تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۹۰ - ۰۷:۵۵  ، 
کد خبر : ۲۲۴۱۹۲
نگاهی به تاکتیک‌های شبکه بی‌بی‌سی در القاء اختلاف در کشور

موجهای کاذب برای القای اختلاف


نویسنده: رضا فرخی
رسانه های کشورهای غربی همیشه از هر فرصتی برای ضربه زدن به کشورهای مخالف خود استفاده کرده اند.آنها برای ضربه زدن به این کشورها آن هم باابزار رسانه همیشه برنامه ریزی دقیق داشته اند.به گونه ای که از هر مسئله ای که درمسائل سیاسی واقتصادی واجتماعی این کشورها به وجود می آید استفاده می کنند .دراین بین اولا آنها تمام تلاش خود را به کار می گیرند تا آن را بزرگ جلوه دهند وثانیا با دروغ وشایعه پراکنی به آن دامن بزنند.نمونه بارز چنین مسائلی را می توان درمواردی مشاهده کرد که در کشورهای مخالف غرب اختلاف نظرهای کوچکی به وجود می آید.دراین مواقع این رسانه ها از این موضوع سوء استفاده کرده وبه شیوه های مختلف تلاش می کنند تا چنین مسائلی را بزرگ جلوه دهند.اما این بزرگنمایی طی پروسه ای رسانه ای وبا استقاده از تاکتیکهای خاص رسانه ای صورت می پذیرد.
به گونه ای که شبکه ای مانند بی بی سی وصدای آمریکا همیشه برای نمایش والقای اختلافات درونی در کشورهای مخالف غرب از تاکتیکهای خاصی استفاده می کنند. این شبکه ها گاهی اوقات با شایعه پراکنی سعی می کنند به بیننده القا کنند که اختلاف وجود دارد.دراین مواقع در بخشهای مهم خبری از جملات کلیدی مانند: گفته می شود که اختلافاتی ....یا شنیده می شود که اختلافاتی....وجود دارد.استفاده از این جملات به دلیل این است که اخبار اصلا صحت ندارد و بی بی سی تنها سعی می کند که حتی آن را کلید زند.
در این میان اما حتی اگر کوچکترین اختلاف سلیقه ای وجود داشته باشد شبکه ای مانند بی بی سی تلاش می کند تا آن را به شدت بزرگ کند.
ایجاد آشفتگی ذهنی، گام اول
دراین بین باید به این نکته اشاره کرد که بی بی سی فارسی برای القای هرگونه اختلاف داخلی در کشورهای مخالف به بیننده ،همیشه در ابتدا از تاکتیک رسانه ای Passing the audience's mind استفاده می کند،دراین تاکتیک رسانه ای تلاش می شود که خبر مربوط به اختلاف، با شایعه واغراق فراوان در بخشهای خبری پشت سر هم پخش شود، درواقع دراین تاکتیک رسانه ای رسانه ها تلاش می کنند که ذهن بیننده را پاسکاری کنند،این پاسکاری بین بخشهای مختلف یک شبکه خبری ویا بین چند شبکه خبری صورت می گیرد.
به گونه ای که به عنوان مثال خبر مربوطه ،در ساعت 5 بعد از ظهر از سوی بی بی سی پخش می شود وسپس ذهن بیننده پاس داده می شود به بخش خبری بعدی شبکه صدای آمریکا،این پاسکاری ها ادامه پیدا می کند تا جایی که بیننده اسیر دام رسانه ای می شود وخبر دروغین اختلاف را باور می کند.از طرف دیگر دراین پاسکاری رسانه ای هر چه زمان جلوتر می رود خبرمربوطه هم با دروغهای بیشتری همراه می شود،به صورتی که به تدریج بیننده هر چه جلوتر می رود اختلاف را به دلیل سیگنالهای ممتد خبری که روی ذهن او فرستاده می شود بیشتر باور می کند.
پازلی برای باور کردن دروغ
وقتی که فضای ذهنی بیننده با پاسکاری ذهن او آلوده می شود نوبت می رسد به دادن کدهای تصویری دروغ به بیننده!اینجاست که شبکه های خبری غربی از تاکتیک favorite picture puzzle استفاده میکنند.دراین تاکتیک رسانه ای که بیشتر مورد استفاده شبکه هایی همچون صدای آمریکاست. برای القای اختلاف به بیننده به صورت کاملا حرفه ای تصاویری برش داده شده از صحبتهای دوطرفی که این رسانه ها می خواهند بگویند اختلاف دارند درپیش چشم بیننده به نمایش گذاشته می شود.
یعنی درواقع رسانه های غربی دراین تاکتیک، صحبتها را به صورت یک جمله ای و از سخنرانیهای مختلف شخصیتهای کشورهای مورد هدف، برش می زنند وبرمی دارند ودر کنار هم قرار می دهند.اینجاست که ازاین صحبتها یک چیدمان خاص تصویری به بیننده ارائه می شود که بیننده را مجبور به باور اختلاف می کند.این کار با دو هدف صورت می پذیرد یکی آنکه به بیننده کدهای دروغ را به جای سند بدهد تا بیننده اختلاف را بیشتر باور کند.دوم اینکه با ارائه این سندهای دروغین تصویری به بیننده اعتماد او را برای مراحل بعدی والقای پیامهای دورغ بیشتر جلب کنند.
ذهن آشفته القائات را بهتر می‌پذیرد
دراین بین ازاین موضوع هم نباید غافل شد که در هر دو تاکتیک بالا یک چیز کاملا مشترک است آن هم اینکه این رسانه ها با نمایش اخبار گوناگون درباره موضوع اختلاف درقالب این تاکتیکها تلاش می کنند ذهن بیننده را آشفته کنند.چرا که همیشه بیننده ای با ذهن آشفته بهتر می تواند القائات را بپذیرد تا بیننده ای که کاملا آگاه است.به گونه ای که انگار با این آشفتگی ذهن بیننده را به گروگان می گیرند وتا بیننده القائات آنان را باور نکند ذهنش را رها نمی کنند.
دراین بین شلیک نهایی این شبکه ها به ذهن بیننده درآن روزی که می خواهد اختلاف را القا کنند وقتی است که درآخرین بخش خبری زمان نتیجه گیری فرا می رسد.یعنی دقیقا زمانی که نتیجه گیری فرا می رسد مجری از کارشناس می پرسد به نظر شما با این اختلافات چه سرنوشتی در انتظار کشور مورد نظر است؟
اینجاست که کارشناس در یک حرکت کاملا هماهنگ شده براساس تاکتیک همیشگی crisis and fear پاسخ می دهد: معلوم نیست اما هرچه هست کاملا گنگ ونگران کننده است.درواقع کارشناس با این پاسخ تلاش دارد براساس تاکتیک رسانه ای هم بحران دروغین ذهنی برای مخاطب ایجاد کند وهم او را بترساند.
برای همین روانشناسان رسانه براین باورند که تاکتیک crisis and fear در درجه اول باعث ایجاد بحران در ذهن بیننده می شود ،چرا که مسئله به صورت کاذب برای او به شکل بحران به نمایش گذاشته شده، ودر درجه دوم باعث ترس او از آینده وبه نوعی ایجاد واکنش عصبی دراو بر علیه جامعه می شود.این درحالی است که دراین تاکتیک رسانه ای تلاش فراوانی صورت می پذیرد که بیننده نسبت به مسئولین کشورخود واختلاف القاء شده به حالت بدبینانه ای نگاه کند،که این موضوع اوج توطئه رسانه ای را نشان می دهد.
اما دراین بین موضوعی که بسیار مهم است نحوه مبارزه با این تاکتیکهاست.دراین باره باید به این موضوع اشاره کرد که راه مبارزه با این امواج تاکتیکی رسانه ای از راه رسانه است.یعنی کشور مورد هدف این رسانه ها باید با استفاده از تاکتیکهای خاص این حمله رسانه ای را خنثی کند.
ضدتاکتیک باید پخته و با تامل باشد
کارشناسان رسانه درمورد بحث چگونگی مبارزه با موج رسانه ای القاء اختلاف، اولین تاکتیک رسانه ای را zero action می دانند.این تاکتیک رسانه ای به نوعی پیش بینی حرکت رسانه های غربی است.هر چند که این تاکتیک باید درجای خود به کار گرفته شود.دراین تاکتیک رسانه ای از چند روز قبل کارشناسان رسانه ای باید حرکت رسانه ای شبکه های غربی را بخوانند واین جاست که می توانند قبل از حرکت اول این رسانه ها گام بردارند وبه نوعی حرکت صفر را انجام دهند.یعنی به عنوان مثال هنگامی که متوجه می شوند در چند روز آینده موجهای القای اختلاف از سوی رسانه های غربی راه اندازی می شود،پیش از حرکت آنها اقدام به ایجاد موجهای رسانه ای داخلی کنند که دراین موجها بیش از گذشته برهمراهی وهمکاری مقامات ارشد کشوری تاکید می شود.
اینجاست که خود به خود حرکت رسانه ای دشمن تاحد زیادی خنثی می شود .اما از آنجا که حرکت صفر وپیش بینی حرکت دشمن بسیار سخت است.معمولا به آنتی خبر وضد تاکتیک روی آورده می شود که درآن معمولا رسانه های داخلی پس موج اول که توسط رسانه های غربی برای القای اختلاف راه اندازی می شود،تلاش می کنند که پاسخ دهند.منتها موضوع قابل توجه دراین ضدتاکتیک این است که نباید بیننده درآن احساس اضطراب وتعجیل کند.چرا که در بسیاری اوقات دیده می شود که رسانه های داخلی با عجله فراوان تلاش می کنند که به موجهای این رسانه ها پاسخ سریع وناپخته دهند.باید دقت کرد که در ضد تاکتیک مهمترین مسئله حفظ آرامش است،تا که دشمن احساس پیروزی رسانه ای نکند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات