رضا داوری
گفتوگوهای ایران و آمریکا در شرایطی برگزار شد که مهلت قطعنامه 1717برای ایران تمام شده است و آمریکا دست به اقدامات دیگری برای اعمال تحریم شدیدی علیه ایران زده است. همچنین 9 ناو جنگی خود را به بهانه رزمایش مشترک با عربستان سعودی به خلیجفارس آورده است و به طور کلی آمریکاییها شرایط روانی - سیاسی در طول مذاکره را به گونهای آرایش داده است که بتوانند قویترین فشارها را به ایران بیاورد با این حال گفتوگوهای دیروز و اظهارات مقامات آمریکایی نشان میدهد که باید به دید مثبت به این مذاکرات نگریست چه بسا نتیجه گرفتن فوری از مذاکرات نیز نتیجه خوشبینی و احساسات زودگذر است. نکته دیگری که گفتوگوهای دیپلماتیک بین دو کشور را سختتر کرد دشمنان و مخالفان زیاد و قوی و موافقان اندک و کم وزنی در هر دو سوی میدان بود. ابزارها و تلاشها برای به بنبست کشاندن مذاکرات، بسیار قویتر از ابزارها و راهکارهایی است که برای موفقیت این مذاکرات وجود دارد و همین محیط ادامه را بسیار شکننده و خاص ایجاد میکند. چنانچه میدانیم جمهوری اسلامی ایران هدف خود از گفتوگو با آمریکا را گوشزد کردن وظایف قانونی اشغالگران اعلام کرده، هر چند که این هدف مشروع، قانونی و به نفع مردم عراق است، از سوی دیگر با توجه به تلفات گسترده سربازان آمریکایی در روزهای اخیر در عراق است، از سوی دیگر با توجه به تلفات گسترده سربازان آمریکایی در روزهای اخیر در عراق میتوان گفت که آمریکاییها این مقطع را به عنوان آخرین فرصت دیپلماتیک برای خروج از روند فعلی خود در عراق میدانند بنابراین به دیده مثبت به این قضیه نگاه میکنند. خلاصهترین توصیف از رویداد آتی را میتوان گفتوگوها با یک جو سرد و با ادبیات خاص برای گرفتن امتیاز از طرف مقابل در نظر گرفت اما این آزمونی است که میتواند نقش و جایگاه دو کشور را برای یکدیگر مشخص نماید. اما نکتهای دیگر قابل بررسی است این است که دو طرف باید مذاکرات را وارد یک رویکرد استراتژیک کرده و با تعریف دقیق از مصادیق و فرایند منفعت متقابل با استفاده از دیپلماسی مثبت و واقعگرا به اهداف مورد نظر برسند این در حالی است که تمایل آمریکا برای گفتوگو با ایران درباره عراق به نوعی موفقیت واقعگرایان و دیپلماسی آنها در مقابل نومحافظهکاران جنگ طلب در آمریکا است و یک پیروزی تدریجی دیگر برای طیف واقعگرایان در مقابل طیف جنگ طلبان در واشنگتن است. هر چند که گفتوگوها در ابتدا بر موضوع عراق محدود و معین است اما این حرکت را به عنوان یک پیشرفت بالقوه و مهم به ویژه در رابطه با تغییرات اخیر در سیاست آمریکا در قبال کرهشمالی، سوریه و مناقشه اسرائیل- فلسطینی باید پنداشت که میتواند باعث ایجاد یک فرایند دیپلماتیک و جستجوی راه حل سیاسی و دیپلماتیک در رابطه با ایران قلمداد نمود که گری سیک از اعضای شورای امنیت ملی در زمان جیمیکارتر رئیسجمهور اسبق آمریکا و کارشناس ایران در دانشگاه کلمبیا از آن به تغییر 180 درجهای یاد میکند. چنانچه میدانیم هرگونه توافق بین ایران و آمریکا در عراق تا حدودی به نفع آمریکا نیز هست، اوضاع جاری عراق نشان میدهد آمریکا برای حل بحران عراق، وارد کوچهای بنبست شده است. وی اختلافات شدید دولت آمریکا با دموکراتها اختلاف شدید بوش با دولت شیعی عراق و روابط تیره آمریکا را سه مشکل عمده واشنگتن برشمرد که برای حل آنها نیاز استراتژیک به مذاکره با ایران دارد. آمریکا میداند شکست کامل نیروهایش در عراق، آنقدر جایگاه این کشور در مجامع بینالمللی را تضعیف میکند که دیگر در برخورد با پرونده هستهای جمهوری اسلامی، جایگاهی نخواهد داشت، این در شرایطی است که واشنگتن برای مقابله با ایران به تمامی راهکارها متوسل شده است و هیچ نتیجهای نگرفته و امروز برای حل مشکل عراق دست به دامن ایران شده است.
آمریکا باور دارد شکست در عراق به معنی شکست در برخورد با ایران است، و با توجه به طرح تهدیدات نظامی علیه ایران، تبعات شکست کامل در عراق، جبروت نظامی آمریکا را ویران خواهد کرد تا در برابر ایران راهی جز سکوت نداشته باشد بنابراین از سیاست غرور خود فاصله گرفته و با ایران بر سر یک میز مذاکره نشسته است. مجموعه این تحولات نشان دهنده مشکلات و تنگناهای رو به افزایش دولت بوش در داخل آمریکا و نیز در عرصه عراق است که چشمانداز مبهمی را فراروی رئیسجمهور آمریکا و حزب طرفدار وی یعنی حزب جمهوریخواه قرار داده است. با وجود این میتوان گفت دلیل اصلی مذاکرات ایران و آمریکا مخالفت مردم آمریکا و نخبگان سیاسی تاثیرگذار در این کشور با روند موجود در عراق و عملکرد فعلی نیروهای آمریکایی در این کشور است که آن را روندی قهقرایی و عملکردی رو به فاجعه میدانند که پیامدهای منفی گستردهای را برای مردم و کشور آمریکایی در پی خواهد داشت.