تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۱۰  ، 
کد خبر : ۲۲۴۳۰۲

آزادی از دیدگاه امام علی(ع)

مقدمه: امام علی(ع) خورشید درخشان و فروزان دانش و بینشی است که همواره تجلی نور و درخشش می‌نماید. البته کسانی که در پشت ابرهای جهالت و نادانی قرار دارند و دامن طلب علمی دست نگرفته‌اند از انوار شریفه و افاضه امام و حجت الهی محروم خواهند بود. چهار سال و اندی حکومت او صرف برقراری عدل و داد و آزادی گردید. او معتقد بود انسان آزاد آفریده شده و به این آزادی انسانها بهای بسیاری می‌داد و با وجود همه مشکلات و مصائبی که در راه حکومت‌داری پیش‌ رویش قرار گرفت هرگز حاضر نشد آزادی را تحدید کند بلکه همواره سعی میکرد تا زمینه‌هایی را فراهم آورد که مردم بتوانند از آزادی‌های معقول و مورد نظر اسلام برخوردار شوند زیرا او پیرو راستین مکتبی است که در آن آزادی مفهومی بلند و متعالی دارد. «از دیدگاه اسلام، انسان در مسیر شکوفایی و رشد و تعالی استعدادهای ویژه خود آزاد است و از آنجا که کمال آدمی منحصراً‌ در تقرب معنوی او به ذات اقدس حق و کمال مطلق است این آزادی جز با عبودیت و بندگی او حاصل نمی‌گردد.»(1) و بسیاری از قیدوبندها با اعلام همین مفهوم از آزادی باز می‌شود. استعمار، استثمار، استعباد و بسیاری از عبودیتهای دیگر با همین اعلام آزادی مطرود می‌گردد».(2) «قل یا اهل الکتاب تعالو الی کلمه سواء بیننا و بینکم الانعبد الاالله و لانشرک به شیئاً و لایتخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون الله» در قرآن، کتاب آسمانی امت اسلام، آیات بسیاری در تاکید بر این نوع آزادی که بواقع مبنای آزادی روحی انسان و سرچشمه دیگر آزادیهاست وارد شده است. با توجه به اینکه موضوع اصلی این مقاله بحث پیرامون آزادی از دیدگاه علی(ع) است به دیدگاه قرآن درباره آزادی در همین جمله کوتاه بسنده می‌کنیم و بیشتر پیرامون نظر علی(ع) درباره آزادی به بحث می‌پردازیم. برای پاسخ دادن به این سوال کلی که آزادی از دیدگاه علی(ع) به چه معنا است باید به سوالات فرعی زیر پاسخ داد: 1- نظر علی(ع) در مورد آزادی‌های سیاسی و اجتماعی به‌طور کلی چیست؟ 2- نظر علی(ع) در مورد آزادی بیان چیست؟ 3- نظر علی(ع) در مورد آزادی افراد و احزاب مخالف چیست؟ 4- در مورد اقلیتهای مذهبی حضرت علی(ع) چه نظری دارند؟ 5- در مورد آزادی انتخابات چه نظری دارند؟ 6- آیا از نظر علی(ع) شرکت مردم در جنگها اجباری بوده یا براساس اراده و میل آنها می‌باشد.

آزادی اقلیتهای مذهبی
حضرت علی(ع) برای اقلیتهای مذهبی و مخالفین اعتقادی خود ارزش و احترام قائل بود و در نامه‌ای که به یکی از عاملان خود می‌نویسد چنین می‌فرماید «اما بعد دهقانان شهر تو شکایت دارند که با آنان درشتی می‌کنی و سختی روا می‌داری ستمشان می‌ورزی و خردشان می‌شماری. من در کارشان نگریستم، دیدم چون مشرکند نتوانشان به خود نزدیک گرداند و چون در پناه اسلام هستند نشاید آنان را راند. پس در کار آنان درشتی و نرمی را به هم‌آمیز! گاه مهربان باش و گاه تیز، زمانی نزدیکشان آور و زمانی در دورتر ان‌شاءالله(3)
از این سخنان چنین استنباط می‌شود که حضرت علی(ع) عدالت را در مورد خودی و بیگانه یکسان اجرا می‌نموده است و سایه لطف و رحمتش شامل حال دوست و دشمن می‌شده است و نسبت به رعایت حقوق افراد حتی اگر مخالف اعتقادی او بودند احساس وظیفه و مسئولیت می‌نموده است و نسبت به پایمال شدن حقوق افراد حتی آنان که هم کیش او نبوده‌اند نمی‌توانسته بی‌تفاوت باشد چنانکه در فرمان مبارک خود به مالک‌اشتر بیان می‌دارد که «مهربانی و خوشرفتاری در نیکویی با رعیت را در دل خود جای ده و چون جانوران درنده‌خو با آنها نباش زیرا آنان دو دسته هستند یا برادر دینی تو هستند یا در آفرینش مانند تو هستند»(4)
آزادی مشارکت در جنگها
«در روزگار گذشته دوره اجباری سربازی برای آموزش فنون نظامی به شکل امروز و در مدتی معین و سنینی مشخص وجود نداشته است. در ادوار و جوامع گذشته همه مردان کم و بیش آماده نبرد بوده‌اند و از سنین نوجوانی به تمرین اسب سواری و تیراندازی و آشنایی با سایر آلات و ابزار جنگ به مقتضای زمان می‌پرداخته‌اند. وقتی هم جنگی در می‌گرفت حکام و سلاطین علاوه بر سپاهیان منظم، موظف و تمام وقت به هر تعداد سرباز لازم داشتند از مردم عادی بسیج می‌کردند، بطوری که شرکت در جنگهای شاهان، امراء و ملوک، تکلیفی تحمیلی و اجباری بوده است، بخصوص در جامعه بسته و عقب افتاده اعراب قبل از اسلام که جنگ و خشونت از مشخصات بارز نظام قبیلگی آن بشمار می‌رفت اختیار و آزادی برای شرکت در جنگ یا کناره‌گیری از آن هرگز مطرح نبود»(5)
حال ببینم در دوران حکومت علی(ع) حضرت در جنگهای متعددی که با دشمنان خود داشته است با مردمان چگونه رفتار می‌کرده است و چه روشی را برای گسیل مردم به جبهه جنگ اتخاذ نموده است، «حضرت علی(ع) به تبعیت از سیره و روش رسول‌الله که او نیز در بسیج سپاه پیرو فرمان الهی «فقاتل فی سبیل‌الله لاتکلف الا نفسک و حرض المؤمنین(6)...» بود و تنها از تشویق و تحریک و برانگیختن نیروی ایمان پیروانش در جنگها مدد می‌گرفت. همواره در گردآوری سپاه آگاهی، آزادی و اختیار آنها را در نظر می‌گرفت و وقتی می‌خواست نیروئی برای دفاع از موجودیت نظام بحق و مردمی خود فراهم آورد و از مردم شهرها امداد بگیرد آنها را دقیقاً در جریان امور قرار می‌داد و با آگاه ساختنشان از ما وقع در دوراهی انتخاب آزاد و تصمیم آگاهانه‌شان قرار می‌داد. فی‌المثل هنگامیکه برای مقابله با معاویه و سپاه شام به صفین می‌رفت شرح ماجرای این اختلاف را بصورت تحلیل جامعی برای مردم شهرها ارسال می‌دارد تا دقیقاً در جریان امر قرار گیرند و مانند قاضی بیطرف با نهایت انصاف و عدالت جریان واقعی و صحیح امر را بدون کوچکترین تغییر و تحریف برای مردم تحلیل می‌کند تا خود قضاوت و انتخاب نمایند.»(7)
نکته دیگری که ذکرش در اینجا ضروری است این است که تمام جنگهایی که علی(ع) در دوران حکومت خود با دشمنانش داشته است همگی جنبه تدافعی داشتند و هیچ یک از آنها شکل تهاجمی برای سرکوب مخالفین یا صدور اسلام مانند دوران خلفای پیشین بخود نگرفته است. این مطلب از این نظر اهمیت دارد که در جنگ تدافعی دست فرماندهان برای بسیج اجباری سپاهیان بیشتر باز است اما همانطور که گفته شد حضرت علی(ع) همواره سعی می‌کرد با برانگیختن نیروی تقوی و ایمان مردم آنها را راهی جبهه‌های حق علیه باطل نماید و ایشان با هرگونه اجبار و تحمیل در این زمینه مخالف بوده است. امام(ع) درخطبه 27 نهج‌البلاغه درباره جهاد و برانگیختن مردم، به آنان می‌فرماید «جهاد دری است از درهای بهشت که خدا بر روی گزیده دوستان خود گشوده است، جامۀ تقوی است، که بر تن آنان پوشیده است. زره استوار الهی است که آسیب نبیند و سپر محکم اوست ـ که تیر در آن ننشیند. هر که جهاد را واگذارد و ناخوشایند داند، خدا جامه خواری بر تن او پوشاند و موج بلا بر سرش کشانده، و در زبونی و فرومایگی بماند.»(8)
آزادی احزاب مخالف
«پایبندی حضرت علی(ع) به اصول آزادی، در مورد مخالفین و حتی دشمنان آن حضرت بدون کوچک‌ترین خدشه‌ای رعایت می‌شد.»(9)
«در زمان حکومت ایشان خوارج مهمترین حزب داخلی مخالف بودند و علیه امام علی(ع) شایعه‌سازی کرده و در انظار عمومی به حضرت علی(ع) اهانت می‌کردند و در نماز جماعت حضرت اخلال ایجاد کرده و با ایجاد جوسازی و اغتشاش سخنرانی‌های حضرت علی(ع) را بهم می‌زدند».(10) روزی امام علی(ع) در جمع عده‌ای، مطلبی فرمود یکی از خوارج آنجا بود، گفت: خدا بکشد این مرد را او چقدر دانا است! مردم شمشیرها را کشیده و برای کشتن او برخاستند، حضرت فرمود:
«آرام باشید، دشنام را دشنامی باید و یا بخشودن گناه شاید»(11)
«خوارج کینه و حسادت خود را به امام از هر راهی اظهار کرده و به مقایسه امام(ع) با معاویه می‌پرداختند. خوارج برای مقابله و مبارزه با حکومت علی(ع) جلسات علنی و سری فراوانی تشکیل داده و برنامه‌ریزی می‌کردند.»(12)
«این اقدامات که برخی از آنها بسیار زشت و توهین‌آمیز بود و برخی دیگر بسیار خطرناک و تهدیدآمیز هیچکدام موجب نشد که امام(ع) با خشونت با آنها برخورد کرده یا کسی را دستگیر و زندانی نماید و آنان در کمال آزادی، تمامی این اعمال را مرتکب شده و سهم خود را از بیت‌المال دریافت می‌داشتند و امام علی(ع) نه تنها با آنان مقابله به مثل نمی‌کرد بلکه آنان را راهنمایی و نصیحت کرده و به بحث منطقی فرا می‌خواند. حضرت علی(ع) تنها زمانی تصمیم به برخورد قاطع با آنان گرفت که همگی به یکی از مناطق اطراف رفته و دست به اغتشاش، ترور، کشتار و سلب امنیت اجتماعی زدند.»(13)
حضرت علی(ع) قبل از آنکه با خوارج وارد جنگ شود از آنان خواست به راه راست باز گردند و سپس خود ایشان رفت و برای آنان سخنرانی کرده و آنها را نصیحت نمود و این کارها باعث شد عده زیادی از آنها برگردند ولی بقیه به جنگ با علی(ع) اصرار داشتند.
سرانجام در جنگ، آنها شکست خوردند و اکثرشان به هلاکت رسیدند.
با این وجود افراد باقی‌مانده از جنگ که فرار کرده بودند مورد خشم و نفرت علی(ع) قرار نگرفتند و آزادانه رفت و آمد می‌کردند و حتی علی(ع) سهم ایشان از بیت‌المال را می‌داد، و خطاب به یارانش می‌فرمود: «پس از من خوارج را مکشید، چه آن که بر طلب حق درآید و راه خطا پیماید همانند آن نیست که باطل را طلبد و بیابد و بدان دست گشاید»(14)
به راستی که حکومت علی(ع) حکومت نمونه تاریخ است و باید همواره روش علی(ع) در زمامداری الگوی تمام رهبران مؤمن و متعهد جهان قرار گیرد و آنها برای ساختن یک جامعه مطلوب و ایده‌آل صبر و قناعت علی(ع) را در تمام امور جامعه بخصوص در برخورد با مخالفان پیشه خود سازند و سعی نمایند مانند علی(ع) با بحث و استدلال منطقی، مخالفان را مجاب نمایند و آنها را به راه راست بازگردانند و تنها زمانی که امنیت جامعه و آرامش ملت و اصول و مبانی اسلامی از جانب آنان در خطر است با مخالفان روبرو شده و عملاً با آن‌ها وارد کارزار شوند.
آزادی بیان
«آزادی عقیده عبارت است از این که هر شخصی هر فکری اعم از اجتماعی، فلسفی سیاسی یا مذهبی را که می‌پسندد و یا آن را عین حقیقت می‌پندارد آزادانه انتخاب کند بی‌آنکه مواجه با نگرانی، بیم و یا تجاوز شود.»(15)
این تعریف فقط ناظر به آزادی عقیده است لیکن می‌دانیم عقیده و اندیشه در ضمیر پنهانی انسان است و زمانی می‌تواند نمود خارجی پیدا کند و از ارزش برخوردار باشد که در قالب‌های گوناگون مانند آزادی بیان، آزادی اجتماعات و نظایر آن از طریق گفتار و نوشتار و رفتار ظاهر شود بنابراین می‌توان گفت آزادی عقیده و آزادی بیان دو مقوله به هم وابسته و تفکیک‌ناپذیرند.
آزادی بیان در دیدگاه علی(ع)
آزادی بیان از جلوه‌های والای حکومت نمونه حضرت علی(ع) است. امیرالمؤمنین(ع) در دوران زمامداری خویش نه تنها آزادی بیان را پاس داشت بلکه آزادی بیان را به عنوان حقی الهی و از جمله حقوق ذاتی و اولی آدمیان به شمار می‌آورد و به مردمان فرمود که نصیحت و انتقاد، از حقوق مسلم آنان است و باید از آن به درستی بهره گیرند و بدانند که هیچ جامعه‌ای بدون آزادی بیان و فارغ از نصیحت راه به سوی کمال نمی‌برد.
حضرت علی(ع) خطاب به مالک اشتر می‌فرمایند «و آن کس را بر دیگران بگزین که سخن تلخ حق را به تو بیشتر گوید.»(16)
همچنین در جایی دیگر می‌فرمایند «از گفتن حق، یا رأی زدن در عدالت باز نیایستید که من نه برتر از آنم که خطا کنم و نه در کار خویش از خطا ایمنم، مگر که خدا مرا در کار نفس کفایت کند که از من بر آن تواناتر است.»(17)
از سخنان مولا چنین استنباط می‌شود که آزادی بیان در حیطه مسائل اجتماعی در نگاه حضرت علی(ع) از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است، آنچه در اینجا لازم است ذکر شود این است که منظور از آزادی بیان آزادی بی‌قید و شرط نیست بلکه این آزادی مشروط است به این که نوشته و گفته آدمی خارج از آداب عمومی و اخلاق نیکو و مغایر با قواعد شرعی نباشد. پیامبر اکرم(ص) نخستین فردی بود که دامنه آزادی بیانش محدود گردید و خداوند تعالی به رسول اکرم اجازه نداده است که در ابراز نظراتش بی‌حد و مرز باشد بلکه شیوه دعوت را برایش معین نموده و نحوه گفتار و اسلوب احتجاج را مقرر داشته است و او را ملزم نموده که در دعوت خویش به حکمت و موعظه حسنه توسل جسته از جاهلان دوری گزیده و سخن ناپسندی ابراز ندارد و مبلغین شرک را ناسزا و دشنام نگوید. این است که خداوند تمام حدود آزادی بیان را برای رسولش عنوان داشته و ما را بر این نکته آگاه نموده که این آزادی، بی‌قید و شرط و لجام گسیخته نیست و حضرت علی(ع) هم که پیرو راستین کتاب و سنت رسول‌‌الله است نیز در سرتاسر زندگیش و در دوران حکومت و زمامداری خویش در زمینه آزادی بیان از همین شیوه و روش استفاده نموده است و آزادی بیان را در چهارچوب موازین اسلامی مورد پذیرش و مدنظر داشته است و نسبت به بیان و رفتار مخالفین خود تا آنجا نرمش و صبوری نموده است که رفتار و بیان آنها مغایرتی با آداب عمومی و قواعد شرعی نداشت است و امنیت اجتماعی و عفت عمومی جامعه را به خطر نیانداخته است.
آزادی انتخاب زمامداران
علی(ع) بنا به نص و تصریح حضرت رسول(ص) امام و خلیفه مسلمین بودند و انتخاب و رضایت مردم در مورد شخص ایشان و سایر ائمه معنا و مفهوم پیدا نمی‌کند و بیعت مردم با امام علی(ع) هیچ تأثیری در مشروعیت امام(ع) نداشت چراکه مشروعیت آن حضرت الهی بود و بدون حضور مردم در صحنه و بدون بیعت مردم نیز شأن امامت و ولایت خود را دارا بود. اما زمانی که پس از قتل خلیفه سوم مردم به حضور علی(ع) آمدند و بیان داشتند خلیفه کشته شده و مردم را امامی باید و شایسته‌تر از تو کسی را سراغ نداریم حضرت علی(ع) ابتدا از قبول این پیشنهاد سرباز زدند اما زمانی که مردم اصرار و پافشاری کردند فرمودند صبر کنید تا همه جمع شوند و با یکدیگر مشورت نمایید. و سرانجام پس از اعراض و استنکاف فراوان وقتی اصحاب بدر و مهاجرین و انصار بیعت کردند و توده مردم رضایت خود را اعلام کردند حضرت علی(ع) دست بیعت توده مردم را که تا آنموقع رد می‌کرد متعهدانه فشرد و در این‌باره فرمود: «به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید اگر این بیعت‌کنندگان نبودند و یاران، حجت بر من تمام نمی‌نمودند، و خدا علما را نفرموده بود تا ستمکار شکمباره را برنتابند و به یاری گرسنگان ستمدیده بشتابند رشته این کار را از دست میگذاشتم و پایانش را چون آغازش می‌انگاشتم و چون گذشته، خود را به کناری می‌داشتم و می‌دیدید که دنیای شما را به چیزی نمی‌شمارم و حکومت را پشیزی ارزش نمی‌گذارم.»(18)
آزادی، اساسی‌ترین عنصر پیمان مقدس یا بیعت است و بیعت با امیرالمؤمنین در حد اعلای ‌آزادی و اختیاری که تاریخ جز درباره بیعت با خود پیامبر نمونه‌ای دیگر به خود ندیده است صورت می‌گیرد و به‌طور کلی حتی یک روایت ضعیف هم وجود ندارد که اثبات کند حضرت علی(ع) فرد یا گروهی را به بیعت با خود مجبور ساخته است.
نتیجه‌گیری
حضرت علی(ع) اصل و جوهر سیاست را ملایمت و مدارا دانسته و ابزار ریاست را فراخ سینگی (سعه‌صدر) ذکر می‌کنند. طبیعی است که سعه‌صدر رؤسا و نخبگان در تحمل عقاید مخالف و افکار و اندیشه‌های معارض با آنان است. حکومت باید با مهر و عطوفت با مردم برخورد کرده تا در سایه آن مردم بیشتر احساس امنیت و آرامش کرده و با دلگرمی بیشتری به سازندگی مشغول شوند و محبت به حکومت نیز در دل آنان ریشه گیرد. و هنگامی که آحاد مردم در ابراز عقیده و نظراتشان آزاد باشند نوعی وفاق و الفت بین حکومت و ملت پدیدار می‌شود و ملت بین خود و حکومت احساس دوگانگی و جدایی نمی‌کند و نظام سیاسی باید با حفظ حالت پدرانه نسبت به ملت، عفو و اغماض را پیشه خود ساخته و اشتباهات و خطاهای مردم نسبت به خود را نادیده گیرد و زمینه‌هایی را فراهم آورد که ملت بدون رعب و وحشت بتواند نظرات و انتقادات خود را درباره حکومت و عملکرد آن بیان کند. چنانکه در صفحات قبل ملاحظه شد علی(ع) در مدت چهارسال و اندی حکومت خود نسبت به این مسئله حساسیت خاصی داشته و همواره از بیان نظر و عقیده مردم استقبال کرده و از آنها می‌خواست تا از اظهارنظر صریح و بیان سخن حق، خودداری نکنند و همواره سعی می‌نمود زمینه‌هایی را فراهم آورد تا ملت بتوانند از آزادی‌های مشروع و مورد قبول اسلام برخوردار باشند. او معتقد بود که آزادی حقی است که خداوند به انسانها عطا کرده است و انسانها باید از این موهبت الهی در محدوده شرعی و در حدی که موجب برهم زدن نظم اجتماعی و سلب آسایش و امنیت دیگران نشود برخوردار باشند و بیان می‌دارد که: «ای انسان عبد و بنده کس مباش زیرا خداوند تو را آزاد آفریده است»(19) این برخوردهای آزادمنشانه علی(ع) موجب می‌شد که مردم اعتماد به نفس پیدا کرده و با اتکا به افکار و اندیشه‌های خود به بررسی دقیق مسائل بپردازند و حکومت را جدای از خود ندانند و شاید بتوان گفت آزادی یکی از مهمترین ارکان و مقدمه لازم برای رشد و توسعه و کمال جامعه مطلوب و ایده‌آل است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات