تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۷:۵۵  ، 
کد خبر : ۲۲۴۴۶۱
در پی نامه سرگشاده به آیت‌الله مصباح یزدی مطرح می‌شود:

14 پرسش کلیدی از آقای حجتی کرمانی


مهدی جم
هجمه سیاسی و رسانه‌ای به آیت‌ا... مصباح، پدیده جدیدی نیست. اصلاح‏طلبان از آن هنگام که احساس کردند ایشان در مقابل «التقاط و انحراف فکری» آن‌ها، صف‌آرایی شجاعانه و شفاف کرده و به هیچ رو، قصد عقب‌نشینی و مدارا ندارد، همواره دست به «ترور شخصیت» ایشان زده و به هر مناسبتی، انواعی از تهمت و افترا را بر ایشان روا داشته‌اند.(1)
چندی پیش «حجت‌الاسلام‌و‌المسلمین حجتی کرمانی- که سابقه چند جلسه مناظره تلویزیونی با آیت‌ا... مصباح را در کارنامه فکری خود دارد(2) و شاید هم‌چنان از شکست خود در آن مناظره، تلخ‌کام و آزرده دل است، طی نامه‏ای سرگشاده به جناب آیت‌ا... مصباح، ایشان را به دلیل دفاع از دکتر احمدی‏نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سالهای 1384 و 1388، سرزنش کرد. جوهر و گرانیگاه نامه آشفته و نامسنجم ایشان دربردارنده استدلال زیر است:
مقدمه اول: آیت‌ا... مصباح در جریان انتخابات ریاست جمهوری سالهای 1384 و 1388 از دکتر احمدی‌نژاد دفاع کرده است.
مقدمه دوم: امروز ضعفها و انحرافها و ناکارآمدیهای دکتر احمدی‌نژاد بر همگان روشن و اثبات شده است.
مقدمه سوم: اصلاح‏طلبان از وجود چنین ضعفها و انحرافها و ناکارآمدیهایی در تفکر و شخصیت دکتر احمدی‏نژاد مطلع بودند و یا تحقق آن‌ها را در آینده، پیش‌بینی می‌کردند و از این‏رو، او را برنگزیدند.
نتیجه: حمایت و دفاع آیت‌ا... مصباح از دکتر احمدی‏نژاد، خطایی آشکار و پرهزینه، و مخالفت اصلاح‏طلبان با احمدی‏نژاد، تصمیمی صواب و مدبّرانه بوده‌است.
برای ابطال این استدلال، پرسش‏هایی را- که البته پاسخ‏های شفاف و نمایان دارند- مطرح می‏کنیم و امیدواریم ایشان که زحمت «نامه‏نگاری سرگشاده» را به خود داده‏اند، از «پاسخ‏گویی منطقی» به پرسشهای معطوف به نامه یاد شده، شانه خالی نکنند و نشان بدهند که صرفاً «مقاصد خاص سیاسی» یا «اغراض شخصی» را دنبال نکرده‏اند و تنها در جستجوی «حقیقت» هستند.
1. بر فرض که هر آنچه درباره ضعف و سستی و انحطاط دولتهای نهم و دهم نگاشته‏اید، صحیح و صواب باشد؛ اما آیا از این یافته، «برتری» شخصیتهای مقبول شما- که طبق نوشته خودتان آقایان هاشمی و خاتمی و سایر اصلاح‏طلبان هستند- به اثبات می‏رسد؟! شما کدام ضعف و انحراف و نقص را در «دولت احمدی‌نژاد» و در شخص او سراغ دارید که در «دولت سازندگی» و «دولت اصلاحات» نبوده باشد؟!
فراموش کرده‌اید که مردم طمع تلخ «تورم 50 درصدی» را در دولت هاشمی چشیده‌اند! «برخوردهای آمرانه و تحکّم‌آمیز» مدیران عالی و میانی دولت سازندگی را با مردم به یاد ندارید که سبب‌ساز شکل‌گیری شکاف دولت و ملت در انقلاب شد؟! «اشرافیت» و «ثروت‌اندوزی» و«مسابقه رفاه‌طلبی» میان مسؤولین در چه دولتی پا‌گرفت؟! «کرباسچی» و پدیده‏های دیگر از این دست در چه دولتی رشد کردند و ننگ «فساد اقتصادی» را به پیشانی نظام اسلامی چسباندند؟!
از دولت خاتمی و اصلاح‏طلبان بگویم. آیا مشاور عالی خاتمی از «واتیکانیزه کردن ولایت فقیه» سخن نگفت؟ آیا روزنامه‏نگار اصلاح‏طلب مدعی نشد که باید امام خمینی(ره) را به «موزه تاریخ» سپرد؟ آیا امام حسین(ع) در روزنامه‏های زنجیره‌ای به «خشونت‏گرایی» متهم نگردید؟! آیا فعالان فکری اصلاح طلب، به صراحت از «سکولاریسم» سخن نمی‏گفتند؟! «ولنگاری اخلاقی» و «آزادی اباحی‏گرانه» به دست وزیر ارشاد وقت (عطاءا... مهاجرانی) پایه‌گذاری نشد؟!(3) «فتح سنگر به سنگر»، «فشار از بالا، چانه زنی از پایین»، «عبور از حاکمیت» و تاکتیک‏ها و شعارهای شرم‏آور دیگری از این دست در اتاق فرمان جریان اصلاحات طراحی نشدند؟! «فرمان هشت ماده‏ای مقام معظم رهبری در زمینه مبارزه با مفاسد اقتصادی» در زمان چه دولتی صادر شد؟! اگر مفاسدی در سطح مسؤولان و مدیران دولتهای سازندگی و اصلاحات وجود نداشت و یا دست‌کم آن‌ها خود در پی رفع فساد برمی‌آمدند، چه دلیلی برای «ورود مستقیم مقام معظم رهبری» به این عرصه وجود داشته است؟! آیا «ایران برای همه ایرانیان»(4) و «جمهوری ایرانی»، صورتی دیگر از ملّی‏گرایی‌ای نیست که اسفندیار رحیم مشایی آن را در قالب «مکتب ایرانی» تبلیغ می‏کند؟! «تحصن نمایندگان مجلس ششم» که یک چالش سیاسی برای نظام اسلامی رقم زد را که فراموش نکرده‏اید؟! دکتر احمدی‏نژاد را به دیکتاتوری متهم می‏کنید، محتوای «لوایح دوقلوی خاتمی» را نیز مطالعه کنید تا دریابید «دیکتاتوری شخص رئیس جمهور» در چه زمانی مطرح شد و خاتمی چگونه قصد داشت کلّیت نظام و حکومت را به تصرّف خود درآورد!(5) دوست دارید از چندین نفر از «مدیران و فعالان سیاسی اصلاح طلب» نام ببرم که امروزه رسماً به «سرویسهای سیاسی امریکا و انگلیس» پیوسته اند و آشکارا و بی‏پروا، «ضدّانقلاب» و «اپوزیسیون» خارج از کشور را در آغوش دارند؟! عطاءا... مهاجرانی- وزیر ارشاد دولت اصلاحات- رسماً در «شبکه تلویزیونی بی‏بی‏سی» حضور می‏یابد و «انقلاب و نظام اسلامی« را به چالش می‏کشد! بدگویی از انقلاب و ارزشها آن هم در خانه «دیرینه‌ترین و خبیث‌ترین دشمنان»؟! فریبا داوودی مهاجر- مشاور دولت اصلاحات- در جلوی دوربین «تلویزیون صدای آمریکا»، «کشف حجاب» کرده است! این است معنی «تقیّد اصلاح‌طلبان به احکام اسلام»؟! در قرائت جدید و متفاوت اصلاح‌طلبان از اسلام، حجاب اسلامی هم دیگر جایی ندارد؟! شنیده‌اید که رجبعلی مزروعی – نماینده اصلاح‌طلب مجلس ششم- نیز از کشور گریخته است؟! او چه نقشی در فتنه سال 88 داشته که از چنگ قانون و عدالت متواری شده‌است؟!
راستی، به نظر شما آیا احمدی‏نژاد بیش‌تر اهل «رفیق‌بازی» و «قبیله‌گرایی سیاسی» است یا آن رئیس جمهور سابقی که حتی اجازه نمی‏دهد «فرزندش» از «لندن» به ایران سفر کند و در «دادگاه نظام اسلامی» حاضر شود؟!(6) مگر در فتنه سال 1388، در خانه‏های تیمی «قیطریه» و «فاطمی» و «سایت جمهوریت»(7) چه می‏گذشته‌است؟! نکند از «شرکت بهینه‌سازی مصرف سوخت» که در اختیار همین آقازاده بوده، در راستای «اهداف براندازانه» بر ضد نظام اسلامی استفاده شده‌است؟! آیا دختر احمدی‌نژاد بارها و بارها در جریان‌ آشوبهای خیابانی فتنه سال 88 در کنار «منافقان» و «سلطنت‌طلبها» و «بهاییها» و «سکولارها» دستگیر شد یا دختر رئیس جمهور یاد شده(8) ؟! آیا اعترافات متهمان فتنه سال 1388 – از قبیل «حجاریان» و «عطریان‏فر» و «ابطحی»(9) و... – در دادگاه نشان‌گر «انحطاط جریان اصلاحات» نبود؟! در حالی که آن‌ها خود به اشتباهاتشان، اذعان عمومی و صریح داشته‌اند، شما بر حقانیت جریان اصلاحات پای می‌فشرید؟!
آری، مفاسد و معایب دولت‏های سازندگی و اصلاحات، - چه کمی و چه کیفی - «غیرقابل مقایسه» با دولت احمدی‏نژاد است و حتی اشاره به آن‌ها، مثنوی هفتاد من کاغذ می‏شود! شما کدام ضعف و انحراف و نقص را در «دولت احمدی‌نژاد» و در شخص او سراغ دارید که در «دولت سازندگی» و «دولت اصلاحات» نبوده‌باشد؟!
2. مفاسد و معایب یاد شده نسبت به دولت‏های سازندگی و اصلاحات در بند اول، مورد تردید نیستند؛ این مطلب نه خبر پنهان است و نه پدیده دور از رؤیت افکار عمومی. اینها واقعیت‏هایی هستند که حتی مردم کوچه و بازار نیز به آن‌ها واقف هستند. شما که «دلسوز انقلاب» و «مدافع اسلام» و «اهل نامه نویسی سرگشاده» هستید، چرا در طول سالهای گذشته، چشم بر این همه مفاسد و معایب بزرگ و بنیان‌برافکن فروبستید و کلامی انتقادی و انذارگونه بر صفحه کاغذ ننوشتید؟! چرا ضعف و نقص و انحراف دوستان سیاسی خود را «سانسور»، و اشتباهات و انحرافات دیگران را «افشا» می‏کنید؟! این نوعی «تبعیض سیاسی» و «جانبداری غیرمنصفانه» نیست؟! از شما که یک روحانی هستید، دست‌کم انتظار می‏رفت در مقابل «دین‏ستیزی اصلاح‏طلبان» خاموش ننشیند (هر چند خاموشی شما از دفاع ناشیانه شما از تئوری تساهل و تسامح آن‌ها در جریان مناظره با آیت‌ا... مصباح بهتر بود!)
3. با توجه به آنچه که در بند اول آمد، حقاً و انصافاً، دکتر احمدی‏نژاد در جریان انتخابات ریاست جمهوری سالهای 1384 و 1388 بر سایر رقبا «برتری» نداشت؟! او نبود که در مقام نظر و عقیده، «گفتمان امام و انقلاب» را زنده کرد و در مقام عمل و اقدام، در طول مدت دو سال برعهده گرفتن مدیریت شهرداری تهران نشان داد که «روحیه بسیجی» و «نشاط‌کاری» و «خدمت‌رسانی بی‌وقفه» یعنی چه؟! توده‌های مردم در او چه دیده بودند که وی را با «شهید رجایی» مقایسه می‏کردند؟!
4. هم‌چنان که می‏دانید، رئیس جمهور با رای «توده‌های مردم» مشخص و انتخاب می‏شود نه نظر آیت‌ا... مصباح! چرا شما نسبت به «مردم» اعتراض نمی‏کنید که در دو دوره پیاپی به دکتر احمدی‏نژاد رای داده‏اند، آن هم با وجود «چند نامزد اصلاح‏طلب» در هر دوره؟! اگر دکتر احمدی‏نژاد، منتخب «مردم» است و نه منصوب «آیت‌ا... مصباح»، چرا خطاب به «مردم» نامه سرگشاده نمی‏نویسید و آن‌ها را به «اشتباه بزرگشان» واقف نمی‏گردانید؟!
5. چرا از خود نمی‏پرسید که با وجود «هاشمی، «معین» و «کروبی» در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 و «موسوی» و «کروبی» در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388، چرا «توده‌های مردم» از گفتمان دولت‌های سازندگی و اصلاحات، به صورت کلّی بریدند و به گفتمان دیگری روی آوردند که نقطه مقابل آن‌ها بود؟! آیا اصلاح‏طلبان در این دو انتخابات، «نامزد»ی نداشتند؟! آیا در هر دو انتخابات، «تقلب» روی داده است؟! چرا به جای «خودانتقادی»، «فرافکنی» می‏کنید؟! توصیه می‌کنم مدتی را صرف مداقه پیرامون این پرسش کنیدکه چرا مردم از دولتهای سازندگی و اصلاحات روی گرداندند و با چندین «نه» بزرگ و تاریخی در جریان انتخابات، به آن‌ها پاسخ منفی دادند؟(10)
6. چرا جناب آیت‌ا... مصباح از دکتر احمدی‌نژاد دفاع کرد؟! آیا این حمایت ریشه در «اصول» و «ارزشها»یی داشت که احمدی‏نژاد از آن‌ها سخن می‌گفت یا ناشی از «مناسبات سیاسی» و یا «علاقه شخصی» آیت‌ا... مصباح به احمدی‏نژاد بود؟! پاسخ روشن است. برخلاف تمام نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری سال 1388، این تنها احمدی‏نژاد بود که از «دولت اسلامی» سخن گفت و به صراحت بر «ارزش‏های اسلامی» تکیه کرد و به بهانه «جذب آراء» و «جلب مخالف»، چهره‌ای بزک کرده و فانتزی از خود نشان نداد. خود آیت‌ا... مصباح نیز بارها و بارها تصریح کرده‌است که حمایت ایشان از دولت به دلیل «وفاداری آن‌ها به باورها و ارزشهای اسلامی» بوده است و لاغیر. بنابراین، این «حمایت» تا جایی باقی است و دوام دارد که وفاداری به اصول و ارزشهای یادشده، تدوام داشته باشد. در غیر این صورت، «حمایت» جای خود را به «انتقاد» و «مخالفت» خواهد داد – که اکنون داده است.
7. بر فرض که حمایت آیت‌ا... مصباح از دکتر احمدی‌نژاد اشتباه بوده است، «حمایت خاص» مقام معظم رهبری از وی چگونه قضاوت می‏کنید؟!(11) شما که خود را فردی «انقلابی» و «متعهد به ولایت فقیه» می‏انگارید، چه پاسخی برای این «تناقض» دارید؟! شاید اگر شهامت داشتید، خطاب به مقام معظم رهبری نیز «نامه سرگشاده» می‏نوشتید و به ایشان به دلیل «حمایت خاص» از دکتر احمدی‏نژاد، خرده می‏گرفتند!
8. برخلاف شما و دوستان اصلاح‏طلبان‏تان که همواره چشم بر روی «ضعف‏ها» و «کاستیها»ی خود بسته‌اید و جز به «تمجید» و «تملق» درباره خود، زبان نگشاده‌اید، آیت‌ا... مصباح از همان آغاز به کار دولت نهم نشان داد که حمایت ایشان یک حمایت «جناحی»، «سیاسی» و «شخصی» نبوده است؛ زیرا ایشان هر جا احساس می‏کرد که اشتباه و انحرافی رخ داده، بی‏درنگ و شفاف موضع‏گیری می‏کرد. آیا جناب آیت‌ا... مصباح نبود که با نظر دکتر احمدی‏نژاد مبنی بر «ورود زنان و دختران به استادیوم‌های ورزشی» مخالفت کرد و حتی دو نفر از شاگردان خو را به سوی رئیس جمهور گسیل کرد تا این مخالفت را به او ابلاغ کنند؟ آیا ایشان بارها از تمرکز صرف دولت نهم بر «عدالت خواهی» و غفلت از تکیه بر همه ارزشهای اسلامی و بخصوص ارزشهای فرهنگی اسلام انتقاد نکرد؟ در ماجرای «جریان انحرافی»، اولین شخصی که به این مسأله وارد شد و «خطر قوّت‌یابی مجدد فراماسونری در کشور» را گوشزد کرد، آیت‌ا... مصباح نبود؟! ایشان نبود که از وقوع فتنه‌ای بعد از فتنه سال 1388 خبر داد؟!(12)
این‌گونه موضع‏گیری‏های صریح و شفاف نشان می‏دهد که جناب آیت‌ا... مصباح، عقد اخوت با هیچ دولتی نبسته‌اند و تنها بر اساس معیارها و منطق اسلامی، تعاملات و تصمیم‏گیری‏های سیاسی خود را صورت بندی می‏کنند. این خصوصیتی است که در اکثریت قریب به اتفاق نیروهای اصلاح‏طلب، وجود خارجی ندارد!
9. حمایت آیت‌ا... مصباح از دکتر احمدی‏نژاد در جریان انتخابات ریاست جمهوری به این دلیل بود که وی را فرد «اصلح» می‏دانست و نه «معصوم». بنابراین، نمی‏توان امروز به محض بروز خطاها و اشتباه‌هایی در دولت وی، اشکال گرفت که چرا از فردی که چنین و چنان است حمایت کردید؟! آیا جناب آیت‌ا... مصباح در جایی ادعا کرده‏اند که احمدی‏نژاد فردی «معصوم» است و هیچ نقصی و ضعفی متوجه او نیست؟! فرد «اصلح»، نه «مصون از خطا» است و نه یک «قهرمان». او صرفاً در مقایسه با رقبای انتخاباتی‌اش، ویژگی‏های مثبت و مطلوب بیش‌تری دارد. همین و بس. کجای این منطق و موضع‌گیری خطاست؟!
10. از سوی دیگر، اصلح بودن از نظر زمانی، «نسبی» است؛ یعنی ممکن است فردی در یک زمان(مثلاً زمان الف) اصلح باشد و سپس (مثلاً در زمان ب) در مقایسه با دیگران افول کند. ملاک انتخاب در مقطع زمانی الف، شرایط و ویژگی‏های فرد در «همین زمان» است و نه «زمانهای دیگر». به تعبیر امام راحل، «میزان، حال فعلی افراد است». ظاهراً اصلاح‏طلبان از جانب آیت‌ا... مصباح، انتظار «غیب‌بینی» و «پیش‏گویی» دارند!
11. پیش‌فرض اصلاح‏طلبان این است که دکتر احمدی‏نژاد «از آغاز» چنین بوده، حال آن که واقعیت این است که او قدری «تغییر» کرده است(13). فرد نفوذیافته در دولت توانسته به تدریج، به وی نزدیک شود و نگرش و بینش او را دگرگون سازد. در واقع، احمدی‏نژاد سال 1389 و 13890، همان احمدی‏نژاد سال 1384 نیست. آنگاه می‏توان حکم به خطای آیت‌ا... مصباح در دفاع و حمایت از احمدی‏نژاد کرد که «احمدی‏نژاد سال 1384» نیز ابتلای بالفعل به ضعف و لغزشهای متأخرش داشته بود، حال آن‌که چنین نبوده است. موضع‏گیری سیاسی آیت‌ا... مصباح در دفاع از احمدی‏نژاد در چارچوب همان شخصیت و منش و تفکری از احمدی‏نژاد قابل فهم است که وی از خود بروز داده و نمی‏توان «تغییرات» و «دگرگونی‏ها»ی رخ داده در مقاطع زمانی بعدی را به زمان‏های قبلی نسبت داد.
12. آیا «هزینه سیاسی» تحمیل شده به نظام اسلامی از سوی دکتر احمدی‏نژاد بیش‌تر است یا هزینه سیاسی تحمیل شده به نظام اسلامی از سوی موسوی و کروبی و هاشمی و خاتمی؟ «سران فتنه»- همان گزینه‏ها و نامزدهای ایده‏آل اصلاح‏طلبان- در طول «هشت ماه فتنه سال 88»، کشور را دچار التهاب و تنش سیاسی بسیار جدّی و بی‌سابقه کردند و به تعبیر مقام معظم رهبری، «ظلم بزرگی» را در حق نظام اسلامی روا داشتند که به هیچ رو، قابل چشم‌پوشی نیست. آری، کسانی که خود را ریش سفیدان انقلاب و منتسبان به امام خمینی(ره) معرفی می‏کردند، فتنه بسیار بزرگ و پیچیده‏ای را رقم زدند که نظام و جامعه همچنان مشغول «پرداخت هزینه‏ها» و «رفع صدمات» ناشی از آن است. حال آیا ما باید به اصلاح‏طلبان به دلیل حمایت‌شان از «سران فتنه» اعتراض کنیم، یا آن‌ها باید به ما به دلیل حمایت‌مان از «احمدی‏نژاد» اعتراض کنند؟!
13. اصلاح‏طلبان در گذشته، همواره ادعا می‏کردند که قرائت آیت‌ا... مصباح از اسلام، شاذ و خاص است و از این رو، گفتمان ایشان، «پایگاه اجتماعی»(14) ندارد. آن‌ها که همواره ایشان را در مقابل «مردم» قرار می‏دادند و چهره‏ای ضدّمردمی از ایشان ترسیم کرده‌بودند، چه شده که امروز حمایت آیت‌ا... مصباح را از احمدی‏نژاد، این اندازه در رای آوردن وی موثر می‏انگارند؟! یعنی جناب آیت‌ا... مصباح این اندازه از «پایگاه اجتماعی وسیع» برخوردارند؟! اگر این گونه است، با دیدگاه پیشین اصلاح‏طلبان چه کنیم که با دیدگاه امروزشان، «تناقض» و «تضادّ» دارد؟!
14. یک پرسش همواره به ذهن خطور می‏کند و آن این است که چرا اصلاح‏طلبان با وجود ادعای «اعتقاد به ولایت فقیه» و «تبعیت عملی از ولی فقیه»، چرا نظرشان درباره «آیت‌ا... مصباح»، این اندازه با نظر «مقام معظم رهبری» شکاف و حتی ستیز و کشمکش دارد؟! ما از یک سو شاهد بوده‌ایم که از آغاز استقرار دولت اصلاحات در سال 1376 و مشخص شدن مواضع انتقادی آیت‌ا... مصباح نسبت به رویه فکری و ایدئولوژیک این دولت، فعالان سیاسی و مطبوعاتی اصلاح‌طلب در تخریب و ترور شخصیت ایشان از هیچ امری فروگذار نکرده‌اند! کافی است به روزنامههای زنجیره‌ای اصلاح طلب رجوع کنید، در این صورت به روشنی درمی‏یابید که حجم وسیعی از مطالب و محتوای این روزنامه‏ها و نشریات در طول هر هفته، معطوف به «ترور شخصیت آیت‌ا... مصباح» بوده است! تحریف و تقطیع سخنان آیت‌ا... مصباح، کوچک‌ترین نوع خصومیت‌ورزی اصلاح‏طلبان با ایشان بوده است. در مقابل، نظرات «مقام معظم رهبری» درباره آیت‌ا... مصباح را در همان دوران تاکنون مشاهده می‏کنیم که همه در بردارنده تأییدات بی‌نظیر و قدردانیهای ویژه است! این دو تلقی و برداشت، چگونه با یکدیگر قابل جمع هستند؟! آیا حقیقتاً اصلاح‏طلبان «التزام عملی به ولایت فقیه» دارند؟! گفته‏ها و نوشته‏ها و کرده‏های آن‌ها، دست کم، در این زمینه نشان می‏دهد که «التزام عملی آن‌ها به ولایت فقیه»، یک «دروغ سیاسی» برای اغوای افکار عمومی است و هیچ‌گونه واقعیتی ندارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات