تاریخ انتشار : ۰۲ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۴:۰۹  ، 
کد خبر : ۲۲۴۰۸

سلفی‌ها؛ بهانۀ آمریکا برای ناامن کردن لبنان


مسعود شفیعی‌کیا

در اوج بیداری اسلامی که منبعث از انقلاب اسلامی ایران است، تقابل سلفی‌هایی چون وهابیون با این شجرۀ طیبه بر هیچ ناظر آگاهی پوشیده نبود، تا جایی که عوامل این فرقه در اقدامی بی‌سابقه، ایرانیانی را که فریادگر «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» بودند، به اتهام «مشرک بودن» در حرم امن الهی به مسلخ عشق برده و خون پاکشان را بر روی سنگفرش‌های مکه جاری ساختند. و در همان ایام یعنی دهه شصت، رئیس‌جمهور ایالات متحده «رونالد ریگان» رهبر و مؤسس «القاعده» را که از عشیره متنفذی در دربار «آل‌سعود» بود از دوستان استراتژیک آمریکا دانست و با تجهیز کردن «بن‌لادن» و گروهش به ادوات پیشرفته نظامی، بر این دوستی اصرار ورزید. ولی گویا دوستان قدیم از دوران بوش پسر می‌توانند سوژه مناسبی برای بهانه‌گیری از مسلمانان و گروه‌های مقاومت اسلامی باشند. در حادثه 20 شهریور (11 سپتامبر) که دست داشتن سازمان‌های امنیتی آمریکا و اسرائیل در آن تقریباً محرز شده است، انگشت اتهام آمریکا به سوی افغانستان و پایگاه‌های «بن‌لادن» و «طالبان» نشانه می‌رود؛ چرا که سلفیان مورد حمایت کاخ سفید با تکیه بر تعصبات جاهلانه خویش و با اصرار بر رفتار خشونت‌آمیز و ترورهای دهشتناک خود، نه تنها در میان شیعیان بلکه در بین سنیان جایگاهی ندارند؛ بنابراین، حمله به این گروه‌های خودساخته و پیروز میدان شدن در صورتی که حساسیت دیگر مسلمانان برانگیخته نشود، برای آمریکایی‌ها گزینه‌ای کم هزینه است که دنبال آن چند هدف دیده می‌شود؛ اولاً آمریکا و غرب که سال‌ها جنگ رسانه‌ای عظیمی را علیه اسلام به راه انداخته و آن را قطب مقابل خود قرار داده‌اند و از طرف دیگر با پوشش رسانه‌ای، رهبران «القاعده» و «طالبان» را که از نظر پوشش شبیه رهبران اسلامی هستند به عنوان لیدر جهان اسلام و اسلام انقلابی وانمود کرده‌اند، در این فرصت می‌توانند خود را پیروز این جنگ دوقطبی نشان دهند و همچنان هیمنه رو به اضمحلال خویش را بیارایند و ثانیاً با هیاهو فراوانی که به دنبال حمله آمریکا و ناتو به افغانستان و به کارگیری سلاح‌های فراوان کشتار جمعی خود به راه انداختند و با انتشار تصاویری از شکنجه‌های زندانیان در جزیره نظامی و سری «گوانتانامو» بر طب هراس بکوبند تا طلایه‌داران بیداری اسلامی در جوار افغانستان، یعنی ایران اسلامی و وابستگان معنوی انقلاب اسلامی در لبنان و فلسطین را از مقاومت منطقی و اصول‌گرایانه‌شان مرعوب کنند. ولی با اشغال افغانستان نه تنها پایگاه‌های مقاومت ناب اسلامی قالب تهی نکردند؛ بلکه بر مقاومت استشهادی خود در لبنان و فلسطین با شکل‌گیری انتفاضه مسجدالاقصی افزودند و مستکبرین در این مرحله چاره‌ای ندیدند جز این که به قلب بحران نزدیک‌تر شوند. دیکتاتور بغداد به دلیل عدم حمایت مردمی و از طرف دیگر با وجود معارضینی که ندانسته برای براندازی وی به همکاری با آمریکا نیز تن می‌دادند، بهانه خوبی بود که در کنار ادعای گسترش دموکراسی و خلع سلاح و حتی همکاری صدام با القاعده زمینه‌های اشغال بغداد چیده شود؛ ولی این‌بار متحدان زیادی که در افغانستان با عمو سام همراه بودند، گویا بیش‌تر از «جرج بوش» و هیأت حاکمه آمریکا تدبیر کردند. بنابراین به جز انگلیس و برخی کشورها، دیگر کشورها حاضر به حضور در این باتلاق نشدند ولی این دفعه نیز اشغال عراق جز گرفتاری‌ها و رسوایی‌ها و شکست‌های پی در پی برای صهیونیست‌های حاکم بر آمریکا بهره دیگری نداشت و در همان ایام فرار مفتضحانه رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان بر مجد و عظمت حزب‌ا... افزود. جنگ روانی عظیمی که رسانه‌های غربی برای انطباق حزب‌ا... و القاعده به راه انداختند و توطئه ترور حریری و صدور قطعنامه‌هایی چون 1559 نیز نتوانست ذره‌ای از محبوبیت حزب‌ا... بکاهد، مشت آهنین شارون هم در ترور رهبران حماس و جهاد اسلامی فلسطین و فشارها بر ملت فلسطین نیز نتوانست حماس را بی‌وجهه کند؛ بلکه مدعیان دموکراسی مبهوت پیروزی چشمگیر حزب‌ا... در انتخابات پارلمانی لبنان و همچنین پیروزی قاطع حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین و به دست گرفتن دولت خودگردان توسط رهبران حماس را با عصبانیت دیدند و از آن‌جا که در انتخابات نهم ریاست جمهوری اسلامی ایران نیز تحول عظیمی رخ داد و شعارهای انقلاب از همیشه پررنگ‌تر در ایران اسلامی درخشید، آمریکایی‌ها که در عراق نیز با اقبال سنی و شیعه به اتحاد یکپارچه، دولت را مغایر اهداف خویش یافتند خود را در محاصره اصول‌گرایان دیدند. آن‌هایی که با تمام مکر و توان دنیایی خویش آمده بودند تا انقلاب اسلامی را محاصره کنند، خود در محاصره فرزندان خمینی افتادند و این بار تنها منجی آن‌ها همان دوستان قدیمی یعنی «القاعده» و «مرتجعین منطقه» هستند که با شکل‌گیری سازمان یافته سلفی‌های مورد حمایت سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی در عراق و ترورهای کور و هدایت شده علیه شیعیان و سنی‌ها، اشغالگران در عراق به به دنبال مشروعیت بخشیدن به حضور خویش و همچنین از سر راه برداشتن شخصیت‌ها و اهرم‌های قدرت مردمی و ایجاد اختلاف‌های قومی مذهبی، بی‌سابقه‌ترین جنایات چون تخریب حرم سامراء را سازمان دادند و از طرف دیگر با تجهیز و تهییج رژیم اشغالگر قدس برای حمله به حزب‌ا... در سال گذشته جنگ 33 روزه لبنان را سامان دادند تا که خود را از محاصره نجات دهند.

دیگر حاکمان آمریکایی چون «دموکرات‌ها»ی دو مجلس نیز که حیثیت واشنگتن را بی‌سابقه بر باد رفته دیده‌اند و با افشای تحقیقات «وینوگراد» در رژیم اسرائیل که فاش ساخت دولت اولمرت تحت فشار آمریکا به جنگ 33 روزه و افتضاح شکست آن تن داد، همه نشانه افتضاح بی‌سابقه‌ای است که هیچ‌کدام از رئیس‌جمهوران تاریخ آمریکا حتی «نیکسون» مرتکب آن نشد و مضحک‌تر از آن نمی‌شود که آمریکایی که برای نجات اسرائیل به منطقه آمده است، به ورطه‌ای بیفتد که دست استمداد به سوی اسرائیل متجاوز دراز کند ولی این بار نیز آن تخته پاره ارتش مجهز اسرائیل عموسام را از این گرداب کشنده نجان نبخشید و آمریکایی را که تصور می‌شد برای پنجاه سال آینده خود خط مشی و استراتژی تعریف می‌کند، همچون تمساحی در تور افتاده است و فقط به این سو و آن سو می‌جهد تا شاید راه فراری یابد. البته شاید چنگ و دندانی نیز بکشد ولی حال که امیدش در منطقه لبنان نسبت به تضعیف حزب‌ا... ناامید شده است، باز دوستان قدیم سلفی بهترین دستاویز برای ورود به لبنان و مقابله با حزب‌ا... هستند که در همان ایام جنگ 33 روزه گروهی در شمال لبنان در حومه طرابلس در اردوگاه‌های فلسطینی «نهرالبارد» با نام «فتح الاسلام» ظهور پیدا کرد که با وجود ادعای مبارزه با اسرائیل، حتی یک بمب صهیونیست‌ها که در جنوب، امان را از مردم بریده بود به آن جا اصابت نکرد. فتح‌الاسلام که ادعای فلسطینی بودن دارد، متشکل از افراد اردنی، سعودی نیز هست که به همان ترکیب «القاعده» آمریکا شباهت دارد. «العبسی» که گفته می‌شود رهبر این گروهک است، خود را خلبان عرفات و مرتبط با زرقاوی می‌داند.

به هر ترتیب، حال که کنگره آمریکا فقط بودجه چند ماه جنگ را در اختیار بوش گذاشته و پرداخت مابقی بودجه‌ها را مشروط به موفقیت وی در منطقه دانسته است، گویا شمارش معکوسی برای رئیس‌جمهورشان آغاز کرده‌اند تا در ظرف این مدت حداقل یکی از اهداف حضور پرهزینه چندین ساله کاخ سفید را برآورده کند و با ماجرای درگیری «فتح‌الاسلام» با ارتش لبنان و ارسال تجهیزات نظامی به لبنان که معلوم نیست چه مقدار آن به ارتش لبنان می‌رسد و چه مقدار آن به «فتح الاسلام»، وارد این مرحله شده‌اند.

از آن جا که در جنوب، نیروهای چندملیتی UN و ارتش اسرائیل مستقر هستند و در شمال نیز سلفی‌ها بهانه حضور آمریکا را با چراغ سبز دولت غیرقانونی سینیوره فراهم کرده‌اند و مصادف شدن این تحرکات با نشست نماینده ایران و آمریکا در بغداد نشان از این دارد که آمریکایی‌ها در این برهه برآنند تا آب را گل‌آلود کنند و برای خود فرصت چانه‌زنی بیابند ولی این بار نیز باید بدانند که «و مکروا و مکرالله و الله خیر الماکرین» و در این توطئه نیز ره به جایی نخواهند برد و خداوند از مؤمنانش محافظت می‌کند و همان‌طور که سیدحسن نصرا... گفت: «متجاوزان باید آماده ضربات سهمگینی باشند».

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات