فرزاد مرادی
«سیاست خارجی مانند بازی شطرنج است؛ باید هر حرکتی را با دقت انجام داد و نحوه استراتژی رقیبان را حدس زد تا برنده این بازی بود. ترکیه باید در بازی دیپلماسی منطقه همچون «گری کاسپارف» شطرنج باشد.» این بخشی از تفکرات «احمد داووداوغلو»، وزیر امور خارجه وقت ترکیه در مقدمه کتاب خود به نام «تمدن عثمانی: سیاست، اقتصاد و هنر» است. شخصیت محبوب وی کاسپارف روسی، استاد بزرگ ورزش شطرنج است؛ ورزشی که خود وی نیز به صورت حرفهای آن را دنبال میکند و از مربیان این رشته ورزشی در ترکیه قبل از اشتغال تمام وقت در وزارت خارجه بود اما وی بارها همچنان که در کتاب خود به رشته تحریر آورده است، تمایل زیادی داشت تا عرصه سیاست خارجی را با بازی شطرنج مقایسه کند اما با این تفاوت که فعالیت در دستگاه دیپلماسی مانند شطرنج بازی کردن همزمان با رقیبان مختلف است و برای شکست هر رقیبی، باید استراتژی متفاوتی به کار برد.
ترکیه در عرصه سیاست خارجی بسیار فعالتر از یک دهه پیش وارد صحنه شده و در عمل نشان داده که میخواهد نقش پررنگتری در منطقه ایفا کند و اما نکته اینجاست که چرا این کشور، آن هم در دورانی که حزب اسلامگرای «عدالت و توسعه» به رهبری «رجب طیب اردوغان» توانسته قدرت حاکم این کشور آسیایی – اروپایی باشد، قصد قدرتنمایی دارد؟ جواب این پرسش به عوامل تاریخی و اجتماعی این کشور باز میگردد؛ اما نمیتوان وضعیت کنونی دیپلماسی ترکهای بازمانده از امپراتوری عثمانی را بدون ایران به عنوان همسایه قدرتمندش نادیده گرفت. ترکیه در رقابت و مشارکت با ایران از کدام استراتژی برای نباختن در بازی شطرنج استفاده کرده است؟
میل بازگشت به شکوه امپراتوری عثمانی
ترکیه کشوری است جمهوری که از دوران «مصطفی کمال آتاتورک» دوران متفاوتی را پشت سر گذاشته است و افکار عمومی ترکیه او را به عنوان نماد ترکیه نوین ستایش میکنند و از او به عنوان «پدر ملت» نام میبرند، دورانی که ترکیه برای ورود به شرایط نوین از سر گذراند، دورانی بود که ملیگرایی در ترکیه رشد فراوانی کرده بود و افتخارات پیشین به عنوان سند چشمانداز پیشرفت و سعادت ترکها تبلیغ میشد. هماکنون نیز ترکیه با رشد ناسیونالیسم روبهرو است و قوی بودن ریشههای بازگشت به امپراتوری عثمانی به ویژه در اسلامگرایان نوین ترکیه باعث شده است تا انگیزه لازم برای تحرک دستگاه دیپلماسی را داشته باشد. احیای شکوه و بازسازی امپراتوری عثمانی در شکل نوین بدون شرکت فعال در صحنه دیپلماسی امکانپذیر نیست و ترکیه در قدم اول نیاز دارد تا برای ترسیم چهره ترکیه به عنوان یک قدرت منطقهای از قدرتهای منطقه استفاده کند.
ترکیه به خوبی میداند که ایران نقش مهمی در منطقه خاورمیانه دارد و حل بحران فلسطین و مناطق اشغالی، مشکل مزمن تروریسم و قاچاق مواد مخدر در افغانستان و پاکستان بدون مشارکت فعال ایران امکانپذیر نیست.
همچنین همسایه شرقی ترکیه کشوری است دارای منابع استراتژیک نفت و گاز و این دقیقا همان منابعی است که ترکیه از آن محروم و برای رشد و شکوفایی صنعت خود به این منابع نیازمند است. تمامی کشورهایی که در صحنه جهانی حضور موثر و قدرتمندی دارند بدون استثنا جزو اقتصادهای برتر جهان هستند و ترکیه نیز نیازمند منابع انرژی ایران و کشورهای منطقه مانند لیبی است. سفر داوود اوغلو به شهر بنغازی و دیدار با نمایندگان شورای ملی دولت انتقالی در همین راستا ارزیابی میشود. امپراتوری عثمانی ویژگی دیگری نیز داشت که برای اسلامگرایان ترکیه ویژگی دلپذیری است و آن مسلمان بودن حاکمان کشور و از سویی ابرقدرت بودن در جهان است.
پیوستن به اتحادیه اروپا
پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا تبدیل به یکی از آرزوهای دیرپا و تقریبا دشوار سیاستمداران ترکیه شده است. با وجود اینکه قسمت اعظم خاک ترکیه در قاره آسیاست اما ترکیه خود را کشوری اروپایی معرفی کرده است و تلاش بسیاری کرده تا خود را جزو اتحادیه اروپا کند اما مخالفتهای کشورهای قدرتمندی مانند فرانسه که بافت اجتماعی و وضعیت سیاسی ترکیه را همسان با سایر کشورهای اروپایی عضو اتحادیه نمیداند، باعث شده است تا دوران کنونی این کشور موفق به پیوستن به این اتحادیه نباشد. اما همانطور که «داوود اوغلو»، وزیر خارجه ترکیه در سخنرانی خود در بروکسل بلژیک ایراد کرد، ترکیه میتواند با اصلاح وضعیت سیاسی داخلی و مشارکت دادن قشرها و خرده فرهنگهای مختلف ساکن ترکیه به ویژه کردها در حیات سیاسی کشور و پویایی بیشتر در دستگاه دیپلماسی و نقش صاحبان منطقه را ایفا کردن، راههای ورود به اتحادیه اروپا را برای خود هموار کند. نقش آفرینی اردوغان و داوود اوغلو در ماجرای هستهای ایران به همراه برزیل و صدور بیانیه تهران یکی از فعالیتهای دستگاه دیپلماسی این کشور است که تلاش دارد نسبت به مسایل کشورهای همسایه بیتفاوت عمل نکند و تاثیرگذاری خود را نشان دهد و مساله هستهای تهران که مورد توجه کانونهای قدرت جهانی است، مکان خوبی برای حضور ترکیه در مسایل مهم منطقه محسوب میشد.
پل میان شرق و غرب
دولت اسلامگرای ترکیه بارها اعلام کرده که کشورشان پل میان شرق و غرب است و قابلیت تبدیل شدن به قطب اقتصادی منطقه را دارد. ترکیه در سه ماهه اول سال 2011میلادی موفق شد رشد 11درصدی را تجربه کند. رشد اقتصادی این کشور در سال 2010 نیز به 9/8درصد رسیده بود که فراتر از پیشبینیهای اقتصادی بود. ترکیه با حدود 73میلیون نفر جمعیت در ردیف هفدهم اقتصاد جهان قرار دارد.
ایران همواره اعلام کرده که تحریمهای بینالمللی ضد برنامههای صلحآمیز هستهایاش با شکست مواجه شده و تهران با کمک کشورهایی مانند ترکیه، موفق به دور زدن تحریمها خواهد شد. عملا نیز ترکیه به یکی از بازارهای تهیه مواد و کالای مورد نیاز تهران تبدیل شده که در این میان سود سرشاری نصیب ترکیه شده است. توسعه شگفتانگیز گردشگری در دهههای اخیر نیز به رشد و پیشرفت اقتصادی این کشور کمک شایانی کرده است.
الگویی برای توسعه کشورهای اسلامی
داشتن اقتصادی شکوفا و رو به رشد، ایجاد فضایی امن برای سرمایهگذاری خارجی، باز کردن فضای سیاسی داخلی و روابط گسترده با قدرتهای جهان و کشورهای دارنده حق وتو در شورای امنیت و پایبند بودن به دستورات دین اسلام، همگی باعث شده تا مسوولان اسلامگرای ترکیه خود را به عنوان الگوی توسعه در کشورهای اسلامی معرفی کنند. به نظر میرسد ترکیه تاکنون در این زمینهها با وجود چالشهای گوناگون داخلی و خارجی موفق عمل کرده است. ترکیه مشکلی تاریخی و دیرین با اقلیت کردهای ساکن این کشور دارد. دولت اسلامگرای اردوغان تلاش کرده تا بحران داخلی ناشی از برخورد خرده فرهنگهای خود را کاهش دهد. ترکیه موفق شده گذار آرام به دموکراسی را تا حد زیادی پشت سر بگذارد.