تاریخ انتشار : ۰۳ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۸:۲۱  ، 
کد خبر : ۲۲۴۳۸۰

سودان جنوبی؛ طفل نوپای غرب در آفریقا

اشاره: تولد یکصدونودوسومین کشور جهان با نام سودان جنوبی، فعلا به بهای تجزیه دهمین کشور وسیع کره زمین، میلیون‌ها کشته و زخمی و خیل عظیمی از آوارگان و گرسنگان تمام شده است. هجدهم تیرماه 1390 در حافظه تاریخی مردم سودان، سایر کشورهای آفریقایی و عرب و حتی دیگر کشورهای در حال توسعه حک خواهد شد؛ چرا که در این روز کشوری از اتحادیه آفریقا، عضوی از اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی (سازمان کنفرانس اسلامی پیشین) و یکی از اعضای جنبش غیرمتعهدها سیر تجزیه را طی کرد. از این پس مردم سودان، نمی‌توانند خود را شهروندان دهمین کشور وسیع دنیا بدانند چراکه حدود یک چهارم زمین‌های خود را (620 هزار کیلومتر مربع) در اختیار جمعیتی 8 میلیونی (22درصد جمعیت کل سودان پیش از تجزیه) گذاشتند. البته دو دولت 9 ماه وقت داده‌اند تا مردم سودان، انتخاب کنند که تابعیت شمال را می‌خواهند یا جنوب! با این حال، اوضاع سودان جنوبی در این روز، شکل دیگری داشت. مردم اکثرا مسیحی این کشور تازه تاسیس در خیابان‌ها هلهله می‌کردند و مقامهای قانونی این کشور برای آنان و همچنین تعداد زیادی از مقام‌های غربی و آفریقایی میهمان خود، سخنرانی می‌کردند. در این روز، «سیلوا کر میاردیت» به عنوان رئیس‌جمهوری سودان جنوبی، سوگند یاد کرد و با امضای قانون اساسی، آن را به رئیس مجلس تحویل داد. به این ترتیب، با حضور بان‌کی‌مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، و «عمر البشیر» رئیس‌جمهوری سودان، و هیات‌هایی از کشورهای غربی همچون گروه آمریکایی با ریاست «کالین پاول» وزیر امور خارجه پیشین آمریکا (2005ـ2002)، و «سوزان رایس» سفیر این کشور در سازمان ملل متحد، پنجاه و چهارمین کشور آفریقایی و صدو نود و سومین کشور عضو سازمان ملل متحد پا گرفت. با این حال، نگرانی‌های زیادی در حاشیه این تجزیه بزرگ وجود دارد.

رد پای غرب
سازمان ملل متحد اعلام کرد در طول جنگ‌های داخلی سودان که طولانی‌‌ترین جنگ داخلی آفریقا نام گرفت، بیش از 2میلیون نفر جان خود را از دست داده و حدود 4میلیون نفر نیز آواره شده‌اند.
امضای توافق «نواشا» در سال 2004 بین عمر البشیر رئیس‌جمهوری سودان، با شورشیان جنوب این کشور، گرچه آرامشی محدود را برای مردم دو بخش به ارمغان آورد، اما نوار کشتارهای گاه و بیگاه را نبرید.
همه‌پرسی جدایی جنوب سودان از بخش شمالی به عنوان یکی از بندهای توافق نواشا، در حالی نوزدهم دی‌ماه گذشته پس از یک هفته به انجام رسید که دهم بهمن‌ماه بر اساس اعلام کمیساریای انتخابات، بیش از 3میلیون نفر (نزدیک به 83 درصد از رأی‌دهندگان) پای صندوق‌های رای رفتند و 57/99 درصد آنان، استقلال جنوب را برگزیدند.
سودان در شرایطی به دو بخش تقسیم شد که هشتم دی‌ماه «سلیمان عبدالتواب الزین» سفیر سودان در تهران، تقسیم این کشور را دارای تاثیرهای مخرب بر جهان بویژه جهان عرب و زمینه‌ساز تجزیه کشورهای آفریقایی و عربی همچون مصر و یمن ارزیابی کرده بود.
با اینکه جدایی دو بخش، طی فرایندی با ظاهر دموکراتیک و رای‌گیری انجام شد، اما رد پای کشورهای غربی از جای جای این رویداد جدید در دنیای آفریقایی ـ عربی نمایان است.
دادگاه بین‌المللی کیفری لاهه در سیزدهم اسفندماه 1387 حکم تعقیب قضایی البشیر را به اتهام آنچه ارتکاب جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت در دارفور خواند، صادر کرد و نخستین گام جدی را برای در فشار گذاشتن البشیر برداشت.
پس از آن نیز، وعده‌ کمک‌های هنگفت به این کشور جنگ‌زده، درگیر با خشکسالی و بیماری و گرفتار میان نزاع‌های گروه‌های قومی و قبیله‌ای آغاز شد.
از آن جمله باید به وعده «جان کری» رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا، مبنی بر اعطای بسته‌های تشویقی به سودان در صورت برگزاری آرام همه‌پرسی، در شانزدهم دی‌ماه 1389 اشاره کرد که خبرگزاری سوریه (سانا) از آن خبر داده بود.
البته در این میان، غرب تهدید به اعمال تحریم‌های دیگر را نیز از دستور کار خارج نکرد به‌طوری‌که به نوشته سایت «دورنمای جدید سودان»، باراک اوباما رئیس‌جمهوری آمریکا، بیست و پنجم مهرماه 1389 با تهدید سودان به اعمال تحریم‌های بیشتر اذعان کرد که تلاش این کشور برای جلوگیری از ایجاد جنگ در سودان فقط دلایل بشردوستانه ندارد، بلکه منافع آمریکا هم در معرض تهدید قرار می‌گیرد.
به گزارش نوزدهم آذرماه 1389 پایگاه اطلاع‌رسانی وزارت امورخارجه آمریکا «جانی کارسون» معاون آفریقای وزارت امور خارجه آمریکا، گفت: دولت آمریکا علاوه بر ساحل عاج، تمرکز زیادی بر سودان کرده است.
وی درباره همه‌پرسی سودان افزود: ما خوش‌بین هستیم که همه چیز در جنوب (سودان) در مسیر درست حرکت کند.
به گزارش خبرگزاری سوریه، کارسون شانزدهم دی‌ماه 1389 نیز اعلام کرد ایالت متحده آمریکا تعداد دیپلمات‌های خود در منطقه همه‌پرسی را چهار برابر کرده است و با همکاری اتحادیه اروپا و جامعه جهانی تلاش می‌کند که همه‌پرسی جنوب به بهترین نحو ممکن و در فضایی مثبت و سالم انجام گیرد.
به این ترتیب، کشورهای غربی گزینه حضور و حمایت مستقیم را نیز از روی میز برنداشتند.
حربه دیگر کشورهای غربی برای پیگیری نیت خود برای شکل‌گیری سودان جنوبی، توسل به همسایگان سودان و سایر کشورهای آفریقایی بود.
در یک مورد آن، پایگاه اینترنتی «آفریقانیوز» در بیست‌ونهم آذرماه، از ارسال نامه رئیس‌جمهوری آمریکا به رهبران آفریقایی در کشورهای چاد، مصر، اتیوپی، کنیا، لیبی، نیجریه، روآندا، آفریقای جنوبی، اوگاندا و اتحادیه آفریقا خبر داد که از آنان خواسته بود بر البشیر اعمال فشار کنند.
اهداف صهیونیسم
گرچه بخشی از حساسیت‌های غرب در قبال سودان جنوبی به دلیل منابع طبیعی این بخش، بویژه چاه‌های نفت است، اما نباید از موقعیت استراتژیک این منطقه نیز غافل شد.
جنوب سودان 85 درصد از ذخایر نفتی حدود 6 میلیارد بشکه‌ای این کشور را در خود جای می‌دهد. از سوی دیگر، قرار گرفتن بخشی از سرچشمه‌های رود نیل در جنوب سودان و کشف لایه‌هایی از معادن منیزیم، اورانیوم و مس اهمیت این خاک را بیش از پیش می‌کند.
این اهمیت زمانی بیشتر می‌شود که به شعار «از نیل تا فرات» رژیم صهیونیستی نگاهی دیگر بیندازیم. این طرح جایگاه منابع آبی عمده منطقه «مینا» را در محاسبات این رژیم روشن می‌کند.
وجود 85 درصد سرچشمه‌های رود نیل در کشور اتیوپی، اسباب سفر سال 1965 «موشه دایان» فرمانده پیشین ستاد کل نیروهای رژیم صهیونیستی، را به این کشور برای تاسیس یک پایگاه نظامی و همچنین راه‌اندازی دو پایگاه نظامی دیگر با موافقت اتیوپی در نزدیک مرز میان اریتره و سودان فراهم آورد.
اکنون با وجود انقلاب و برخی ناآرامی‌های داخلی در مصر، تعیین رژیم حقوقی نیل همچنان یکی از دغدغه‌های دولتمردان این کشور است و تعارض‌های زیادی را میان کشورهای اوگاندا، تانزانیا، رواندا، بروندی، کنیا، سودان، اتیوپی و مصر ایجاد کرده است.
به این ترتیب، از این پس باید برای کشور نوپای سودان جنوبی نیز در معاهده‌ها و توافقنامه‌های مربوط به نیل، جایی ویژه باز کرد.
با توجه به وجود بقیه سرچشمه‌های نیل در سودان جنوبی و اوگاندا، حضور رژیم صهیونیستی در منطقه، اینک می‌تواند در خاک سودان جنوبی گسترش یابد.
بنابراین تل‌آویو با محکم کردن جای پای خود در سودان جنوبی، علاوه بر نفوذ نظامی در منطقه کشورهای اسلامی، نظارت بر عبور طولانی‌ترین رود جهان از بیش از 10 کشور منطقه را به دست خواهد آورد. سد سازی، مسدود کردن و حتی انحراف مسیر نیل اقدام‌هایی خواهند بود که می‌تواند کشورهای تشنه‌ای را همچون مصر و سودان شمالی زیر فشار قرار دهد و بخش کشاورزی و صنایع وابسته به آب این کشورها را فلج کند.
ایجاد بازارهای مصرف برای محصولات کشاورزی و مصرفی صهیونیستی در منطقه از دیگر تبعات حضور این رژیم در میان کشورهایی است که علاوه بر میزان توسعه کم زیرساخت‌ها، در راه‌اندازی صنایع اولیه نیز ناتوان هستند.
از سوی دیگر، درگیری‌ها در منطقه دارفور و مناطق مرزی بین دو بخش مانند «ابیه» و «کردفان» با توجه به ساختار قبیله‌ای منطقه می‌تواند گام بعدی برای تجزیه گسترده‌تر سودان باشد.
هشدارهای مقام‌های سودانی درباره اهداف رژیم صهیونیستی برای تکه تکه کردن سودان نیز اغلب با استناد به گفته‌های مقام‌های این رژیم درباره توجه ویژه به سودان تکرار می‌شود، چرا که در بیست‌وپنجم فروردین‌ماه 1388 خبرگزاری «فلسطین الیوم»، گزارش داد.
«آوی دیختر» رئیس دستگاه امنیت رژیم صهیونیستی (شاباک) و وزیر کشور دولت «اولمرت»، طی سخنرانی در جمع دانشجویان آکادمی تحقیقات امنیت ملی رژیم صهیونیستی، به نقل از «بن گوریون» و دیگر موسسان این رژیم گفته بود: «تضعیف سودان از طریق پراکندگی تلاش‌ها و تضعیف نیروی این کشور، باید انجام شود».
به گفته دیختر؛ «طرف‌های بین‌المللی نظیر آمریکا اصرار دارند به شکل گسترده در سودان مداخله کنند تا اقلیم جنوب سودان و دارفور مانند کوزوو بتوانند استقلال خود را از حکومت مرکزی اعلام کنند. بنابراین سودان مانند یوگسلاوی سابق که به شش جمهوری کوچک تقسیم شد، تجزیه می‌شود».
البته سیاست تل‌آویو مبنی بر نفوذ در بزرگ‌ترین کشور آفریقا برای خنثی‌سازی سیاست‌های ضدصهیونیستی البشیر که پیشینه شرکت در جنگ سال 1973 اعراب با رژیم صهیونیستی را نیز در کارنامه دارد، چندان دور از ذهن نیست. «زیفی بارییل» تحلیلگر روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» چهاردهم دی‌ماه 1389 نوشت: هم اکنون تعدادی از ماموران تل‌آویو در جنوب سودان به سر می‌برند و به جدایی‌طلبان این کشور برای تحقق این مهم کمک فکری می‌کنند.
به نوشته او، این رژیم نخستین سفارتخانه‌ را در کشور مستقل جنوب سودان افتتاح خواهد کرد.
«موشه فرجی» یکی از موسسان سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) در کتاب «اسرائیل و جنبش آزادیخواهانه جنوب سودان» هدف غایی صهیونیسم را در مخالفت با پذیرش قومیت عربی و توجیه مشروعیت حضور اسرائیلی ـ صهیونیستی در منطقه بیان کرده و می‌نویسد: همین موضع و الگوی اولیه، تل‌آویو را وادار کرده است تلاش‌های خود را در جنوب و دارفور، بیشتر و برای ایجاد آشوب در قسمت‌های دیگر سودان، اقدام کند.
رژیم صهیونیستی برای به دست گرفتن اختیار آبراهه‌های استراتژیک منطقه مانند دریای سرخ و تنگه‌های «تیران» و «باب‌المندب» در شاخ آفریقا، به دلیل جلوگیری از تکرار حوادثی مانند مسدود کردن این تنگه‌ها در سال‌های 1967 و 1973، تلاش می‌کند تا با استقرار در 380 جزیره در این منطقه عبور کشتی‌های باری و نفتکش‌های متعدد و در حقیقت شاهراه انرژی را به چنگ آورد.
گرچه در نظر نخست، سودان جنوبی به دلیل نداشتن دسترسی به آب‌های آزاد مجاور شاخ آفریقا، با محدودیت‌های زیادی روبروست و از جذابیت‌های ظاهری برای تل‌آویو برخوردار نیست، اما نفوذ رژیم صهیونیستی در اتیوپی،‌ این مانع را رفع می‌کند.
از سوی دیگر، کشورهای منطقه نیز هنوز شرایط ناپایداری را در هوای بهار عربی ـ آفریقایی تجربه می‌کنند و درگیر سامان دادن به اوضاع داخلی کشورهای خود هستند.
بنابراین، فضای مناسبی برای خیزش صهیونیسم به داخل مرزهای جهان عرب در قالب رسوخ به سودان جنوبی ایجاد شده است. این نفوذ تا حدی است که هجدهم تیرماه 1390 منابع خبری از برافراشته شدن پرچم رژیم صهیونیستی در جریان مراسم استقلال در شهر «جوبا» مرکز جنوب سودان خبر دادند. روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» نوشت: وزارت خارجه اسرائیل اهمیت زیادی برای جنوب سودان قائل است و از مدت‌ها پیش هماهنگ‌کننده ویژه‌ای را برای برقراری روابط با این دولت نوپا تعیین کرده و مکاتبات محرمانه‌ای میان تل‌آویو و جنوب سودان در جریان است.
بنابراین به نظر می‌رسد تحدید یکی از بزرگ‌ترین کشورهای اسلامی، با استقرار پایگاهی جدید برای رژیم صهیونیستی در منطقه‌ای استراتژیک همراه شده است تا هنگامی که گرد و غبار ناشی از اعتراض‌های مردمی به سیاست‌های انحصارگرایانه دولتمردان برخی کشورهای اسلامی بر زمین بنشیند،‌ نوزادی را در دامن خود ببینند که هیچ راهی جز تحمل صدای گریه آن نداشته باشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات