* این موضوع کارت زرد مقام معظم رهبری که شما در مورد عدالت مطرح کردید به چه معنایی است؟به نظر میرسد کمکم کارت قرمزهایی نیز در راه است...
** مقام معظم رهبری گفتند که وضعیت عدالت با آنچه نظام مورد نظر دارد فاصله داشته و شرایط مطلوب نیست. من این را به عنوان یک کارت زرد برای مسئولان نظام تلقی میکنم زیرا رهبری معظم به عنوان داوری منصف نسبت به رفتار قوا و رصد کردن اقدامات مسئولان و به عنوان کسی که باید به رفتار آنها امتیاز دهد، در موردشان اظهار نظر میکند. اظهار نظر رهبری و تأکیدات ایشان به نوعی مجوزی برای رفتار مسئولان است.
* بنابر این ایشان از شرایط «عدالت» در کشور راضی نیستند.
** بله، در صحبتهایشان فرمودند که از موضوع پیاده کردن عدالت در کشور راضی نیستند و مسئولان را مورد هشدار قرار دادند. البته کارت زرد در مدیریت داور برخی مواقع برای ایجاد روانی در بازی است. در واقع رهبری انقلاب با این هشدارجدی، مسئولان را به نوعی ترغیب کردند که مسئله عدالت را به عنوان مسئله فراگیر اجتماعی به گونهای ببینند که ظرفیتهای نظام تقسیم نشود. اختلاف سلیقهها و برداشتهای شخصی نباید جای تحلیل نظام را بگیرد. تحلیل نظام بهعنوان شاخص مطرح است و آن موقع ظرفیتهای مسئولان و مردم همافزایی میکنند و فاصلهها را برای رسیدن به هدف مشترک و چشمانداز روشنی که نظام تبیین کرده است، فراهم میآورد.
* مسئولان برای ایجاد این همافزایی چه باید بکنند؟
** کسانی که در عرصه مسئولیت هستند باید از تحلیلهای شخصی دوری کنند تا بتوانند فرصتهای آینده را به سمت عدالت مورد نظر نظام و انقلاب بر دارند و با این هشدار همافزایی نظام را بیشتر کنند.
* فکر نمیکنید این بخش عدالت از سوی برخی از گروهها مصادره شده است؟
** بله، همینطور است و من قبول دارم که بحث عدالت، آزادی و استقلال که شعارهای ملی و انقلاب اسلامی بود در فرازها و عرصههای مختلف به نوعی به مصادره جریانات سیاسی درآمد و هر یک نیز آسیبهایی جدی را به مطالبات انقلاب وارد کردند. البته میپذیرم که موضوع عدالت نیز به نوعی مصادره جریانی شده است که مدعی گفتمان انقلاب اسلامی بود و این شعار را مبتنی بر مطالبه انقلاب اسلامی مطرح کرد.
* میگویید جریانی که مدعی عدالت بوده است! یعنی این جریان درحال حاضر مدعی عدالت نیست یا نتوانسته است این عدالت را به خوبی پیادهسازی کند؟
** با نفوذی که جریانات انحرافی تلاش کردند در دولت و جریان اصولگرا داشته باشند، متأسفانه این موضوع از آن فراگیری خارج شده و با نگاه ابزاری به عدالت نگاه میشود. عدالتی که باید توسعه ایجاد میکرد، آستانه تحمل اجتماعی را بالا میبرد و فرصتهای مناسب و برابر را برای همه و زمینههای شکوفایی و استعدادیابی جامعه را فراهم میکرد برای اهداف و نیات خاص سیاسی یکسری، منحرف شد. من فکر میکنم این لطمه بزرگی به شعار بزرگ انقلاب است.
* برای درمان این لطمه بزرگ دراین شرایط باید چه کرد؟
** باید با درایت و تذکرات رهبر معظم انقلاب این نگاه محدودنگر و خاص سیاسی به عدالت از این شرایط خارج شود و عدالت در جایگاه اسلامی و درست و ملی خودش و حول محور مسئولان قرار بگیرد.
* به نظر شما چه شده که پرچم اصولگرایی به دست جریان انحرافی افتاده است؟ با حرف و مصاحبه نمیتوان درایت جامعه را نادیده گرفت. برای مردم واقعاً شگفتآور است که چطور یک جریان به این حد قدرتمند و بارز در میان یکی از شاخههای قدرتمند نظام نفوذ میکند و کسی هم نیست که با این جریان به اصطلاح مبارزه کند؟ هر روز هم اخبار زیادی مبنی بر سوء استفادههای مالی این جریان به راحتی منتشر میشود.
** اولاً که من به هیچ عنوان نمیپذیرم که پرچمداری اصولگرایی را جریان انحرافی داشته یا دارد. جریان انحرافی فقط تلاش میکند که این کار را انجام دهد. مردم در زمانهای مختلف نشان دادهاند که اصولگرایی را خوب میفهمند و رصد میکنند و شما در انتخابات سوم شورا که جریان انحرافی سفره خودش را از اصولگرایی جدا کرد، دیدید که با چه شرایطی روبهرو شد. این جریان با همه ظرفیت به انتخابات آمد، اما کمترین نمره را از مردم گرفت. من فکر میکنم مردم نشان دادند که تفاوت زیادی میان اصولگرایی و شعارگرایی توسط برخی جریانات سیاسی وجود دارد و به همین دلیل نمیتوان گفت که اصولگرایی پرچمدار این جریان بوده است. آنها فکر میکردند که با حذف همه رقبا و حتی تشکلهای داخل جریان اصولگرایی، نه فقط میتوانند پرچمداری کنند بلکه تنها پرچمدار این جریان باشند. گروه انحرافی تمامیت خواه و انحصار طلب بوده و هست و به نوعی هیچ جریان غیر خودش را بر نمیتابد.
* قصه برچسبزدنها و اتهامات نیز از همین جا ناشی میشود، درست است؟
** بله، این جریان به خاطر انحصارطلبی تلاش کرده که همه عناصر مؤثر اصولگرایان را با انوع و اقسام تخریبها و برچسب زدنها از عرصه خارج کرده و خودش را به عنوان تنها جریان اصولگرا مطرح کند. آنها در این اواخر پا را از این هم فراتر گذاشته و حتی عبور از جریان اصولگرایی را نیز مطرح کردهاند و همین مسئله نیز عامل مفتضح شدنشان شده است. یعنی توهم آنها را گرفت و گفتند که ما در انتخابات آینده با اصولگرایان رقابت میکنیم یعنی خودشان را فرا اصولگرایی میدیدند و معتقد بودند که دیگر اصولگرایی جریان غالب و مورد مطالبه مردم نیست که البته جریان زنده اصولگرایی این انحرافات را تشخیص داده بود.
* این تشخیص از چه زمانی اتفاق افتاد؟
** از همان ابتدا این جریان و انحرافات آن تشخیص داده شد. اگر شما به جریانات پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم نگاه کنید، شاهد فراز و فرودهای داخل جریان اصولگرا خواهید بود. مراجع، روحانیت معظم و جریانات منتقد حامی دولت در حالی که خدمات دولت را به شدت تأیید میکردند اما هشدارهای لازم را نیز در مورد رشد و بروز جریانات انحرافی میدادند و من فکر میکنم همین روشنگریها باعث شدکه در شورای سوم مردم به آنها رأی ندهند و به سادگی آنها را کنار بگذارند. در واقع جریانی که احساس میکرد قدرت بلامنازع در عرصه سیاسی است، در مدت کوتاهی توسط مردم طرد شد.
* خلأهایی که باعث به قول معروف لو رفتن این جریان شد چه مسائلی بود؟
** آنها با مصادره شعارهای انقلاب و آرایشی که برای خودشان ساخته بودند، فرای آنچه واقعاً هست را به مردم نشان میدادند. تعبیری از اینکه میگویند نان اصولگرایی را میخوردند ولی تیشه به ریشهاش میزدند. به همین علت زمان لازم بود تا مردم میان دولت خدمتگزار و نیروهای عظیم خواهان خدمت در دولت با جریان انحرافی فاسد و منحطی که به دنبال مصادره قدرت و ثروت هستند و میخواهند با الحاق آنها به هم تولید قدرت سیاسی کنند تفکیک قائل شوند. مردم درحال حاضر نیز با همین نگاه برخورد میکنند و ما همچنان امیدوار هستیم عناصری که امروز در جبهه خدمتند متوجه این مسئله باشند و فریب این جریان را نخورند.
* جریان اصولگرا در هفتههای اخیر برای وحدت اقدامات زیادی داشتهاند اما به نظر میرسد موفقیت چندانی کسب نکردهاند. بسیاری معتقدند که جریان انحرافی در این میان نقشآفرینی منفی داشته است. شما در این زمینه چقدر با این تحلیل موافق هستید؟
** در همین دوران که برای انتخابات مجلس نهم این گروه سه نفره تشکیل شده و تلاشهای زیادی برای وحدت میکردند همین جریان انحرافی مدعی، ساز تفرقه و تشتت زدند و گفتند که سبد رأی ما پر است و نیازی به وحدت وجود ندارد.
* وحدت از دیدگاه این جریان چیست؟
** جریان انحرافی وحدت را به معنی پیروی از خودشان تلقی میکردند و میگفتند هر کسی میخواهد سهمی از قدرت داشته باشد باید از ما پیروی کند. به همین دلیل در شورای سوم که برای وحدت تلاش زیادی صورت گرفت آنها با همین نوع جهتگیری که سبد آرای ما مالامال است و نیازی به وحدت با کسی نداریم، ساز استقلال زده و با انتشار لیست جداگانهای موجب ایجاد تفرقه درجریان اصولگرا شدند. اما جریان اصولگرا لیست واحد و مستقلی را در مقابل این تشتتها و وحدت گریزیهای این جریان انحرافی که تحت عنوان حامیان دولت بودند، ارائه کردند که موجب اقبال مردم شد. از آن جریان نیزبه جز دو یا سه نفرمانند خواهر رئیسجمهور که خارج از این نگاه بود، کسی نتوانست حائز آرای مردم شود. شورای سوم شاخص بسیار مطمئنی بود که نشان داد جریانات ضد وحدت که بخواهند در داخل جریان اصولگرا ساز تفرقه به وجود بیاورند مطرود مردم خواهند بود.
* گویا این مسئله برای سران جریان انحرافی درس عبرتی نشده است و باز هم برای انتخابات آتی برطبل خودمداری میکوبند.
** بله و به همین دلیل نیز شروع به زمینهسازی برای انتخابات بعدی کردند تا به تعبیری قدرت را مصادره کنند. حتی ما خبر داریم که این گروه به اصطلاح انحرافی تا 150 نفر لیست مجلس را نیز بسته و امکانات لازم را برای پشتیبانی مالی برای آنها فراهم کرده بودند. جریان انحرافی در گرفتن قدرت از این طریق مصمم بودهاند و تحلیل آنها این بود که در این عرصه پیروز هستند و به همین خاطر بدون هیچ ملاحظهای اعلام کردند که در انتخابات آینده نه در کنار اصولگرایان بلکه در مقابل آن به رقابت سختی خواهند پرداخت.
* بسیاری از نمایندگان فعلی مجلس هشتم در مجلس بعدی مدعی هستند و احتمال رأیآوری دارند. این 150 نفر در مقابل 320 نفر کرسی مجلس رقم قابل توجهی است، آیا این جریان در داخل مجلس فعلی نیز موفق به عضوگیری شده است؟
** نه، اینطور نیست. آنها به دنبال این هستند که با برنامهریزی در جهت استفاده از امکانات موجود برای رأیآوری این لیست 150 نفره تلاش کنند. حتی گفته شده بود که مسئولان دستگاههای اجرایی از این لیست حمایتهای لازم را انجام دهند تا آنها بتوانند در انتخابات آینده مجلس رأی بیاورند. افرادی که در مجلس همراه صددرصد آنها باشند بسیار کم هستند و به همین دلیل بقیه را از غیر از مجلس بسته بودند. البته این مسئله به معنی اکتفای این افراد بر روی 150 نفر نیست.
* این جریان در حال قدرتگیری است یا در حال حاضر قدرتمند است؟
** اینها توهم قدرت دارند. یکی از موضوعاتی که هم جریان نفاق را در اول انقلاب و هم جریان فتنه را در سال 88 و هم جریان انحرافی را در حال حاضر به خود مشغول کرده است، همین «توهم» قدرت بالاست که باعث شده منافقین دست به مبارزات مسلحانه با نظام بزنند و با جبهه متحد ضد انقلاب کنار هم بنشینند و احساس کنند که میتوانند نظام را بشکنند. در واقع همین توهم قدرت در جریان انحرافی باعث شده که آنها فکر کنند میتوانند به تمامی نیات خود برسند. جالب است که همین توهم کار را خراب کرد و باعث شد که تدبیرشان را شتاب زده طراحی کرده و با اعلام زودهنگام نیات، زمینه را برای افشای چهره واقعیشان فراهم کنند.
* آقای سروری گویا در این اواخر پیگیریها و ارتباط اعضای کمیته سه نفره با جامعتین منجر به نتایجی شده است؟
** بله، سه نفر عضو کمیته پیگیری بسیاری داشتند که از علما و شخصیتهای اثر گذار، در این جمع استفاده شود و تا جایی که من اطلاع دارم به این ترکیب، دو نفر به نمایندگی از جامعه روحانیت و دو نفر از اعضای جامعه مدرسین اضافه شدهاند. اضافه شدن چهرههایی از همه طیفهای اصولگرا افزایش اعتماد جریانهای اصولگرا را به این کمیته افزایش میدهد.
* حضور جریان انحرافی لطمهای به این مسائل نمیزند؟
** خیر، زیرا جریان انحرافی در گذشته مانع بزرگی بود که تلاش میکرد دایره اصولگرایی را تنگ کند، اما با توجه به کنار رفتن جریان انحرافی، نگاه کنونی طیف اصولگرا موسع است و حذف جریان انحرافی مسیر را برای وحدت اصولگرایان هموار کرده است. در واقع ملاک برای اصولگرایان منتقد بودن یا نبودن نیست و اگر بخواهیم اصولگرایان را اینگونه تقسیمبندی کنیم، خودش یک انحراف است. ما معتقدیم که شاخصهای اصولگرایی و تبیین فرآیند و مدلسازی که بتواند سلایق را جمع کند مهمترین وظیفه کمیته منتخب اصولگرایان است. ما در دوره قبل کمیته منتخب 5+6 را داشتیم که مدل 5+6 را طراحی و شاخصها را معرفی کرد و توانست راهکاری را برای برون رفت از فضای آن زمان ایجاد کند. تلاش این کمیته 15 نفره در نظر گرفتن فضای کلی اصولگرایی است که به نظر میرسد نگرانی درباره قرار نگرفتن برخی طیفها و در نهایت دو لیستی شدن اصولگرایان با تشکیل این کمیته رفع شود.
* دولت نهم و شخص رئیسجمهور در ابتدا بسیار مورد توجه علما و روحانیون بود و در مورد دولت به غیر از تأیید و تشکر مطلبی را از ناحیه آنها نمیشنیدیم و اگر مطلبی شنیده میشد بسیار ضعیف بود، ولی در حال حاضر چندان رابطهای میان آنها و دولت برقرار نیست و بسیاری از سفرهای رئیسجمهور هم به قم یا نواحی به این شکل لغو میشود که البته ممکن است تصادفی باشد. به هر حال نوعی سردی در روابط با علما هست. دلیل این احساس رابطه سرد روحانیون و مراجع با دولت چیست؟
** اولاً مراجع، علما و روحانیت در تمامی دوران پس از انقلاب یک دید بزرگمنشانه به جریانات داشتند و خود را در حد یک جریان سیاسی هرگز تنزل ندادند. درعرصه دولت نهم و دهم هم به همین شکل بوده و علما نسبت به رفتارهای غلط دولت مواضع شفافی را اتخاذ میکردند که شاهد این ماجرا به طور مثال بحث ورود خانمها به استادیومها در اوایل دولت نهم بود. این که تحلیل یا مستنداتی مبنی بر حمایت مراجع از دولت نهم بیش از دولتهای دیگر وجود داشته باشد را تأیید هم نمیکنم. مراجع تا به حال اقدامات مثبت دولتها را تأیید و اقدامات منفی را مشفقانه مورد نقد قرار دادهاند. اما بعد از اینکه اخیراً دست جریان انحرافی و نیات داخلی آنها روشنتر شد، مراجع نگرانیها و دغدغههایشان را به صورت شفاف مطرح کردند و به هیچ وجه اینطور نبوده که به دولت نهم و دهم نگاه خاصی وجود داشته باشند. معیارهایی وجود دارد که خدمات را از انحرافات و رفتارهای غلط جدا میکردند.
* اما این سردی در روابط دولت و علما کاملاً محسوس است. مردم توقع دیگری داشتند اما...
** قبول دارم. آقای احمدینژاد با عنوان و شعار بزرگ ولایتمداری براساس منویات رهبری ازجمله سادهزیستی و سفرهای استانی درعرصه انتخابات شرکت کرده و این قبیل اقدامات مورد تأیید رهبری و همچنین مردم بود. اما برخورد بهتانگیز اخیر رئیسجمهور باعث ایجاد نگاه خاصی در مردم نسبت به احمدینژاد شد. حرکت خانهنشینی ایشان در شرایط بسیار حساسی که کشور نیازمند به پوشش امنیتی فراگیر بوده و امریکا تلاش میکرد تحولات را از درون کشورهای حامی خودش به داخل کشورهای انقلابی یا حامی انقلاب به قصد تخریب و اعمال تروریستی منتقل کند کار بسیار غلطی بود. از طرف دیگر نیز کارنامه درخشان وزیر اطلاعات در مورد دستگیری عوامل ترور ناجوانمردانه دانشمندان هستهای ایران یا جریان اخیر آقای مدحی و مسائلی از این دست، وجهی برای جابهجایی، استعفا یا عزل به جا نگذاشته و حتی نشاندهنده این نکته مهم است که وزارت اطلاعات به چابکی و وضعیتی تقریباً مورد قبول رسیده است.
در این شرایط دستزدن به جایگاه وزیر اطلاعات آن هم با این شکل غیرقابل توجیه که رهبری برای تعدیل این موضع تلاش میکند، موجبات گلهمندی مردم را فراهم آورده و شاید یکی از دلایلی که سفر قم رئیسجمهور تا به حال انجام نشده، این است که مردم نمیتوانند رفتار بد ریاست جمهور را در خانهنشینی چند روزه بپذیرند.
* در این شرایط رئیسجمهور باید چه کاری انجام دهد. به هر حال چنین وضعیتی در صورتی که به همین شکل به وجود آمده باید تمام شود.
** آقای احمدینژاد باید مسائل به وجود آمده را جبران کرده و پایبندی خود را به ولی فقیه و ولایتپذیریاش را به صورت عملی نشان دهد تا این نگرانی و دغدغه مردم رفع شود.
* دقیقاً چه کاری باید انجام شود؟
** رفتار درست.
* اما ایشان پس از بازگشت از خانهنشینی در اولین جلسه هیئت دولت در خصوص الزام به ولایت فقیه تأکید کردند. اما در مورد موضعشان در مقابل جریان انحرافی و لیدر این جریان همچنان تأکید به سکوت میکنند.
** رفتار رئیسجمهور آینده روابط ایشان را با مردم مشخص میکند. به هر حال مردم دلداده رهبری هستند و درعرض این 33 سال نیز با تمام سختیها و رشادتها پای همه سختیها ایستادهاند تا ولایت فقیه استوار باشد. مردم ما حاضر نیستند که با هیچ چیزی ولایت فقیه را معامله کنند زیرا این جایگاه حاصل خون شهدای ماست. چهارده قرن خون دل و خون انسانهای پاک که هر کدامشان یک ملت بودهاند، پای این درخت شریف ریخته شده است. این مسئلهای نیست که مردم بخواهند از آن بگذرند و دلیل دلخوری مردم از رئیسجمهوری در همین مواضعی بود که ایشان در عدم تبعیت از ولایت فقیه از خود نشان دادند. اگر این جریان انحرافی که امروز مطرود ملت و مراجع هستند و ملت به هیچ عنوان وجه مشترکی بین خود و این جریان نمیبیند، بخواهند در اطراف رئیسجمهور جمع شوند و نیات غیر مشروع خود را از طریق وی به انجام برسانند، قطعاً مورد نگرانی مردم واقع خواهند شد.
* اگر بخواهید به عملکرد دولت چه در شرایط فعلی و چه در شرایط قبلی نمره دهید، به دولت چه نمرهای تعلق میگیرد؟
** من به سهم خودم نمره خیلی خوبی پس از اتفاقات اخیر به رئیسجمهور نمیدهم. من معتقدم با توجه به سابقه ولایتمداری و ادعای بزرگی که در بحث ولایتمداری نشان دادند توقع این بود که پس از آشکار شدن نیات جریان انحرافی و برخی از موضوعاتی که رسانهای هم شدند، با این جریان برخورد کنند. مردم انتظار بیشتری از رئیسجمهور داشتند و البته همچنان منتظرند که ایشان با رد جریان انحرافی در مسیر خدمت باقی مانده و انشاءالله کارنامه درخشانی از مدیریت کشور و سادهزیستی از خود به جای بگذارد.
* در حال حاضر کارنامه دولت را موفق و درخشان نمیبینید؟
** ما فکر میکنیم جریان انحرافی تمامی آثار مثبت کارهای دولت و سادهزیستی آن را از میان میبرد و میتواند برای کشور و شخص رئیسجمهور بد باشد و متأسفانه تا به حال دکتر احمدینژاد خط خود را کاملاً از جریان انحرافی تفکیک نکرده است.
* کانال اصلی ارتباطی وزیر اطلاعات با کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس است. شما شفاف و صادقانه وضعیت وزیر در موضوع اختلاف نظر با رئیسجمهور را روایت کنید.
** من فکر میکنم مطالب کافی گفته شده و بیش از این هم صلاح نیست که گفته شود. کمیسیون امنیت ملی مجلس کارنامه وزیر اطلاعات را موفق میداند و اعتقاد دارد که استمرار خدمت ایشان همچنان لازم است و دلیلی برای قطع خدمات ایشان وجود ندارد. البته کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس حمایت قاطعی را از استمرار خدمات آقای مصلحی داشته و به دنبال این است که زمینه را برای اقدامات مؤثرتر این وزارتخانه فراهم کند. احساس ما این است که فرایند مطلوبی در جهت همافزایی سیستمهای امنیتی کشور در مواجهه با مسائل امنیت شکل گرفته است. تضعیف این جریان مطلوب نیست و ما فکر میکنیم استمرار و بقای حرکت ایشان انشاءالله میتواند در آینده آثار مثبتتری نیز از خود نشان دهد که ما شاهد پیامدهای مثبت آن در داخل و خارج از کشور تا به حال بودهایم.
* مسئله برنامهریزی در حوزه عفاف و حجاب را چطور ارزیابی میکنید؟آیا برنامهریزیها در این حوزه رضایتبخش بوده است؟
** حجاب منبعث از ارزشهای ملی جامعه ماست که متأسفانه انقلابی به این وسعت دربیان مسئله حجاب و عفاف عملکرد مطلوبی نداشته است و اختلاف نظرها در این عرصه غالب بودهاند. اکثریت قاطع جامعه ما که این مسئله را ارزشی و متصل به شریعت میدانند با برخی از افراطها و تفریطها به این حوزه ضربه زدهاند. وقتی ما از مردم میخواهیم که حجاب را رعایت کنند باید یک صدا در جامعه وجود داشته باشد که اولاً ما حجاب را چه میدانیم و ثانیاً کف حجاب و سقف آن چیست. در جامعه سقف حجاب برای افراد کاملاً متدین است، اما کف حجاب به عنوان یک مطالبه ملی است که براساس ارزشهای اسلامی تعریف و تبیین میشود. حجاب در یک حداقلی که نیازها را تأمین میکند به عنوان کف جامعه میتواند نقطه مشترک ملی باشد و از آنجا تلاش شود که سطح حجاب در جامعه از کف به سقف آورده شود که البته فرآیند آن باید کاملاً فرهنگی باشد. تفکیک این دو حوزه بسیار متفاوت است.
یعنی حرکت ما از کف تا سقف باید فرهنگی باشد اما در کف هم فرهنگی و هم امنیتی و هم انتظامی مورد نظر قرار بگیرد، زیرا با قانون و ارزشهای جامعه نمیتوان بازی کرد. گاهی این حوزهها خلط میشوند و موقعی سطح نگاه اجتماعی را به سقف میبریم که جامعه توان تحمل آنها را ندارد و واکنش نشان میدهد. گاهی نیز کف این مطالبه را صرفاً فرهنگی تعریف میکنیم و میگوییم که مردم جامعه باید حجاب داشته باشند که این هم درست نیست. سؤال این است که مدارس، آموزش و پرورش، دانشگاهها و مراکز پژوهشی ما تا چه اندازه در این باره کار مؤثر انجام دادهاند؟ ما در مورد مسئله حجاب تا چه حد ایجابی و تا چه اندازه سلبی برخورد کردهایم؟ اینها موضوعات مهمی است و از این جهت فکر میکنم در این حوزه مشکلات اساسی وجود دارد که باید به یک نقطه نظر مشترک در بین همه مسئولان مرتبط با این موضوع رسید.