تاریخ انتشار : ۰۲ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۱:۳۲  ، 
کد خبر : ۲۲۴۴۴۷
آیت‌الله جوادی آملی:

اگر ظالم باشیم حرفمان بی‌اثر است


آیت‌الله جوادی آملی اظهار کرد: درباره جریان مهدویت اصل قاطع ما این است که هر گاه فریب و دغل و این گونه از مسائل پیدا شد، یقین داریم که ظهور نزدیک نیست. به گزارش ایسنا، این استاد حوزه در دیدار مدیران سازمان تبلیغات اسلامی استان تهران افزود: یکی از نام‌های قیامت «یوم‌الحسره» است. یوم‌الحسره بودن برای دیگران مشخص است برای اینکه بیراهه رفته‌اند اما برای ما که ان‌شاءالله امیدواریم در اثر پیروی از قرآن و عترت در راه باشیم، یوم‌الحسره به این معناست که چرا به مقام بالاتر نرسیده‌ایم.
وی ادامه داد: خیلی از بهشتی‌ها نیز حسرت می‌خورند که چرا به مقام بالاتر نرسیده‌اند. اینکه در قرآن کریم می‌فرماید اینها "غُرف مبنیه" دارند "غُرف مبنیه" بهشت نظیر برج‌های دنیا نیست. در برج‌های دنیا اگر کسی در طبقه پنج است می‌تواند به مهمانی همسایه طبقه شش، هفت یا هشت برود و آنان نیز می‌توانند به او سر بزنند اما در بهشت کسی که در یک غرفه از غُرف مبنیه است توان آن را ندارد که بالا برود.
جوادی آملی اظهار کرد: کسی که غُرف مبنیه است و می‌خواهد بالا برود، جلوی او را نمی‌گیرند اما او نمی‌تواند برود به دلیل اینکه او در دنیا نتوانست نماز شب خود را حفظ کند اما یک عده هستند می‌گویند "اگر سر برود سحر نرود" آنها تاب آن را دارند که هم بالا باشند هم "دان فی علوه عالٍ فی دنوه".
این مفسر قرآن کریم خاطرنشان کرد: گاهی شخصی کالایی را می‌فروشد یا فرشی یا ظرفی را می‌فروشد. همین که تبلیغ او در رسانه‌ها به سطح چشم و گوش مردم برسد کافی است چون آنها ظرفی را می‌خواهند که چشمشان بپذیرد. برهانی ندارند که به چه دلیل این ظرف خوب است، این رنگ خوب است. از آنها سوال بکنید که به چه دلیل رنگ این پارچه خوب است می‌گویند من پسندیدم. هر چه هم از آنها استدلال بخواهید می‌گویند خوشم آمد.
وی ادامه داد: این یک امر عقلی نیست که برهان اقامه کند که بنابراین تبلیغ کالا تا به سطح چشم و گوش خریدار برسد کافی است اما تبلیغ معارف تا به جان آنها نرسد باور نمی‌کنند. باور هم یک امر قلبی است امر قالبی نیست.
جوادی آملی یادآور شد: ما تا به درون جان مردم راه پیدا نکنیم نمی‌توانیم باور آنان را به دست بیاوریم. آنان ممکن است ساکت بشوند اما ساکن نمی‌شوند. آن سکینت و ثبات پیدا نمی‌شود و ایمان همان سکینه است که "انزَلَ السَّکِینَه فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِین".
این استاد حوزه افزود: قرآن کریم فرمود "وَقُل لَهُمْ فِی أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِیغا" نه "فی آذانهم و اسماعهم" سخنرانی کردن، کتاب نوشتن و درس گفتن به سطح گوش مردم می‌رسد اما برای اینکه به جان مردم برسد می‌گوییم چه کنیم. اگر مقدورمان نبود خدا دستور نمی‌داد، پس معلوم می‌شود راهی هست که ما با آن راه می‌توانیم به قلب مردم نفوذ بکنیم و آن از راه گفتن نیست، از راه سخنرانی نیست، از راه درس و بحث نیست، از راه کتاب نوشتن نیست.
این استاد جوزه تصریح کرد: اگر "الارواح جنودٌ مُجَنّده" اینجا هم که آمدند جنود مجنده هستند، دیگر نه این طوری که قبل از خلقت جنود مجنده بودند، الان اینجا هستند فاصله دارند این طور نیست پس اینکه گفتند حرف اگر از دل برخیزد در دل می‌نشیند برای اینکه دل‌ها واقعا هر دو مجردند هر دو از عالم ملکوتند هر دو با هم رابطه دارند حرف می‌تواند از قلب برخیزد به قلب، اگر از قالب برخاست به قالب می‌نشیند اگر از قلب برخاست به قلب می‌نشیند. فرمود: "قَوْلا بَلِیغا" آن وقت اینها باور می‌کنند. وقتی باور کردند چیزی نمی‌تواند آنها را از راه راست باز دارد.
جوادی آملی گفت: مطلب دیگر این است که ما مشغول کارهای اجرایی هستیم از خودمان غافلیم. این ابتلا برای همه ما هست، حال کسی به درس و بحث مشغول است، کسی به تالیف و تصنیف مشغول است اما بالاخره رسیدن به خود آدم این یک اصل است.
این استاد حوزه خاطرنشان کرد: وقتی به درون خودمان سری می‌زنیم می‌بینیم که یک سلسله حرف‌هایی را آیات قرآن کریم درباره درون ما دارد که کمتر روی آنها حساب کردیم. یک سلسله حرف‌ها را در حوزه‌ها می‌شناسیم و ظاهرا قابل فهم است، اگر اتحاد عاقل و معقول، اتحاد عالم و معلوم اینها را ما می‌فهمیم اتحاد عالم و معلوم را ما می‌فهمیم، مثلا کسی که به خودش علم دارد حضور ذات برای ذات است این معنا را ما می‌فهمیم که عالم و معلوم یکی است.
وی اظهار کرد: در جایی که انسان به خودش علم دارد اما اتحاد ظالم و مظلوم را ما واقع نمی‌فهمیم این یعنی چه؟ چون ظالم یعنی از مرز خودش تجاوز کرده، مظلوم یعنی محدوده او مورد تجاوز قرار گرفته. اینها حتما باید دو نفر باشند. اگر الف ظلم کرد یعنی از حد خودش خارج شد، عداوت را که عداوت می‌گویند یعنی تعدی کرد، باء اگر مظلوم شد یعنی حد باء مورد تجاوز قرار گرفت پس حتما ظالم و مظلوم باید دو نفر باشند. مثل خالق و مخلوق، محرک و متحرک، فاعل و قابل اینها الفاظی‌اند که دوتایی یک جا جمع نمی‌شوند بر خلاف عالم و معلوم، عالم و معلوم یک جا جمع می‌شوند اما ظالم و مظلوم یک جا جمع نمی‌شوند. این معنایی است که ما می‌فهمیم.
جوادی آملی گفت: قرآن کریم در خیلی از جاها دارد اینها به خودشان ظلم کردند. این یعنی چه؟ مگر ما چندتا خود داریم؟ آن ظالم چه کسی است؟ آن مظلوم چه کسی است؟ اگر به این درون سری بزنیم معلوم می‌شود ما چند لایه‌ایم. این چند لایه مثل اینکه یک کسی یک بخشنده‌ای به ما بگوید آقا این فرش برای شماست، ملک شماست ولی آن فرشی که دادم این امانت است، مواظب باشید به این امانت آسیب نرسد. پس دو چیز به ما داد؛ یکی را ملک ما کرد یکی را امانت ما.
این استاد حوزه اظهار کرد: خدای سبحان این شهوت را، این غضب را، در بخش انگیزه، آن وهم را، آن خیال را، در بخش اندیشه به ما داد، ملک ما کرد اما آن فطرت را به ما نداد که ملک ما باشد. آن را امانت به ما داد. فرمود مبادا به آن امانت آسیب برسانید. اگر این شهوت تعدی کرد، از جای خودش عبور کرد، از حلال گذشت، به آن امانت الهی آسیب می‌رساند. این است که فرمود: "وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلکِن کَانُوا أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُون" این، آن نفس دومی، لایه آن خود خود است، آن درون ما درون است، آن امانت خداست، برای ما نیست. اگر برای ما بود خب ما به او ستم می‌کردیم.
وی ادامه داد: معنای ظلم این است که از حدمان تجاوز کردیم. معلوم می‌شود آن برای ما نیست، آن امانت الهی است. در سوره مبارکه «بقره» دارد اینهایی که در ماه مبارک رمضان خلاف انجام می‌دهند "یَخْتَانُونَ أَنْفُسَهُمْ" به خودشان خیانت می‌کردند. معلوم می‌شود آن لایه دوم برای ما نیست. دیگر اگر آن لایه دوم برای ما باشد، خیانت نیست که ما در مال خودمان تصرف کرده‌ایم.
جوادی آملی اضافه کرد: آن امانت را اگر ما حفظ نکنیم، می‌شویم ظالم و خائن ولو مردم نمی‌دانند و به ما اقتدا می‌کنند و در فقه هم ما عادلیم برای اینکه ما معصیت نکردیم. فرض کسی بخیل است، خب بخیل زکاتش را می‌دهد اما آن وصف جود را ندارد. این بخل، ظلمی است اما ظلم است به آن لایه دوم یا کسی ترسوست و شجاع نیست، جبهه نرفته، آن شهامت را ندارد ولی بالاخره یک عدل ظاهری را دارد اما در این دید دقیق، او دیگر عادل نیست، برای اینکه این به امانت الهی ظلم کرده است. اگر ما ظالم باشیم، حرف ظالم اثر ندارد چون ظلم، گفتند ظلمات یوم القیامه است، تاریک است. یک آدم تاریک، سراج منیر نیست. در تاریکی تیر زدن به هدف نمی‌رسد.
این مفسر قرآن کریم ادامه داد: اگر کسی گفت آسمان بار امانت نتوانست، این برای آن است که این خلیفه‌الله است. این "وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُوحِی" است. یک وقت خواستند کعبه را با پوشش‌های پرنیانی و زربفت و ابریشمی زینت کنند، عده‌ای گفتند کعبه را که نمی‌شود زینت کرد. آخر زینت کعبه چیز دیگر است. سنایی می‌گوید که «کعبه را جامه کردن از هوس است» خب دنبال چه چیزی هستید می‌خواهید ابریشم کنید «یای بیتی جمال کعبه بس است» کعبه یک زینت دارد و آن یاء بیتی است که خدا فرمود: "طَهِّرَا بَیْتِیَ" همین. شما می‌خواهید با ابریشم کعبه را زینت کنید، این نمی‌شود.
جوادی آملی گفت: کعبه یک زینت دارد، آن هم یاء بیتی است. همین یاء بیتی را ذات اقدس الهی به ما هم داد.
وی در بخش پایانی سخنان خود تصریح کرد: اصل قاطع ما این است که هر وقت فریب و دغل و این گونه از مسائل پیدا شد، یقین داریم که ظهور نزدیک نیست. چرا؟ برای اینکه حضرت وقتی ظهور می‌کند که عقل مردم بیاید بالا. مگر مردم را با کشتن اصلاح می‌کند؟ در روایات ظهور حضرت هست که «وضع الله یَدهُ علی رئوس الأعلام فَیَکْمُل بها عقولهم» به برکت حضرت، دست روی سر مردم کشیده می‌شود، فهم و عقل مردم می‌آید بالا. الان اگر حضرت ظهور بکند، هفت میلیارد بشر مگر اینها را می‌کشد؟ بر فرض چهار میلیارد را بکشد، سه میلیارد دیگر باز دست به ترور و جنگ و اینها می‌زنند. مگر با کشتن، جهان اصلاح می‌شود؟
جوادی آملی اضافه کرد: اولین نشانه اینکه ظهور نزدیک نیست، همین فریب است. روایت دارد وقتی حضرت ظهور می‌کند عقل مردم می‌آید بالا. حضرت 313 شاگرد مثل امام دارد. با این جهان را اصلاح می‌کند نه با شمشیر، نه با کشتن. بله، چند نفری اگر مزاحم بودند آنها مورد جهاد قرار می‌گیرند اما در زمان حضرت «وضع الله یَدهُ علی رئوس الأعلام فَیَکْمُل بها عقولهم» عقل مردم می‌آید بالا، آن وقت مردم عاقل را اداره کردن سخت نیست.
این استاد حوزه افزود: الان شما ببینید خاورمیانه روزانه کشتار است. اگر همین مردم عاقل بشوند، اداره هفت میلیارد آدم عاقل هم با داشتن 313 شاگرد مثل امام سخت نیست. عقل مردم بالا آمده، معاونان و مدیرانی مثل امام (ره) هستند، خب آسان است دیگر. بنابراین این در اذهان شریف آقایان باشد که با فریب و امثال ذلک هرگز نمی‌شود با جریان ظهور مواجه شد. ما نمی‌دانیم ظهور الان است، مثل قیامت، الان است، یک لحظه بعد است، یک سال بعد است، این را هیچ‌گاه نمی‌دانیم. ما همیشه باید آماده باشیم اما با این علامت تعیین کردن، آدم می‌فهمد درست نیست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات