* سئوال - دکتر شریعتی را چگونه میشناسید و چه تصویری از شخصیت فکری و سیاسی و مذهبی او دارید؟
** جواب - در مورد دکتر شریعتی تصدیقها و تکذیبهای بسیاری مطرح شده ولی بهتر است این شخصیت را بعنوان یک فرد مطرح سازیم بلکه او یک جریان زلال فکری است، در حد خودش و پویایی فکرش از زبان خودش بسیار جلوتر بود. شاید بتوان به تعبیر قرآن به آن جنایت تجربی گفت که طی سالیان دراز جریان خواهد داشت.
او نمونهای بود از درد و خروشی دلسوخته و عاشق اسلام، آن اسلامی که فطرتهای پاک را مانند طیف مغناطیس بخود جذب مینمود، آنچه میفهمید و مییافت در رابطه با دستور الهی از یافتهاش در حد ایثار انفاق میکرد. او از طفولیت راه تحقیق و تفکر را پیش گرفته بود و در مراحل زندگیش در هر زمان با درک چگونگی نیاز به حرکت، و بالاخره در شرایط سخت خفقان که همه یا ساکت بودند یا به ترتیبی بنا به مصلحت عمل میکردند، تنها او بود که صدای «لا» سر داد و بر پای ایستاد و جوانان و مردم رمیده از اسلام را «فوج فوج» (سوره اذا جاء نصرالله ...) بطرف اسلام فطری کشانید. و این استقبال نتیجه زایش فکری و ایثار او بود که در ارتباط با رسانیدن پیام جز معبود چیزی نمیشناخت. او با درد و خروشش سعی داشت با همه نیرو پیامی را که دریافت کرده بود بدیگران منتقل سازد و این مسئله را برای عارفان به ارمغان برد. او خود سمبل یک شخصیت فکری است که کسانیکه با فکر او و آثار او آشنایند کمتر متفکری تا این اندازه عمیق و زنده اسلام را مطرح کرده تا جائیکه میبینیم بعد از چهار سال خاموشی او هنوز مطالبش و تحلیلهایش چه از نظر سیاسی و مذهبی و اجتماعی قابل طرح و تازه و گویاست.
* به نظر شما نقاط مثبت و منفی در اندیشه و مشی شریعتی کدامند؟
** در این رابطه خود را صاحبنظر نمیدانم ولی تا آنجا که درک نمودم، او در زمینه جامعهشناسی اسلام را تجزیه و تحلیل نموده و در همین رابطه از احساس و عرفان نیز برخوردار است. احساس او در کلمات و جملات آنقدر پر شور است که خواننده یا شنونده اینطور استنباط میکند که او اغراق میگوید و همینطور که گفته است مطالبی را در جائی مطرح نموده که متناقض آنرا در جای دیگر بیان نموده است و از آنجا که هیچ انسانی مطلق نیست او هم مطلق نیست قابل خطا و اشتباه. ولی آنچه که او از جنبه مثبت و منفی دارد اگر در دو کفه ترازو گذاریم و بسنجیم متوجه خواهیم شد که قابل قیاس نیست.
* سئوال - نقش دکتر شریعتی را در انقلاب تا چه حد میدانید؟
** اگر بررسی مختلفی از سال 48 - 47 تا سال 56 و از 56 تا 2 بهمن 57 کاملا بیتعصب و بدور از هر گونه تنگنظری بعمل آوریم بزرگترین سهم را در رابطه با آگاهی نسل جوان و حرکت پویا بطرف اسلام فطرتپذیری که پیامبرها با آن فرهنگ علیها و ابوذرها، سلمانها و عمارها و سمیهها و فاطمهها و زینبها تربیت کرد دکتر شریعتی داشت. و الحق که امانت را آنطور که با پروردگارش بیعت کرده بود به صاحبان امانت رسانید. و ما زایش آن فکر را در تظاهرات قبل از انقلاب و زیر رگبار گلوله دژخیمان پهلوی و بعد از پیروزی در سنگرهای سازندگی و اکنون نیز در جبهههای جنگ تحمیلی میبینیم که مرتب جوانهای ما فریاد میزنند اگر میتوانی بمیران (جهاد) و اگر نمیتوانی بمیر (شهادت).