تاریخ انتشار : ۰۱ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۰:۱۳  ، 
کد خبر : ۲۲۴۴۴۵
سلمان صفوی در گفت‌وگو با «اعتماد»

دستگاه دیپلماسی انفعالی عمل می‌کند

علیرضا خامسیان اشاره: بین هفت برادر، رحیم و سلمان صفوی هستند که در فعالیت های سیاسی- نظامی حضور دارند این دو برادر از موسسان سپاه اصفهان بودند، رحیم بعدها فرمانده کل سپاه شد و سلمان رو به عرفان آورد و علاوه بر تحصیلات حوزوی و شاگردی علمایی همچون آیت الله منتظری در علوم آکادمیک هم صاحب تحصیلاتی است. او که در انتخابات مجلس هشتم کاندیدا شده بود و در لیست احزاب مستقل قرار گرفت می گوید حضورش در انتخابات آن دوره فقط به خاطر تجربه بوده و دیگر قصد حضور در مناسبات سیاسی ایران را ندارد چه آنکه به زعم او سیاست ایران بی اخلاق و خشن شده است. سلمان صفوی که اکنون در لندن ساکن است و رییس مرکز تحقیقات ایرانی لندن است بشدت از انفعال دستگاه دیپلماسی کشور انتقاد می کند و می گوید ایران هیچ طرح پیشنهادی برای تحولات منطقه نداده است. گفت وگو با شخصیتی که سابقه نظامی دارد و این روزها کتاب هایی در زمینه عرفان منتشر می کند در مدت حضور کوتاهش در ایران در منزل استیجاریش در زعفرانیه تهران صورت گرفت.

* سوال اول را اگر اجازه بدهید درباره برخی شایعات درباره شما بپرسم، اینکه می خواهید برای انتخابات مجلس کاندیدا شوید؟
** من هرگز قصد کاندیداتوری در انتخابات مجلس و گرفتن منصب و عنوانی را در ساختار قدرت ایران ندارم. من یک انسان علمی و فرهنگی هستم و فعالیت هایم هم بیشتر متمرکز بر این دو حوزه است.
* ولی شما در انتخابات مجلس هشتم کاندیدا شده بودید...
** بله، دوره قبل تجربه یی بود و گذشت متوجه شدیم که این راه، راه درستی برای اصلاح امور نیست و متوجه شدم کارهای علمی و فرهنگی برای ما بهتر است.
* گفتید کاندیدا شدن شما در انتخابات گذشته تجربه یی بود، منظورتان از تجربه چیست؟
** به هر حال این موارد در تاریخ بماند بهتر است (با خنده) من معتقدم ما یکسری مشکلات عمیق فرهنگی، سیاسی و علمی در کشور داریم و بهتر است افرادی که صلاحیت علمی و فرهنگی دارند در این حوزه وارد شوند تا امثال ما که درگیر کارهای روزمره سیاسی شویم.
* قبل از شروع مصاحبه از فضای سیاسی کشور گله مند بودید، بویژه از برخی بداخلاقی ها، فکر می کنید سیاست بی اخلاق شده است؟
** بله، متاسفانه فضای سیاسی در ایران، به گونه یی شده است که اخلاق از آن رخت بر بسته و تصاحب قدرت موضوع اصلی شده است. در حالی که در اوایل انقلاب کسانی را که در عرصه حضور داشتند هدف شان خدمت بود.
شهید بهشتی می فرمودند: «ما تشنگان خدمتیم نه شیفتگان قدرت». من خودم از کادرهای اولیه سپاه بودم در همان زمان که هم پستی می خواستند به من بدهند قبول نمی کردم. ولی الان همه با هم برای تصاحب پست ها دعوا می کنند. متاسفانه برای کسب قدرت هم از هر روش غیراخلاقی مثل تهمت، دروغ و غیبت استفاده می کنند. از طرف دیگر سیاست ایران هم بشدت خشن و بی ادب شده است. در این فضا یکسری از افراد مثل ما که از پیشتازان این انقلاب بودیم و دلمان برای انقلاب، اسلام و ایران می سوزد، فضایی نیست که وارد آن بشویم. من ظرفیتم به گونه یی نیست که در این فضا وارد جنگ قدرت بشوم.
* شما گفتید از پیشگامان سپاه پاسداران بودید. چند سال در سپاه حضور داشتید؟
** ما در کمیته دفاع شهری بودیم و سپاه اصفهان را تاسیس کردیم و بعدا امثال آقای سالک به این گروه پیوستند. من و آقا رحیم (صفوی) و آقای مصطفوی کمیته دفاع شهری را زیرنظر آیت الله طاهری و آیت الله خادمی ایجاد کردیم و تا سال 63 در سپاه بودیم.
* شما سابقه نظامی در کارنامه فعالیت های خودتان دارید. کم هستند افرای که در نیروهای مسلح باشند، ولی به عرفان و مسائل از این دست علاقه مند باشند شما چگونه از فعالیت های نظامی وارد چنین مباحثی شدید؟
** از اصول اساسی گروه «صف» که ما جزو آن بودیم این بود که افراد باید یک دوره خودسازی طی کنند چون یکی از مشکلات مجاهدین خلق این بود که عمل زده بودند و عمل برای آنها اصالت پیدا کرده است و این عمل زدگی آنها را از اخلاق و معنویات جدا کرد. به همین دلیل وقتی می خواستیم گروه صف را با همکاری شهید مهدی بروجردی تاسیس کنیم یک اصل اساسی این بود که افراد باید خودسازی معنوی داشته باشند، ما در این فضا وارد کارهای انقلابی علیه رژیم شاه شدیم.
بعد از انقلاب هم معتقد بودم و هستم که اگر عرفان زیربنای شخصیت آدمی و اجتماعی باشد آن انسان و اجتماع بهتر می تواند صراط مستقیم را حل کند. بسیاری از دعواهای سیاسی و جنگ قدرت ها به خاطر نبود عرفان در شخصیت انسان هاست. خدا در اعمال و تصمیم گیری های اینگونه انسان ها وجود ندارد. من با صراحت می گویم اگر این انقلاب ما بخواهد به ظهور آقا امام زمان(عج) متصل شود باید جنبه های معنوی و عرفانی در افراد، سیاسیون، وزرا و مسوولان تقویت شود تا جلوی بخشی از دعواها و منازعات گرفته شود.
* یعنی به گفته شما معنویت در مسوولان ما وجود ندارد؟
** به شدت ضعیف است. بخش عظیمی از این دعواها به خاطر عدم حضور عرفان در اعضا است و من به شخصه به دلیل اینکه دلم برای این انقلاب می سوزد وظیفه خود می دانم عرفان را به جامعه معرفی کنم.
* آقای صفوی، با توجه به سابقه حضور شما در نیروهای مسلح و آشنایی با نظرات امام (ره)، نظر صریح رهبر فقید انقلاب درباره فعالیت های سیاسی نظامیان چه بود؟
** امام معتقد بودند که نیروهای مسلح باید امور سیاسی را خوب بفهمند اما در جناح بندی سیاسی حضور نداشته باشند و وارد منازعات سیاسی نشوند و باید در چارچوب قانون اساسی و وظایف محوله به آنها فعالیت کنند. نظر مقام معظم رهبری هم این است که نظامیان وارد بازی های سیاسی نشوند.
* آقای دکتر، شما مجله یی را در لندن منتشر می کنید که مبنای آن بر پایه گفت وگو بین اسلام و غرب است...
** بله، از حدود 11 سال پیش فعالیت هایی در این زمینه برای گفت وگو بین اسلام و غرب انجام دادیم زیرا برخی مانند بوش و بن لادن معتقد به جنگ بین اسلام و غرب بودند ولی ما بر این اعتقادیم که زمینه های مشترک اسلام و غرب می تواند راه گفت وگوی بین این دو را فراهم کند.
* تلاش های شما بعد ایده گفت وگوی تمدن های آقای خاتمی بود؟
** نه، یک سال قبل از اینکه آقای خاتمی مساله گفت وگوی بین ادیان را مطرح کنند فعالیت های ما شروع شد. البته آقای خاتمی با شهید مطهری و شهید بهشتی حشر و نشر داشتند و ما هم با این دو بزرگوار (شهید مطهری و شهید بهشتی) در ارتباط بودیم و کسانی که با این دو شخصیت در ارتباط بودند دارای فکر سلیم هستند که معتقدند اختلافات موجود در جهان باید از طریق گفت وگو حل و فصل شود نه از طریق جنگ و منازعه.
* ایده گفت وگوی تمدن های آقای خاتمی نتیجه بخش بود؟
** بله، چون ایده خوب و مهمی بود و در یک دوره اعتبار بسیار خوبی برای ایران فراهم کرد. هرچند برخی می گویند در آن دوران شاهد وادادگی بودیم که مسوولان وقت باید جواب این ادعا را بدهند، ولی من شخصا معتقدم گفت وگوی تمدن ها یک سنت قرآنی و نبوی است.
* شما به برخی ادعاها درباره سیاست خارجی دولت اصلاحات همچون وادادگی اشاره کردید. به عنوان یک تحلیلگر مسائل بین المللی چقدر این ادعا را درست می دانید؟
** به نظر من در رابطه با مساله هسته یی، نباید پروتکل را می پذیرفتیم و غنی سازی را نباید متوقف می کردیم مگر اینکه در مقابل آن آوانس های بزرگی بگیریم. البته باید توجه داشته باشیم که طرف مقابل به تعهداتش در قبال ایران عمل نکرد و در آن مقطع هم البته تلاش متولیان امر این بود که پرونده به شورای امنیت نرود و قطعنامه علیه ایران صادر نشود. ولی به نظر می رسید اگر مکانیزم های گارانتی را از غرب گرفته بودیم یعنی سیاست نقد در برابر نقد بهتر بود.
* اگر بخواهید سیاست خارجی دولت آقای خاتمی را بررسی کنید چه نظری دارید؟
** مطمئنا در دوران آقای خاتمی روابط ما با کشورهای غرب بهتر شد و در حوزه غرب توپ را به زمین غربی ها انداختیم و حتی وزیر خارجه وقت امریکا یعنی خانم آلبرایت مجبور به عذرخواهی از ایران شد. البته در بخشی از بدنه اصلاح طلبان ضعف هایی وجود داشت و در آن مقطع برخی می گفتند امریکا ابرقدرت و یک واقعیت است و براین اعتقاد بودند که باید این واقعیت را بپذیریم. که من با این دیدگاه مخالفم البته من با سیاست های ماجراجویانه در سیاست خارجی هم مخالفم و معتقدم باید سیاست واقع بینانه در قبال مسائل بین المللی در پیش گرفت.
* اخیرا آقای هاشمی مصاحبه یی با آقای صادق خرازی داشتند و از سیاست خارجی دولت آقای احمدی نژاد انتقاد کردند، شما این مصاحبه را دیدید؟
** بله، مطالعه کردم.
* نظرتان درباره اظهارات آقای هاشمی چیست؟
** اینکه بخشی از دستگاه دیپلماسی ما انفعالی عمل می کند یک واقعیت انکارناپذیر است.
* در چه زمینه یی انفعالی برخورد می کند؟
** الان در قبال مطالبات منطقه نقش فعالی نداریم.
* ولی دولتمردان بر خلاف صحبت های شما می گویند نقش فعالی دارند...
** اگر نقش فعالی داشتند که مجلس وزیر امور خارجه و دیگر مسوولان را احضار نمی کرد.
* شما راهکارتان برای فعال شدن دستگاه دیپلماسی در قبال تحولات منطقه چیست؟
** ببینید، الان ترکیه با برگزاری یکسری نشست ها راه حل های پیشنهادی برای مساله سوریه، لیبی و بحرین مطرح کرده است، ما به عنوان یک کشور قوی و صاحب نفوذ باید یک نقش فعال و سازنده برای حل و فصل این مناقشات در سوریه، بحرین، لیبی و یمن داشته باشیم. ما در سوریه باید پلی بین دولت و ملت باشیم و باید نیروهای منتقد را با دولت آقای اسد آشتی بدهیم و البته حرف منتقدان را هم باید شنید.
* پس معتقدید باید از دولت آقای اسد حمایت کرد؟
** بله، ولی این حمایت به معنای حمایت از حزب بعث نیست. آقای اسد اگر بخواهد در قدرت بماند باید اصلاحات انجام دهد و تعدد احزاب ایجاد کند و از روش های پلیسی و سرکوبگرایانه در برابر مردم اجتناب کند. ارتش باید در کنار مردم باشد، نه در مقابل مردم. از طرف دیگر عربستان با لشکرکشی به بحرین اقتدار ما را در بحرین به چالش کشید و البته ما کار مهم و جدی انجام ندادیم. در لیبی حتی اشتباهات فاحش انجام می دهیم. امریکا می گوید «قبایل» در لیبی برخی تحرکات را انجام می دهند ولی ما می گوییم «انقلابیون» این کار را انجام می دهند. ما حتی در رسانه های داخلی خودمان بازی خوردیم و دایما دخالت های ناتو را بشردوستانه قلمداد می کنیم در حالی که دخالت ناتو تهاجم به کشور مسلمان و اشغال یک کشور محسوب می شود. باید توجه داشته باشیم که برخی مخالفان قذافی تحت حمایت فرانسه و MI6 انگلیس فعالیت می کنند و متاسفانه این افراد صحنه لیبی را هدایت و کنترل می کنند نه انقلابیون مسلمان. ما باید در قبال تحولات منطقه صاحب طرح پیشنهادی باشیم که متاسفانه تاکنون اینگونه نبوده است.
* در تحولات منطقه مهم ترین عواملی که نقش موثری داشتند به نظر شما چه بود؟
** علاوه بر بیداری اسلامی، رسانه های دیجیتال هم نقش موثری داشتند و این رسانه ها دیکتاتورها را بیچاره کرده است.
* یعنی انقلاب فیس بوکی؟
** ببینید، در اینگونه مسائل نباید تک بعدی به مسائل نگاه کرد. در تحولات منطقه عوامل مختلف موثر بودند که یکی از مهم ترین آنها رسانه های دیجیتال و سایت هایی نظیر فیس بوک است علاوه براین موارد تضاد طبقاتی و فساد اقتصادی هم در برخی کشورها از جمله مصر موجب قیام مردم شده است.
* چرا تحولات اخیر در منطقه دیر اتفاق افتاد در حالی که پیش بینی می شد زودتر اتفاق می افتاد؟
** به هر حال تحولات اجتماعی زمان بر است. اگر دولت ها به مردم زور بگویند و انسداد سیاسی به وجود بیاورند و زندان ها را از زندانیان سیاسی پر کنند ممکن است در کوتاه مدت تحول رخ ندهد ولی در نهایت دولت مستقر مشروعیت خود را از دست می دهد و سرنگون می شود، این سنت الهی است همه دیکتاتورها از رضاخان و محمدرضاخان تا صدام حسین و حسنی مبارک همه سرنگون شدند.
* وقتی تحولات مصر و تونس شروع شد برخی معتقد بودند این تحولات نشات گرفته از حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران است، شما با این نظر موافقید؟
** من چنین اعتقادی ندارم چون حوادث بعد از انتخابات ایران تجربه موفقی نبود. منتقدان که شکست خوردند تلفات زیادی هم دادند. زندانی هم زیاد دادند و تجربه ناموفق نمی تواند مدلی برای دیگر کشورها شود.
* در تحولات لیبی بار دیگر نام امام موسی صدر بر سر زبان ها افتاد. عملکرد دستگاه دیپلماسی کشور بعد از ربوده شدن امام موسی صدر را چگونه تحلیل می کنید؟
**  مسلما دستگاه دیپلماسی کشور برای پیگیری سرنوشت امام موسی صدر ضعیف عمل کرده است و هیچ وقت بطور جدی به دنبال پیگیری وضع امام موسی صدر نبوده است.
* اراده یی برای این موضوع وجود دارد؟
** این را باید از متولیان دستگاه دیپلماسی بپرسید.
* کمی از مسائل روز و سیاست خارجی فاصله بگیریم. شما اکنون در لندن ساکن هستید و مطمئنا تحولات ایران را رصد می کنید. در این اواخر کدام حادثه شما را ناراحت کرده است؟
** خیلی خبرها از ایران می رسد که ناراحتم می کند (با خنده)، بخش هایی از عقب افتادگی ایران و اخبار مرتبط با این موضوع ناراحتم می کند و بیشترین ناراحتی من مربوط به وضع اقتصادی ایران و معیشت مردم است. همینطور بیکاری جوانان و مشکلات اخلاقی که وجود دارد من را بسیار آزرده خاطر می کند . همین آقایان که متولی امور فرهنگی کشور هستند باید جوابگو باشند. این بی حجابی هایی که در سطح جامعه وجود دارد مقصر آن جوانان کشور نیستند بلکه متولیان فرهنگی جامعه در این زمینه مقصرند.
* شما با اینگونه صحبت ها متهم به سیاه نمایی علیه کشور نمی شوید؟
** وقتی مقام معظم رهبری تاکید می کنند «عدالت مطلقا وجود ندارد و من اصلاراضی نیستم» این شرایط نشان می دهد رهبری از وضع معیشتی مردم دل شان خون است. نظر ایشان این بوده که تضاد طبقاتی در جامعه نباشد و بیکاری ریشه کن شود ولی الان ما یک ارتش بیکار در کشور داریم. بنده کاملامستحضر هستم که رهبری از وضع بیکاری جامعه ناراحت هستند. ما قرار بود در برنامه 20ساله در منطقه حرف اول را بزنیم ولی با این روش چهارم هم نیستیم و این برخلاف منویات رهبری است البته اینکه گفتم وضع حجاب نامطلوب است حل این معضل هم با بگیر و ببند و روش های فیزیکی نیست.
* آقای صفوی شما وقتی به ایران می آیید با شخصیت ها و مسوولان از جناح های سیاسی مختلف دیدار می کنید. اطلاق عنوان اصلاح طلب و اصولگرا برای شما بیشتر شباهت دارد...
** من خیلی دنبال اینگونه عناوین و مارک ها نیستم. من معتقدم کشور باید در چارچوب ارزش های انقلاب و اسلام اداره شود و ولایت فقیه و رهبری باید خط قرمز همه ما باشد و همه نیروهای سیاسی باید مرز خود را با براندازی معین کنند. اصلاح طلب باید معین کند اصلاح طلب است یا برانداز. اگر کسی گفت جمهوری ایرانی یعنی برانداز است. اصولگراها هم باید مرز خود را با متحجرین، انجمن حجتیه و طالبان مشخص کنند.
* چرا شما نمی گویید اصولگراها با براندازها مرز خود را مشخص کنند.
** چون برخی اصلاح طلبان مشخصا می گویند جمهوری ایرانی و علیه ولایت فقیه صحبت می کنند.
* چه کسانی می گویند جمهوری ایرانی؟ یعنی کسانی که در خیابان ها آمدند و شعار دادند، اصلاح طلب هستند؟
** آنها تحت عنوان جنبش سبز به خیابان ها آمدند.
رهبران اصلاحات باید مشخص کنند کسانی که می گویند جمهوری ایرانی و علیه رهبری سخن می گویند از ما نیستند. باید موضع گیری شفاف باشد. خیلی از دوستان را می شناسم که مقید به قانون اساسی هستند و به رهبری اعتقاد دارند. باید صریح در قبال این موضوعات موضع گیری کنند.
* رهبران اصلاحات بارها گفتند در چارچوب قانون اساسی و در خط امام فعالیت می کنند، آیا اتخاذ چنین مواضعی مرزبندی محسوب نمی شود؟
** بله، درست است. البته عالم سیاست به گونه یی است که باید موضع گیری به روز باشد. یک ضعف اصلاح طلبان این است که به صورت موزاییک هستند. اندیشه ها و حرف های مختلف در آنها وجود دارد. در اصولگراها هم این وضع وجود دارد. در اصولگراها مشخص نیست چه کسی اصولگراست؟ الان اصولگراها چند گروه شدند و علیه هم موضع می گیرند.
هر گروه و جنبشی باید یک برنامه مشخص داشته باشد که اکنون نه در اصلاح طلبان و نه در اصولگراها چنین برنامه یی وجود ندارد. در اصولگراها باید افراد معتدلی همچون آقای ناطق نوری و آیت الله مهدوی کنی محور باشند، نه تندروهایی که سابقه و تجربه یی ندارند و سوار موج شوند و رهبری جریان را بر عهده بگیرند.
* اصلاح طلبان البته می گویند در محدودیت بسر می برند و تریبون برای بیان مواضع خود ندارند.
** من فکر می کنم فضای سیاسی ایران به سمت گشایش بیشتر در حال حرکت است و برخی رسانه ها هم می توانند تریبون اصلاح طلبان باشند. من توصیه ام به صدا و سیما این است که تریبون را در اختیار یک جریان سیاسی قرار ندهد تا همه جریانات بتوانند نظرات و دیدگاه های خود را از طریق این رسانه به اطلاع مخاطبان برسانند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات