گردآوری: محمدعلی همدانی
در عاشورای 1388، فتنه گران به عزاداران حسینی حمله کردند، پرچم هیأت و خیمه امام حسین(ع) را به آتش کشیدند، قرآن را پاره کردن، سوت و کف زدند وبار دیگر سعی کردند باشعارهای ساختار شکنانه، بین مردم اختلاف اندازند. با این همه، آقای موسوی عاملان این توهینها را مردم خداجو خواند و بجای محکوم کردن این حرکات، سعی کرد صورت مسأله را پاک کند: «یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکههای وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمیمانند...عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند.»
باید از او پرسید که تکلیف مردم چیست؟ باید دم خروس را باور کنند یا قسم حضرت عباس را؟ چطور میشود در مقابل این همه بی احترامی به سالار شهیدان ساکت ماند و به کسانی که عزاداران حسینی را مورد ضرب و شتم قرار دادند و پرچم خیمه اباعبدا... را آتش زدند، لقب مردم خدا جو بدهیم؟ البته اینگونه هتک دین توسط مدعیان اصلاح طلبی کم سابقه نیست، از جمله میتوان به استفاده از تعبیر«وفات» حضرت فاطمه (س) بهجای «شهادت» در روز نامه «کلمه سبز» آقای موسوی در زمان انتخابات ریاست جمهوری اشاره کرد.
اما امام خمینی(ره) سالها پیش فرموده بودند:
«انشاءا...، روز عاشورا، که جمعیت بیرون بیاید، مراسم تعزیه حسین- سلام ا... علیه- باید با قوّت خودش باشد و در راهپیماییها، همهاش مراسم امام حسین- علیه السلام- باشد و اگر کسى شعارهاى باطل خواست بدهد، با قوّت او را بکوبید و نگذارید یک شعارهاى باطل بدهند. خود مردم مأمورند؛ تکلیف اسلامىشان این است که اگر یک کسى شعار علیه کسى، له کسى، براى کسى، براى تفرقه انداختن بیاورد، خود مردم مأمورند که آن را بگیرند و تحویل به مراکز که باید بدهند، بدهند»
این بی احترامی به امام حسین(ع) بیسابقه نبوده،بلکه در ابتدای انقلاب، منافقین و طرفداران بنی صدر هم در روز عاشورا به شادمانی پرداختند و خشم امام امت را برافروختند:
«روز عاشورا سوت مىزنند و کف مىزنند. امام مظلوم ما به شهادت رسیده، روز شهادت امام مظلوم ما، پاى نطق و سخنرانى یک نفر آدمى که با آنها دوست است کف مىزنند و سوت مىکشند و امریکا را از یاد مىبرند.»