برای آمریکا یکی از نگرانکنندهترین چیزها در مورد «آندریاس پاپاندرو» تهدید بسته شدن پایگاههای نظامی آمریکا در خاک یونان است. ایالات متحده یک پایگاه دریایی، دو ایستگاه هوایی و یک مرکز ارتباطات دریایی در یونان دارد و جمعاً 4000 نیروی آمریکایی در آنجا مستقرند.
این تسهیلات برای وضعیت دفاعی آمریکا چشم پوشیدنی است. اما از دست دادن آنها ضربه روانی عظیمی به اتحاد آتلانتیک میزند و آمریکا را برای یافتن استراتژی جدید در این منطقه حساس به تلاش وامیدارد.
پایگاه دریایی آمریکا در خلیج «سودا» در «کرت» یکی از چند پایگاه آمریکا در اروپا است و آنقدر وسیع است که میتواند به اندازه ناوگان ششم خدمت کند. منطقه عملیاتی ناتو در خلیج «سودا» یکی از نادرترین مکانها در اروپاست که نیروهای غربی اجازه دارند در آنجا به تمرینات جنگی بپردازند. در «کرت» شمالی پایگاه هوایی «هراکلیون» یکی از مهمترین مکانها برای گوش دادن به علائم رمزی و فعالیتهای شوروی در مدیترانه است. یک پایگاه هوایی در «هلنیکن» در شمالغربی آتن از ماموریتهای اکتشافی و ضد زیردریایی حمایت میکند. یک مرکز ارتباطات اروپایی در نی «ماکری» در خارج از آتن در سراسر دریا کشتیها را مراقبت میکند.
پنج ایستگاه هشداردهنده رادار متعلق به ناتو در شمال یونان برای یافتن حرکت هواپیما و نیروهای دشمن فعالیت میکنند و موشکهای هستهای «آنت جان» و «هرکول نایک» با برد کوتاه که از بقیه مرسومترند در خاک یونان قرار دارند. اگر لازم شود تاسیسات مذکور میتوانند در ترکیه، ایتالیا، مصر و اسرائیل مجدداً مستقر شوند. اما بیطرفی یونان بطور جدی جناح غربی ناتو را تضعیف میکند. دولت ریگان امیدوار است هنگامیکه مذاکرات (احتمالا در بهار آینده) آغاز میشود «پاپاندرو» اجازه استقرار این پایگاهها را در خاک کشورش بدهد و در عوض از آمریکا کمک اقتصادی دریافت کند. ارتش یونان در سال آینده 260 میلیون دلار از آمریکا کمک دریافت خواهد کرد و اکثر هواپیماها و تسلیحات آمریکایی را مورد استفاده قرار میدهد.
یک مقام رسمی آمریکایی میگوید: «آمریکا و یونان بیکدیگر نیاز دارند. ما مانند عشاق هستیم و نباید حرفهایی که در هنگام عصبانیت و تعصب زده میشود را صبح روز بعد بیاد بیاوریم.»
یونان در بوته آزمایشی تازه بنام سوسیالیسم
در حالیکه هزاران نفر در میدان موسوم به «قانون اساسی» آتن با شادی فریاد میزدند: «پاپاندرو، پاپاندرو». در خارج از خانه گچکاری شده «آندراس پاپاندرو» و در حومه «کاستری» جوانان تابوتی را حمل کرده و میگفتند: «این مراسم تشییع جنازه جناح راست در یونان است».
سه روز بعد در حالیکه جمعیت انبوهی در زیر باران در جلوی کاخ ریاست جمهوری گرد آمده و شعار میدادند در داخل کاخ پاپاندرو بعنوان اولین نخستوزیر سوسیالسیت یونان سوگند یاد کرد و باین ترتیب بیک قرن سلطه لاینقطع راستگرایان خاتمه داد. با انتخاب وی سئوالات بیشماری در مورد آینده یونان بعنوان متحد غرب مطرح میشود.
پیروزی «پاپاندرو» تقریبا همه را شگفتزده کرد. «پاپاندرو» 62 ساله 7 سال قبل «جنبش سوسیالیستی یونان» را تشکیل داد و در سال 1977 تنها 25 درصد آرا را کسب کرد.
اما امسال جنبش سویالیستی وی 172 کرسی در پارلمان 300 نفری و 48 درصد آرا را بخود اختصاص داد، «دموکراسی جدید» نخستوزیر «جرج رالیس» 115 کرسی و 36 درصد آرا را بدست آورد و حزب کمونیست وابسته به مسکو تنها 13 کرسی و 11 درصد آرا را کسب کرد.
پاپاندرو بخاطر حمایت جمعی جوانان پر انرژی و همچنین بخاطر جذبهای که دارد در این انتخابات پیروز شد.
جنبش وی همچنین از وضع بد اقتصادی در زمان «رالیس» و سختی مبارزات انتخاباتی سود برد. دشمنیهای داخلی نیز اتحاد حزب «رالیس» را به مخاطره انداخت و حمایت وی از جناح راست بسیاری از رایدهندگان میانهرو را از حزب راند. سه ساعت بعد از انتخابات «رالیس» با حالتی درمانده در مرکز مطبوعاتی انتخابات در آتن گفت: مردم تصمیم خود را گرفتهاند... من امیدوارم اشتباه نکرده باشند.
«یکی از هواداران «پاپاندرو» گفت: «ما روش جدیدی بوجود میآوریم و با سیاست جدید روح تازهای به یونان میدهیم. «اما آمریکا و متحدان اروپائیش نگران این هستند که «پاپاندرو نیز سیاست خارجی آشفتهای داشته باشد». «پاپاندرو» شهروند آمریکایی که زمانی در «هاروارد» تحصیل میکرده با یک زن آمریکائی ازدواج کرده و صاحب چهار فرزند شده است سیاستهای ضد آمریکایی دارد. وی خواستار برچیده شدن چهار پایگاه نظامی آمریکا در یونان و برکناری این کشور از ناتو و بازار مشترک اروپا شد ـ اما وی مواضعش را نزدیک پایان مبارزات انتخاباتی نرمتر کرد. در حالیکه «رالیس» در مورد قبرس بطرف سازش با ترکیه پیش میرفت «پاپاندرو» تن به این سازش نداد. «پاپاندرو» در نطق پس از پیروزیش قول داد: «یونان متعلق به مردمش باشد و خود مردم در آن حکمرانی کنند.»
تقویت روابط
پاپاندرو گفت «ما کشور را به ماجراجویی نمیکشانیم. وی بیشتر پستهای کابینهاش را با میانهروهای جنبش سوسیالیستیاش از جمله «ملینا مرکوری» هنرپیشه فیلم «یکشنبهها هرگز» بعنوان وزیر فرهنگ تکمیل کرد.
وی بعضی از شغلهای کابینه را از جمله وزارت کشور و وزارت کار را به تندروهای جنبش سوسیالیستیاش داد. و خود را وزیر دفاع معرفی کرد تا بتواند از نزدیک ارتش و نظامیان را تحت نظر داشته باشد. نظامیانی که قدرت را در سال 1967 گرفتند تا مانع انتخاب جرج پاپاندرو (پدر وی) بعنوان نخستوزیر شوند. هنگامیکه «پاپاندرو» پیام تبریک رونالد ریگان را دریافت کرد بسرعت پیامی برای وی فرستاد و خواستار تقویت روابط با آمریکا شد.
وی در مصاحبهای با «نیوزویک» گفت که سیاستهای ضد آمریکایی وی گرایش بسوی مسکو را در برندارد. وی گفت: «ما اعتقاد به پایگاه نظامی نداریم چه این پایگاهها در کشور ما باشد چه در خارج. چه متعلق به آمریکا باشد و چه متعلق به شوروی». وی افزود: «من این موضوع را روشن کردهام که قصد مقابله با آمریکا را ندارم.»
«پاپاندرو» تجربیات دست اولی با آمریکائیها دارد. در سال 1939 هنگامی که وی 20 ساله بود توسط رژیم دیکتاتوری یونان به اتهام تروتسکیست بودن دستگیر شد. وی سپس آزاد شد و به آمریکا جائیکه بعدها بیست سال زندگی کرد گریخت. وی دو سال را در نیروی هوایی آمریکا گذراند و از دانشگاه هاروارد دکترای اقتصاد دریافت کرد. پاپاندرو در دانشگاههای مختلف تدریس کرد و بالاخره در سال 1959 رئیس بخش اقتصادی «برکلی» شد. او و مارگارت همسرش که در شیکاگو متولد شده است ابتدا از هواداران «هربرت هامفری» بودند و در مبارزات انتخاباتی سال 1952 برای «آدلی استیونسون» کار میکردند.
در سال 1959 «پاپاندرو» به یونان بازگشت و شروع به مطالعه توسعه اقتصادی کشورش کرد. هنگامیکه وی تقریبا آماده بازگشت به آمریکا بود «کنستانتین کارامانالیس» نخستوزیر وقت از وی خواست تا در یونان بماند و یک مرکز تحقیقاتی اقتصادی تشکیل دهد.
«پاپاندرو» برای این طرح 000/500 دلار برای موسسات فورد و راکفلر زنده کرد. اما بار دیگر شوق بیشتری نسبت به سیاستهای یونان پیدا کرد و در سال 1969 در همان سالی که پدرش نخستوزیر شد بعنوان عضو پارلمان انتخاب شد.
او یادآوری میکرد: «من نمیتوانم فکر یونان و سرنوشتش را نکنم. من خیلی سعی کردم مرد اندیشه و عمل باشم» «جرج پاپاندرو» توسط پادشاه «کنستانتین» در سال 1965 برکنار شد و «آندراس» بعد از کودتای 1969 توسط سرهنگها دستگیر شد. وی هشتماه را در گوشه انزوا بسر برد، بالاخره بخاطر فشار دولت جانسون آزاد شد و 7 سال را در سوئد و کانادا گذراند.
حالا که پاپاندرو در قدرت است، مسائل داخلی برایش در اولویت قرار دارد. طی مبارزات انتخاباتی او خواستار اصلاح دیوانسالاری، توسعه خدمات اجتماعی، جدایی کلیسا و دولت و نابودی بیعدالتیهای اجتماعی شد. یکی از کارهای وی در این مقام از بین بردن کمیتههایی بود که فیلمها و موزیکها را سانسور میکرد. اما مسئله بزرگ داخلی اقتصادی است. یونان با 25 درصد تورم، 5/1 درصد کاهش میزان رشد و کسر موازنه پرداخت که در سال جاری حداقل به 2/2 میلیارد دلار میرسد روبروست.
آشفتگیهای اقتصادی:
برای مردم یونان آسان بود که بهبود وضعیت اقتصادیشان رای بدهند. یکی از کارگران مبارزاتی جنبش سوسیالیستی پاپاندرو گفت: «ما به مناطق زراعی رفتیم و به هر دهقانی گفتیم که او و همسرش با چه وضع دشواری زندگی میکنند و میگفتیم که چطور میتواند بهتر زندگی کنند. اما در واقع بهتر زندگی کردن آسان نیست» بگفته یک بانکدار: «ما اقتصادی داریم که فعالیت نکرده و نمیکند.»
«پاپاندرو» قول داده با تورم مبارزه کند و سرمایهگذاری را ترقی دهد. اگرچه هنوز سیاست اقتصادی وی مبهم است. او میخواهد بعضی صنایع عمده از جمله کشتیسازی فولادسازی و پتروشیمی را ملی کند.
کنفدراسیون صنایع یونان در یک نامه گشاده علیه «آزمایشات تجاری» هشدار داد، اما انتخاب «پاپاندرو» با آرامی شگفتآور بانکهای یونان و بازار سهام مورد استقبال قرار گرفت. رئیس یک بانک خصوصی میگوید: «من مخالف ملی کردن نیستم. ما متعلق به 3500 یونانی هستیم و از اینکه متعلق به 9 میلیون یونان باشیم خوشحال میشویم». اما بعضی تجار اینقدر امید ندارند. یکی از بانکداران بزرگ آتن اعتراف میکند که: من ممکن است بگویم آرام هستم اما میترسم». وی به عکسهای وزرای پاپاندرو که در روزنامه منتشر شده بود اشاره کرد و گفت: به این چهرهها نگاه کنید آیا شما به این آدمها اعتماد میکنید؟ من نمیکنم».
هنگامیکه پایان انتخاب نزدیک میشد پاپاندرو بعضی نطقهای خود را در مورد سیاست خارجی ملایمتر کرد. در آغاز انتخابات او واشینگتن را بخاطر کودتای 1967 سرهنگها سرزش کرد و گفت: «آمریکا باید از این کشور بیرون رانده شود.» اما وی بعدها گفت که باید برای خروج تدریجی نیروهای آمریکایی در سال آینده بمذاکره بنشینیم.» وی در یکی از نطقهای اول انتخاباتش گفت: احمقانه است که یونان عضو ناتو باشد در حالیکه ترکیه عضو دیگر ناتو بزرگترین تهدید علیه این کشور بشمار میرود».
اما اخیرا وی اشاره کرد که یونان باید شرکت فعالش در ناتو را کاهش داده و مانند فرانسه فقط عضو این سازمان باشد. «پاپاندرو» همچنین تهدید کرد که یونان از بازار مشترک اروپا خارج میشود و خواستار انجام یک رفراندوم در مورد عضویت یونان در جامعه اقتصادی اروپا شد. چند وقت قبل وی اظهار تمایل کرد که بعضی قراردادهای اقتصادی یونان با اروپا قطع شود و معاملاتی که برای کشورش مفیدتر هستند منعقد شود.
تاکتیک چانه زدن:
حتی موضعگیریهای نزولی «پاپاندرو» ممکن است به کمی بیش از ضربه زدن به حریف در معاملات باشد. در رابطه با تهدید به بستن پایگاههای آمریکایی «رابرت کومر» معاون سابق وزارت دفاع در حالیکه شانههایش را بالا میانداخت گفت: او میخواهد باین ترتیب ما را ترغیب کند که کمک بیشتری به کشورش بکنیم. این تاکتیک چانه زدن مخصوص یونانیهاست.» دلایل زیادی وجود دارد که چرا «پاپاندرو» نباید دست به اقدامات سریع بزند. یونان هنوز یک جامعه اساساً محافظهکار است ـ خصوصا ارتشش که شدیدا حامی آمریکاست.
اگر پاپاندرو یونان را از ناتو خارج کند متحدان دیگر ناچار خواهند بود کمک نظامی بیشتری به ترکیه همسایه یونان بکنند که این بضرر آشکار یونان تمام میشود. و اگر یونان بخواهد ترکیه را ناچار کند از ادعایش در مورد قبرس منصرف شود در این صورت «پاپاندرو» به نفوذ آمریکا و دیگر متحدان ناتو نیازمند خواهد بود. خروج یونان از جامعه اقتصادی اروپا هم مفید نیست. یونان از عضویت در این جامعه سود میبرد. تا سال 1986 مبلغ 8/1 میلیارد دلار کمک اقتصادی و صنعتی دریافت خواهد کرد. «پاپاندرو» بخاطر سیاستهای یونان و خصوصا سیاستهای پرزیدنت «کنستانتین کارامانلیس» جای مانور گستردهای را ندارد. تنها «کارامانلیس» 64 ساله موسس و رهبر «حزب دموکراسی جدید» میتواند برای عضویت یونان در جامعه اقتصادی اروپا و یا ناتو درخواست برگزاری رفراندوم کند.
«کارامانلیس» طرفدار ثابت قدم غرب همچنین میتواند پارلمان را منحل کرده و درخواست انتخابات جدید را بکند. «کارامانلیس» بخاطر اینکه بعد از حکومت سرهنگها دموکراسی را به کشور بازگرداند قدرت معنوی گستردهای دارد.
اختیار محدود:
بعضی از متحدان ناتو نگرانند مبادا دولت ریگان در مقابل پیروزی سوسیالیستها عکسالعمل نشان دهد و دولت «پاپاندرو» را منزوی کند. دولت ریگان آشکارا از پیروزی بزرگ «پاپاندرو» غافلگیر شد. اما هفته گذشته کاخ سفید همچنان غیر متلاطم باقی ماند. آمریکا پیوستن پاپاندرو بر دیگر متحدان را تبریک گفت در حالیکه یک مقام رسمی اظهار داشت: «ما کار زیادی نمیتوانیم بکنیم مگر اینکه صبر کنیم و برای بهتر شدن اوضاع امیدوار باشیم.»
«پاپاندرو» سوسیالیست سنتی نیست. روزهای اول حکمرانی وی جان بوتوس نشان داد که او بیش از اینکه یک ایدئولوگ باشد یک سیاستمدار واقعگراست. وزیر سابق بازرگانی میگوید: سوسیالیزم «پاپاندرو» شبیه سوسیالیزم اروپایی نیست. وی میافزاید: بعد سوسیالیزم وی بگونهایست که حتی صاحب کشتی که پنج کشتی دارد و دهتای آنرا میخواهد حق پیوستن به جنبش او را دارد.
«پاپاندرو» هم مانند «فرانسوا میتران» تعداد زیادی رای کسب کرد زیرا رایدهندگان خواستار یک تغییر بودند نه پذیرش ایدئولوژی چپ. بنظر میرسد «پاپاندرو» میزان محدود اختیار خود را تشخیص داده و این شانس وجود دارد که هر جریانی در یونان به آرامی حرکت کند.