م ـ طلوع
سلسه انفجارات مهیبی که سهشنبه گذشته چندین مرکز مهم سیاسی، نظامی و اقتصادی ایالات متحده آمریکا را هدف قرار داد از لحاظ حجم، گستردگی و میزان تلفات و خساراتی که به جای گذاشته در تاریخ این کشور بیسابقه است. در جریان این حادثه ساختمانهای اصلی وزارت دفاع، وزارت خارجه، کنگره و دو ساختمان 110 طبقهای مرکز تجارت جهانی آمریکا به واسطه عملیات انتحاری چند فروند هواپیمای مسافربری و نظامی در آتش سوخت و بر روی هزاران انسانی که درون این ساختمانها حضور داشتند، فرو ریخت. اگرچه در تاریخچه عملیات انتقامجویانه که تاکنون در این کشور صورت گرفته، انفجارات بسیاری همچون بانک تجارت جهانی در اسفند 71 و ساختمان 9 طبقه «آلفرد موری» ایالت اوکلاهما در اردیبهشت 74 ثبت است اما گستردگی عملیات اخیر نه تنها در آمریکا بلکه در تمام کشورهای جهان منحصر به فرد و بیسابقه بود.
وسعت عملیات، علاوه بر نشان دادن اهمیت آن برای تروریستها، از برنامهریزی بسیار دقیق در بهرهگیری از عوامل گوناگونی حمایت دارد که با توجه به وجود سیستمهای فوق مدرن حفاظتی و امنیتی، این عوامل را به سهولت نمیتوان در اختیار گرفت.
این حادثه وحشتناک که آمار کشتهها و مجروحان آن، دهها هزار نفر اعلام شده از همان دقایق اولیه انتشار اخبار آن از رسانههای جهانی، با موجی از نفرت و محکومیت دولتها و ملتها همراه شد و ملتهای جهان سوم را نیز علیرغم آن که تاکنون صدمات فراوانی را از جانب برنامههای سلطهجویانه سیاستمداران و نظامیان آمریکا متحمل شدهاند، متاثر و متاسف ساخت.
هرچند که دستگاههای تبلیغاتی وابسته به صهیونیسم در غرب و رئیس رژیم اسرائیل در ساعات اولیه انفجار انگشت اتهام را به سوی بنلادن و مبارزان فلسطینی نشانه رفتند ولیکن ابعاد مختلف این حوادث آنچنان گسترده و نامحدود است که افکار عمومی و دولتهای جهان را متقاعد نخواهد کرد.
بهر روی اکنون سه نظریه و دیدگاه درباره عاملین این جنایت و انگیزههای آنان در ایجاد این حادثه بیسابقه وجود دارد: 1ـ صهیونیستها 2ـ مخالفین دولت در خارج 3ـ مخالفین دولت در داخل که در ذیل در حد اختصار به این نظریهها مینگریم.
حضور تاثیرگذار صهیونیستها در تمامی دستگاههای تصمیمگیرنده آمریکا، دسترسی آسان آنان به اطلاعات طبقهبندی شده امنیتی، اقتصادی و سیاسی این کشور و نیز توان بالای آنها در بکارگیری این امکانات در مواقع لزوم این نظریه را که عامل این حوادث، صهیونیستها میباشند، تقویت میکند به ویژه آنکه صهیونیستها از ایجاد هر حادثهای که ذهن آمریکائیها را به سمت مبارزه با «تروریسم» سوق دهد و جنایات رژیم اشغالگر تلآویو در شهرهای فلسطین را تحتالشعاع قرار دهد استقبال میکنند.
دیدگاه دوم معتقد است که عوامل حوادث آمریکا، بیرون از مرزهای این کشور هستند. آمریکائیها برای سرپوش گذاردن بر موج نارضائی داخلی خود، از اشاعه این دیدگاه حمایت میکنند. براساس این دیدگاه همه ملتهائی که از سلطه استکباری آمریکا بر کشورهای خود در رنج هستند میتوانند به نوعی در حوادث آمریکا متهم شناخته شوند.
دیدگاه سوم که از طرفداران بیشتری برخوردار میباشد بر این اعتقاد است علتهای بسیار وجود دارد که میتواند انگیزه مخالفین داخلی برای توسل به شیوههای انتقامجویانه قرار گیرد کما اینکه در انفجار سال 74 ایالت اوکلاهما پس از تحقیقات بسیار که بدنبال متهم شدن بنلادن و فلسطینیها صورت گرفت، یک سازمان زیرزمینی تحت عنوان «شبهنظامیان میشیگان» عامل انفجار معرفی و در خردادماه سالجاری «تیموتی ملک وی» طراح و مجری این عملیات بر روی صندلی الکتریکی قرار گرفت.
این دیدگاه شمار مخالفین داخلی را بالغ بر دهها میلیون شهروند انگیزهدار که در 300 گروه مسلح سازماندهی شدهاند، برآورد میکند که «شبهنظامیان میشیگان» با 12هزار عضو فقط یکی از 300 گروه مسلح فعالی است که از فلوریدا گرفته تا ایالت کالیفرنیا علیه دولت مرکزی فعالیت میکنند.
شبکه «بی.بی.سی» در اردیبهشت 74 طی گزارشی مستند پیرامون فعالیت مخالفین داخلی آمریکا اعلام کرد گروههای دست راستی افراطی که جدایی ایالتهای جنوبی آمریکا را دنبال میکنند، همواره از فعالترین مخالفها بوده و تهدید جدی برای دولت فدرال محسوب میگردند. در این گزارش تاکید شده که آنها دولت آمریکا را دولتی در تسلط صهیونیستها میدانند و بر این اعتقادند که کاخ سفید به چنگ گروه مرموزی از یهودیها و لیبرالهای شرق آمریکا و سیاستمداران آلودهای که آمریکا را مسموم کردهاند، افتاده است.
در همان تاریخ رادیو آمریکا نیز از وجود نارضایتی عمیق داخلی خبر داد و با اشاره به انفجار اوکلاهماسیتی تصریح کرد این انفجارها نشانه عمق نارضایتی از دولت و اوضاع داخلی است و یک انگیزه مشترک یعنی تنفر نسبت به دولت فدرال، تمام مخالفین داخلی را به یکدیگر پیوند داده است. سرکوب آزادیهای قانونی در جامعه آمریکا، تبعیض نژادی، نادیده انگاشتن معنویت، در اولویت قرار داشتن نیاز کارتلها و تراستها در برنامههای دولت فدرال، تلاش کاخ سفید برای تبدیل جهان به یک نظام تکقطبی و... از جمله مواردی هستند که گروههای مخالف در آمریکا را یکپارچه ساخته و مقابل دولت فدرال قرار داده است.
بهر روی، وقوع این انفجارها در قلب سیاسی و اقتصادی ایالات متحده علاوه بر آنکه وجود ضعفی بزرگ در سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی این کشور را نشان میدهد، بیانگر این واقعیت است که آمریکا با همه قدرت تکنولوژیکی و با تمام توان اقتصادی، بیش از آنچه تصور میشد، شکننده و آسیبپذیر میباشد.