کم و بیش واضح است که فضای اجلاس امروز هشت گروه صنعتی دنیا موسوم به G۸ چگونه خواهد بود. همان گونه که در سفر وزیر خارجه آمریکا مشاهده شد واشنگتن در این اجلاس عرصه را به مقامات روسیه تنگ نخواهد کرد. مذاکرات ولادیمیر پوتین، رییسجمهور روسیه با مقامات اتحادیه اروپا در مذاکرات اخیر روسیه ـ اتحادیه اروپا در شهر سامارا نه مشکلی را آشکار ساخت و نه باعث حاصل شدن امتیازی شد. تمامی طرفین با بحرانهای فعلی کنار آمدند و مکث و درنگ را در این زمان مصلحت دانستند. اکثر موضوعات مربوط به دستور کارها طی سفر کاندولیزا رایس، وزیر خارجه آمریکا به مسکو و اجلاس اتحادیه اروپا - روسیه منطبق بر یکدیگر بود اما مذاکرات آمریکا و روسیه فراتر از محدوده اروپا پای نهاد. آینده کوزوو و امنیت استراتژیک از اهمیت استثنایی برای اروپا برخوردار است اما کلید راهحل این دو موضوع در دستان مسکو و واشنگتن است. دستور کارهای اتحادیه اروپا طرحهای خاص خود را دارد، اجلاس اخیر اتحادیه اروپا در روسیه به مشکلات ضروری متمرکز بود از جمله مشکل ممنوعیت واردات گوشت لهستان به روسیه، تنش میان روسیه و استونی به دلیل جابجایی یک بنای به جای مانده از زمان شوروی سابق و نگرانیهای لیتوانی به دلیل محدودیتها در تامین نفت در پالایشگاه نفت مازئیکیو. این گونه مشکلات، اقتصادی به نظر میرسند و بیش از حد با سیاست ادغام شدهاند. کشورهای نام برده هم اجلاس و هم مذاکرات را فلج کرده بودند.
اوضاع فعلی مانند یک برخورد متناقض است. از یک طرف طی دهه گذشته رهبران روسیه و غرب هیچ وقت در چنین فضای سردی که هم اکنون وجود دارد با هم دیدار نکرده بودند اما از طرف دیگر آنها تصمیم گرفتند موضوعات مورد مناقشه را بیش از حد بزرگنمایی نکنند. به بیان دیگر آنها به نقطهای از تعادل رسیدند که به آنها اجازه بدهد مذاکرات را ادامه دهند. رایس نیز اخیرا از کرملین خواسته است تا لحن تند ضدآمریکاییاش را ملایمتر کند به طوری که او پس از این درخواست با پاسخ مثبت روسها مواجه شد. در حقیقت هیچ کس نمیتواند این موضوع را تضمین دهد که گروههای ضد جورجبوش، رییسجمهور آمریکا در کنگره این کشور انتقاد شدیدی از روابط روسیه و آمریکا در رسانهها نکنند و یا گروههای جمهوریخواه از روسیه پوتین انتقاد نکنند. اگر بخواهیم سهم هر یک از رهبران آمریکا را در سیاست خارجی این کشور بررسی کنیم واضح است که بگوییم بوش مسوول تمامی جنگها و فجایع ناشی از سیاست خارجی واشنگتن در دنیا است. بوش و رایس مسوول این فجایع هستند. البته با در نظر گرفتن یک سری استثناها، این امکان وجود دارد که بگوییم رایس با اقدامات تخریبی ارتباط ندارد. با این حال یک اقدام بزرگی که میتوان آن را به طور اختصاصی به جورج بوش نسبت داد همانا اقدامات دوستانه وی در قبال پوتین بوده است که شعلههای اکثر مناقشات را فروخوانده است. اگر بخواهیم آینده رایس را مجسم کنیم وی باید در آینده نزدیک یک انتخاب را برگزیند یا به یک سیاستمدار مستقل که از شانس ریاست جمهوری پس از سال 2012 برخوردار باشد، تبدیل گردد و یا تا آخر عمرش به بوش و خانوادهاش وفادار بماند. در این مساله آخری رایس باید از صحنه سیاست و دولت فعلی کنار رود.
اگر درست به واقعیات نگاه کنیم رایس باید ظرف شش ماه آینده یا یک سال آینده بازنشسته شود. این جمله را نیز میتوان بیان کرد که رایس را باید به عنوان سیاستمداری در نظر گرفت که میتواند نفوذ زیادی در روابط روسیه و آمریکا داشته باشد. آرایش سیاسی در اجلاس هشت کشور صنعتی کم و بیش واضح است، جورجبوش تقریبا تنها فردی در این اجلاس است که با پوتین رفتاری کم و بیش دوستانه خواهد داشت. در ابتدا به نظر میرسد تونیبلر، نخستوزیر انگلیس و پوتین به خوبی یکدیگر را درک میکردند اما در این برهه زمانی سیاستهای مسکو و لندن با یکدیگر فرق دارند. آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان نیز قصد ندارد از هلمت کهل یا گرهارد شرور، صدراعظمهای پیشین آلمان تقلید کند. موضع نیکولاسارکوزی، رییسجمهور جدید فرانسه نیز به اندازه کافی روشن نیست. همانطور که از پیش مشخص شده به نظر میرسد در روابط پاریس- واشنگتن نسبت به زمان آغاز حمله به عراق اختلافات زیادی وجود نداشته باشد. به طور خلاصه در بحبوحه آغاز اجلاس سران هشت کشور صنعتی مسکو و واشنگتن توافق کردهاند که قبل از کنارهگیری بوش از قدرت و برگزاری یک سری انتخاباتهای عمومی در روسیه اوضاع را وخیمتر نکنند. هیچ شکی وجود ندارد که روسیه و آمریکا از اجلاس سران هشت کشور صنعتی راضی خواهند بود.