علی دارابی
خرداد ماه در تاریخ ایران مشحون از رخدادها و وقایع بس بزرگ و مهم است. در 15 خرداد 42، نهضت اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) آغاز شد و در 14 خرداد سال 68 رهبر فقید و معمار و بنیانگذار جمهوری اسلامی به ملکوت اعلی پیوست و در همین روز و سال بود که مجلس خبرگان رهبری، جانشین صالح و شایسته حضرت امام را برگزید. فردی که بنیانگذار جمهوری اسلامی از ایشان به عنوان «بازوی توانای جمهوری اسلامی»، «برادری آشنا به مسائل فقهی و متعهد به آن»، و «جانبدار ولایت مطلقه فقیه» و «در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی از جمله افراد نادری که چون خورشید روشنایی میدهید» یاد کردند.(صحیفهنور-ج-2ص173).
از آن انتخاب تاریخی و ماندگار، سالیانی میگذرد و امروز انقلاب اسلامی بالنده و پویا، راه و سیره و آرمان حضرت امام خمینی(ره) را با رهبری حضرت آیتالله خامنهای دنبال کرده است.
بیشک قلم قاصر است که درباره امام و رهبری بتواند حق مطلب را ادا کند؛ اما در ایام نکوداشت و ارتحال آن پیر فرزانه، مروری گذرا بر محکمات اندیشه امام و رهبری که از مشابهتهای بینظیری برخوردار است، راه را برای تداوم انقلاب بخصوص برای نسل جوان تسهیل و هموار میسازد. در یک دستهبندی کلی، اهم این اشتراکات را میتوان در موارد زیر برشمرد:
یکم) اسلام محوری و خدا باوری به عنوان پایه و اساس اداره امور در جامعه. روش امام و رهبری گویای آن است که جمهوری اسلامی با تکیه بر مردمسالاری دینی امروزه مدل و الگویی برای اداره جوامع در جهان معاصر محسوب میشود.
دوم) سیاست خارجی مبتنی بر نفی هر گونه سلطهگری و سلطهپذیری در اندیشه امام و رهبری حمایت از مظلومان و مستضعفان، عدم تعهد و وابستگی در برابر ابرقدرتها و کشورهای سلطهگر، حمایت از نهضتهای آزادیبخش، حفظ استقلال و آزادی کشور، عدم مداخله بیگانگان در امور داخلی، گسترش مناسبات با جهان اسلام و همزیستی مسالمتآمیز با کشورهای همسایه و استکبار ستیزی و دفاع از فلسطین به عنوان راهبرد سیاست خارجی به شمار میآید.
سوم) نهادسازی به مثابه نهادینه کردن ارزشها و مردم سالاری. امام و رهبری برای گسترش و اشاعه ارزشها، تعمیق و نهادینه شدن آزادی و تحقق جلوههای مردمسالاری، نهادسازی را به طور جدی مورد توجه قرار دادند. توزیع قدرت، حقوق متقابل دولت و ملت، حدود آزادیها، عدالتخواهی، حقطلبی، حق رای، نظام نمایندگی و انتخابات و ... از جمله مفاهیم و واژگان مصطلح در ادبیات سیاسی است.
همچنین نهادهای غیردولتی، (N.G.O)، احزاب و تشکلهای سیاسی نیز ساز و کاری برای تحقق مردمسالاری است. بیگمان امام و رهبری نقش بیبدیل در نهادسازی و حمایت از آن داشتهاند و جمع زیادی از نهادهای مردمی و غیردولتی که منشاء خدمات ارزنده و ماندگار در کشور شدهاند، از این دست هستند. اگر در دوره امام، سپاه پاسداران، جهاد سازندگی، کمیته امداد، نیروی مقاومت بسیج و... تشکیل شد که هر یک خدمات ماندگاری از خود بر جای گذاشتهاند، در دوره رهبری با تقویت نهادهای قبلی و اصلاح و به روز کردن برخی از آنها تشکیل «شورای راهبردی در سیاست خارجی» و «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی» دو نمونه بارز فقط در عرصه سیاست و فرهنگ در عرصه خارجی هستند که دستاوردهای بس مهمی داشتهاند.
چهارم) سیاست داخلی مبتنی بر اصولگرایی اصلاحطلبانه. امام و رهبری در بنای رفیع دستاوردهای قریب به سه دهه انقلاب نقش اول را دارند. خود اتکایی و خودباوری، ممکن دانستن هر ناممکن، دفاع از محرومان و پابرهنهها، فساد ستیزی، مخالفت با تجملگرایی و اشرافیگری مسوولان، تاکید بر نقش حوزه و دانشگاه به عنوان دو کانون فرهنگساز و نخبهپرور، حمایت از خدمتگزاران و مسوولان نظام، تاکید بر نظارت عمومی و پرسشگری مردم، حفظ نظام به عنوان واجبترین واجبات، مخالفت قاطع با تحجر و واپسگرایی و نیز تجدید نظرطلبی و التقاط را میتوان از بنیادهای اساسی سیاست داخلی امام و رهبری متکی بر اندیشه اصولگرایی اصلاحطلبانه برشمرد. از سوی دیگر رویکرد جوانگرایی در اداره امور از سوی امام و رهبری خود یک درس بزرگ است. دو مساله مهم در دوران رهبری حضرت آیتالله خامنهای از برجستگی خاصی برخوردار است:
نخست، تبدیل تهدیدها و بحرانها به فرصتها است. در این زمینه موارد و شواهد مثال زیاد است: حادثه یازده سپتامبر که با گذشت سالیانی از آن بهتر معلوم شده است که این حادثه بهانهای برای لشکرکشی آمریکا و متحدانش به جهان اسلام و انتقال بحران داخلی به خارج توسط سردمداران آمریکا بوده است و در سایه بمباران تبلیغاتی امپراتوری رسانهای استکبار، همه جهان مبهوت ارعاب آمریکا شده بود دیدیم که رهبری چگونه هنرمندانه و مدبرانه سایه این بحران که ایران را نیز نشانه رفته بود از سر ملت دور کردند و با جنگ خلیجفارس که آمریکا و متحدان غربی علیه صدام و رژیم بعثی عراق در ظاهر حمایت از کویت اما برای جای پا داشتن، استمرار صدور نفت به غرب و تهدید علیه جهان اسلام وارد عمل شدند. در آن زمان برخی جریانات سیاسی که منسوب به چپ در ایران بودند خواهان حمایت ایران از صدام در برابر آمریکا بودند که رهبری چگونه جنگ دوباره را از ایران به دور کردند. حادثه 18 تیر ماه کوی دانشگاه، اصلاحات آمریکایی مدل بازسازی شده روسیه که برخی به دنبال اجرای آن در ایران بودند، مساله انرژی هستهای و دستیابی ایران به فناوری نوین هستهای برای مصارف صلحآمیز و دهها مورد از این گونه را میتوان مثال زد.
دوم، تولید گفتمان جدید و فرهنگسازی است. رهبری در اقدامی نمادین سالها را نامگذاری کردهاند: رفتار علوی، نهضت خدمتگزاری به مردم، نهضت حسینی، وجدان کاری، انضباط اجتماعی، آزاداندیشی، نهضت نرمافزاری، عدالتخواهی و... که نقش بایستهای در برجستهسازی اهداف نظام، بسیج نیروها و امکانات برای تحقق لوازم نامگذاری و از همه مهمتر فرهنگسازی و رفتارسازی در آحاد جامعه محسوب میگردد که احصاء دستاوردهای این سالیان خود مطالعه و پژوهش بایستهای را طلب میکند. اصطلاح تهاجم فرهنگی که جایگزین کردن فرهنگ بیگانه به جای فرهنگ بومی و حمله به ارزشهای ملت و جمهوری اسلامی را دنبال میکند و یا ناتوی فرهنگی که اخیرا توسط رهبری وارد ادبیات سیاسی ایران گردید که بیانگر تغییر سازوکارها و راهبردهای استکبار علیه جهان اسلام است، نمونههای مهمی برای گفتمانسازی است. این که رهبری با تبیین فرایند انقلاب اسلامی، از انقلاب اسلامی به نظام اسلامی و سپس دولت اسلامی و کشور اسلامی را مراحل مهم برشمردهاند و هم اکنون انتظار تحقق جهان اسلامی را دارند وظیفهای بس مهم و خطیر فراروی همگان، رسانهها و بخصوص نخبگان قرار داده است. سخن آخر آن که امام و رهبری هر دو چشم انتظار ظهور منجی عالم بشریت بودهاند، رهبری میگوید: «خورشید من بر آی که وقت دمیدن است» و امام خمینی(ره) «انتظار فرج از نیمه خرداد کشم» را فریاد میزد.