حیدر رحیمپور
سرآغاز عنوان مقاله را «سخنی با آقای بوش» برگزیدم لیکن خیلی زود دریافتم صهیونیسم جهانی هرگز اجازه مطالعه چنین نامههایی را حتی به سیاستگذاران درجه 3 کشور آمریکا هم نمیدهد. و این یک شعار نبود که رئیسجمهور ما گفتند «مرکز سیاستگذاریهای واشنگتن، تلآویو است» و شاید باور نکنید که مردم آمریکا همچون کودکی که از آتش میترسد از سیاست پرهیز میکنند، شما هرگز نباید آگاهیهای سیاسی مردم چهار قاره دیگر را با دانش سیاسی مردم آمریکا مقایسه کنید. همین اندیشه بود که من به جای بوش، وجدان برگزیدگان آمریکا را مخاطب قرار میدهم؛ آنها که اندکی مطالعات سیاسی دارند و این را میدانند که همه دولتمردان آمریکا دستپرورده صهیونیسم و جیرهخوارند.
عزیزان، ما هیچ شکی نداریم که بنزین هواپیمایی که پنتاگون را منفجر ساخت از چاههای کشورهای اسلامی ربوده شده، حتی ممکن است خلبانی که هم دست به انتحار زده، عرب و مسلمان هم باشد ولی آیا همینها کافی است و نباید به تحلیل قضایا پرداخت؟ آیا هیچ محققی از نیمه قضیه به تحلیل و نتیجهگیری قضیه پرداخته است؟!
آیا حقیقتاً گاندی بزرگ را یک هندوی متعصب ترور کرد؟!
آیا راستی ارتش ایران دست به کودتای 28 مرداد زد!؟
آیا آلنده را پینوشه کشت؟!
آیا گوشهای لومومبا را به راستی چومیه جوید و بلعید؟!
آیا به راستی سیکهای متعصب، خانم گاندی و پسر او را ترور کردند؟!
آیا همین طالبان مورد غضب شما را به جز اندیشههای خام «سیا» آفرید؟!
آیا حزب بعث میشل عفلقی و خالق صدام را کسی بجز سرویس «موساد» در مقابل ناسیونالیسم ناصری آفرید؟!
مگر میشود هزاران هزار طرح تخریبی و 90 کودتای سرد و گرم و همه ترورهای کثیف و لشکرکشیهای فرعونی پنتاگون را در چند سطر شرح داد؟ فقط میخواستم این را بگویم که «از ماست که بر ماست». آن بنزینهای سرقت شده از چاههای نفت اعراب مسلمان است که چنان نیرو و سرعتی را به هواپیمای تروریستها میدهد. هیچ فرقی هم نمیکند که عامل مستقیم ترور گاندی یک هندوی متعصب باشد و یا شیعیان پاکستان را سپاه صحابه ترور میکند؟
تا قیامت که سیاست کودک نمیماند. اینها رشدیافتگان همان سپاه صحابه هستند که امروز سری هم به واشنگتن و نیویورک میزنند. هر حزب و جمعیتی آنگاه که به سر دوراهیها میرسد، به اندک روشنائی تغییر جهت میدهد. اینجاست که همان طالبانی که «سیا»، همچون شمشیری دولبه برای مبارزه با اسلام و مارکسیسم آفریده در مقابل خودتان قرار میگیرد. و عجبا که شما حزب بعث میشل عفلق را برای مقابله با ناسیونالیسم عرب آفریدید و امروز بزرگترین مشکل شما در میان همه اعراب، همین حزب بعث میشل عفلقی است.
آیا هنگامی که شما حاصل انقلاب الجزایر را پس از پیروزی کامل مردم به بومدین تبدیل میکنید تا چهره انقلاب، نظامی گردد؛ این را باور داشتید که علیرغم شما، الجزایر آینده با ابزار دموکراسی و با اندیشه اسلامی حاکمیت الجزایر را بدست آورد و شما را مجبور به کودتائی به آن کثیفی و رودرروی جدی دموکراسی سازد؟!
آیا آنگاه که رنجرهای بانقاب و بینقاب خود را برای بدنام کردن اسلام به بادیهها میفرستادید تا سر از تن بچههای شیرخوار و پستان از تن مادران آنان جدا سازند و 20 سال است که همه تبلیغات خود را مصروف این داشتهاید که اسلام، سر کودک و سینه مادر را میبرد و راحتتر از هر چیز آدم میکشد، اینرا باور داشتید که حاصل همه این تهمتها و جنایتها نهایتا افرادی انتحاری میگردد؟ شما وقتی که نهضت نفت به آن بیرمقی و سادهاندیشی را ناجوانمردانه سرکوب کردید، هرگز این تصور را داشتید که هنوز ربعی از قرن نگذشته در ایران چنین انقلابی و در جهان چنین اسلامی متولد میگردد؟
برای شما مصدق خوب بود یا خمینی(ره)؟ و اگر مصدق و ملیگرایی ناپسند بود، چرا 25 سال است اینهمه برای ایجاد روحیه ناسیونالیستی و ملیگرایی سرمایهگذاری میکنید؟
آیا شما که در افغانستان پس از فروپاشی شوروی (که خداوند بر مقام احمدشاه مسعود بیفزاید) آنهمه برای نابودی اسلام، احزاب اسلامی تراشیدید و همه را به جان یکدیگر افکندید تا به گمان خودتان مردم از اسلام و مسلمان بیزار گردند و به طرف ناسیونالیسمی که شما میخواهید سلطنت مشروطه ظاهر شاه را به قدرت برسانید، حتی تصور این را هم میکردید طالبانی که برای مقابله ساختهاید، فردا جلوی خودتان سبز شود؟
یاللعجب، چه کسی میتوانست تصور کند که از عربستان و از نسل سعودیهای میلیاردر، بنلادنی با اینهمه تعصب در مقابل غرب، بخصوص آمریکا تولید شود؟!
چه کسی باور داشت جزیره امن خاورمیانهای را که پس از کودتای 28 مرداد ساخته بودید، تبدیل به ایرانی صددرصد مستقل و اسلامی گردد؟ چرا به هوش نمیآیید؟ همه اینها حاصل طرحهای پر بها و پر زحمت کیسینجرهای خودتان میباشد. شما خشونت و تروریسم را بوجود میآورید.
موج آب، چندی پیش از خود آب نیست، بلکه تجلی آب است. وقتی که شما نردبان پیشرفت بشریت را سرنگون میگذارید، این طبیعی است که هر کس به همان اندازه که بیشتر این نردبان را درنوردد سقوطش بیشتر است. تروریستها دیروز خانه کوچک حزب جمهوری اسلامی را منفجر و ما را میکشتند و امروز که بزرگتر شدهاند، شما و پنتاگون و دوقلوها را از میان برمیدارند.
آنگاه که با مذهب عدل و اختیار به مبارزه برخاستید و عدالت را به خاطر مصلحت سربریدهاید، آیا باور داشتید که فردا به جای ناسیونالیسم مصدقی، ناسیونالیسم بعثی و به جای اسلام عدل و اختیار، مواجه با اسلام طالبانی گردید؟
پنجاه سال است که شما واژه افراطی را به گوش مردم جهان میخوانید. سیاهپوست افراطی، سفیدپوست افراطی، مسلمان افراطی و... اینها که پنتاگون را منفجر ساختهاند همان افراطیهائی میباشند که در دبستانهای شما دبیران خود را میکشند. این شمائید که واژه افراطی را همچون کابوسهای پدرانتان، قهرمانان تاریخ ساختهاید. ولی باید توضیح داد که با همه اینها، بانی اصلی این ترورها، افرادی عصبی و داغدیده و از جان گذشته نیستند.
اینان نقش اسلحه را بازی میکنند. اگر میخواهید قاتل را بیابید، از اسلحه انگشتنگاری کنید تا اثر انگشت هفتتیرکش واقعی را بیابید.
صدام، شلمچه را شیمیائی میکند ولی کیست که نداند این غرب بود که سموم شیمیایی را در اختیار صدام میگذاشت؟ در اینجا همه به فرض انفجارهای نیویورک و واشنگتن، باندهای عرب و یا داغدیدگان الجزایر و عراق باشند. مسبب اصلی همان کارگردانان ترورهای صبرا و شتیلا هستند. من نمیدانم که آنچه پیرامون بنلادن میگوئید است و از طرحهای صهیونیسم جهانی و یا به راستی آنچه که گفتهاید انجام داده است. این را بفرمائید که اگر انجام داده باشد وی موج گناه تروریسم است یا خود تروریسم است؟ عرض کردم موج آب، چیزی به جز نمای آب در برخورد آب و هوائی که پیش میآید نیست.
آقای بوش! از ثمره آنچه امروز در فلسطین انجام میدهید غافل نباشید زیرا به همین زودی امواج خروشان این جنایات را هم به چشم خود خواهید دید.