تاریخ انتشار : ۰۳ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۸:۳۲  ، 
کد خبر : ۲۲۴۳۸۷
نگاهی به تلاش اصولگرایان برای ارائه لیستی واحد در انتخابات 90

وحدتی بر مبنای اصول


مجتبی حدادی
هرچند هنوز تا رسیدن به انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی زمان نسبتا زیادی باقی مانده است با این حال در این میان اصولگرایان سعی دارند با دستیابی به وحدتی پایدار و منسجم با دستی پر از برگ های برنده وارد میدان انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی شوند. انتخاباتی که از اهمیت بسیاری برخوردار است.
انتخابات اسفند 90 اولین انتخابات بعد از وقایع سال 88 است و از سوی دیگر با توجه به نزدیکی آن با انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به نحوی می تواند فرصتی برای گروه ها و جریانات سیاسی در کشور باشد تا بتوانند رای و نظر مردم را برای انتخابات 92 نیز به دست آورند. اصولگرایان حداقل در دهه 80 کوشیده اند اغلب رفتارهای سیاسی خود را با وحدت و در راستای تشکیل یک ساختار حقوقی رقابت نهادینه شده کشور سامان دهند ویا حداقل پیشقراول سایر جریانات سیاسی کشور در این مسیر باشند. در رقابت سیاسی نهادینه شده متکی بر اقتضائات بومی و فرهنگی جوامع، رقابت کنندگان با تاکید بر قواعد بازی و اعتماد به نهادهای حل منازعه وارد رقابتهای سیاسی می شوند و مطمئن هستند که محصول این رقابت گردش صحیح نخبگان و امکان تحرک اجتماعی است. با این حال عنایت بیش از پیش گرو های اصولگرا به قواعد مکانیسم وحدت در مقطع فعلی یک ضرورت غیر قابل انکار به نظر می رسد که البته با توجه به سوابق درخشان اصولگرایان در تشکیل یک ساختار حقوقی در رقابت های پیشین انتخاباتی به احتمال زیاد توافق های گروه 30 نفره مورد احترام همه جریان های اصولگرایی قرار خواهد گرفت.
از این روست اصولگرایان می کوشند تا باردیگر کرسی های بیشتری از مجلس را به خود اختصاص دهند. البته پرواضح است این عملکرد و تب و تاب در جریان های اصولگرایی در واقع جامعه عمل پوشاندن بر اهداف نظام مردمسالاری دینی است .
اصولگرایی به معنای تلاش برای حفظ و بقای انقلاب است .بعه عنوان مثال دولت های که وابسته به این جریان سیاسی بوده اند علی الخصوص دولت های نهم و دهم نشان داده اند که هدف آنها تحقق کارآمدی در ذیل عقلانیت دینی و  بایسته های مردمسالاری دینی است. نگاهی به عملکرد دولت در زمینه های سیاسی و اقتصادی نشان می دهد که اصولگرایی می توانند در بسیاری از مقاطع سخت دست به اقدامات جسورانه ای بزند و به سمت آرمان ها و ارزش های انقلاب اسلامی حرکت کنند.
البته پرواضح است که دولت های نهم و دهم نیز ضعف ها و خلل های داشته اند که حتی فحول اصولگرایی نیز بارها بر آن تاکید کرده اند اما نمی توان با تکیه بر این ضعف ها تلاش های دولت اصولگرایی را نادیده انگاشت. شاید قیاسی میان عملکرد دولت های اصولگرایی و اصلاح طلب بتواند این مسئله را روشن کند . در حالی که امروز ایران به یکی از اقطاب علم و فناوری تبدیل شده و در عرصه هسته ای مرزهای بسیاری را پشت سر قرار داده است دولت اصلاحات در مقطعی تسلیم فشار های غربی ها برای تعلیق شد و حتی این موضوع مطرح گشت که برخی از دروس فنی باید از نظام آموزشی کشور حذف شود!
ایران اسلامی امروز در حوزه اقتصادی گام های بسیاری بلندی برداشته است و آمار صادرات و یا حضور بخش خصوصی در فعالیت های اقتصادی و یا توسعه و عمران کشور اصلا قابل قیاس با دولت اصلاحات نیست. در زمان اصلاحات اقتصاد از اولویت های دسته چندمی دولت بود در حالی که در دولت اصولگرایی ، مسئولین تمام هم و غم خود را برای رفع مشکلات مردم گذاشته اند.
در عرصه سیاسی ، فرهنگی و .... نیز می توان از این دست مثال ها زیاد آورد که در این مقال کوتاه نمی گنجد.
البته همان طور که در ابتدا گفته شد در این میان ضعف ها و خلل های نیز وجود داشته است و بعضا خطاهایی نیز بروز کرده است اما دولت اصولگرایی را حتی با در نظر گرفتن خطا ها نیز نمی توان با دولت های پیشین قیاس کرد چراکه در این دولت گفتمان حاکم گفتمانی انقلابی بوده است.از این روست که می توان گفت امروز نیز تمام هم و غم اصولگرایان این است که مجلس شورای اسلامی با حضور قاطبه گروه های اصولگرا شکل و قوام بگیرد چرا که اصولگرایی به معنای پایبندی به خط امام (ره) و رهبری و حرکت به سمت پیشرفت و عدالت در ذیل مردمسالاری دینی است . امروز ایران گام های بلندی را در تمام عرصه ها برداشته است و سیاست های کلی انقلاب به عرصه عمل آمده است. بدون شک هیچ کس حاضر نیست برخی دوباره از این گفتمان عدول کنند و کشتی انقلاب را به عقب برانند.اصولگرایی در حقیقت تلاشی صرف برای خدمت به خلق الله در جهت رضای الهی است.
به تعبیر مقام معظم رهبری " متاسفانه یک عده اصولگرایی را با تحجر اشتباه گرفته و خیال کرده اند که اصولگرایی یعنی تحجر! در حالی که اصولگرایی به معنای تحجر نیست. اصولگرایی یعنی اصول مستدل منطقی را قبول داشتن و به آنها پایبند ماندن و رفتارهای خود را با آن اصول تطبیق کردن؛ مثل شاخصهایی که انسان را در یک جاده هدایت می کند. «ان الذین قالوا ربناالله ثم استقاموا»، این استقامت کردن، اصولگرایی است. معنای تحجر این است که از هر آنچه که به صورت یک باور در ذهن انسان وارد شده، بدون اینکه پایه های استدلالی و استناد مستحکمی داشته باشد، بی دلیل و متعصبانه دفاع کردن. «اذ جعل الذین کفروا فی قلوبهم الحمیة حمیة الجاهلیة». «حمیت جاهلیه» گریبان کسانی را می گیرد و آنها جاهلانه از یک چیز دفاع می کنند. اصولگرایی با این دفاع جاهلانه و حمیت متعصبانه و متحجرانه اشتباه نشود. تا گفته می شود تحجر، ذهن بعضی به تحجر جناحهای دینی می رود.
در حالی که جناحهای به اصطلاح روشنفکر و متجدد ما در تحجر دست کمی از متحجرین دینی ندارند، بلکه در مواردی به مراتب از آنها بدترند. من یادم نمی رود، دوران قبل از انقلاب در این مجالسی که با دانشجویان و بعضی از فعالان سیاسی چپ تشکیل می شد، اگر کسی حرفی می زد که با مبانی مارکسیسم اندک مخالفت و مساسی داشت، استدلال لازم نبود، می گفتند این حرف باطل و غلط است! همان که در قرآن می گوید: «انا وجدنا ابائنا علی امة». چون این را شنیده اند، بر آن پای می فشردند و براساس آن هر حرف منطقی را باطل می کردند. تحجر در آنجا بیشتر است.بنابراین اصولگرایی یک حرف است و تحجر یک حرف دیگر. " بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای انجمن اهل قلم‏1381/11/07
لذا در نهایت می توان گفت اصولگرایی نه تنها مساوی با تحجر و نگاه های خشک نیست بلکه حرکت به سوی پیشرفت و اثبات کارآمدی نظام سیاسی تحت لوای عقلانیت دینی است . از این روست که می توان گفت تلاش فعلی اصولگرایان برای دستیابی به وحدت حرکت به سوی تحقق اهداف مردمسالاری دینی و گام برداشتن در وادی صیانت از ارزش های انقلاب اسلامی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات