ربا در جوامع مختلف:
ربا در عربستان جاهلی
یکی از عوامل موثر در فهم آیاتو روایات، شناخت محیط اجتماعی و روابط حاکم بر اقتصاد و فرهنگ در صدر اسلام است. بر این اساس موضوع ربا، در زمان جاهلیت را بررسی اجمالی می نماییم. ابتدا به وضعیت اقتصادی جزیره العرب و راههای کسب درآمد اعراب بویژه مردم مکه و مدینه را بررسی نموده، سپس به بیان پدیده ربا خواری در عربستان و ماهیت ربای جاهلی می پردازیم. راه های کسب ثروت در عربستان جاهلی: مردم مکه چون تاجر پیشه بودند، در بهکارگیری اموال و ازدیاد ثروت چیره دست بودند. ثروتمندان عرب به تنهایی و یا بهصورت مشارکت، با اهل طایفه خویش و سایر قبایل، اقدام به تشکیل شرکتهای بازرگانی می کردند. ثروتمندان مکه گذشته از بازرگانی، از راههای دیگری هم برای افزودن بر دارایی خویش، بهره می جستند که به اختصار، آنها را توضیح می دهیم:
1- مضاربه: ازجمله راه های ازدیاد ثروت، مضاربه بود که به آن «قراض» هم می گفتند. مضاربه به این صورت بود که صاحب مال، سرمایه مورد نیاز تاجر را تامین می کردتا وی به تجارت بپردازد و در پایان، پس از کنار گذاشتن سرمایه، در سود باقیمانده به نسبت مشخصی سهیم باشند. در زمان جاهلیت، خسارات احتمالی – درصورتی که شرط می شد – بر عهده تاجر بود. پس از اسلام، خسارت بر عهده صاحب سرمایه قرار گرفت و سود همچنان بر حسب توافق طرفین تقسیم میشد. (تاریخ طبری، ج2،ص434 و 435)
2- ربا: ربا خواری در عربستان شایع بود و ثروتمندان عرب بادادن قرض های ربوی، بر اموال خویش می افزودند. آنان علاوه بر نیازمندان که جهت تامین مایحتاج زندگی وام می گرفتند، به بازرگانانی هم که سرمایه کافی در اختیار نداشتند، قرض
میدادند. این افراد به طمع اینکه از راه بازرگانی می توانند به سودی بیشتر از بهره پول دسترسی پیدا کنند، وام می گرفتند. (مکه و المدینه فی الجاهلیه و عهد الرسول، ص212-214؛ المفصل فی تاریخ العذب قبل الاسلام، ص404 و 421)
3- معاملات نسیه: خرید و فروش نسیه در میان اعراب رایج بود. بیشتر بازرگانانی که سرمایه کافی برای تجارت نداشتند، نسیه خرید می کردند. برخی از افرادی که خودشان تجارت
می کردند و یا در کاروان دیگری حضور داشتند، بخشی از سرمایه خویش را بهطور نسیه و به قیمت بالاتر، به فرد دیگری می فروختند و مشتری امید داشت تا سررسید بیع نسیه، کالاها را به قیمتی بالاتر خواهد فروخت. نظیر همین معاملات نسیه، امروزه بین موسسات عمده فروشی و خرده فروشی رایج است.(المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج7، ص404)
4- معاملات سلف: راه دیگر، معامله سلم یا سلف بود. ثروتمندان محصولات کشاورزی و دامی را پیش از بهدست آوردن محصول می خریدند و از اختلاف قیمت معاملات نقد و سلف سود میبردند. این نوع معاملات در مدینه بیش از جاهای دیگر رواج داشت. وقتی پیامبر اکرم(ص) به مدینه آمد، مشاهده فرمود که باغداران میوه های باغهایشان را یک ساله و دو ساله به عقد سلف می فروشند. آن حضرت(ص) پس از قبول اصل اینگونه معاملات، فرمودند: «افرادی که معامله سلف می کنند، باید زمان تحویل، پیمانه و وزن کالای مورد معامله را معین نمایند».(همان،ص425)
ربا در جزیره العرب: بعد از جنگهای داخلی یمن، گروهی از یهودیان یمن به شهرهای مرکزی عربستان، مانند طائف، مدینه و مکه مهاجرت کردند. ناآرامی های فلسطین و شام نیز باعث کوچ یهودیان شمال به این شهرها گردید. یهودیانی که ثروتمند بودند، به دادن قرضهای ربوی اقدام کردند و در معاملات نسیه و سلف وارد شدند. زرنگی یهودیان در مال اندوزی و سادگی اعراب، کار را به آنجا کشاند که در مدت زمان کوتاهی، یهودیان به قطبهای ثروت شهرهای مهم جزیره العرب تبدیل شدند و از جهت اقتصادی، بر اعراب تسلط یافتند. مردم مکه نیز که افرادی تاجر پیشه بودند، دستکمی از یهودیان نداشتند. یهودیان، کالا و درهم و دینار به اعراب قرض
میدادند و برای اطمینان از بازپرداخت، مطالبه رهن می کردند و اگر وام گیرنده وثیقه معتبری نداشت، زنان و فرزندان او را به رهن می گرفتند. اگر وام گیرنده در موعد مقرر قادر به پرداخت اصل و فرع وام نمی شد، یهودیان، زنان و فرزندان وی را به عنوان برده می فروختند. رباخواری در عربستان جاهلی اختصاص به یهود نداشت، مسیحیان نیز معاملات ربوی انجام می دادند. در پیمان صحی که رسول خدا(ص) پس از بعثت با مسیحیان نجران امضا کرد با آنان شرط کرد که ربا نخورند. آنها به دلیل عادت رباخواری را ترک نکردند تا اینکه بعدها عمربن خطاب آنان را کوچ داد. (2)
یهودیان و مسیحیان مروج اصلی رباخواری در عربستان بودند. کم کم اعراب این طریقه ناپسند را از ایشان آموختند و رباخواری بیشتر شهرهای جزیره العرب ، مثل مکه، مدینه، طائف، خیبر و وادی القری را در بر گرفت. ربا در میان اعراب چنان گسترش یافت که هیچ کاروان بزرگی راه نمی افتاد، مگر اینکه بخشی از سرمایه آن از طریق وام ربوی فراهم آمده بود. کسب درآمد از طریق ربا چنان بین اعراب رواج یافته بود که وقتی اسلام ربا را تحریم کرد، آنان شگفت زده می گفتند: «انما البیع مثل الربا؛ خرید و فروش و ربا مانند هم هستند». آنها معتقد بودند که نمیتوان ربا را از دایره فعالیت اقتصادی کنار گذاشت؛ چون «ربا» اجرت سرمایه ایاست که در اختیار تاجر گذاشته می شود. (3) البته باید توجه داشت که رباخواری نزد همگان کاری پسندیده نبود و افراد صاحب فکر و اندیشه، علیرغم اینکه گاهی خودشان معامله ربوی انجام می دادند، آنرا عملی ناپسند می شمردند؛ طوری که وقتی دیوارهای کعبه فرو ریخت و قریش درصدد تعمیر آن برآمدند، تنها از افرادی کمک می گرفتند که مال آنها آلوده به ربا نبود، زیرا ایشان معتقد بودند که در بنای کعبه نباید مال حرام مصرف شود.(4) مراکز رباخواری در جزیره العرب عبارت بودند از 1- مکه: توسط ثروتمندان قریش؛ 2- طائف: توسط بازرگانان طائف و یهودیان رانده شده از یمن؛ 3- مدینه: توسط یهودیان مستقر در شهر ها و روستاهای اطراف مدینه.