یاسر عرفات، در زیر بمباران توپخانه مخالفین، در حالیکه علامت پیروزی (چرچیلی) معروف خود را با دست نشان میداد، سوار بر کشتی، شهر طرابلس لبنان را ترک کرد.
مقصد عرفات به جای آنکه سرزمینهای اشغالی باشد ـ آنجا که مردم قهرمان فلسطین با چنگ و دندان علیه اشغالگران مبارزه میکنند ـ یا پایگاهی انقلابی برای ادامه مبارزه مسلحانه، مصر بود، تنها کشور عربی که با اسرائیل روابط سیاسی دارد، و هدف عرفات در آغوش کشیدن «حسنی مبارک» بود که نخستوزیر اسرائیل را دوست خود خطاب میکند!
آنچه موجب شگفتی است این است که عرفات بعد از دیدار مصر اعلام کرد: «مصر به آغوش اعراب برمیگردد»، حال آنکه در واقع عرفات و اعراباند که به مصر بازمیگردند! زیرا مصر تغییری در موضع و سیاستهای کمپ دیویدی خود نداده و عرفات این را به خوبی میداند که در روند کمپ دیوید چیزی به نام فلسطین وجود خارجی ندارد. عرفات گفته بود: «ما نمیتوانیم از حسنی مبارک انتظار داشته باشیم که به «یکباره» از موافقتنامههای کمپ دیوید چشمپوشی کند! اما عرفات با دیدار از مصر توانست به «یکباره» از مبارزه مسلحانه به منظور رسیدن به حقوق ملت فلسطین، چشمپوشی کند!
دیگر مشکل بتوان از یاسر عرفات توقع داشت که بار دیگر راه مبارزه را در پیش گیرد، در حالیکه تفنگ را رها ساخته و به شاخه زیتون (پژمرده) چسبیده است. حتی مدعیان «صلح آمریکائی» این شاخه زیتون را دیگر از وی نمیپذیرند.
یاسر عرفات در جای دیگری میگوید: «مرحله آینده، شاهد مبارزات «خستگیناپذیر» سیاسی و تبلیغاتی خواهد بود!» یعنی اینکه دیگر دوران مبارزه مسلحانه سپری شده است.
عرفات چگونه میتواند به این صراحت و سادگی پایان گرفتن دوران مبارزه مسلحانه را اعلام کند، در حالیکه ملت فلسطین در طی سی سال مبارزه مسلحانه خود هزاران شهید در این راه داده است؟
عرفات تحت این پوشش با مخالفین خود در طرابلس وارد جنگ شد که این مخالفین علیه وی که «رئیس» قانونی سازمان آزادیبخش فلسطین است، سر به شورش برداشتهاند.
و کار آنها را غیر قانونی تلقی کرد.
در حالیکه کمیته مرکز فتح، کمیته مرکزی اجرائی سازمان آزادیبخش فلسطین و شورای ملی فلسطین، دیدار عرفات و مبارک را نه تنها تائید نکردهاند، بلکه آن را «غیر قانونی» و خارج از چهارچوب تصمیمهای پیشین این ارگانها توصیف نمودهاند.
تنها عرفات جرات کرد به مصر برود
بعد از کشته شدن انور سادات، نغمه بازگشت مصر به جهان عرب از گوشه و کنار شنیده شد، و بعضیها گفتهاند که «حسنی مبارک غیر از انور سادات است.» ولی هیچیک از رهبران کشورهای عربی این جرات را پیدا نکرد که سوار هواپیمای اختصاصی شود و به دیدار مبارک بشتابد، اما عرفات این کار را انجام و با این کار نه تنها یک خطا بلکه یک «گناه» مرتکب شد و به اعتقاد ما این گناه تنها با استعفای یاسر عرفات آمرزیده خواهد شد.
البته ما به یاد نداریم که رهبری از میان رهبران کشورهای عربی بعد از ارتکاب اشتباه به آن اعتراف کرده و استعفا داده باشد.
شنیدیم که وزیر امور خارجه انگلستان بعد از اشغال جزایر فالکلند، از سوی آرژانتین، استعفا نمود و رئیسجمهوری آرژانتین بعد از شکست از بریتانیا از کار کنار رفت، ولی هیچ یک از روسا و رهبران عربی با استعفا از حکومت کنار نرفت بلکه یا کشته شد و یا بوسیله کودتا کنار گذاشته شد (جز در لبنان)، از این رو شک داریم که عرفات استعفا دهد.
البته عرفات باید بداند که هر چیزی پایانی دارد و عرفات «مبارز» دیگر وجود ندارد و چیزی که مانده است عرفات سازشکار ـ معاملهگر و تسلیمپذیر است. عرفات باید در این مورد با ما همعقیده باشد که مساله فلسطین مساله تمام اعراب و مسلمانان است، که در این مرحله نیاز به مردان و رهبرانی از زمره عرفات ندارد.
در میان ملت قهرمان فلسطین هنوز کسانی هستند که آمادهاند پرچم مبارزه را بر دوش گیرند و راه مبارزه را ادامه دهند. عرفات بهتر است که استعفا دهد، زیرا روح مبارزهجوئی در وی کشته شده است.