تاریخ انتشار : ۰۲ اسفند ۱۳۸۶ - ۰۹:۴۷  ، 
کد خبر : ۲۲۴۲۲

پوپولیسم علیه دموکراسی


پل تاگارت

پوپولیست‌ها، رفتارهای عجیب دارند و از انعطاف بالایی برخوردارند به همین دلیل تعریف پدیده پوپولیسم دشوار شده است. اندیشمندان و فعالان سیاسی نیز عموما به جای اینکه به سمت تعریف قابل قبول و یگانه‌ای از این پدیده بروند سعی کرده‌ا‌ند بازتاب رفتارهای معتقدان به آن را نشان دهند. یکی از رفتارهای نسبتا ثابت انواع پوپولیست‌ها ضدیت پیچیده و پنهان آنها با نظام‌های مبتنی بر دموکراسی (نمایندگی) است.

جنبش‌های پوپولیستی تاثیرات خاصی بر نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی گذاشته‌اند. لفاظی پوپولیستی درباره «مردم»‌ به معنای آن است که پوپولیسم یکی از پایه‌های اصلی دموکراسی مبتنی بر نمایندگی است. این موضوع به خودی خود غیرعادی نیست. بیشتر جنبش‌های موجود در نظام‌های مبتنی بر نمایندگی ادعا دارند که به نحوی نماینده مردم هستند. با این همه، پوپولیسم با انگیختن مردم به مخالفت آشکار با نخبگان، استمداد ملایم مردم را به سلاح سیاسی بالقوه‌ای تبدیل می‌کند. پوپولیسم با حضور در نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی بستری را به وجود می‌آورد که رابطه‌ میان سیاستمداران و مردم را دگرگون می‌سازد. شیلز معتقد است که پوپولیسم «مساوات‌طلبی معکوسی» را به نظام وارد می‌کند زیرا «با این اعتقاد آمیخته است که مردم با حاکمان خود برابر نیستند و عملا برتر از فرمانروایان خود می‌باشند» (شیلز 1956،101). این موضوع به تغییر بنیادهایی می‌انجامد که بر مبنای آن سایر نهادهای نظام می‌توانند ادعای مشروعیت کنند و ادعاهایی درباره سیاست‌های عمومی داشته باشند. تاثیر پوپولیسم این است که بحث‌های سیاسی را به سه شیوه یعنی سیاست‌های شفاف و صریح، حاکمیت مردمی و ایجاد دو دستگی در میان مردم سامان می‌دهد.

پوپولیسم با دوپاره کردن موضوعات آنها را با معیارهای له یا علیه بیان می‌کند. گرایش به دوگانگی سیاسی در جوهر پوپولیسم است. این موضوع تا حدی ناشی از تلاش آن برای ایجاد سیاست‌های روشن و ساده‌ای است که نمایندگی مستقیم را ممکن می‌سازد اما همچنین نشانه پدیده‌ای عمیق‌تر در پوپولیسم است.

دوگانه انگاری شیوه دیگری برای قطبی کردن نخبگان و توده‌ها در کل است. در این شیوه هر دو قطب نسبتا به گونه‌ای یکپارچه توصیف می‌شوند و از آنجا که پوپولیسم شکاف میان نخبگان را نمی‌پذیرد- چرا که چنین ظرافت‌هایی ادعای وجود وحدت بنیادی را در اهداف و منافع نخبگان زیر سوال می‌برد- در نتیجه نسبت به تمایزات و شکاف میان «مردم»‌ هم بی‌اعتناست. پوپولیسم در حالی که ویژگی‌های کلی نخبگان و مردم را به شدت تاکید می‌کند، جزئیات و ظرافت‌های این مقولات را به نحو چشمگیری نادیده می‌گیرد. پوپولیسم موضوعات و منافع موجود در دنیای سیاست را با معیارهایی دوگانه قالب‌بندی می‌کند. همان‌طور که دو نیروی رقیب را در دنیای سیاست حاکم می‌داند با همین معیار متوجه موضوعات سیاسی است. سیاست بر حسب بازیگران و شیوه بازی تقسیم‌بندی می‌شود. این امر سیاست ساده خیر و شر و درست و نادرست را شکل می‌دهد. بر همین سیاق می‌توان دریافت که چرا پوپولیسم سادگی در پندارهای غیرمذهبی تا بنیادگرایی اخلاقی و شبه مذهبی ریشه می‌گیرد.

پیچیدگی جامعه و تصمیماتی که باید گرفته شود بخشی از پایه عقلانی سیاست‌های دموکراتیک است و کاربرد ویژه دموکراسی مبتنی بر نمایندگی یکی از نشانه‌های آن است. شهودی‌ترین دلیل در دفاع از حق تصمیم‌گیری نمایندگان این نیست که مردم نباید تصمیم بگیرند (برعکس، تمام دموکرات‌ها موافق‌اند که به لحاظ آرمانی مردم باید تصمیم‌گیری کنند) اما ضرورتا برخی افراد به طور انحصاری این تصمیمات را می‌گیرند. ضرورت وجودی نمایندگی حاکی از آن است که ملزومات سیاست با فعالیت‌های معینی ناسازگار است که مانع دخالت دائمی ما در تصمیم‌گیری‌های سیاسی می‌شود. تعلق ما به «مردم» به این معناست که فعالیت‌های سازنده دیگری مانند کارکردن و زندگی خانوادگی داریم و بنابراین نمی‌توانیم منحصرا خود را وقف سیاست کنیم. نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی امکان ابراز مواضع سیاسی را می‌دهند. در حقیقت، این نظام‌ها بر تنوع چنین مواضعی استوار هستند و سازوکاری را پی می‌ریزند که با بحث کردن درباره سود و زیان چنین مواضعی سیاست‌های عمومی را شکل می‌دهد در این نظام‌ها جایگاه پوپولیسم با سایر ایدئولوژی‌ها تا حدی متفاوت است، زیرا اساسا نتیجه واکنش به نهادهای نظام‌های مبتنی بر نمایندگی است و نه نتیجه بحث‌های درون این نهادها. پوپولیسم عمیقا در روندها و روش‌های نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی ریشه دارد اما گهگاه نمودی نظام‌مند پیدا می‌کند. طنز پوپولیسم در این است نظامی که خود موجب سرخوردگی از نهادهایش می‌شود ابزارهای منظمی را برای بیان و کسب حمایت از این سرخوردگی ارائه می‌کند. شاید پوپولیسم در نظام‌های غیر دموکراتیک با تفاوتی جزیی حضور داشته باشد اما زمانی پا به میدان می‌گذارد که شرایط برای ترجمان احساسات پوپولیستی به جنبش‌ها یا احزاب پوپولیستی وجود دارد. با این همه، بخشی از عنصر اعتراضی پوپولیسم از احساساتی پدپد می‌آید که در نظام‌های مبتنی بر نمایندگی نبود آن احساس می‌شود.

پوپولیسم در اشکال «افراطی» خود می‌تواند با دوری از دموکراسی و دگرگونی به خودکامگی پدیده خاطرناکی شود. ما این موضوع را در پرونیسم و ساختارهای برخی از احزاب پوپولیستی جدید دیدیم. بنابراین، پوپولیسم میزان مدارای نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی را آزمایش می‌کند. با این همه قابل توجه است که تمام نمونه‌های مورد بررسی از پوپولیسم در این مقاله به دلیل نمایندگی مردم (حال با ملاک‌های آنان)، رقابت در انتخابات (به استثنای نارودنیک‌های روسیه) و سازماندهی خود به شکل احزاب برای خویش حقانیت قائل بودند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات