ویکتوریا پانفیلوا
نیمه اول سال 2007 در اتحادیه اروپا با ریاست آلمان سپری میشود و یکی از نقاط کلیدی در برنامههای سیاست خارجی، گسترش همکاری با کشورهای آسیای مرکزی طراحی شده است.
دقیقا به همین خاطر، آلمان به عنوان اقدام کننده تدوین طرح همکاری اتحادیه اروپا با منطقه آسیای مرکزی، مسوولیت اجرای آن را خود به عهده گرفت، به گفته فرانک والتر شتاین مایر، وزیر امور خارجه آلمان، تهدیدات موجود برای صلح و امنیت جهانی، عدم ثبات آسیای مرکزی و همچنین مسئله افغانستان و مسائل مربوط به امنیت منطقه، همگی نیاز به یک توافق سیاسی توسط اتحادیه اروپا دارند و ما باید آگاهانه در راه رسیدن به این هدف همگانی تلاش کنیم.
در طرح جدید، اولویت با مسئله انرژی است. این مسئله به قزاقستان مربوط میشود که نه تنها در منطقه بلکه در سیاستهای اروپا نیز نقش هدایت کننده دارد. این کشور به دلایل عینی، مناسبتترین کاندیدا برای ایفای نقش شریک و همکار است. نمودارهای اقتصادی و مشکلات همکاری سیاسی با اتحادیه اروپا، از جمله در چارچوب سازمان امنیت و همکاری اروپا، قزاقستان را برای ایفای نقش کلیدی در سیاست غرب مستعد میسازند. همانطور که در بروکسل تصور میشود، قزاقستان میتواند باعث ایجاد انگیزه مثبت در سایر بازیکنان منطقه شود.
جا دارد که بگوییم، آلمان نقشی مثبت برای آسیای مرکزی بازی میکند، زیرا آلمان یکی از دول اروپاست که متوجه اهمیت و ارزش آسیای مرکزی شده است، چه از نقطه نظر تامین امنیت منطقه و چه از نظر وجود انرژی مورد نیاز اروپا.
برلین اظهار داشته است که آلمان امنیت انرژی را در اولویتهای خط مشی رهبری خود در اتحادیه اروپا قرار داده است. همین موضوع، این اواخر در روابط دوجانبه اتحادیه اروپا با قزاقستان تبدیل به یک نقطه کلیدی شده بود. داسیم ساتپایف، کاندیدای علوم سیاسی و رئیس «گروه ارزیابی خطرات» اظهار داشت: «جمهوری ما برای اتحادیه اروپا در اولویت قرار داد، اگر چه دلیل آن این است که در حال حاضر روابط با سایر دول بزرگ منطقه، همچون ازبکستان برای غرب چندان قابل توجه نیست. چرا که قزاقستان از نظر سیاسی و اقتصادی برای آنان بیشتر قابل پیشبینی است و از منظر اقتصادی میتواند نقش رهبری را به عهده بگیرد.»
در اوایل دسامبر سال 2006، در بروکسل، در نتیجه مذاکرات دو طرفه رئیس جمهور قزاقستان، نورسلطان نظربایف و رئیس کمیسیون اروپا، خوزه مانوئل باروس یادداشتی در خصوص درک متقابل مسئله انرژی به امضا رسید. این یادداشت حاکی از نقش کلیدی قزاقستان به عنوان تولید کننده بزرگ گاز طبیعی و نفت در منطقه دریای خزر و تمایل متقابل اتحادیه اروپا و قزاقستان به تحکیم همکاری در بخش انرژی است. آمریکا همچنین در این خصوص اظهار داشت که قزاقستان مهمترین نقش را در تامین امنیت انرژی جهانی ایفا میکند، به همین خاطر باید نقش رهبری منطقه را برای گسترش آن بر عهده بگیرد. همچنین ساخت راههای ترانزیت مکمل برای منابع انرژی نیز از اهم وظایف این کشور است.
به گفته نمایندگان بالا رتبه اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا، قزاقستان نه تنها ارائه کننده نفت بلکه گاز نیز هست. با وجود اینکه در حال حاضر ذخیره گاز در جمهوری آن قدر زیاد نیست، (طبق آمار موجود، حدود 2 تریلیون مترمکعب سوخت آبی و 4 میلیارد تن نفت) اما این کشور قصد دارد تا سال 2010، حدود 60میلیارد متر مکعب گاز و تا سال 2015، حدود 150 میلیون تن در سال نفت استخراج کند. امکانات سرمایهگذاری کشورهای بزرگ اتحادیه اروپا، حضور جدی شرکتهای اروپایی در بخش انرژی کشورهای آسیای مرکزی که در راس آنها قزاقستان و ترکمنستان قرار دارند، را نشان میدهد. در اینجا ابزارهای اصلی سرمایهگذاری کشورهای اروپایی، قزاقستان را نشانه گرفتهاند که به نوبه خود سعی دارد به سوی صنعتی شدن حرکت کند. امروز مسیرهای اصلی برای حمل نفت در قزاقستان، تنها کنسرسیوم لولههای دریای خزر است.
علاوه بر آن، اتحادیه اروپا بر مدرنیزه کردن ارتباطات و شبکه حمل و نقل آسیای مرکزی تاکید دارد. در حالت ایدهآل، استراتژی اتحادیه اروپا این است که بتواند سرمایهگذاری کند و در پروژههای «ارتباطی» (حمل و نقل) از طریق سواحل اقیانوس آرام با اروپا شرکت کند، مسیری که به اصطلاح آمریکاییها «استراتژی راه ابریشم» نام دارد. غرب به طور روش تمایل جمهوریها برای دارا بودن مسیرهای متنوع حمل انرژی حتی بدون در نظر گرفتن مشارکت استراتژیکی تنگاتنگ با روسیه را به سرعت پذیرفت. تحقق این پروژه میتواند برای گاز پروم که قصد تاسیس پایگاه نسل آبی برای حلقه گازی جنوب را دارد، مزاحمت ایجاد کند.
اما با یک نگاه کلی میتوان این طور قضاوت کرد که با وجود اختلاف نظرات با روسیه، غرب آماده است تا پروژه را محقق سازد. تنها مشکل در حال حاضر با ترکمنستان است که برنامه بعدی جذب آن کشور به این پروژه است. پس از مرگ صفر مراد نیازف، شرکت این جمهوری غیرقابل پیشبینی در تحقق پروژه حمل از طریق دریای خزر هنوز در ابهام قرار دارد. میتوان گفت که ریاست آلمان در اتحادیه اروپا برای ازبکستان نیز خالی از منفعت نخواهد بود. زیرا پس از وقایع ناگوار در اندیجان، زمانی که سایر دول اروپایی موضع سرسختانهای در مقابل ازبکستان از خود نشان میدادند، آلمان در چارچوب اتحادیه اروپا حسن نیت خود را نسبت به آن کشور نشان داد. برلین تمایل دارد که پایگاه هوایی خود را در شهر ترمز ازبکستان همچنان حفظ کند تا بتواند نیروهای نظامی خود را در افغانستان پشتیبانی کند.
تاشکند هر بار تاکید میکند که در حال حاضر آلمان شریک اصلی تجاری- اقتصادی ازبکستان در کشورهای اتحادیه اروپاست. آلمانها حدود 54 شرکت و نمایندگی در ازبکستان دارند. همچنین میتوان به 127 موسسهای اشاره کرد که با شرکت سرمایهگذاران آلمانی تاسیس شده است. این روابط تجاری- اقتصادی بین کشورها باعث گسترش همکاریهای دوجانبه و گردش پول میشود. ضمن اینکه نباید این را از خاطر دور نگه داشت که همکاری تجاری- اقتصادی آلمان و ازبکستان بسیار وسیع است.
و اما در خصوص قرقزیستان، اتحادیه اروپا با سیاست و احتیاط بیشتری حرکت میکند. چرا که یک «حلقه ضعیف» چه از نظر روابط سیاسی و چه اقتصادی به وجود آمده و قرقیزستان به عنوان حایلی میان افغانستان، تاجیکستان و قزاقستان قرار گرفته است که وقوع هر رخداد در یکی از این کشورها، به طور اجتناب ناپذیر تاثیر خود را بر قرقیزستان خواهد گذاشت.
از طرف دیگر، این جمهوری منطقه بسیار مهمی برای بازی محسوب نمیشود که بخواهند در آن یک قرارگاه ایجاد کنند. اتحادیه اروپا تنها در برخی موارد قصد همکاری با این کشور را دارد که از آن جمله میتوان به گسترش دموکراسی، تامین امنیت و جلوگیری از منازعه، انهدام منابع بیثباتی سیاسی و اجتماعی و همچنین مسئله مواد مخدر اشاره کرد. این مسئله را برای کل منطقه نیز در نظر دارند، چرا که مسئله مواد مخدر به مسئله گروههای تروریستی نیز ارتباط پیدا میکند. آنچه که به تاجیکستان مربوط میشود، این است که این کشور از دو نظر برای اتحاد اروپا اهمیت پیدا میکند. اول به عنوان کشور هم مرز با افغانستان، یعنی جایی که نیروهای ناتو مستقر هستند. دوم به عنوان سپری در مقابل گسترش گروههای قاچاق مواد مخدر از سمت افغانستان به سوی غرب. در عین حال غرب کمتر از سایر کشورها به مسائل سیاسی از جمهوری توجه نشان میدهد.
به عقیده نور عمرف، تحلیلگر سیاسی قرقیزی، افزایش توجه اتحادیه اروپا به منطقه، جدای از فعالیتهای آلمانی است. اما اتحادیه اروپا تنها قصد دارد تعدادی از پروژههای خود را در این کشور به اجرا در آورد، ولی هدف اصلی او قزاقستان است و در آن جاست که میتواند اهداف خود را عملی سازد. چرا که پس از واقعه اندیجان، بسیاری از تحلیلگران، دلسردی سیاسی و رهبری خود را در مورد ازبکستان اظهار داشتند، اهداف خود را تنها به بیانیه محدود کردند و هیچ گامی در جهت لیبرالیزه کردن اقتصاد و باز کردن بازار این کشور برنداشتند.