بلافاصله موضعگیری برخی افراد دیگر را که انتظار حضور در کمیته را داشتند برانگیخت. محسن رضایی در همین رابطه در گفتوگو با یک خبرگزاری اظهار داشت: «نباید وحدت را برای قدرت بخواهیم. متأسفانه عدهای با تنگ نظری مانع از پیوستن همه گروههای اصولگرا به یکدیگر میشوند.»
تکذیب میشود!
از این پس افکار عمومی هر روز تکذیبیهای از برخی افراد را میشنیدند یا میخواندند که قبلاً به عنوان نماینده یکی از اضلاع معرفی شده بود. صفار هرندی که به عنوان نماینده رایحه خوش خدمت در این کمیته معرفی شده بود، بلافاصله حضور خود را تکذیب کرد، سپس نام حجتالاسلام آقاتهرانی مطرح شد. به فاصله چند روز نام ایشان از خروجی رسانهها حذف و آقایان محصولی، باقری لنکرانی و زارعی به عنوان کاندیدای انتخاب در این کمیته به نمایندگی از رایحه خوش خدمت معرفی گردیدند. با این حال علی اصغر زارعی روز گذشته نمایندگی رایحه خوش خدمت را تکذیب و خبر از تشکیل تشکل جدیدی به نام «جبهه پایداری انقلاب اسلامی» داد که قرار است در کمیته 8 نفره نماینده داشته باشد. اعضای این جبهه ظاهراً اشتراک زیادی با فعالین قرارگاه عمار داشته و عمدتاً جزو همراهان سابق دولت هستند که بنا به دلایل مختلف، از آن جدا شده و امروز به صف مخالفین پیوستهاند. برخی منابع مطلع نیز روز گذشته عنوان نمودند کمیته داوری 7 نفره با حضور نماینده علی لاریجانی در کمیته 8 نفره مخالفت و در حال بررسی حضور نماینده قالیباف هستند.
از سوی دیگر اما جلالی، شخصی که نام او در رسانهها به عنوان نماینده لاریجانی در کمیته 8 نفره مطرح شده بود، در گفتوگو با خبرنگار از این موضوع اظهار بیاطلاعی کرد. به فاصله چند ساعت از این خبر، نام نماینده قالیباف در کمیته نیز در فضای رسانهای تغییر کرد و در حالی که در چند روز گذشته حجتالاسلام خاموشی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی به عنوان نماینده قالیباف معرفی شده بود، دیروز رسانهها از طلایی به عنوان نماینده او نام بردند. این تغییرات بیپایان منجر به این شد که سالک، سخنگوی جامعه روحانیت واکنش نشان داده و اظهار کند: «اعضای کمیته 7 نفره مشخص شدهاند اما به دلیل این که ممکن است برای کمیته 8 نفره نوساناتی پیش بیاید، تصمیم نهایی برای ترکیب نهایی این کمیته گرفته نشده است.» در عین حال بادامچیان، قائم مقام حزب مؤتلفه اسلامی در واکنش به اعتراض افراد حقیقی و حقوقی به عدم حضور در جمع کمیته 8 نفره، پیشنهاد جدیدی را مطرح کرد: «تشکیل شورای اضلاع در کنار کمیته 8+7 میتواند انسجام را در اصولگرایان محکمتر کند. در شورای اضلاع هر گروهی که نتواند در کمیته 15 نفره حضور داشته باشد، میتواند یک نماینده داشته باشد و جمع مشورتی مفیدی تشکیل دهند.» در همین راستا و در ادامه اختلافات، طی روزهای گذشته تشکلی تحت عنوان جبهه ایستادگی نیز اعلام حضور کرد. برخی اعضای این جبهه براساس اخبار عبارتند از جبهه حامیان ولایت، حزب توسعه و عدالت، جمعیت آبادگران جوان و... این جبهه ظاهراً تمایلاتی به محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام دارد.
مجالی برای تأمل
اینک و پس از وجود تناقضات و ابهامات فراوان در اهداف و نحوه عملکرد کمیته 8+7 و در حالی که اخبار ضد و نقیض فراوان در مورد این کمیته اذهان عناصر سیاسی را مشوش نموده، عقلای جریان اصولگرا باید به این نکات بیندیشند که اضلاع کمیته 8 نفره بر چه اساس و منطقی انتخاب شدهاند؟! کمیتهای که تشکیل اولیه آن با حضور رئیسجمهور اتفاق افتاد، امروز بدون حضور نمایندهای از وی در هالهای غلیظ از ابهامات حرکت همراه با سؤال خود را پیش میبرد. اما آنچه بیش از هر چیز مهم به نظر میرسد اینکه شواهد حکایت از آن دارد که برخی تنگنظران و اقتدارگرایان که در دورههای قبلی بنا بر شرایط خاص توانسته بودند از ظرفیت ارزشمند سرمایه اجتماعی رئیسجمهور در انتخابات به نفع خود استفاده کنند این بار در این مسیر توفیقی کسب نخواهند کرد. سرمایه مقبولیت احمدینژاد امروز تنها و تنها متعلق به مردم است.