پرویز اسماعیلی
گفتوگوی دیروز ایران و آمریکا در مورد عراق، در حالی با حضور مسوولان این کشور اشغال شده به پایان رسید که مجموعه گزارشها از روحیه بهتر و «دست برتر» ایران در ارائه پیشنهادات مبتکرانه، جهت تحکیم امنیت عراق حکایت دارد. در مورد این نشست، که بنا به اظهارات مذاکرهکننده آمریکایی تکرار خواهد شد، ذکر چند نکته قابل توجه است:
1ـ پس از درخواستهای مکرر و غیررسمی آمریکا از کانالهای مختلف دیپلماتیک برای گفتوگو، ایران فقط درخواست رسمی را قابل بررسی خواند. آمریکا نیز با ارائه یادداشتی از طریق سفارت سوئیس در تهران چنین کرد. ایران سپس با مشروط کردن مذاکرات به تمرکز بر حفظ امنیت عراق و حضور مقامات عراقی به عنوان ضلع سوم گفتوگو، عملا دستور جلسه را روشن ساخت. به این ترتیب ایران، آمریکا را مجبور ساخت که «نیاز» به مذاکره را با رسمی کردن آن، به «اراده» نزدیکتر کند.
2ـ از اظهارات خود آمریکاییها و از جمله مقاله دیروز نیکلاس برنز، معاون وزیر خارجه این کشور در نشریه «بوستون ریویو» هم پیداست که علت اصلی این «نیاز»، گرفتاری در باتلاق عراق و افغانستان، درگیریها و مخالفتهای سیاسی داخل هیات حاکمه آمریکا، شکست خفتبار اسرائیل در جنگ 33 روزه علیه حزبالله و نهایتا سایر معضلات و مشکلات منطقهای و بینالمللی آمریکا بوده است. اعتراف به «پایداری نظام سیاسی ایران در دهههای آینده» و لزوم تغییر سیاستهای منطقهای با «ایجاد رابطه دیپلماتیک با تهران» نیز جملاتی است که بیان آن از زبان دار و دسته ساکنان کاخ سفید کمسابقه است. همان کسانی که از تحریم و تهدید به حمله نظامی و ایجاد فشار بینالمللی علیه ایران، ناکام ماندهاند.
3ـ تاکید هوشمندانه ایران بر حضور عراق در این مذاکرات، ثابت کرد که دیپلماسی ایران هرگز اهل معامله بر سر امنیت و منافع ملی همسایگان و عموم مسلمانان منطقه، از جمله ملت عراق نیست. حضور ایران بعد از 28 سال دوری از مذاکرات مستقیم در برابر نماینده ایالات متحده، از اهمیت ثبات و امنیت عراق برای ایران و تلاش کشورمان برای تحقق حداکثری آن حکایت دارد. گرچه جایگاه ایران در منطقه با سایر کشورها متفاوت است، اما اهمیت همکاری کشورهای منطقه و مسلمانان در تحکیم امنیت منطقهای نیز مورد تاکید ایران قرار گرفت.
4ـ از سوی دیگر ایران هدفگیری بزرگتری هم دارد. آن اینکه ثبات در کشورهای اسلامی به تضعیف موقعیت اسرائیل منجر میشود. چرا که منافع رژیم صهیونیستی جز از طریق ایجاد اختلاف و درگیری و گرفتار شدن کشورهای اسلامی به ناامنی فرساینده تامین نمیشود. ضمن اینکه نتیجه آرامش ملتهای مسلمان، اولین گام برای «انسجام اسلامی» و آگاهی افزونتر به توطئههای تلآویو است.
5ـ جمهوری اسلامی ایران البته با پذیرش گفتوگو با آمریکا، به درخواستهای مکرر احزاب و شخصیتهای مختلف سیاسی، دینی و ملی عراق نیز پاسخ مثبت گفت. چرا که نمیتواند نسبت به مشکلات رو به گسترش امنیتی و اقتصادی مردم عراق و اوضاع نابسامان زندگی آنها بیتفاوت باشد. تاکید و تقدیر مکرر مقامات عراقی و از جمله تشکر دیروز نوری مالکی نخستوزیر عراق از ایران، در این راستا قابل ارزیابی است.
6ـ ایران با حضور مقتدرانه در مذاکرات 4 ساعته بغداد نشان داد که واهمهای از گفتوگو ندارد. اما در صورتی که آمریکاییها به گفتوگوی عادلانه روی آورند و به شرایط برابر پایبند باشند. به جای ژستهای متداول آمریکایی و غربی به تحقق گفتوگوی واقعی بیندیشند و مانند نمایندگان مذاکرهکننده ایرانی شفاف و صریح سخن بگویند، امکان تکرار گفتوگو نیز منتفی نیست.
7ـ برخلاف دیدگاه برخی منتقدان، ایران در گفتوگوهای سهجانبه با آمریکا در خصوص امنیت عراق، آگاهانه موضوعات و مشکلات بین تهران و واشنگتن را مطرح نکرد. چرا که مرتبط کردن مشکلات مردم عراق به مسائل میان ایران و آمریکا به اعتماد منطقهای و انسجام مسلمانان لطمه میزند. گرچه، مشکلات بین ایران و آمریکا نیز از چنان گستردگی و تنوعی برخوردار است که خود نیازمند مقدمات بسیار، از جمله تغییر عملی سیاستهای خصمانه کاخ سفید علیه ملت ایران است.
8ـ دیوار بدبینی و بیاعتمادی ایرانیان به دولت ایالات متحده گرچه قابل اصلاح است، اما چنان بلند است که با یک گفتوگو و تبادل لبخند فرو نمیریزد. بهنظر نمیرسد مقاله امثال آقای نیکلاس برنز معاون وزیر خارجه آمریکا چارهساز «نیاز» آنها باشد، بلکه اقدام عملی دولت آمریکا برای توقف برنامههای پنهان و پیدا علیه منافع ملی ایران، شرط لازم برای این است که میز گفتوگوی بین دو کشور در آینده، دوجانبه و با دستور کاری از مشکلات فیمابین چیده شود.